Posts Tagged ‘کهریزک’

پدرم را کشتند، چون حاضر نشد به دروغ بگوید قربانیان کهریزک بر اثر مننژیت فوت کرده‌اند

2011/08/29

چکیده :او را از ما گرفتند فقط به این خاطر که آدم درستی بود. فقط به این خاطر که دروغ نگفت. از او خواستند دروغ بگوید اما نگفت… آن روزها خیلی توی خودش بود و سیگار می کشید. وقتی به او می گفتیم چی شده حرفی نمیزد اما یکبار گفت چقدر نامرد هستند چگونه توانسته اند به یک بچه 18 ساله در حدی تجاوز کنند که فوت کند؟ اخر چطور توانستند اینطور به بچه های مردم تجاوز کنند … به او گفته بودند درباره قربانیان کهریزک رسما گواهی دهد که تشخیص اش مننژیت است. اما پدر من گفته بود باید آنها را ببیند. بعد که دیده بود گفته بود این بچه ها زیر شکنجه فوت کرده اند و مننژیت نبوده. درباره بیمارانی هم که از میان آزاد شدگان بازداشتگاه کهریزک داشت گفته بودند که اگر به آنها گواهی میدهد باید عفونت مجاری تناسلی آنها را ناشی از مننژیت بنویسد اما پدرم نپذیرفته بود….

 

فرزند دکتر عبدالرضا سودبخش اعلام کرد که این استاد دانشگاه را چون حاضر به گواهی دروغ درباره بازداشت شدگان کهریزک نشده بود ترور کردند. بهرنگ سودبخش به “روز” گفت که از پدرش خواسته بودند بنویسد قربانیان کهریزک بر اثر بیماری مننژیت فوت کرده اند و بیماران او که از جمله ازاد شدگان کهریزک بوده اند نیز مبتلا به مننژیت هستند. اما او حاضر نشد دروغ بگوید و کشته شد؛ اکنون هم با گذشت نزدیک ۱۱ ماه از کشته شدن این استاد دانشگاه هیچ گونه رسیدگی به شکایت خانواده اش نشده است.

دکتر عبدالرضا سودبخش، استاد دانشگاه و رئیس درمانگاه عفونی بیمارستان امام خمینی ۳۰ شهریور ۸۹ در مقابل مطب اش ترور شد. بلافاصله بعد از ترور دکتر سودبخش،  فرمانده نیروی انتظامی هرگونه ارتباط او با پرونده کهریزک و بازداشت شدگان کهریزک را رد کرد اما گزارش ها حکایت از این داشت که این پزشک متخصص بیماری های عفونی، تعدادی از کسانی را که در زندان مورد تجاوز قرار گرفته بودند معاینه کرده بود. همچنین تعدادی از بازداشت شدگان بازداشتگاه کهریزک که دچار بیماری های عفونی در مجاری ادراری و تناسلی شده بودند پس از آزادی  برای درمان به او مراجعه کرده بودند.

اکنون بهرنگ سودبخش، فرزند دکتر سودبخش ضمن تایید این مساله می گوید: پدرم را کشتند چون حاضر نبود دروغ بگوید و دروغ نگفت. مصاحبه روزآنلاین با بهرنگ سودبخش را بخوانید:

آقای سودبخش ۱۱ ماه از ترور پدرتان می گذرد و در آستانه سالگرد ترور او هستیم پرونده در چه مرحله ای است؟

هیچ گونه بررسی نشده، هیچ فردی حتی به عنوان مظنون بازداشت نشده و هر چه هم که پی گیری کردیم فقط گفتند پرونده دارد جلو میرود و دیگر هیچ جوابی به ما ندادند.

همان ابتدا مدعی شدند که انگیزه قتل پدر شما شخصی بوده اما در این زمینه نیز توضیحی ندادند و کلا قضیه مسکوت ماند.

بله . اما خودشان هم خوب میدانستند که اصلا مساله شخصی نبوده. ما هم اطمینان کامل داریم که به هیچ عنوان قضیه شخصی نبود. پدر من نه اینقدر مال و منال داشت که کسی به خاطر پول او را بکشد نه دشمنی داشت. تمام بیمارانش او را دوست داشتند و رابطه بسیار خوبی با بیمارانش داشت. حتی برای مراسم ترجیم او بسیاری از افرادی که می آمدند ما نمی شناختیم و وقتی خود را معرفی میکردند می فهمیدیم که بیماران پدرم بوده اند. پدر من انسان درستی بود او هر طور می توانست به بیمارانش کمک میکرد.حتی یکبار وقتی مادرم حساب و کتاب میکرد متوجه شد حدود ۱۲ میلیون از حساب کم است،از پدرم که پرسید متوجه شدیم یکی از بیمارانش نیاز داشته و پدرم حتی چک  و سفته ای نگرفته و پول را به او داده. او از این کارها زیاد میکرد؛در اداره آگاهی هم ما گفتیم که اگر مساله این باشد که پدر من می بایست شاکی می بود نه کسی که پولی را گرفته و رفته. خود ماموران اداره آگاهی هم می گفتند این مساله نمی تواند درست باشد. ما هم در اداره آگاهی گفتیم  مطمئن ایم به هیچ عنوان قتل عادی و شخصی نبوده. جالب این است که در اداره آگاهی از من سئوالات عجیبی میکردند. من از هند برگشته بودم و سئوالاتی که میکردند درباره زندگی در هند بود. کرایه خانه چطور است؟ قیمت نان چقدر است؟ پول بنزین چقدر است و … یعنی انگار کسی بخواهد به هند سفر کند و اطلاعاتی نیاز دارد. سئوالی که مربوط به پدرم باشد اصلا نمی پرسیدند . تنها سئوالی که در این مورد کردند این بود که به کسی مشکوک هستید؟ من هم نوشتم به هیچ عنوان و مطمئن ام که شخصی نبوده.

و بعد گفته شد که پرونده را از اداره آگاهی گرفته اند. پرونده پدرتان الان کجاست؟خبری دارید؟

ما هیچ خبری نداریم به هیچ یک از سئوالات ما پاسخ ندادند؛برای هیچ یک از ابهامات ما  جوابی نداشتند.

ممکن است توضیح دهید ابهامات و سئوالات شما چه بوده؟

نیم ساعت تمام دو موتور سوار که دو ترکه بودند بدون داشتن کلاه کاسکت در محل می چرخیدند و خیلی ها آنها را دیده اند. قیافه شان را دیده اند. یعنی این آدم ها اینقدر به خودشان اطمینان داشتند که بدون کلاه کاسکت و ماسک ویراژ میدادند و در محل می چرخیدند. بعد هم که از پهلوی بابا به او شلیک کرده اند. یعنی کاملا آگاه بودند که پدرم جلیقه ضد گلوله دارد و احتمال میدادند که او جلیقه را برتن کرده باشد لذا از زاویه پهلو که جلیقه کاور نمیکند به او شلیک کردند. همین نشان میدهد که کاملا تعلیم دیده بودند. همان موقع یک تاکسی بوده که خیابان را برای ده دقیقه بسته بود اما مسئولین هیچ حرفی از این تاکسی نمی زنند و نمیگویند این تاکسی چه نقشی داشت، چرا خیابان را بسته بود و … پی گیری هم که کردیم گفتند دوربین های  محل در ان ساعت کار نمیکردند. شما ببینید قتل و جنایت در همه جای دنیا اتفاق می افتد اما اینکه دوربین ها دقیقا ده دقیقه از کار بیفتد آن هم ده دقیقه ای که پدرم ترور شده، راننده تاکسی شناسایی نشود و قاتلان تعلیم دیده به راحتی بدون ماسک و کاسکت بیایند بکشند و بروند و ۱۱ ماه بگذرد و هیچ مظنونی هم بازداشت نشود واقعا در هیچ جای دنیا اتفاق نمی افتد. در اصل افرادی که پدرم را زدند دقیقا میدانستند او جلیقه ضد گلوله دارد و احتمال دارد تنش کرده باشد . این قضیه دیگر کاملا معلوم است که. از کجا میدانستند و کجا و چگونه تعلیم دیده بودند و ….

پدرتان جلیقه ضد گلوله داشته چرا؟ آیا احتمال ترور میدادند؟

نه. دقیقا نمیدانم از چه زمانی اما به پدرم جلیقه ضد گلوله داده بودند، به همکاران پدرم یعنی پزشکان دیگر هم داده بودند. حتی ۶ ماهی بود که به آنها اسپری فلفل هم داده بودند. پدر من هیچ وقت از خود حرف نمیزد آدمی نبود که زیاد از خودش حرف بزند و به ما همیشه تاکید میکرد که درس بخوانید و … خود من تا قبل از ترور پدرم نمیدانستم او این همه سمت های مختلف پزشکی دارد.

