Posts Tagged ‘گویا’

آزادیخواهان، تا من ها تبدیل به ما نشود دیکتاتور و استبداد از ایران ریشه کن نشود، احمدملکی

2011/09/12

اگر به عملیات تخریبی جمهوری اسلامی که تمام عیار علیه ملت خود بکار بسته است بنگریم در تمامی لایه های این تحرکات ویرانگرانه آثار اختلاف و جنگ خانگی از هسته خانواده شروع شده تا بالاترین قشرهای جامعه از روشنفکران و فعالان سیاسی گرفته تا هر گروه، حزب، سازمان، انجمن ها، سندیکاها و غیره به طور مشخص مشاهده می گردد. جمهوری اسلامی با عملیاتی حساب شده و دقیق، تمام توان و انرژی مردم را در این بازار آشفته اختلاف و جنگ گرفته است که دیگر رمقی و حسی و روح مبارزه و دادخواهی در کسی باقی نمانده است.

 

در هیچ برهه از تاریخ ایران، حکومتی چنین مذبوحانه، با هزاران نیرنگ و چهره در صدد از هم پاشیدن و اختلاف در میان جبهه آزادیخواهان نبوده است. نه تنها آزادیخواهان و منتقدان به حاکمیت نامشروع، بلکه عمق اختلاف و درگیری و جنگ در همه جبهه ها علیه مردم ایران عملی گردیده است.

شیوه های بکار گیری این حکومت در مرعوب کردن، کشتن، از بین بردن، اختلاف انداختن، و خریدن اشخاص، و مهمتر از همه با تزریق بی شرفی و بی وجدانی در بین هواداران خود، تا اعلی درجه کوشیده است ویرانی و تخریب روحی و معنوی طرف مقابل را به زانو در آورد و خاک تفرقه تمامی مردم کشورمان را در بر گیرد و حتی یکپارچی فرد فرد مردم در درون خودشان نیز از بین برود و هر شخص چنده پاره گردد تا حکومت بهتر بتواند انسان ها را به برده گی بکشاند و تا جایی که ممکن است بر گرده مردم سواری کند.
به این سوال مهم می رسیم چرا آزادیخوهان و مخالفین ظلم و استبداد در این سه دهه بعد از انقلاب نتوانسته اند کاری مهم در جهت سقوط این نظام مخرب انجام دهند.

نگاهی گذرا به وقایع اتفاق افتاده برای قشرهای مختلف ملت، از جمله روحانیونی که احساس مسئولیت نموده و در صدد اعتراض بر آمده اند. نشان می دهد حکومت با بدترین شیوه و رفتار اهانت آمیز و تهدید و تحقیر تمام کوشیده است تا آنجا که ممکن است صدای هر انسان آزاده ای را از هر قشری که باشد در نطفه خفه کند. و فقط یک نمونه آن آیت الله کاظمینی بروجردی است که به دلیل اعتقاد به جدایی دین از سیاست سالهاست مورد شکنجه و آزار در زندان قرار گرفته است.

حکومت با سرقت جنازه، ایجاد گورهای دست جمعی،(اختلاف در زنده ها، و دفن کردن مخالفین بصورت دست جمعی) جلوگیری از کوچکترن تجمعات ازمجلس ختم گرفته، تشیع جنازه، تا دور هم جمع شدن حتی در یک دعای خانگی ممانعت شدید بعمل میآورد.

اگر به عملیات تخریبی جمهوری اسلامی که تمام عیار علیه ملت خود بکار بسته است بنگریم در تمامی لایه های این تحرکات ویرانگرانه آثار اختلاف و جنگ خانگی از هسته خانواده شروع شده تا بالاترین قشرهای جامعه از روشنفکران و فعالان سیاسی گرفته تا هر گروه، حزب، سازمان، انجمن ها، سندیکاها و غیره … به طور مشخص مشاهده می گردد.

آنچنان جنگ و درگیری بین افراد شیوع پیدا کرده است که جنگ زن و مرد، فرزند با پدر و مادر، قوم خویش با دیگر بستگان، مردم با مردم، همسایه با همسایه، امان همه را بریده است. آمار طلاق، دعوا و قتل، تجاوزات به حقوق یکدیگر، سطح خشونت و درگیری، ناهنجاریهای اجتماعی، تجاوزات گروهی، بی رحمی و قساوت و ستم مردم برخودشان بقدری شیوع یافته است که فقط با کمک تمام ایرانیان صاحب فکر و اندیشه، روانشناسان و روانکاوان، جامعه شناسان می توان قدمی در جهت بهبود شرایط برداشت.

ضروی است کارشناسان و دلسوزان فوق، ضمن تحقیق و بررسی ضمن پرداختن به ریشه های آن، کمک به جبهه بزرگ آزادیخوهان کنند و راهکارهایی که گره از کارها می گشاید پیش روی جنبش سبز و قیام ملی ایرانیان بر علیه ظلم و استبداد قرار دهند.

جمهوری اسلامی با عملیاتی حساب شده و دقیق، تمام توان و انرژی مردم را در این بازار آشفته اختلاف و جنگ گرفته است که دیگر رمقی و حسی و روح مبارزه و دادخواهی در کسی باقی نمانده است.

رژیم دیکتاتور با پاشیدن خاک تفرقه، یاس و نومیدی ، و تلقین به ملت که هر حرکت سازنده و پویا برای آزادی بیفایده است و بهتر از حاکمین فعلی هیچ کس دیگری وجود ندارد و نیز با نشان دادن اختلاف و درگیری در بین آزادیخواهان به ملت چنین وانمود می کند که هر کس ساز خود را می زند و بهتر است ما را بپذیرید که وضع فردای شما بدتر از این خواهد شد.