آقای سودبخش شما فکر میکنید این افراد از کجا میدانستند پدرتان جلیقه ضد گلوله دارد؟ در اصل از کجا ساماندهی شده بودند؟

ببینید خیلی چیزها روشن است. این افراد صدا خفه کن داشتند برای اسلحه شان که جرم آن از داشتن خود اسلحه در ایران سنگین تر است چون جرم سیاسی  به دنبال دارد و … اینقدر هم مطمئن بودند که نیم ساعت بدون کاسکت می چرخیدند و بعد هم که کشتند با خیال راحت مسیر خلاف جهت بلوار کشاورز را حرکت کرده و به راحتی رفته اند. بعد از ترور پدرم هم دقیقا تا ۷ دقیقه بعد بیش از ۱۰۰ مامور ریخته اند آنجا از ارگان های مختلف. خب چطور این همه نیرو یکباره با این سرعت حضور یافته اند؟ آماده باش بوده و خبر داشته اند؟ خب اگر ما چنین امنیت  و چنین سرعت عمل بالایی در مملکت مان داریم  چطور تا به حال با گذشت ۱۱ ماه حتی یک مظنون هم بازداشت نشده؟ چطور دقیقا ده دقیقه ای دوربین های بلوار کشاورز از کار افتاده که پدر من ترور شده؟ داروخانه همان جا و مطب دوربین مدار بسته داشتند. فیلم ها را اقایان بردند خب آیا چهره قاتل در این فیلم ها نیست؟ این واقعا غیر ممکن است. ما پرسیدیم و درخواست کردیم این فیلم ها را ببینند و جواب دهند اما پاسخی به ما ندادند . من با اطمینان می گویم کسی که خیلی زور و قدرت دارد پشت این قضیه است. حتی به ما گفته اند که فردی قیافه ها را دیده بوده و برای چهره نگاری به آگاهی رفته اما او رابا کتک بیرون کرده اند. برادرم یک نفر را پیدا کرده بود که همان ساعت در همان محل جریمه شده بود؛بعد از آقایان پرسیده بود  چطور دوربین ها شماره ماشین این فرد را ثبت و بعد او را جریمه کرده اند اما چهره قاتل ثبت نشده؟ هیچ جوابی ندادند و باز گفتند دوربین ها آن موقع کار نمیکرده.

گفته می شد برخی بازداشت شدگان بازداشتگاه کهریزک بیمار پدر شما بودند اما همان زمان فرمانده نیروی انتظامی ارتباط پدرتان با کهریزک را رد کرد و گفت پدرتان ربطی به پرونده کهریزک نداشته.

این دقیقا مثل این است که بگوند من به پدرم هیچ ربطی ندارم! مگر می شود؟ همه مدارک پدر من هست پرونده های پزشکی او ثبت شده برخی از بیمارانی که پدرم داشت کسانی بودند که در زندان به آنها تجاوز شده بود. پدر من پزشک متخصص بیماری های عفونی بود. من دقیقا یادم است به شدت به هم ریخته بود. پدر من سیگار می کشید اما خیلی کم . وقتی سیگارش بالا می رفت و توی خودش می رفت می فهمیدیم اتفاقی افتاده. آن روزها خیلی توی خودش بود و سیگار می کشید. وقتی به او می گفتیم چی شده حرفی نمیزد اما یکبار گفت چقدر نامرد هستند چگونه توانسته اند به یک بچه ۱۸ ساله در حدی تجاوز کنند که فوت کند؟ اخر چطور توانستند اینطور به بچه های مردم تجاوز کنند و … پرونده های پزشکی پدرم هست و نمی توان این مساله را با انکار تمام کرد.

آقای سودبخش شما معتقدید پدرتان را به خاطر اینکه از تجاوز ها در زندان بخصوص بازداشت گاه کهریزک اطلاعات داشت کشتند؟

بله . پدر من انسان بسیار درستی بود، او شرافتمندانه زندگی کرد و هرگز دروغ نگفت. آدم بسیار ساده ای بود و همیشه در چارچوب قانون و اخلاق زندگی کرد. به او گفته بودند  درباره قربانیان کهریزک رسما گواهی دهد که تشخیص اش مننژیت است. اما پدر من گفته بود باید آنها را ببیند. بعد که دیده بود گفته بود این بچه ها زیر شکنجه فوت کرده اند و مننژیت نبوده. درباره بیمارانی هم که از میان آزاد شدگان بازداشتگاه کهریزک داشت گفته بودند که  اگر به آنها گواهی میدهد باید عفونت مجاری تناسلی آنها را ناشی از مننژیت بنویسد اما پدرم نپذیرفته بود. او حتی یکبار با رادیو آلمان مصاحبه کرد و درباره عفونت و بسته بودن لوله های ادراری برخی از آزاد شدگان حرف هایی زد. همان موقع که پدرم ترور شد چند ساعت بعد پرواز داشت و قرار بود برای دیدن برادرم به خارج از کشور سفر کند. ما سه برادریم که خارج از ایران زندگی میکردیم اما مادر و خواهرم ایران بودند. آقایان گمان میکردند پدرم خانواده اش را از ایران خارج کرده و خود نیز میخواهد خارج شود. حتی این را بعدا در روزنامه ای نوشتند که او خانواده اش را به خارج منتقل کرده بود و … فکر میکردند پدرم میرود امریکا و در فضایی بازتر تمام اطلاعاتش را رو میکند و  با توضیحات کامل همه چیز را می گوید. چون پدرم جزو معدود کسانی بود که اطلاعات دقیق داشت.

حال با این اوصاف چه میخواهید بکنید؟ ۱۱ ماه گذشته و هیچ رسیدگی نشده چگونه میخواهید مساله ترور پدرتان را پیگیری کنید؟

اگر رسیدگی نکنند و قاتل و قاتلان را معرفی نکنند قطعا از طریق  نهادهای بین المللی اقدام خواهیم کرد.

آقای سودبخش اگر صحبت خاصی در پایان دارید بفرمایید.

پدر من واقعا آدم خوبی بود، کسانی که او را از نزدیک دیده اند می دانند چه می گویم. او بزرگترین بنیان زندگی ما بود که از ما گرفتند فقط به این خاطر که آدم درستی بود. فقط به این خاطر که دروغ نگفت. از او خواستند دروغ بگوید اما نگفت. او تمام زندگی ما بود که گرفتند و متاسفانه فعلا چشم انداز برگزاری دادگاهی عادلانه برای محاکمه قاتلان او را نمی بینم اما قطعا پی گیر خواهیم بود و هرگز اجازه نخواهیم داد قاتلان پدرم به راحتی مساله را خاتمه دهند

بازداشتگاه کهريزک بعد از ۲۵ بهمن مجددأ بازگشايی شد

2011/02/17

به گزارش ندای سبز آزادی سه نفر از صاحبان و کارکنان يک فروشگاه در حوالی ميدان انقلاب که روز ۲۵ بهمن پس از ضرب و جرح شديد توسط نيروهای انتظامی بازداشت شده بودند شب گذشته آزاد شدند. اين افراد اظهار داشته‌اند که پس از بازداشت به زندان کهريزک منتقل شده بوده اند و از آنجا آزاد شده اند.

 

به نظر می‌رسد به دليل کثرت بازدداشت‌شدگان که مقامات دادستانی حداقل آمار ۱۵۰۰ نفر آنها را اعلام کرده‌اند و فقدان جای کافی در زندان‌های رسمی، تعدادی از آنها به بازداشتگاه کهريزک منتقل شده‌اند و مقامات مسئول برای جلوگيری از رسوائی جديد تصميم به آزادی سريع بخشی از آنها گرفته‌اند.

کهریزک به روایت کهریزکی‌‌شدگان

2011/02/09
مجید محمدی

شهادت آن دسته از زندانیان کهریزک که از این قتلگاه جان سالم به دربرده‌اند آخرین روزهای زندگی قربانیان این زندان را به خوبی به تصویر می‌کشد.

این گواهی‌ها بخش پنهان جمهوری اسلامی را که ظاهرا در بسته‌بندی معنویت و نورانیت و تقدس پیچیده شده و به باورمندان عرضه شده آشکار می‌سازند. حکومت دینی فقط با پخش دعای فرج یا ندبه از رسانه‌های دولتی، مسجدسازی، واردات پارچه چادری زنان یا درس اخلاق زمامداران در عالم خارج تعین نیافته است، بلکه از آغاز با شکنجه و تحقیر و اعدام قدرت سیاسی را در یک حلقه کوچک نگاه داشته است.

به دنبال اعتراضات گسترده در ماه‌های خرداد و تیر ۱۳۸۸ بعد از انتخابات پر از تقلب ریاست جمهوری، حکومت دینی بازداشتگاه‌هایی را برای زندانی کردن هزاران معترض بازداشت شده در نظر گرفت. اوین، زندان مخوف واقع در شمال تهران، گنجایش این همه زندانی تازه (تا حد ده هزار نفر: سردار علی فضلی، ایرنا، ۱۵ شهریور ۱۳۸۹) را در مدتی کوتاه نداشت. بازداشتگاه‌های تازه شامل بودند بر خانه‌های مصادره شده، انبار‌ها، اردوگاه‌های موقت و کارگاه‌ها.

بازداشتگاه کهریزک اردوگاهی در ناحیه جنوب غربی تهران است. این اردوگاه موقت برای حبس جوانان غیرمنطبق بر معیارهای ایدئولوژیک، لات‌های محلات، و معتادان به مواد مخدر ساخته شده بود تا به آن‌ها پیش از فرستاده شدن به اردوگاه‌های دائمی و زندان‌ها درسی فراموش‌ناشدنی داده شود. ساخت این اردوگاه بخشی از طرحی به نام «امنیت اجتماعی» بود که تنبیه جوانان برای رفتارهای غیراسلامی را هدف خود قرار داده بود. این جوانان در کنار لات‌ها و معتادان قرار داده می‌شدند. این آمیختن نوعی تنبیه مضاعف برای جوانان معترض به ایدئولوژی اسلامی و شرایط پلیسی جامعه تلقی می‌شد.