حکومت دیکتاتور ایران با بکار گیری زبده ترین کارشناسان درخصوص مسائل اجتماعی و جامعه شناسی، و مطالعه بر روی گروه های مخالف داخل و خارج ، نهایت سعی و کوشش خود را می نماید تا آنجا که ممکن است افراد را به جان هم انداخته و قوه و نیروی گروه ها را با این درگیریهای خانمان سوز و بی نتیجه به تحلیل برده و سرانجام شکست و ناکامی را نصیب آنان نماید تا بدون هیچ حاصلی فقط زمان را بنفع حکومت از دست بدهند.

اکنون پاسخی برای سوال مهم دیگری در جلو ما قرار دارد که مخالفین استبداد و آزادیخوهان تا کی می خواهند بازیچه حکومت دیکتاتور ایران قرار گرفته و نیروی خود را که باید صرف تغییر بنیادی و ساختاری حکومت ایران قرار دهند، آنرا برای از بین بردن و تضعیف رقیب خود بکار برده و هرکس فقط بخواهد خود را مطرح کند.

هر گروه و حزبی می تواند با عملکرد خوب خود، مسیر و جهت را نشان دهد و تمام سعی خود را جهت اتحاد با دیگر گروه ها بکار گیرد و فقط دشمن اصلی او حرامیانی باشند که 77 میلیون ایرانی را به گروگان گرفته و در زندان بزرگی محبوس ساخته اند.

ناگفته نماند بعد از کودتای انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 و سرکوب شدید ملت و تجاوزات جنسی به زندانیان سیاسی ، اتحاد و انسجامی نسبی خوبی در بین آزادیخواهان داخل و خارج پیش آمد که قابل توجه و تقدیر می باشد اما استمرار آن به انسجام و وحدت بیشتری نیازمند است.

شکستن کمر دیکتاتوری واستبداد در ایران تنها با اتحاد همه آزادیخواهان ممکن است. ایران برای همه ایرانیان است و بس …. برای تحقق این شعار بیائیم تا دیر نشده و فاجعه ای رخ نداده است، دست اتحاد و همدلی به هم داده من ها را تبدیل به ما کنیم تا به آزادی کشور که خواست همه گروهای مخالف دیکتاتوری است سریعا نائل آمده و ملت حاکم بر سرنوشت خویش گردند.

در غیر این صورت رژیم فرعونی ایران توانسته است با کمترین هزینه، با دستان خود آزادیخواهان به تحلیل قوای آنان بپردازد. رسانه های گروهی اعم از رادیو و تلویزیون روزنامه ها و کلیه وسایل ارتباط جمعی بایستی در خدمت اتحاد مخالفین استبداد قرار گیرد و هرکس با هر نام و نشانی بخواهد بجای نشانه رفتن به سوی رژیم ترور و وحشت و ستم در ایران، توان خود را در جایی دیگر صرف کند آب به آسیاب رژیم ریخته و در تداوم ظلم و ستم شریک می باشد.

در پایان باردیگرخاطرنشان میسازد با توجه به خواسته اکثریت قریب به اتفاق مردم ایران، ضمن حمایت همه جانبه جنبش سبز ملت ایران از قیام ملی و مردمی آزادیخواهان سوریه، از نهادهای حقوق بشری و سازمان های جهانی ، کشورهای صلح دوست جهان خواستار کمک به ملت مظلوم و بی دفاع سوریه باشیم و اینکه حساب ملت ایران با رژیم جمهوری اسلامی کاملا جداست ومردم ایران از مردم سوریه دفاع و پشتیبانی میکنند و بشار اسد با حمایت جمهوری اسلامی ایران است که چنین فجایع و جنایات بی سابقه ضد انسانی علیه بشریت انجام داده ،در نتیجه ضروری است هر انسانی که ذره ای شرف و وجدان دارد از مردم سوریه حمایت نماید.بدیهی است پیروزی مردم سوریه مقدمه پیروزی مردم ایران خواهد بود.

احمد ملکی
عضو کمپین سفارت سبز و دیپلمات ناراضی
http://www.sefaratesabz.com

یازدهم سپتامبر و سپاسگزاری وزارت امورخارجه آمریکا از همدردی مردم ایران

2011/09/11

به گزارش وبلاگ فارسی وزارت خارجه آمریکا، این وزارتخانه با انتشار بیانیه ای بمناسبت دهمین سالگرد حملات یازدهم سپتامبر از همدردی مردم ایران در سال ۲۰۰۱ تشکر کرده است.

در این بیانیه آمده است که در سراسر جهان از جمله شهرهای ایران مردم به نشانه همدردی به قربانیان این حادثه شمع روشن کرده و برای لحظاتی سکوت کردند.

این بیانیه می گوید: “هرگز مهربانی مردم ایران را در آن روزهای دشوار فراموش نخواهیم کرد و از شما سپاسگزاریم.”

 

 

سفر محرمانه بشار اسد به تهران و ملاقات با آيت الله خامنه ای، ميدل ايست برلين

2011/09/09

ميدل ايست برلين ـ به گزارش روزنامه عربی «الزمان» بشار اسد، رييس جمهور سوريه، اخيرا سفر محرمانه ای به تهران کرد و با آيت الله خامنه ای و محمود احمدی نژاد به گفت وگو نشست.

در اين ملاقات به نوشته «الزمان» بشار اسد آخرين تحولات امنيتی و اقتصادی مربوط به بحران سوريه را با مقامات ايران درميان گذاشت.

براساس گزارش فوق و به نقل از منابع آگاه به امور سوريه، در اين ملاقات ها مقامات ايران به بشاراسد توصيه کردند که در را به روی تلاش های اعراب نبندد و به ابتکار جامعه عرب برای حل بحران سوريه پاسخ مثبت دهد.

پيش از اين و قبل از سفر اسد به تهران به نوشته «الزمان» تقاضای نبيل العربی، رييس اتحاديه عرب، برای سفر به دمشق با عدم تمايل مقامات سوريه روبروشده بود.

نبيل العربی، قرار بود روز هفتم سپتامبر به دمشق سفر کند و طرح اتحاديه عرب را برای پايان دادن به بحران سوريه با بشاراسد درميان گذارد.

مقامات دمشق اما سفر وی را به تعويق انداختند.

روزنامه «الزمان» به نقل از منابع مزبور می گويد که محتوا و مضمون طرح اتحاديه عرب قبل از عيد فطر به اسد ابلاغ شده بود و اسد درهمان زمان و بلافاصله اين طرح را با مقامات ايران درميان گذاشته است.

مقامات ايران به نوشته «الزمان» به اسد توصيه کردند که با درنظر گرفتن اوضاع فعلی با طرح اعراب موافقت کند.

اين موضع ايران به نظر بعضی از ناظران سياسی بيانگر چرخشی است که اخيرا در مواضع سياسی مقامات جمهوری اسلامی درقبال تحولات سوريه مشاهده می شود.

اين چرخش سياسی به نوشته هفته نامه لبنانی «السبوع العربی» درپی سفر اميرقطر به تهران حاصل شده است.

به نوشته اين هفته نامه، حامد بن خليفه آل ثانی، امير قطر و حامد بن جاسم، وزيرخارجه اين کشور، در سفر اخير خود به تهران با مقامات بلندپايه سياسی و مراجع دينی ملاقات کردند و تلاش نمودند مقامات ايران را قانع کنند که به اسد اجرای اصلاحات وسيع را توصيه کنند.

اميرقطر در اين ملاقات يک طرح مشترک ايران ـ قطر را پيشنهاد کرد.

اين طرح شامل دومرحله است: مرحله اول ايجاد آشتی ميان نظام سوريه و مخالفين و مرحله دوم شروع گفت وگو ميان آنان و ادامه اين گفت وگو تا رسيدن به نتيجه مطلوب و مقبول برای همه است.

بعضی رسانه ها می گويند که امير قطر به مقامات ايران پيشنهاد کرد که آماده است امکان ملاقات اخوان سوريه و ايران را فراهم کند.

علاوه برآن، اميرقطر در اين سفر به احمدی نژاد تأکيد کرد که راه حل نظامی و سرکوب درسوريه شکست خورده و اصلاحات تنها راه برون رفت از وضع موجود است.

اميرقطر پس از بازگشت ازتهران و در موضع گيری رسمی بارديگر اين موضع خود را تکرار کرد و گفت که مردم سوريه دست از خواسته های خود برنخواهند داشت.

از طرف ديگر احمدی نژاد از کشورهای منطقه خواست که مسايل و مشکلات خود را بدون دخالت دادن کشورهای غربی حل کنند.

حامد بن جاسم، وزيرخارجه قطر، پس از بازگشت از تهران گفت که «همه ما که در روزهای سخت کنار سوريه ايستاده ايم» تلاش کرديم که مقامات سوريه را به اجرای اصلاحات واقعی و حقيقی تشويق کنيم. واميدواريم که تصميم های اتخاذ شده رهبران دمشق در راستای خواسته ها و آرمان های مردم سوريه باشد و برماست که به تحقق چنين تصميم هايی کمک کنيم .

و در مورد ايران گفت که ايران در راه رسيدن به چنين هدفی می تواند نقش بسيار مهمی ايفا کند.

اميرقطر به گفته هفته نامه عربی درعوض به مقامات ايران وعده داد در جهت کاهش تنش ميان جمهوری اسلامی و کشورهای خليج فارس تلاش و کوشش خواهد کرد

درکنار اين تلاش های اميرقطر، عاملی که تاحدودی ايران را به تأمل در رويکرد خود درقبال بحران سوريه واداشت، انتقادات اخوان المسلمين مصر و اردن به دفاع مطلق جمهوری اسلامی از نظام اسد است.

دراين رابطه می توان به تحريم جشن وگردهمايی سفارت جمهوری اسلامی در اردن به مناسبت «روز قدس» از طرف اخوان المسلمين اشاره کرد.

درپی استمراراين انتقادات و تلاش های مقامات قطر بود که علی اکبرصالحی اعلام کرد که خواسته ها و مطالبات مردم سوريه بايد رعايت و در نظرگرفته شود.

پس از علی اکبرصالحی، سيد احمد آوايی، عضو کميسيون امنيت ملی، به صراحت اعلام کرد که سياست حمايت مطلق ايران از سوريه اشتباه بود.

چرخش از سياست حمايت مطلق از نظام سوريه به سياست گفت وگو اکنون درحال تبديل شدن به موضع رسمی ايران شده است.

در راستای اين سياست تازه ايران، بعضی رسانه ها گزارش می دهند که ايران درجهت برقراری رابطه با اپوزيسيون سوريه تلاش ورزيده است.

دراين رابطه هفته نامه آلمانی «دی تسايت» خبر می دهد که ايران با اپوزيسيون سوريه درپاريس تماس هايی برقرار کرده است.

اما اخبار رسيده حاکی ازآن است که اپوزيسيون سوريه، حداقل درخارج، چندان رغبتی به گفت وگو با ايران ندارد و جو حاکم بر آن نسبت به ايران بسيار بدبينانه ست.

درجلسه ای که در ۱۳ آگوست اپوزيسيون سوريه در برلين برگذار کرد، به ضوح اين روحيه بی اعتمادی و بدبينی نسبت به مقاصد ايران محسوس بود.

منبع: ميدل ايست برلين

فاجعه Diginotar، نیماراشدان

2011/09/05

نیماراشدا ، کارشناس مستقل امنیت سایبری
Nima.Rashedan@gmail.com

یکهفته از اعلام عمومی فاجعه Diginotar می گذرد، فاجعه ای که در دنیای مجازی به انفجار بمب هسته ای یا وقوع زلزله نه ریشتری در مرکز شهر تهران می ماند. خطری باور نکردنی امنیت اطلاعات میلیونها کاربر ایرانی را تهدید می کند. آنها عملا همه اطلاعات شما، رمز عبور جی میل، رمزهای عبور و مکالمات اسکایپ، وبلاگ وردپرس، کامنتهای شما و حتی جزئیات فعالیت ناشناس شمایی که از شبکه حفظ هویت Tor استفاده می کنید را در اختیار دارند.