اعزام جوانان معترض به کهریزک تحت نظر دادستان تهران که مستقیما از سوی بیت رهبری حمایت می‌شد انجام گرفت. از این جهت آمر اصلی جنایات کهریزک شخص خامنه‌ای است که با دستور سرکوب در نماز جمعه ۲۹ خرداد ۱۳۸۹ دستور قلع و قمع معترضان را صادر کرد. بدین لحاظ محاکمه ماموران انتظامی و صدور حکم برای ماموران سطح پایین در حد استوار (سازمان قضایی نیروهای مسلح، ۹ تیر ۱۳۸۹) و سپس تعلیق قضایی سه نفر از مسئولین ارشد دادستانی تهران توسط شعبه یک دادگاه انتظامی قضات تحت فشار خانواده‌ها (الف، ۳۱ مرداد ۱۳۸۹) تنها جهت دلخوش کردن افراد نزدیک به حکومت مثل عبدالحسین روح‌الامینی صورت می‌گیرد.

بنا به گزارش‌ها و شهادت‌های اولیه در رسانه‌های مجازی، افراد بازداشت شده در این محل هیچ گونه دسترسی به آب آشامیدنی، دست‌شویی، کمک‌های اولیه و غذا نداشتند. بازداشت‌شدگان باید در برابر زندانیان دیگر خود را تخلیه می‌کردند و هیچ راهی برای خلاصی از مدفوع خود نداشتند. زندانیان سیاسی در این بازداشتگاه توسط اراذل و اوباش زندانی و به دستور مقامات بازداشتگاه تا حد مرگ کتک زده می‌شدند. گزارش‌های عرضه شده توسط زندانیان این بازداشتگاه به مسئولان قضایی عینا گزارش‌های اولیه را تایید می‌کنند.

کهریزک به بخشی جدایی‌ناپذیر از حکومت جمهوری اسلامی تبدیل شده است. کهریزک آینه تمام‌نمای همکاری میان قوه قضاییه، نیروی انتظامی و لباس شخصی‌ها در تحقیر مردم ایران است. این بازداشتگاه تعین بخش رفتار قوای قهریه در ایران و نگاه آن‌ها به شهروند ایرانی است.

کاری که از این پس می‌توان کرد روایت شکنجه و قتل قربانیان از متن شهادت‌های ذکر شده (قرار نهایی سازمان قضایی نیروهای مسلح، جرس، ۸ دی ۱۳۸۹) – که ذیلا گزیده‌ای از آن‌ها می‌آید- و درک ساختار‌ها و بنیاد‌ها و ایدئولوژی‌ای است که کهریزک و کهریزک‌ها را محتمل و ممکن می‌سازد.

متون زیر مربوط به سه قربانی رسمی این بازداشتگاه است که از درون شهادت‌های ده‌ها زندانی بیرون کشیده شده و پس از حذف مطالب تکراری در کنار هم قرار داده شده‌اند. همچنین به دلیل آن که متن عرضه شده توسط دادستانی زبان گفتاری داشت ویرایشی حداقلی در حد نقطه‌گذاری و برخی اضافات حداقلی در آن صورت گرفته است.

امیر جوادی‌فر

«دو نفر زندانی سابقه‌دار مسئول بودند که ما را لخت کنند و ما باید جلو همه لخت مادرزاد می‌شدیم و لباس زیر و جوراب‌مان را داخل سطل آشغال انداختند و پیراهن و شلوارمان را برعکس کردیم و بعد ما را به سمت زیرزمینی که گوشه محوطه قرار داشت و دو سالن کنار هم بود که سمت راست پر بود… داخل سالن سمت چپ که بعد فهمیدیم قرنطینه شماره ۱ است فرستادند. وقتی داخل شدیم از شدت گرما و رطوبت و بوی بد همگی ایستادیم و شوکه شدیم که فضای بسیار کوچکی برای حدود ۱٢٠ نفر بود که نه هواکشی و نه کولر وجود نداشت و از نظر بهداشتی هم پر از شپش بود… توالت بسیار کثیف و یک شیر آب و محیط کثیف و ما حتی نمی‌توانستیم کنار هم بنشینیم و اکثرا تا صبح نخوابیدند.

نزدیک ظهر بچه‌ها را بیرون آوردند برای آمار که بعد از آمار یک آقایی که از زندانیان همان جا بود به همراه استوار، بنده و سه نفر دیگر [را] که سن بیشتر داشتیم به بیرون صف منتقل کردند و بعد شروع کردند به تنبیه بچه‌ها. اول با دویدن پای برهنه در آن گرما و بعد از یک شب بی‌خوابی و عدم اکسیژن و بدون خوردن تکه نانی تا آن لحظه… در این حین بچه‌ها را به شدت با باتوم و لگد و مشت می‌زدند و بعد از حدود ده دقیقه دویدن به بچه‌ها گفتند حالا باید کلاغ‌پر بروید که هر کسی امتناع می‌کرد البته در اثر ناتوانی نه نافرمانی به شدت تنبیه می‌شد که بنده در اثر دیدن چنین صحنه‌هایی حالم بد شد و به شدت می‌گریستم… بچه‌ها را حدود ۱۵ دقیقه کلاغ‌پر بردند که بچه‌ها نمی‌توانستند و به زمین می‌افتادند و آن‌ها هم با مشت، لگد و باتوم شدیدا به سر و روی‌شان می‌زدند که بعضی از بچه‌ها از جمله مرحوم امیر جوادی‌فر که از قبل هم توسط افرادی که دستگیرش کرده بودند مضروب شده بود و صدمه دیده بود حال‌شان بد شد که آن‌ها هیچ توجهی نمی‌کردند و این بچه‌ها را می‌زدند.

بعد از آن به آن‌ها گفتند چهار دست و پا روی زمین مانند حیوانات راه بروید که در آن گرما و بر روی آسفالت زانو‌ها و دست‌های بچه‌ها و کف پاهای آن‌ها همه مجروح شده بود و تاول زده بود و همه از درد به خود می‌پیچیدند و ناله می‌کردند. بعد از حدود ۴۵ دقیقه تنبیه ما را دوباره به قرنطینه برگرداندند که بعد از ۵ دقیقه بچه‌ها می‌گفتند خدا کند دوباره ما را به بیرون از اینجا ببرند و تنبیه کنند تا بتوانند نفسی بکشند. یعنی آن قدر کمبود اکسیژن بود و بوی گازوئیل هم که به داخل می‌آمد بچه‌ها ترجیح می‌دادند برای تنبیه بیرون بروند تا در آن فضای نمور و کثیف نمانند.

… در موقع بازداشت از ناحیه فک و صورت آسیب دیده بود… حین دستگیری بر اثر ضرب و شتم دچار شکستگی دنده و آسیب‌دیدگی فک و پارگی قرنیه چشم شده بود… چشم امیر پاره شده بود و چرک کرده بود و واقعاً حالش بد بود… بر اثر نابینایی چشم راست و شکستگی بینی و قفسه سینه در حال درد کشیدن بود… در اثر لوله آب که می‌زدند دنده‌هایش شکسته بود…

روز آخر افسر نگهبان خمیس‌آبادی جوادی‌فر را مورد ضرب با باتوم در حیاط قرار دادند و داشت فوت می‌کرد ولی می‌رفت با دو پا روی شکم او می‌گفت هفته‌ای سه الی چهار نفر در کهریزک بمیرند معمولی است و چشم سمت راست او کور و فک و بینی او شکست…

دستبندهای پلاستیکی را به دست‌های‌مان زدند و سوار اتوبوس کردند و ساعتی هم در آن گرما در اتوبوس با پنجره‌های بسته نگه داشتند که حاضر به دادن کمی آب هم نبودند… امیر رو به آسمان روی زمین افتاده بود و توان حرکت نداشت ولی باز هم مامورین اجازه کمک به او نمی‌دادند در طول راه امیر در اتوبوس دیگری حالش بد شد و خون بالا آورد… حالش رو به وخامت رفت و بچه‌ها به راننده گفته بودند که ترتیب اثر نداده بود… ما به استوار رهسپار گفتیم این حالش خوب نیست داره‌ می‌ره، گفت به…. که مرد… در اتوبوس در راه اوین فوت کرد.»

محمد کامرانی

«حدود دو ساعت بعد برای بچه‌ها ناهار آوردند که نصف لواش بود که بعد از خوردن فهمیدیم به اندازه یک بند انگشت سیب‌زمینی هم روی آن بود و بعد از آن از قرنطینه بغلی حدود ۴۰ نفر هم به ما اضافه کردند که همه آدم‌های سابقه‌دار و معتاد و قاچاقچی بودند که فضا را غیر قابل تحمل هم از نظر اکسیژن هم از نظر روانی و بهداشتی هم از نظر رفتاری [می‌کرد] جوری که اغلب لخت مادرزاد بودند…

بعد از حدود دو ساعت بچه‌ها کم‌کم حال‌شان بد شد و گوشه چشم بچه‌ها شروع کرد به چرک کردن و بعضی‌ها به حالت غش و سکته افتادند که ما آن‌ها را به نزدیک در خروجی بردیم و در اثر فریاد ما یک آقایی که از زندانیان بود و ته‌ریشی داشت و به او حاجی می‌گفتند آمد که من به ایشان گفتم بچه‌ها دارند می‌میرند که ایشان گفت شما را آوردند که اینجا بمیرید که در اثر اعتراض ما که حال بچه‌ها بسیار بد بود، بچه‌ها را به بالا منتقل کردند و داخل حیاط بردند که ما شروع کردیم به کمپرس و تنفس دادن به بچه‌ها که در همین حین زندانی‌های قرنطیه ۲ را هم بالا آوردند که ما تعجب کردیم چون آن‌ها خیلی نحیف و لاغر بودند و بدن‌شان پر از زخم و عفونت و اغلب لخت مادرزاد که من تصمیم گرفتم با مسئول آنجا صحبت کنم.

با دو نفر مسن به طرف ایشان رفتم و گفتم شرایط اینجا خوب نیست اکسیژن ندارد بچه‌ها از بین می‌روند. ایشان گفتند ما هیچ امکاناتی نداریم و جا هم نداریم و ایشان گفتند من هیچ‌کاره‌ام و بعد مرا که سن زیادی داشتم به سلول‌های بالا منتقل نموده و از بچه‌ها جدا شدم و‌‌ همان شب وقتی که برای آمار ما را بیرون آوردند شاهد صحنه وحشتناکی بودم که سه نفر از بچه‌ها را از پا آویزان کرده بودند و به طرز وحشتناکی کتک می‌زدند و می‌گفتند باید بگویید غلط کردیم و بعد از ۱۵ دقیقه آن‌ها را پایین آوردند و به قرنطینه بردند…

آب و محل بازداشتگاه کثیف بود و کرم داشت و دود گازوئیل نیز بود… محمد کامرانی که داخل اوین حالت غش و تشنج به او دست داد و رنگش پریده بود و می‌گفت پا‌هایم شل شده که فکر کردم قند خونش پایین آمده که بعد از چند روز فوت کرد.»

محسن روح‌الامینی

«ابتدا ما را لخت و عریان کردند و وکیل بند و کمک‌هایش شورت و جوراب‌های ما را در آوردند و بعد لباس‌هایمان را پشت و رو پوشاندند و بعد ما را با لوله کتک زدند. روز دوم روی آسفالت داغ می‌غلتاندند و با پای برهنه کلاغ‌پر و پامرغی می‌بردند و هر کس تعلل می‌کرد افسر نگهبان با لوله می‌زد. کف دست‌ها و پا‌ها و زانو‌ها زخم شده و تاول زده بود. وضعیت بهداشت بد بود هوا خیلی گرم بود و آب کم بود و غذا نصف نان و ۴/۱ سیب زمینی دو وعده در روز بود…

می‌گفتند اینجا آخر دنیاست و صدایتان به هیچ کجا نمی‌رسد… آقای روح‌الامینی تقاضای عینک کردند و گفتند جایی را نمی‌بینم و مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. بنده چون خودم عینکی هستم به طور واضح نمی‌دیدم که به کدام قسمت ایشان ضربه می‌زدند و صدای جیغ زدن‌ها از سلول بیرون می‌آمد… از دست خمیس‌آبادی چند ضربه کمربند دریافت کرد که منجر به خونریزی سطحی در پشت ایشان شد… روح‌الامینی در روز دوم در حین پامرغی و در حین کوتاه کردن مو دچار ضربه با لوله به سر و گردن و کمر شده بود…

پشتش پر از جوش بود که چرک کرده بود و چند بار توی کهریزک به حالت بی‌هوش افتاد که ما آب به صورتش می‌زدیم و او را به هوش می‌آوردیم… خمیس‌آبادی به کمر روح‌الامینی ضربه زد. به شدت عفونت کرد و در روز آخر کمیجانی با لگد به پهلوی جوادی‌فر که از حال رفته بود می‌زد. می‌گفت بلند شو فیلم بازی نکن.

در روز آخر من و چند نفر دیگر آخرین نفراتی بودیم که داخل ون سوار کردند و به ما گفتند که سر‌های‌تان را روی صندلی بگذارید و بیرون را نگاه نکنید… روح‌الامینی روی صندلی ردیف جلو نشسته بود و من از میان صندلی دیدم که دستانش قفل شده و من انگشت را در دهانش کردم که لای دندان‌هایش گیر کرد… در بین راه فک ایشان قفل شد… حالش بد شد و تشنج کرد… و بعد یکی از بچه‌ها یک بطری آب معدنی را لای دندان‌هایش کرد تا دهانش را باز نگه دارد بعد وی کف بالا آورد و ما او را خواباندیم کف ماشین، بدنش داغ بود. نبضش تند و قلبش آرام می‌زد وقتی رسیدیم جلو اوین تقریباً نیمه‌جان بود و بعد او را توی حیاط زیر درخت گذاشتند و دیگر او را ندیدم.»

روح‌الامینی خبر اعدام دو متهم کهریزک را تکذیب کرد

2011/02/06

تنها اندکی پس از انتشار خبری درباره اعدام دو تن از متهمان پرونده بازداشتگاه کهریزک،‌ عبدالحسین روح‌الامینی، پدر یکی از قربانیان این بازداشتگاه این خبر را که به نقل از وی منتشر شده بود، تکذیب کرده است.

عبدالحسین روح‌الامینی، پدر محسن روح‌الامینی، یکی از قربانیان بازداشتگاه کهریزک، خبری را که به نقل از وی درباره اعدام دو تن از متهمان این پرونده در سایت «خبرنامه دانشجویان ایران» منتشر شده بود، تکذیب کرده است.
وی روز یکشنبه در این باره به سایت خبری «آینده» گفته است، اخباری که به نقل از وی درباره اعدام دو افسر محکوم در پرونده بازداشتگاه کهریزک و متهم اصلی این پرونده منتشر شده است، صحت ندارد.

وی همچنین افزوده است: «با توجه به گذشت اولیای دم از اعدام محکومان این جنایت، اجرای دیگر مجازات‌های آنها نظیر شلاق، زندان و محرومیت از خدمات دولتی به اجرا در آمده و هرچند حکم اعدام محکومان صادر شده بود، اما آنها اعدام نشده و نخواهند شد و درباره متهمان قضایی نیز بنده اظهار کردم که پرونده در دادسرای کارکنان دولت در حال رسیدگی است.»

روز یکشنبه برخی از سایت‌های خبری غیررسمی به نقل از وب سایت «خبرنامه دانشجویان ایران» اعلام کرده بودند، عبدالحسین روح‌الامینی با بیان این که سعید مرتضوی «متهم اصلی پرونده کهریزک» به زودی محاکمه خواهد شد، از اعدام دو تن از متهمان این پرونده خبر داده است.

این خبر در حالی منتشر شده بود که پیشتر خانواده‌های محسن روح الامینی، محمد کامرانی و امیر جوادی‌فر که در بازداشتگاه کهریزک کشته شدند، در نامه‌ای اعلام کرده بودند، دو محکوم به اعدام در این پرونده را بخشیده‌اند و خواهان مجازات و پیگرد قانونی آمران این پرونده هستند.

دادگاه نظامی تهران که رسیدگی به پرونده کهریزک را بر عهده داشت، پیش از این در نهم تیر ماه و به دنبال جلسه غیرعلنی رسیدگی به اتهامات ۱۲ متهم این پرونده که اسفند ماه سال ۸۸ برگزار شده بود، اعلام کرد ۱۱ نفر از متهمان مجرم شناخته شده‌اند و یک نفر هم به دلیل احراز نشدن جرم از اتهامات وارده تبرئه شده است.

این دادگاه دو نفر از متهمان را به قصاص و ۹ متهم دیگر را به «فراخور اتهامات منسوب»، «به تحمل حبس، پرداخت دیه، جزای نقدی، انفصال موقت از خدمت و شلاق تعزیری» محکوم کرده بود.

با این حال خانواده سه قربانی کهریزک در نامه خود که مهرماه امسال انتشار یافت تأکید کرده بودند که «ما صاحبان خون به ناحق ریخته شده فرزندانمان، با گذشت از قصاص دو مجری این جنایت که محکوم به اعدام شده‌اند و تأکید بر اجرای سایر مجازات‌ها در مورد آنها بیش از پیش خود را در مسیر خونخواهی و پیگرد آمران و عاملان اصلی جنایت که مصونیت‌های رسمی و غیررسمی آنها در حال فروریختن است، قرار خواهیم داد.»

این نامه اندکی پس از آن انتشار یافت که غلامحسین محسنی اژه‌ای، دادستان کل کشور، در شهریور امسال بدون ذکر نام تأیید کرد که سه مقام قضایی در ارتباط با پرونده کهریزک از سمت خود تعلیق شده‌اند.

گرچه به گفته منابع آگاه از پرونده قضات تعلیق‌شده این سه مقام قضایی سعید مرتضوی، حسن حداد و علی‌اکبر حیدری‌فر بودند اما مسئولان تا مدتی حاضر به افشای نام آنها نشدند تا آنکه چندی بعد در اواخر شهریور ماه عباس جعفری دولت‌آبادی، دادستان تهران، تأیید کرد که سعید مرتضوی شاخص‌ترین فرد در پرونده کهریزک است.

عبدالحسین روح‌الامینی که در زمان انتخابات مناقشه‌برانگیز ریاست جمهوری در سال ۸۸ از مشاوران محسن رضایی بود و پس از ماجرای کشته شدن فرزندش در بازداشتگاه کهریزک تاکنون چندین بار با آیت‌الله خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی دیدار کرده، پیشتر تاکید کرده بود که خواسته اصلی خانواده‌های قربانیان کهریزک، محاکمه هر چه سریع‌تر سعید مرتضوی است.