این اتفاق برای نخستین بار در جهان مجازی رخ داده است و اساسا با ماجرای مشابه موسوم به » هکر کمودو » قابل مقایسه نیست.

بی بی سی فارسی، صدای آمریکا و دیگر رسانه های فارسی زبان بدون توجه به عمق، ابعاد و اهمیت بحران Diginotar به ارائه ترجمه ای بسیار گذرا و ناقص از خبرگزاری های انگلیسی زبان نظیر اسوشیتد پرس بسنده کرده اند. میزان آگاهی عمومی میان میلیونها کاربر ایرانی از ابعاد فاجعه بسیار ناچیز است.

ماجرا چیست؟

در تاریخ 10 جولای 2011 ، » فرد، افراد و یا نهادی » موفق به صدور یک گواهینامه امنیتی از شرکت Diginotar به عنوان: google.com.* شده است. این گواهینامه به چه درد می خورد؟ در حالت عادی به هیچ درد. اما اگر شما دولتی باشید که زیرساختهای اینترنت و آی اس پی ها را در اختیار دارد، آنوقت با این گواهینامه ها می توانید ترافیک داده های کاربران را از google.com دزدیده به مراکز کنترل، وارسی و جاسوسی خود هدایت کنید. این اتفاق بدون تردید در ایران رخ داده است. حادثه فوق در ابعادی اینچنین برای نخستین بار است که اتفاق می افتد.

نهادهای امنیتی ایران از تاریخ 10 جولای 2011، یا فردای هجدهم تیرماه 1390 قابلیت کنترل کامل همه اکانتهای جی میل، اسناد گوگل داکس، گوگل تالک و تمام داده های گوگل پلاس شما را داشته اند.

از زمانی که شما کامپیوتر خود را روشن کرده اید، به اینترنت وصل شده و وارد اکانت گوگل شده اید، » جاسوسی که گواهینامه های سرقت شده را در اختیار دارد»، می توانسته ، تک تک کلیدهای شما را ضبط کند. رمز عبور، متن نامه ها، فایلهای الصاقی، لیست کنتاکت ها، آرشیو ایمیل، آرشیو چت ها و خلاصه همه اطلاعات شما را وارسی و آرشیو کند. شوربختانه این مورد تنها به گوگل مربوط نمی شود و یاهو، وردپرس، افزونه های فایرفاکس و حدود 200 گواهینامه دیگر دزدیده شده اند.
دلیل سکوت غیرعادی و اعجاب آور Diginotar چیست؟

شرکت Diginotar و شرکت آمریکایی مادر آن VASCO تاکنون سکوت مرگبار و خطرآفرینی را پیشه کرده اند. راه هر نوع توجیه بر Diginotar بسته است و هراس از کاهش ارزش سهام VASCO و نابودی Diginotar توجیهی برای سکوت نیست، اینکار در حکم خودکشی یک شرکت ارائه کننده خدمات امنیت اینترنتی است و به باور نگارنده ادامه این سکوت حتی می تواند موید نفوذ امنیتی در حلقه های نیروی انسانی Diginotar باشد. مستنداتی که باور فوق را تقویت می کند به شرح ذیل اند:

در آدرس زیر صفحاتی از Diginotar وجود دارند که توسط گروهی که خود را هکرایرانی می نامند، هک شده اند این صفحات توسط شرکت F-secure آرشیو و در صدها نسخه دیگر مشاهده شده اند و پاک کردنشان دردی را از Digionotar دوا نمی کند.

https://www.diginotar.nl/Portals/0/Extrance.txt
diginotar1.jpg

https://www.diginotar.nl/Portals/0/owned.txt
diginotar2.jpg

https://www.diginotar.nl/Portals/0/fat.txt
diginotar3.jpg
تنها یک اشاره مختصر به تاریخ آرشیو صفحات بالا عمق فاجعه Diginotar را چند برابر می کند. نخستین تاریخی دستیابی ما به صفحات هک شده فوق ماه May 2009 یا اردیبهشت 1388 می باشد.

چگونه ممکن است شرکت Diginotar که صادرکننده گواهینامه های امنیتی حساس ترین نهادهای دولتی، عمومی هلند می باشد 15 ماه از هک شدن سایت خود خبر نداشته باشد.

همزمان با هک Diginotar یک کاربر ایرانی به نام حمید کاشفی از رفتار غیرعادی، مرورگرها در تایید گواهینامه های مورد استفاده گوگل خبر می دهد.

Diginotar با لجاجتی غیرقابل باور همچنان از پاسخ به سوالات کلیدی زیر خودداری می کند :

الف – چرا هک و نفوذ به وبسایت Diginotar پانزده ماه است پنهان نگاه داشته شده، پانزده ماهی که برای کنترل، بازداشت، شکنجه کاربران از همه جا بی خبر ایرانی زمان در اختیار نهادهای امنیتی این کشور گذاشته است.

ب – حتی اگر نفوذ ماه می 2009 بی ربط با جعل گواهینامه ها باشد چرا خبر حملات جولای 2011 اعلام نشده؟

ج – Diginotar بی تردید از صدور گواهینامه های جعلی باخبر بوده و به تدریج آنها را باطل نموده است، اولا چرا در این مورد خبررسانی نشده، چرا حتی تا کنون در مورد تعداد گواهینامه های تقلبی سکوت پیشه کرده است؟

د – قوی ترین مستند همکاری اطلاعاتی Diginotar با جمهوری اسلامی ایران، پرسش ذیل است :

Diginotar در دو ماه گذشته به تدریج گواهینامه ها را ابطال نموده است به جز یک گواهینامه و آن دست برقضا گواهینامه ای است که بیشترین کاربرد را برای دستگاههای امنیتی ایران داشته. گواهی نامه ای که وارسی آن نیازمند امکانات سخت افزاری و نیروی انسانی بیشتری بوده : گواهینامه Google.

Google در نسخه 13 کروم، متوجه رفتار غیرعادی گواهینامه های Diginotar می شود و آنان را ابطال می کند. کاربران ایرانی این ابطال را در می یابند و خبر جعل گواهینامه ها علنی می شود. Diginotar هیچگاه از خود نمی پرسد گوگل برای چه گواهینامه های Diginotar و فقط Diginotar را ابطال کرده است؟ بازهم میلیونها کاربر ایرانی با استفاده از فایرفاکس و اکسپلورر و حتی نسخه های قدیمی کروم داده های حساس خود را حداقل برای پنج هفته تبادل می کنند. پنج هفته ای که هدیه Diginotar به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است.

سناریوی محتمل:

1 – ما می دانیم که در دسامبر 2009 یا آذر 1388 دولت جمهوری اسلامی ایران نومید از کنترل ایمیل فعالان سیاسی به کاهش پهنای باند و فیلترینگ SSL همت گمارد ( گزارشات بسیار متعدد کاربران ایرانی که با مشکل فیلترینگ اس اس ال مواجه بوده اند).

با اینحال به هیچوجه احتمال استفاده از گواهینامه های جعلی حتی قبل از دسامبر 2009 را نمی توان رد کرد بلکه به احتمال قویتر، جمهوری اسلامی ایران در این تاریخ مشغول واردات و نصب و آزمایش سخت افزار و آموزش نیروی انسانی مورد نیاز خود برای حداقل سه مورد زیر بوده است:

الف – خرید و نصب دستگاههای شتابدهنده، الگوریتمهای بازگشایی اس اس ال، مستقل از منابع سخت افزاری سیستم فیلترینگ

ب – خرید، نصب و آزمایش سیستمهای واکاوی عمیق پاکتهای داده Deep Packet Inspection – DPI

ج – خرید، نصب و آزمایش سیستمهای فیلترینگ محتوایی داده ها Content Filtering

2 – تردیدی وجود ندارد از ماه اردیبهشت 1388، یا مای 2009 سوء استفاده ایران از گواهینامه های جعلی آغاز شده است و در اینجا می توان به روشنی اعلام کرد، کاربران عادی و غیرحرفه ای ایرانی از اردیبهشت ماه 1388 لااقل به صورت نظری ارتباط امن اینترنت نداشته اند.

کورنولوژی رویدادها:

1 – می 2009 – یکماه قبل از انتخابات ریاست جمهوری ایران – سایت Diginotar هک می شود.

2 – 10 جولای 2011 یک گواهینامه جعلی امنیتی به نام google.com.* صادر می شود.

3 – در خلال جولای 2011 چند ده گواهینامه جعلی دیگر توسط سارقین جمهوری اسلامی ایران صادر می شود. این گواهینامه ها شامل افزونه های موزیلا، پروژه Tor، یاهو و ورد پرس هستند.

4- 18 جولای 2011، 6 گواهینامه جعلی برای پروژه Tor صادر می شوند.

5 – 19 جولای 2011 Diginotar بالاخره متوجه می شود و شماری از این گواهینامه ها را ظاهرا ابطال می کند، شمار بسیار زیادی از گواهینامه های جعلی همچنان در دست سارقین باقی است.

6 – ساعت 06:56 – 20 جولای 2011، برای بار دوم شش گواهینامه جعلی دیگر برای پروژه Tor مورد استفاده قرار می گیرد.

7 – Diginotar هنوز از صدور گواهینامه های جعلی برای گوگل و دیگر گواهینامه ها ابراز بی اطلاعی می کند.

8 – 28 آگوست 2011 ، کاربری به نام علی برهانی از ایران ادعا می کند: مرورگر کروم او گواهینامه های جی میل در ایران را جعلی تشخیص داده است.

9 – 29 آگوست Diginotar جعل گواهینامه های گوگل را تایید و آنان را ابطال می کند.

10 – 29 آگوست مایکروسافت، گوگل، فایرفاکس به طور دسته جمعی Diginotar را از لیست صادرکنندگان گواهینامه حذف و همه گواهینامه های این شرکت را ابطال می کند.

11- 31 آگوست واقعه 7791032 در پروژه کرومیوم ایجاد و 247 گواهینامه Diginotar و دو گواهینامه واسطه وارد لیست سیاه می شوند.

12 – 30 آگوست VASCO برای اولین بار به این حادثه واکنش نشان می دهد، سهام VASCO سقوط می کنند.

13 – دولت هلند و Diginotar ناشیانه برای نجات اعتبار Diginotar تلاش می کنند. استدلال اصلی محفوظ بودن جنبه قانونی – دولتی گواهینامه های Diginotar تحت PKIOverheid است که اساسا مضحک می باشد.

14 – 30 آگوست Diginotar کاربران را به مرورگرها احاله می دهد و از خود خلع مسئولیت می کند.

15 – 31 آگوست شرکت امنیتی Fox-IT مامور بازبینی امنیتی Diginotar می شود نخستین نتایج در بهترین حالت هفته آینده اعلام خواهد شد.

ابعاد غیرقابل باور این بازی بسیار خطرناک

فهرست زیر حاوی احتمالات ممکنی است که کارشناسان امنیت سایبری قادر به رد کردن آن نیستند.

1 – تاریخ نفوذ و صدور گواهینامه های Diginotar اساسا مشخص نیست، هیچکس با قطعیت نمی تواند اعلام کند آغاز حملات ماه می 2009 ( یا حتی پیش از آن ) بوده و یا جولای 2011.