عدم احضار متهمان اصلی، احکام نرم ۴ عامل میانی و ٨ مباشر قتل و شکنجه

2011/01/01
جرس: در ادامه انتشار قرار نهایی صادره پروند کهریزک در صد و دو صفحه به تاریخ پنج آذر ٨٨پرونده کلاسه ۵٨٧٨/٨٨ که توسط سید رضا حسینی، بازپرس شعبه اول دادسرای نظامی تهران نهایی شده بود و در چهار روز متوالی در جرس منتشر شد و به دنبال انتشار متن کامل کیفرخواست متهمان کهریزک که با امضای معاون دادستان نظامی تهران عباس پارساپور به شماره ۴٧٠٣/٨٨ مورخ ٢۵ آذر ۱٣٨٨ در ٢٧ صفحه در جرس منتشر گردید، امروز جزییات رای دادگاهِ متهمان کهریزک به شماره ٨٩-۵۴ که در شعبه دوم دادگاه نظامی یک در تاریخ ١/۴/٨٩ توسط دادرس این دادگاه محمد مصدق صادر شده، در ادامه اسناد قبل پیرامون جنایت کهریزک منتشر می گردد. این رای، بیست و یک صفحه (صفحه هشتاد ونه تا صد و ده) از دادنامه صد و ده صفحه ای دادگاه نظامی را به خود اختصاص داده است. بخش گردش کار این دادنامه هنوز بدست جرس نرسیده است.

 

مروری بر حکم دادگاه کهریزک

گفتنی است در قرار نهایی صادره از بیست و دو نفر به عنوان متهم یاد شده بود که بعد از بررسی های بازپرس پرونده مبتنی براسناد و مدارک و اظهارات شهود و اعترافات متهمین، نهایتا کیفرخواست برای دوازده نفر صادر می شود. در رای صادره دادگاه نظامی تهران ضمن اعلام تبرئه یک نفر از متهمین یعنی سردار سرتیپ رجب زاده، برای یازده متهم دیگر رای بر مجرمیت صادر شده است. رای صادره برای ١١متهم بازداشت‌گاه کهریزک، ١۴ سال و ٧ ماه و ٣ روز حبس؛  ٢ میلیون و ٨٠٠ هزار تومان جزای نقدی؛ ۴ سال و ۶ ماه انفصال موقت از خدمات دولتی؛  ٣٩١ ضربه شلاق و ١ و هشت صدم دیه انسان کامل است . دو استوار مباشر قتل به قصاص محکوم شدند.

 

 

 

سه سرهنگ نیروی انتظامی یعنی فرمانده بازداشتگاه، معاون وی و فرمانده بازرسی بازداشتگاه مجموعا به شصت و شش ماه زندان،یک میلیون و ششصد هزار تومان جریمه نقدی و ١ سال انفصال موقت از خدمات دولتی محکوم شده‌اند. ۶  استوار و یک گروهبان و یک غیرنظامی (رئیس بند) مجموعا به ٨ سال و ٩ ماه و ٣ روز زندان؛ ٣ سال انفصال از خدمات دولتی محکوم شدند.

 

 

نکته قابل توجه در این رای که مبنای تبرئه رجب زاده نیز شده است، قسمتی از اظهارات وی است که برای سلب مسئولیت از خود، از متهم اصلی پرونده قاضی مرتضوی نام می برد؛ که نه به عنوان متهم، بلکه حتی به عنوان شاهد یا مطلع نیز برای حضور در دادگاه دعوت نمی شود. رجب زاده می گوید:

 

 

«یکی از اتهام‌های من آمریت در گزارش خلاف در خصوص موضوع مننژیت است ای کاش آقای مرتضوی هم به عنوان مطلع اینجا می‌آمد تا روشن می‌شد که کجای کار من اَمریت بوده است؟! تا زمانی که کمیجانی (متهم ردیف اول) در دادگاه صحبت کرد من نمی‌دانستم موضوع گزارش خلاف واقع چیست؟ … آقای مرتضوی را در جلسه دیدم به من گفت که آقای فلاح پیش من بیاید با او کار دارم. من هم به دفترم اعلام کردم که فلاح نزد مرتضوی برود. به ما چه مربوط است که علت مرگ مننژیت باشد یا چیز  دیگر؟ …. بازداشتگاه زیر نظر معاونت بازرسی اداره می‌شد همیشه می‌پرسیدم و گزارش می‌گرفتم».

 

بدون تردبد یکی از نقاط ضعف این پرونده و به تبع آن رای صادره بی توجهی به آمرین و کسانیست که موجب وقوع این فاجعه ملی شدند و رسیدگی صرف به اتهامات مباشرین قتل و ضرب و جرح بازداشت‌شدگان است. بدون تردید عدم رسیدگی به نقش قاضی مرتضوی، دادستان سابق تهران در پرونده متهمان کهریزک از مهمترین نقایص این پرونده است. در حالیکه همه بازداشت شدگان کهریزک به دستور مستقیم او به کهریزک فرستاده شده‌اند، دادگاه به علت مقام قضایی قاضی مرتضوی صلاحیت رسیدگی به اتهامات او را از خود سلب می کند. بعلاوه دیکته نامه جعلی، مبنی بر این که جوادی‌فر، روح‌الامینی و کامرانی به علت ابتلای قبلی به بیماری مننژیت فوت کرده‌اند توسط مرتضوی به دو نفر از افسران نیروی انتظامی که در متن اعترافات متهمین در کیفرخواست و اظهارات رجب زاده در متن پیوست به چشم می خورد، از اتهامات بارز مرتضوی در این پرونده است.به گونه ای که افسران نیروی انتظامی اظهار داشته اند که ما به توصیه و سفارش قاضی مرتضوی و حتی با دیکته ایشان این نامه رانوشتیم.

سرهنگ کمیجانی در همین حکم اقرار کرده است که «

من همه‌ مسایل بازداشتگاه را به فلاح گزارش می‌دادم. من قبول دارم نامه را با دستور مافوقم امضا کردم. متن نامه را آقای فلاح و مرتضوی به من داد، من تایپ کردم و امضا کردم و به مرتضوی دادم. آقای مرتضوی گفت من با پزشکی قانونی صحبت کردم که علت مرگ مننژیت بوده است.»

 

 

از طرف دیگر برخی از جزئیات در رای صادر قابل خدشه است از جمله تبرئه رئیس بازداشتگاه کهریزک از اتهام ضرب و جرح امیر جوادی‌فر است حال آنکه سرهنگ کمیجانی با لگد جوادی‌فر را مورد ضرب و شتم قرار داده در زمانی که وی در آستانه مرگ بوده است.

 

نقص دیگر حکم نپرداختن به مقتول چهارم کهریزک (رامین آقازاده قهرمانی) است.

 

سازمان قضایی نیروهای مسلح در روز نهم تیرماه ٨٩ با صدور اطلاعیه ای بدون ذکر اسامی متهمین رای غیر قطعی یازده متهم بازداشتگاه کهریزک را منتشر کرد و در انتهای آن اطلاعیه آورد:» سازمان قضايي نيروهاي مسلح مطابق با مقررات قانوني،پس از صدور حكم قطعي، اسامي متهمان را اعلام خواهد كرد.»تا امروز که بیش از شش ماه از صدور این اطلاعیه و رای صادره می گذرد اطلاعاتی بیش از اطلاعیه یادشده در مورد کهریزک در اختیار افکار عمومی قرار نگرفته است.

 

 

 

از دیگر نکات جالب این حکم مجازات توأم با اغماض تنها غیرنظامی پرونده، اراذل و اوباشی است که به عنوان رئیس بند انجام وظیفه! می کرده است. وی به ٢٣ ماه حبس و ٧۴ ضربه شلاق و یک سوم دیه انسان کامل محکوم شده است.

 

 

 

اگر این پرونده را با پرونده کوی دانشگاه تهران که منجر به محکومیت برای سرقت یک ریش تراش و ترفیع سردار فرهاد نظری فرمانده نیروی انتظامی بدست فرمانده کل قوا و دادگاه ترور سعید حجاریان سنجیده شود، مشخص می شود که حکومت به ماموران جزء خود چقدر مهربان است، و آمرین جنایات در چه حصن حصینی قرار دارند.

 

 

 

پرسشهای بی پاسخ

 

این پرونده قضائی که زیر فشار شدید افکار عمومی برای پوشاندن جنایت کاران اصلی تشکیل شده، با چند سوال اصلی مواجه است:

 

 

 

اول. چرا قاضی سعید مرتضوی به عنوان متهم شماره یک احضار نشده است؟

 

 

 

دوم. با توجه به اینکه در حکم صادره از مباشران جنایت و عوامل میانی ذره ای پافراتر نهاده نشده است، پرسیدنی است نقش فرمانده نیروی انتظامی و وزیر کشور در این پرونده چه بوده است؟

 

 

 

سوم. با توجه به اینکه حداقل به شکل صوری دادستان تهران زیر نظر دادستان کل و رئیس قوه قضائیه انجام وظیفه می کند، چرا به اهمال مقامات قضائی در این فاجعه ملی رسیدگی نشده است؟

 

 

 

چهارم. از آنجا که عملا دادستان وقت تهران سعید مرتضوی مستقیما زیر نظر بیت رهبری انجام وظیفه می کرده است، چرا مجلس خبرگان در این زمینه از رهبری سوال نمی کنند؟

 

 

 

پنجم. با توجه به گذشت اولیاء دم از جانیان، این فاجعه ملی با نهایتا ١۴ سال زندان و ٣ میلیون تومان جریمه و ۴ سال و نیم انفصال موقت از خدمات دولتی  ظاهر سازی و رفع و رجوع شد. راستی جنبه عمومی جرم در ایران اینقدر کم اهمیت است؟ جان انسان اینقدر ارزان است؟

 

 

 

ششم. مقایسه احکام نرم صادره برای ماموران خاطی با احکام صادره برای شهروندان منتقد نشان می دهد جمهوری اسلامی نسبت به مامورانش اهل مهرورزی، گذشت و مجازات قطره چکانی و در برابر منتقدان غیرمسلحش بسیار خشن و غیرقانونی و اهل مجازات فله ای است. توجه کنید این حکم دادگاه بلخ نیست، اما بی شباهت به قضایای شهر هرت هم نیست.