2 – کدام گواهینامه ها دقیقا دزدیده شده اند. تا کنون اسامی گوگل، یاهو، توییتر، وردپرس، اسکایپ و پروژه تور به میان آمده. پروژه کرومیوم گوگل در اعلام واقعه 7791032 – دویست و چهل و هفت گواهینامه را باطل نموده است. Diginotar نیز لجوجانه سیاست سکوت خود را ادامه می دهد و کاربران ایرانی هیچ اطلاعی از خطر شنود اطلاعات خود ندارند.

3- بسیاری از کاربران ایرانی متکی به تکنولوژی اختفای هویت پشت نرم افزار Tor هستند، کاربرانی که Tor را بعد از 9 جولای دانلود کرده اند، ممکن است ندانند که به جای شبکه تور می توانند به شبکه شنود و جاسوسی دولت ایران هدایت شده و تمام آنچه را که با استفاده از Tor قصد پنهان کردنش را داشتند با دست خود در اختیار نهادهای امنیتی ایران قراردهند. این احتمال خوشبینانه بر پایه اعلام 9 جولای به عنوان آغاز حملات است و نه پیشتر.

4 – با کوتاهی رسانه های فارسی زبان، عمده کاربران ایرانی اساسا علامت امن نبودن ارتباط روی مرورگر خود را جدی نمی گیرند، به همین دلیل 15 ماه پس از آشکار شدن نخستین نشانه های جعل گواهینامه ها، تنها افراد انگشت شماری از میلیونها کاربر ایرانی نسبت به فقدان علامت ارتباط امن و certificate error خود ابراز نگرانی کرده اند. اگر رسانه های فارسی الساعه اعلام خطر جدی نکنند حتی ابطال گواهینامه ها هم دردی را دوا نخواهد کرد.

5 – خطرناک ترین احتمال ممکن، امکان و فرصت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی برای تولید نرم افزارها و یا تولبارهای مجانی مختلف با استفاده از این گواهینامه ها بوده، که ممکن است همین الان روی کامپیوتر میلیونها کاربر نصب شده باشند.

6 – کامپیوترهای مکینتاش کاربران ایرانی امن نیستد. یکی از ویژگیهای نرم افزاری سیستم عامل مک، ابطال گواهینامه های صادره برای کاربران اپل را بسیار سخت می کند. در حال حاضر یعنی دوم سپتامبر 2011 هنوز اپل هیچ واکنشی به این مشکل امنیتی نشان نداده است. تست کامپیوترهای مکینتاش همین الان هنوز نشان از معتبر بودن Diginotar دارد و اپل نیز مثل همیشه سیاست لبهای دوخته و سکوت را در پیش گرفته.

7 – بسیاری از ابزارهای پنهان سازی هویت، تولبار ها، افزونه های فایرفاکس قطعا در فهرست گواهینامه های دزدیده شده قراردارند. بدون اطلاع رسانی موثر Diginotar کاربرانی که از ناچاری دست به دامن ابزارهای پیش ذکر شده اند، در واقع امنیت خود را به خطر انداخته اند.

8 – هنوز معلوم نیست گواهینامه های سرقت شده از نوع SSL بوده اند یا شامل گواهینامه های بسیار حساس EV که Diginotar امکان صدور آنها را نیز داشته می شده اند؟
آیا دولت ایران با عملیات Diginotar قصد ارعاب کاربران ایرانی را داشته و آیا خبررسانی در این مورد به نوعی کمک به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیست؟

پیش فرض فوق درست است. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران از اجرای سناریوی فوق اهداف راهبردی ذیل را دنبال می کند:

هدف راهبردی نخست: ارعاب و محروم نمودن فعالیت مدنی داخل کشور از بکارگیری ابزارهای وب :

اعلام این نکته که ما بر همه فعالیتهای مخالفین داخلی اشراف اطلاعاتی داریم. ایمیل و اس ام اس شده بازبینی و کنترل می شود و سربازان گمنام امام زمان همه جا حضور دارند. به نفع شماست، فعالیت خود را همین امروز متوقف کنید.

هدف راهبری دوم : تلاش برای توقف کمکهای بین المللی با هدف حمایت از کاربران اینترتی ایران

در سالهای گذشته، اتحادیه اروپا، دولت هلند، ایالات متحده و دهها و صدها نهاد دولتی – نیمه دولتی و خصوصی به یاری نهادهای مدنی و فعالان سایبری ایرانی آمده اند. کمکهایی در اختیار کاربران ایرانی برای آموزش استفاده امن از وب و عبور از فیلترینگ قرار گرفته است. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تلاش می کند به صورت غیرمستقیم این کمکها را متوقف نماید. تاکتیک هوشمندانه سپاه اولا دهن کجی به نهادهای اروپایی – آمریکایی و اعلام بی اثر بودن سرمایه گذاری روی آزادی اینترنت در ایران است و در گام بعدی سپاه می داند که نهادهای غربی برای محافظت از جان و امنیت شخصی کاربران ایرانی با محدودیت قانونی مواجه هستند. یعنی کمک به آزادی اینترنت درصورتیکه جان و آزادی افراد را به خطر اندازد در کشورهای غربی موجب پیگرد قانونی است. سپاه در این مرحله با گروگان گرفتن میلیونها کاربر ایرانی علنا خواستار توقف حمایت اینترنتی از ایرانیان است. انتخاب هدفمند یک شرکت هلندی زمانی که دولت هلند در صف نخست یاری کاربران ایرانی قرارداد به روشنی نشانگر راهبرد بالاست.

هدف راهبردی سوم نیز تهدید دنیای آزاد به انتقام کرم استاکس در قالب تهدید تاسیسات زیربنایی یکی از اعضای ناتو و اعلام آغاز جهاد سایبری جمهوری اسلامی ایران علیه ناتو، ایالات متحده و غرب می باشد.