 

 

 

ما نمی دانیم این حکم در تجدید نظر چقدر تخفیف خورده است و اصولا آیا از همین ١١ محکوم الآن کسی در زندان مانده یا نه. چه فرقی می کند وقتی آمران اصلی این فاجعه ملی هنوز بر کشور حکومت می کنند.

 

 

 

جرس در ادامه ابتدا خلاصه احکام مجازات متهمان را می آورد. سپس به متن کامل حکم صادره می پردازد و امید دارد حقوقدانان و وکلا به نقد حقوقی پرونده و زوایای پنهان آن همت نمایند.

 

 

***
خلاصه حکم صادره

 

متهم ردیف هفتم سرتیپ عزیزالله رجب‌زاده، فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ؛ تبرئه

متهم ردیف اول سرهنگ دوم فرج کمیجانی، فرمانده بازداشتگاه؛مجموعا: ٣۵ماه حبس، ٧٠٠ هزار تومان جریمه نقدی، ۶  ماه انفصال موقت از خدمت

متهم ردیف پنجم سرهنگ روان‌بخش فلاح؛ معاون بازداشتگاه؛ مجموعا: ١۴ ماه حبس، ٧٠٠ هزار تومان جریمه نقدی، ٣ ماه انفصال موقت از خدمت

متهم ردیف ششم سرهنگ محمد عامریان، مسئول عملیات بازرسی فاتب؛ مجموعا ١٧ ماه حبس؛ ٢٠٠ هزار تومان جریمه نقدی؛ ٣ ماه انفصال موقت از خدمت

متهم ردیف دوم استوار محمد خمیس‌آبادی، مجموعا: دو قصاص نفس (پس از اخذ نصف دیه کامل)؛ ٢٧ ماه حبس؛ یک سال انفصال موقت از خدمت؛ ٧۴ ضربه شلاق؛ ٢٠٠ هزار تومان جریمه نقدی؛ پرداخت یک سوم دیه کامل به هفت نفر

متهم ردیف ‌سوم استوار ابراهیم محمدیان، مجموعا: یک قصاص نفس (پس از اخذ نصف دیه کامل)؛ ٢٧ ماه حبس؛ یک سال انفصال موقت از خدمت؛ ٧۴ ضربه شلاق؛ ٢٠٠ هزار تومان جریمه نقدی؛پرداخت یک سوم دیه کامل به هفت نفر

متهم ردیف هشتم ستوان سوم سید کاظم گنج‌بخش فرزند سیدعلی، ۴ ماه حبس؛ ۵ماه انفصال موقت از خدمت؛ ٢٠٠ هزارتومان جریمه نقدی

متهم ردیف نهم استوار اکبر رهسپار، ٧۴ ضربه شلاق، ۴ ماه حبس؛ ٣ ماه انفصال خدمت؛ ٢٠٠ هزار تومان جریمه نقدی

متهم ردیف دهم استوار دوم حمید زندی؛ ٧٠ ضربه شلاق؛ ١٨٢ روز حبس؛ ٣ ماه انفصال موقت از خدمات دولتی؛ ٢٠٠ هزار تومان جریمه نقدی؛ پرداخت دو و هفتاد و پنج صدم درصد دیه انسان کامل

متهم ردیف یازدهم استوار دوم مجید وروایی، ٢۵ ضربه شلاق؛ ٩١ روز حبس؛ دو و ۶ صدم درصد دیه انسان کامل

متهم ردیف دوازدهم گروهبان دوم مهدی حسینی‌فر، ۱۵ماه حبس، ۶  ماه انفصال موقت از خدمت، ٢٠٠ هزار تومان جریمه نقدی؛ دو و ۶  صدم درصد دیه انسان کامل

متهم ردیف‌ چهارم غیرنظامی محمد کرمی، مجموعا: ٧۴ ضربه شلاق، ٢٣ ماه حبس، پرداخت یک سوم دیه کامل به هفت نفر

****************************************
متن کامل رای صادره بشرح زیر است:

شماره : ٨٩-۵۴

تاریخ رسیدگی ١/۴/٨٩
شعبه: دوّم

دادگاه نظامی: یک

 

رأی دادگاه:

در خصوص متهم ردیف اول سرهنگ ٢ فرج کمیجانیبا توجه به محتویات پرونده، گزارش سازمان بازرسی کل کشور، ( صفحه ٣۵٧٧ تا ٣۶٩٠) اظهارات شهود و مطلعین در مرحله تحقیقات مقدماتی و نیز در جلسه دادگاه (صفحه‌های ٣٠٣١ تا ٣٠۴٢) و اقرار صریح وی در خصوص مشارکت در تنظیم گزارش خلاف واقع (صفحه‌های ٣١٠۶ و ٣١٠٧) با تغییر عنوان اولین اتهام انتسابی وی از آمریت در ایراد ضرب و جرح نسبت به بازداشت‌شدگان به بی‌احتیاطی، بی‌مبالاتی و عدم رعایت نظامات دولتی در ارتباط با امور خدمتی منجر به تلفات جانی و صدمات بدنی در خصوص کلیه اتهام‌های مندرج در کیفرخواست دایر بر: ١- بی‌احتیاطی، بی‌مبالاتی و عدم رعایت نظامات دولتی در ارتباط با امور خدمتی منجر به تلفات جانی و صدمات بدنی ٢- محروم کردن بازداشتی‌ها از حقوق مقرر در قانون اساسی و عدم رعایت حقوق شهروندی ٣- فراهم کردن موجبات بدبینی نسبت به ناجا ۴- مشارکت در تنظیم گزارش خلاف واقع، بزهکاری وی محرز و مسلم است و دفاعیات وی و وکلای مدافع ایشان به شرح صفحه‌های ٣٠٩۶ تا ٣١٠۶ و ٣۴٨۴ تا ٣۵٠١ مبنی بر این‌که: «من همه‌ مسایل بازداشتگاه را به فلاح گزارش می‌دادم. من هیچگونه اطلاعی هم نداشتم که افسر نگهبانان بازداشتی‌ها را می‌زنند … اگر هم بوده بعد از ظهر بوده که من آن‌جا نبودم (صفحه ٣١٠١) من قبول دارم نامه را با دستور مافوقم امضا کردم. متن نامه را آقای فلاح و مرتضوی به من داد، من تایپ کردم و امضا کردم و به مرتضوی دادم. آقای مرتضوی گفت من با پزشکی قانونی صحبت کردم که علت مرگ مننژیت بوده است. (٣١٠۶) موجه نیست. زیرا اگر نامبرده به عنوان رئیس بازداشتگاه، مدیریت خوبی اعمال می‌کرد چنین اتفاقات ناگواری در آن‌جا رخ نمی‌داد. از جمله مصادیق عدم رعایت نظامات دولتی، نگهداری تعدادی از اراذل و اوباش در بین بازداشت‌شدگان این پرونده بوده و هچنین بی‌توجهی به این موضوع که محیط بازداشتگاه بسیار گرم بوده و امکانات دستشویی، تهویه و … حتی امکانات اولیه برای نماز خواندن نیز نبوده که این امر موجب محرومیت بازداشت‌شدگان از حقوق مقرر در قانون اساسی و ایجاد جو بدبینی نسبت به ناجا شده است.

بنابراین با در نظر گرفتن جهات مخففه از جمله فقد سابقه محکومیت کیفری، سوابق مفید خدمتی وی مجموع اوضاع و احوالی که موجب ارتکاب بزه گردیده است به استناد مواد ۵۴ ، ۵۵ و بند «ج» ماده ٧٨ قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح مصوب ١٣٨٢ و ماده ۵٧٠ قانون مجازات اسلامی مصوب ١٣٧۵ (تعزیزات) و با رعایت مواد ١۶، ١٧، ١٨ و ۴٧ قانون مجازات اسلامی مصوب ١٣٧٠ و ماده ٢٢ همان قانون فقط در خصوص مجازات موضوع ماده ۵٧٠ قانون مجازات اسلامی و نیر با رعایت ماده ٢ و ١۶ و (ماده ٣ قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح فقط در خصوص مجازات موضوع ماده ٧٨ همان قانون) وی را در خصوص بی‌احتیاطی، بی‌مبالاتی و عدم رعایت نظامات دولتی در ارتباط با امور خدمتی منجر به تلفات جانی و صدمات بدنی به تحمل ١٨ ماه حبس تعزیزی و در خصوص مشارکت در تنظیم گزارش خلاف واقع با در نظر گرفتن مجموع اوضاع و احوالی که موجب ارتکاب این بزه گردیده است به شرحی که در گردش کار آمده است به پرداخت جزای نقدی به مبلغ پنج میلیون ریال بدل از حبس و در خصوص دو عنوان مجرمانه‌ دیگر یعنی محروم کردن بازداشتی‌ها از حقوق مقرر در قانون اساسی، عدم رعایت حقوق شهروندی و فراهم کردن موجبات بدبینی نسبت به ناجا با در نظر گرفتن ماده ۴۶ قانون مجازات اسلامی مصوب ١٣٧٠ مبنی بر این که دو عنوان مجرمانه از باب فعل واحد دارای عناوین متعدد جرم می‌باشد با رعایت مجازات اشد (مجازات موضوع ماده ۵٧٠ قانون مجازات اسلامی)، به تحمل حبس ١٧ ماه حبس تعزیزی و انفصال موقت از خدمت به مدت ۶ ماه و نیز پرداخت جزای نقدی به مبلغ دو میلیون ریال بدل از محرومیت از شغل دولتی محکوم می‌نمایم و در اجرای تبصره ماده ١٨ قانون اسلامی ایام بازداشت قبلی از محکومیت وی کسر می‌گردد.