بهرتقدیر گرچه اطلاع رسانی در این مورد می تواند به نگرانی کاربران ایرانی اینترنت بیانجامد اما این اطلاع رسانی از آنجا ضرورت دارد که می دانیم همه ما در خصوص انجام وظایف خود در محافظت از کاربران ایرانی مشخصا از پانزده ماه پیش در معرض انتقاد قرار داریم.

ما می توانستیم از ماه می 2009 با رصد بلاگهای امنیت سایبری در داخل ایران و به کمک رسانه های فارسی زبان بی بی سی فارسی، صدای آمریکا، رادیو فردا و دیگران و سایتهایی نظیر بالاترین، نگهبان، آزادسایبر و دهها سایت امنیت اینترنتی دیگر. کاربران را نسبت به بحران جعل گواهینامه ها آگاه کنیم. ما در این مدت همواره کاربران را به استفاده از فایرفاکس، جی میل، وردپرس و پروژه تور ترغیب کرده ایم. حال آنکه امروز می دانیم همه این ابزارها حداقل از پنج هفته پیش ناامن بوده اند.

به باور من چاره کار عقب کشیدن و تعطیل فعالیت نیست. ما با بودجه و نیروی انسانی محدود در برابر دولتی قرارداریم که بیلیونها دلار را صرف استخدام هکر، نفوذ، رخنه، رشوه، واردات آخرین نرم افزار و سخت افزار برای کنترل کاربران ایرانی، می کند.

چاره کار عقب کشیدن نیست. در این دور از بازی ما در برابر ماشین عظیم سایبری جمهوری اسلامی کمی غفلت کردیم. هنوز زمان برای جبران کوتاهی گذشته باقیست.

«منبرداري سياسي»! بابك داد

2011/09/03

سخنان آيت الله خامنه اي در نماز عيد فطر درباره انتخابات آينده، وحشت و هراس او را از چند نكته برملا كرد. او بعد از پشت سر گذاشتن انتخاباتي سراسر تقلب و خيانت و جنايت در سال 88، اكنون مسئولان را مجددا» به «تضمين امنيت!» در انتخابات آينده فرا خوانده و گفته است: {نباید اجازه داد به چالشی برای امنیت ملی تبدیل شود!}

اگر معناي «امنيت ملي» را در لغت نامه حكومتي ببينيم، به معناي امنيت حكومت به كار مي رود. بسياري از محكومان اقدام عليه امنيت ملي، هيچ كاري بر عليه مردم نكرده اند و صرفا» منتقد خامنه اي و حكومت ولايت فقيه بوده اند. پس معناي واقعي جمله خامنه اي اين است كه «مبادا انتخابات آينده، براي حكومت ما، چالش امنيتي ايجاد كند»! در حقيقت اين فرمان رهبر، به معناي صدور دستور براي تكرار همان تقلبها و برخوردها و خيانتهاي انتخابات 88 است. انتخاباتي كه هنوز هم به پرونده فجايع آن رسيدگي نشده و دو نامزد معترض آن، هنوز در حبس خانگي به سر مي برند. اين سخن، پيام و تهديد آشكاري است براي نامزدهاي انتخاباتي و گروههاي سياسي كه در صورت بروز هرگونه تقلب و تغيير آراء، به اعتراض نپردازند و براي حكومت «چالش امنيتي» برپا نكنند!

آقاي خامنه اي در عين حال از گروهي با عنوان جديد «منبرداران سياسي» هم انتظاراتي دارد: {منبرداران سیاسی مراقب و مواظب باشند و از انتخابات مانند نعمت الهی پاسداری كنند. البته حرفهای گوناگونی درباره انتخابات داریم كه در زمان خود مطرح خواهیم كرد.} اين سخن هم به طور ساده، دستور خودسانسوري براي فعالان سياسي است كه از حالا مراقب باشند چه مي گويند؟ و چه مي نويسند؟ و منتظر باشند آقاي خامنه اي در سخنان بعدي، مسير را به آنها نشان بدهد! اين ميان البته يك اتفاق ظريف هم افتاده؛ شخصيتهاي سياسي به «منبرداران سياسي» تبديل شده اند. اين تركيب تازه در سخنان آقاي خامنه اي، يك تركيب اتفاقي و تصادفي نيست. آقاي خامنه اي تسلط خاصي بر كلمات و فن بيان دارد و كلام را بدون منظور خاصي به كار نمي گيرد. وقتي از واژه «منبرداران سياسي» به جاي شخصيتهاي سياسي و مراجع فكري و گويندگان و نويسندگان (كه بارها از اين واژه ها استفاده مي كرد) استفاده مي كند، معناي ضمني آن را بايد دريافت و در آن تأمل كرد.

«منبر» بر خلاف كرسي استادي دانشگاه و تريبون و رسانه، در عرف معناي بخصوصي دارد. منبر محل «توليد انديشه» نيست، پس يك مرجع فكري و يك شخصيت سياسي نمي تواند يك «منبردار سياسي» باشد! زيرا وظيفه مرجع فكري و شخصيت سياسي، داشتن ايده و نظريه است و همواره براي پاسخ براي سئوالات آماده است. در مقابل منبر مكاني براي «تكرار و توضيح» نظر و سخن ديگران است كه منبردار غالبا» سواد درك و فهم آن را ندارد، اما خوب بلد است چطور پياز داغشان را اضافه كند تا آن سخن را در مغز مردم فرو كند! پس اگرچه «منبرداري» به صورت عمومي، مي تواند هم احترام انگيز و هم تحقير آميز باشد، اما منبرداري سياسي يعني تبليغ يك انديشه خاص! و يقينا» براي شخصيتهاي سياسي واژه توهين آميزي است. اگر يك منبردار مذهبي محترم نزد مسجدي ها، كسي است كه «چانه گرمي دارد و خوب اشك مردم را در مي آورد!» ولي انديشه اي و نظري از خودش ندارد تا براي مردم بگويد و عرضه كند. در واقع منبردار قرقره كننده حرفهايي است كه در منبرهاي بزرگان شنيده و گوينده ي سخناني است كه از بزرگان «نقل» مي كند! پس تركيب «منبردار سياسي» در حد و اندازه هاي يك «مرجع فكري» و يا يك «شخصيت سياسي» احترامي ندارد. منبردار سياسي بايد «نقل كننده» سخنان بزرگان (و اختصاصا» مقام رهبري) باشد و بتواند روضه هاي پرشور سياسي بخواند تا مردم را براي انتخابات تشويق و تنور انتخابات را داغ كند. منبردار سياسي از خودش چيزي براي گفتن و نظري براي بيان كردن ندارد. منبردار سياسي نهايتا» فرد طوطي صفتي است كه همان چيزهايي را تقليد مي كند كه در پس آينه به او گفته مي شود. مانند گويندگان صداوسيما و يا مداحان حكومتي كه منبري در اختيار دارند كه مي توان به سادگي از آنها گرفت و به ديگران داد!