شماره ٨٩-۵۴ تاریخ رسیدگی: ١/۴/٨٩ شعبه دوم دادگاه نظامی یک

در خصوص متهمان ردیف‌های دوم، سوم و چهارم به ترتیب استوار محمد خمیس‌آبادی، استوار ابراهیم محمدیان و غیرنظامی محمد کرمی در خصوص مشارکت در ضرب و جرح منجر به قتل عمدی مرحومان محسن روح‌الامینی، امیر جوادی‌فر و محمد کامرانی با توجه به مجموع محتویات پرونده، گزارش سازمان بازرسی کل کشور‌ (صفحه‌های ٣۵٧٧ تا ٣۶٩٠)، اظهارات مطلعین در جلسه دادگاه (صفحه‌های ٣٠٣١، ٣٠٧٨، ٣٠۴١) و اظهارات برخی از مطلعین در مرحله تحقیقات مقدماتی مبنی بر این‌که:

١- طاها زینالی: » …. دست و زانوی بچه‌ها زخم شد بعضی از بچه‌ها مثل جوادی‌فر و روح‌الامینی غش کردند و خمیس‌آبادی هر دو نفر را کتک زد به هرکدام شش ضربه … و بعد هم خمیس‌آبادی با هردو پا روی شکم یکی از بچه‌ها رفته بود و به ما نگاه می‌کرد (صفحه ٨٩۴) … شخصا دیدم که محمدیان آقای جوادی‌فر را با لوله آب حداقل ٢ الی ٣ ضربه کتک زد.» (صفحه ٨٩٠).

٢- حامد زندی‌فر: «تمام صحبت‌های طاها زینالی را تأیید می‌کنم آقای خمیس‌آبادی روی شکم یکی از بچه‌ها رفت، انگار که روی سکو رفته و به ما نگاه می‌کرد و حتی مرحوم کامرانی نیز چند ضربه خورد. ایشان مثل عوارضی بود، می‌ایستاد و همه را کتک می‌زد (صفحه ٨٩۴) … محمدیان، امیر جوادی‌فر را ٣ الی ۴ ضربه با لوله آب زد.»

٣-مهدی بهمن‌زاده: «صحبت‌های دوستانم را قبول دارم، صحبت‌های طاها زینالی را عیناً تأیید می‌کنم. آن روز همه کتک خوردند.» (صفحه ٨٩۴)

۴-فرید ابراهیم‌زاده: «روز آخر خمیس‌آبادی افسر نگهبان بود که روح‌الامینی را با کمربند کتک زد که پشت محسن پر از خون شد.» (صفحه ٨٩۴) و (صفحه ٢١٨)

۵-حسین باغبان: «عین اظهارات طاها زینالی را تأیید می‌کنم و خودم دیدم که خمیس‌آبادی روز دوم جوادی‌فر و محسن‌ روح‌الامینی را در حالی که بی‌حال بودند و روی زمین افتاده بودند، کتک می‌زد. روز دوم خمیس‌آبادی همه را کتک زد و کسی نبود که از خمیس‌آبادی کتک نخورده باشد. (صفحه ٨٩۵) … من شب اول با جوادی‌فر بودم و به محمدیان گفتم که جوادی‌فر حالش بد است و او توجهی نکرد و با لوله آب ٣ یا ۴ ضربه به جوادی‌فر کتک زد.» (صفحه ٨٩١)

۶- محمد فرخی یگان: «… وضعیت کامرانی کاملاً مثل من بود یعنی در حد من کتک خورد.» (صفحه ٨١۴)

٧- نادر نجفی: «در مجموع با تمام بازداشتی‌ها برخورد بدی داشتند … آقای روح‌الامینی تقاضای عینک کرد که مورد ضرب و شتم قرار گرفت. بنده چون خودم هم عینکی هستم بطور واضح نمی‌دیدم که به کدام قسمت بدن ایشان ضربه می‌زدند و صدای نعره و جیغ و دادشان به سلول می‌آمد و آقایان کامرانی و جوادی‌فر را نیز در آن‌جا شکنجه می‌دادند.» (صفحه ١١۴١)

٨-پیمان شهنابی: «مرحوم روح الامینی را به شدت مورد ضرب و شتم قرار دادند که در اثر این ضربات منجر به فوت آن مرحوم شد … مرحوم امیر جوادی‌فر را که در اثر خوردن لوله آب دنده‌هایش شکسته بود مجبور به کلاغ پر رفتن می‌کردند .. مرحوم کامرانی هم در اثر ضربات شدیدی که بر وی وارد شده بود و بر اثر بی‌آبی و عفونت شدید در گذشت.» (صفحه ١١۵۴)

٩- مسعود علیزاده: «آقای خمیس‌آبادی با کمربند یک ضربه محکم پشت محسن روح‌الامینی زد و چون کمر آن مرحوم چرک‌های زیادی داشت ترکید و لباس‌هایش چرکی شد.»

همچنین با توجه به نظریه‌‌های مختلف پزشکی قانونی مبنی بر این‌که اوّلا علت تامه فوت، عوارض ناشی از صدمات متعدد جسمانی متعاقب اصابت جسم سخت است و شرایط بد نگهداری جزیی از علت تامه فوت نمی‌باشد. (صفحه‌های ٣۴٢٧ و ٣۴٢٨) و ثانیاً مجموع صدمات و جراحات وارده در طی ٧٢ ساعت قبل از مرگ منجر به فوت گردیده است. (صفحه‌های ٢٢۴٩ تا صفحه ٢٢۵١ و ٣۴١۶) و ثالثاً مجموع صدمات وارده به هرکدام از مرحومین روح‌الامینی، کامرانی و جوادی‌فر نوعاً کشنده بوده است. (صفحه ٣۵۴۵) و از سوی دیگر برابر دفتر ثبت وقایع بازداشتگاه و اقرار صریح متهمان، در محدوده زمانی فوق (٧٢ ساعت قبل از فوت) افراد دیگری جز متهمان مذکور حق ورود به بازداشتگاه را نداشته‌اند و نیز با توجه به اظهار خود متهمان مبنی بر اینکه: خمیس‌آبادی: «من تنبیه کردم اما چهار دست و پا و سوار هم شدن نداشتیم (صفحه ٣١۴٧) … با توجه به شرایط زندان و جلوگیری از شروع درگیری یک عدد لوله آب پلاستیکی جهت محافظت از جان خود به همراه داشتم. یک نفر افسر نگهبان باید ۵٠٠ نفر را کنترل کند. قبول دارم که اشتباه کرده‌ام ممکن است افسر نگهبان در اثر خستگی بعضی اوقات عصبانی شود … قبول دارم که آن ها را پا مرغی برده‌ام …»

محمدیان: «این اظهارات را قبول دارم که چند ضربه کف دست ۴، ۵ نفر زده‌ام که ممکن است متوفیان هم جزء آن‌ها باشند. (٩۴١ جلد پنجم) … کسی که نظم زندان را به هم می‌زد چند ضربه کف دست آن‌ها می‌زدم .. هیچ‌کس مجوز زدن به من نداده بود فقط به لحاظ این‌که تعداد بازداشتی‌ها زیاد بود … در خصوص کتک زدن متهمین عرض کنیم که فقط تنبیه چند ضربه به کف دستانشان می‌زدم … (صفحه ٨٩٢) می‌خواستم نظم را برقرار کنم (١٣۵٨ جلد ٧) … قبول دارم اشتباهاتی داشته‌ام که بر کف دست چند نفر زده‌ام.» (٢١۶۵)

بنابراین با توجه به اقرار ضمنی متهمان مبنی بر تنبیه و ایراد ضرب نسبت به مقتولان (روح‌الامینی و جوادی‌فر) و همچنین قرائن و امارات مورده اشاره که موجب حصول علم گردید؛ بزهکاری متهمان ردیف‌های دوم و سوم به ترتیب استوار محمد خمیس‌آبادی و استوار ابراهیم محمدیان در خصوص ایراد ضرب و جرح منتهی به قتل عمدی دو نفر از مقتولین مرحوم محسن روح‌الامینی و امیر جوادی‌فر، محرز و مسلم است و دفاعیات آنان و وکلای مدافعشان (صفحه‌های ٣۵٢٠ تا ٣۵٣٣ و ٣۵۵١ تا ٢۵٧۵) موجه نیست. زیرا کشته شدن مقتولان در طی ٧٢ ساعت قبل از مرگ به واسطه ضربات وارده که نوعاً کشنده بود، جز توسط متهمان مذکور فرض دیگری ندارد. لهذا به استناد مواد ٢٠۵، بند ب ٢٠۶، ٢١۴ و ٢١۵، ١٠۵، ١٢٩ و ٢٣١ قانون مجازات اسلامی مصوب ١٣٧٠ و نظر به تقاضای قصاص از سوی اولیای دم و عدم گذشت آنان هردو نفر را با رد فاضل دیه (یک دوم دیه کامل مرد مسلمان) از سوی هرکدام از اولیای دم متوفیان (روح‌الامینی و جوادی‌فر) در حق جانیان به قصاص نفس محکوم می‌نمایم و در خصوص ایراد ضرب و جرح منتهی به قتل عمدی مرحوم محمد کامرانی فقط بزهکاری ردیف دوم (استوار محمد خمیس‌آبادی) محرز است زیرا با توجه به نظریه پزشکی قانونی (صفحه‌های ٣۴١۶ و ٣۴١٧) که فقط ضربات وارده در طی ٧٢ ساعت قبل از مرگ را مؤثر در قتل دانسته است و برابر دفتر ثبت وقایع در طول این مدت فقط نامبرده به عنوان افسر نگهبان در بازداشتگاه بوده و متهم ردیف سوم ابراهیم محمدیان در ایام استراحت بوده و در بازداشتگاه حضور نداشته است در نتیجه در این فاصله زمانی ایراد ضربی از سوی وی نسبت به مرحوم محمد کامرانی متصور نیست.