از نگاه آقاي خامنه اي، منبردار سياسي خوش قريحه كسي است كه بتواند مديحه سراي افكار رهبري باشد. به آن جلا بدهد و از تندي آن، حريري دروغين ببافد و در گوش مردم، آن را زمزمه كند. منبردار سياسي بايد سخنان ايشان را با «چانه گرمش» تبيين و تبليغ كند و همواره نگاهش به لبخند و اخم «آقا» باشد و روضه هايش را بر اساس اميال رهبري بالا و پايي ببرد. در عموم مراسم مذهبي و روضه هايي كه در بيت رهبري تشكيل مي شود، منبردار و مداح و روضه خوان، گوشه چشمي به چهره آقاي خامنه اي دارد تا بر وفق مراد او، هركجا لازم شد مجلس را گرم و يا سرد كند. اكنون رهبر جمهوري اسلامي براي تضمين امنيت انتخابات آينده و دوري حكومتش از چالش هاي انتخاباتي، چشم به چانه گرم «منبرداران سياسي» دارد و چون مي داند منبرداران سياسي راحت تر از مراجع فكري به فرمانهايش گوش مي سپارند، براي آنها تعيين وظيفه مي كند كه چه بگويند و چه نگويند. آقاي خامنه اي به خوبي مي داند منبردار، غالبا» آدم زبون و ضعيف و فرمانبرداري است. و براي يك رهبر خودكامه كه از هر انديشه نو و از هر صاحب انديشه اي مي ترسد، سپردن امور انتخاباتي به منبرداران سياسي، خيلي بهتر از اين است كه كار را به «مراجع فكري» و «شخصيتهاي سياسي» بسپارد كه ممكن است گاهي مانند محمد نوري زاد، خود وي را مورد پرسش قرار بدهند.

اينكه چرا آقاي خامنه اي از روش سابق خود دست برداشته و ديگر در سخنانش از مراجع فكري و شخصيتهاي سياسي چيزي نمي گويد و چيزي نمي خواهد و اينكه چرا نگاهش به سوي «منبرداران سياسي» است، جاي تأمل جدي دارد! جاي تأمل اينجاست كه بعد از انتخابات سال 88 چه اتفاقي در كشور و حاكميت افتاده كه «رهبر فرزانه!» ديگر نيازي به شخصيتهاي متفكر و مراجع فكري ندارد و فقط به «نقل كنندگان» و منبرداران سياسي نياز دارد؟ آيا او خودكامه تر شده؟ و يا تنها تر؟ يا هر دو؟
آقاي خامنه اي اكنون بيش از هميشه خودكامه و تنهاست. تنهاتر و خودكامه تر از هميشه. او مجيزگويان رياكاري مانند حداديان و ارضي و قاليباف و رضايي و رحيم مشائي را در كنار خود مي بيند كه امروز منبردارند ولي خيزهاي بزرگي برداشته اند. آنها به زودي همديگر را براي تصاحب ثروت و قدرت خواهند دريد. پس رهبر بوي «چالش بزرگ» را از حالا احساس كرده است و با همه اشتباهاتش، توانسته بفهمد كه انتخابات آينده به كابوسي تلخ تر از انتخابات 88 تبديل خواهد شد. نگاه او به منبرداران فرومايه اي است كه به زودي كابوسهاي رهبر را به واقعيت تبديل مي كنند و «امنيت ملي آقا» را به چالش جدي تري خواهند كشيد. زيرا اينك، جنگ قدرت ميان خود گرگهاست. و گرگها منبردار و غيرمنبردار نمي شناسند. براي همين است كه در نماز عيد فطر، به جاي تزريق شادي و اطمينان به هوادارانش، به آنها نگراني و تلخي تزريق مي كند و آينده سياهي را كه شبها در كابوسهايش مي بيند، در روز عيد فطر برملا و فاش مي كند.

عاقلان سياستمدار و انسانهاي باشرف، اين انتخابات را كه از حالا فرمان تقلب آن با بهانه «تضمين امنيت!» صادر شده، تحريم خواهند كرد. مردم هم در نيمه هاي شب منتظر مي مانند تا بعد از «خون بازي گرگها» و وقتي كه آنها همديگر را بدرند، بالاخره سپيده صبح فرا برسد. شركت در انتخابات آينده، علاوه بر اينكه عبور از جوي خون قربانيان بيگناه انتخابات ۸۸ است، حضوري گوسفندوار در اين خون بازي گرگهاست. براي شريف ماندن و براي دريده نشدن، بايد دامن از بازي شوم گرگها بركشيد. ترديد نكنيد همين منبرداران سياسي فرومايه، زودتر از آنچه تصورش را بكنيم، رسوايي بزرگتري را در انتخابات ۹۰ رقم خواهند زد.

فرصت نوشتن / روزنوشته هاي بابك داد