لهذا به استناد مواد ٢٠۵ و بند ب ماده ٢٠۶ و مواد ١٠۵، ١٢٠ و ٢٣١ قانون مجازات اسلامی مصوب ١٣٧٠ و نظر به تقاضای اولیای دم و عدم گذشت آنان، متهم ردیف دوم استوار خمیس‌آبادی را در خصوص قتل مرحوم محمد کامرانی به قصاص نفس محکوم می‌نمایم و امّا متهم ردیف سوم استوار محمدیان را در مورد قتل مرحوم محمد کامرانی به علت عدم تصور ایراد ضرب مؤثر در قتل در این فاصله زمانی از سوی وی و همچنین متهم ردیف چهارم محمدرضا کرمی را در مورد قتل هر سه نفر از متوفیان روح‌الامینی، کامرانی و جوادی‌فر به علت انکار شدید وی، فقط دلیل کافی و علم‌آور نسبت به انتساب اتهام مذکور به استناد اصل ٣٧ قانون اساسی و اصل مستحکم برائت تبرئه می‌کنم و در خصوص محروم کردن بازداشتی‌ها از حقوق مقرر در قانون اساسی و عدم رعایت حقوق شهروندی و فراهم کردن موجبات بدبینی نسبت به ناجا نیز با توجه به محتویات پرونده، اظهارات متهمان و لایحه دفاعیه وکلای مدافع ایشان و نیز با توجه به اظهار مطلعان و شهادت شهود در جلسه دادگاه (صفحه‌های ٣٠٣١ تا ٣٠۴٢) و اظهارات مطلعان در مرحله تحقیقات مقدماتی، بزهکاری متهمان ردیف‌های دوم و سوم (خمیس‌آبادی و محمدیان) را محرز و مسلم می‌دانم و به استناد ماده ۵٧٠ قانون مجازات اسلامی (تعزیزات) مصوب ١٣٧۵ و ماده ۵۵ قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح و با رعایت ماده ١۶، ١٧، ١٨، ٢٢ قانون مجازات اسلامی و نیز با رعایت مواد ٢ و ١۶ قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح و مجموع اوضاع و احوالی که موجب ارتکاب بزه گردیده است و نیز با در نظر گرفتن ماده ۴۶ قانون مجازات اسلامی مبنی بر اینکه دو عنوان مجرمانه از باب فعل واحد دارای عناوین متعدد جرم می‌باشد با رعایت مجازات اشد هرکدام را به تحمل ١۵ ماه حبس تعزیزی و انفصال موقت به مدّت یک سال و جزای نقدی به مبلغ دو میلیون ریال بدل از محرومیت شغل دولتی محکوم می‌نمایم.

در خصوص مشارکت در ایراد ضرب و جرح و اهانت نسبت به شکات نیز با توجه به اظهارات شهود و مطلعان به شرحی که گذشت و نیز با عنایت به نظریه‌های پزشکی قانونی، بزهکاری هر سه نفر را محرز و مسلم می‌دانم و به استناد مواد ٢۶٩ و ۶١۴ و تبصره ٢ ماده ٣٠٢ و ۶٠٨ قانون مجازات اسلامی و با رعایت مواد ١۶، ١٧ و (٢٢ قانون مجازات اسلامی فقط در خصوص مجازات موضوع ماده ۶١۴ همان موضوع) هر کدام از سه نفر را در خصوص اهانت نسبت به شکات به تحمل ٧۴ ضربه شلاق تعزیزی و در خصوص ایراد ضرب و جرح، علاوه بر پرداخت دیه به شرح ذیل در حق مجنی‌علیهم، به سبب اخلال در نظم جامعه و بیم تجری هرکدام از متهمان ردیف‌های دوم و سوم محمد خمیس‌ابادی و ابراهیم محمدیان را به تحمل یک سال حبس تعزیزی و متهم ردیف چهارم غیر نظامی محمد کرمی را با توجه به داشتن سابقه محکومیت کیفری به تحمل حبس ٢٣ ماه حبس تعزیری از حیث جنبه عمومی جرم محکوم می‌نمایم:

الف) پرداخت دیه ظرف مدت یک سال از زمان وقوع جرح توسط هر سه نفر به صورت مشترک در حق مجنی علیه شاهین فتحی برابر گواهی پزشکی قانونی صفحه ١١٣۴ جلد ۶ به شرح ذیل می‌باشد:

١- در خصوص تغییر شکل و تورم ناشی از نیمه دررفتگی در مفصل انگشت شست به کف دست چپ که حاکی از آسیب لیگامانی (تاندونی) در محل مفصل مذکور است به استناد ماده ۴٨۵ قانون مجازات اسلامی به میزان یک درصد دیه کامل مرد مسلمان به عنوان ارش.

٢- در خصوص تورم مفصل بین انگشتی انگشت دوم دست راست که ناشی از آسیب نسوج نرم این ناحیه است به استناد مواد ۴٨۵ و ۴٩۵ قانون مجازات اسلامی به میزان نیم درصد دیه کامل مرد مسلمان به عنوان ارش.

٣- در خصوص جراحت در حال بهبودی معادل (دامیه) در سطح خارجی بازوی راست به استناد مواد ۴٨٠، ۴٨١ و ۴٩۶ قانون مجازات اسلامی به میزان یک صدم دیه کامل مرد مسلمان.

۴- در خصوص ساقط شدن ناخن انگشت شست پای چپ با توجه به رویش ناخن جدید به استناد مواد ۴٢٩ و ۴٩۶ قانون مجازات اسلامی به میزان پنج هزارم دیه کامل مرد مسلمان.

ب) پرداخت دیه ظرف مدت یک سال از زمان وقوع جرم توسط هر سه نفر از مرتکبان به صورت مشترک و علی‌السویه در حق مجنی علیه پوریا رمضانیان برابر گواهی پزشکی قانونی (صفحه ۶٣٩ جلد ۴) به شرح ذیل می‌باشد:

١- در خصوص جوشگاه جراحت التیام یافته خلف انگشت سوم پای راست (دامیه) به استناد بند ٢ ماده ۴٨٠ قانون مجازات اسلامی با رعایت ماده ۴٨١ همان قانون به میزان یک هزار و پانصد م دیه کامل مرد مسلمان

ج- پرداخت دیه ظرف مدت یک سال از زمان وقوع جرح توسط هر سه نفر به صورت مشترک و علی‌السویه در حق مجنی علیه نادر خبره برابر گواهی‌های پزشکی (صفحه ٨۶۶ جلد ۵ و صفحه ١٣٢٢ جلد ٧ و صفحه ٣٧٠٩ و ٣٧٣١ جلد ١٩) به شرح ذیل می‌باشد:

١- در خصوص جراحت واجد ترشح غیر عادی در ناحیه آهیانه‌ای پس سری طرف چپ (دامیه) به استناد بند ٢ ماده ۴٨٠ قانون مجازات اسلامی به میزان دو صدم دیه کامل مرد مسلمان

٢- در خصوص تورم شدید آهیانه‌ای پس سری طرف چپ و تورم ناحیه پس سری طرف چپ خلف لاله گوش به استناد مواد ۴٨۵ و ۴٩۵ قانون مجازات اسلامی مجموعاً به میزان یک صدم دیه کامل مرد مسلمان به عنوان ارش.

٣- در خصوص جراحت‌های متعدد در مراحل پایانی التیام در بازوی چپ و راست و ساعد دست راست و چپ هر چهار مورد در حد دامیه به استناد مواد ۴٨٠، ۴٨١ و ۴٩۵ قانون مجازات اسلامی مصوب ١٣٧٠ مجموعا چهار صدم دیه کامل مرد مسلمان و در خصوص ارش تورم بازوی راست به میزان نیم در صد دیه کامل به عنوان ارش.

۴- جراحت وسیع با ترشح عفونی در قوزک خارجی مچ پای چپ در حد دامیه به استناد مواد ۴٨٠، ۴٨١ و ۴٩۶ قانون مجازات اسلامی به میزان یک درصد دیه کامل و در خصوص تورم قوزک پای چپ به میزان نیم در صد دیه کامل به عنوان ارش به استناد مواد ۴٨۵ و ۴٩۵ قانون مجازات اسلامی مصوب ١٣٧٠.

۵- زخم در مراحل پایانی التیام زانوی راست (حارصه) به استناد ماده ۴٨٠، ۴٨١ و ۴٩۶ قانون مجازات اسلامی به میزان نیم درصد دیه کامل مرد مسلمان.

۶- جراحت در مراحل پایانی التیام در کف پای راست و چپ در حد حارصه به استناد مواد ۴٨٠، ۴٨١ و ۴٩۶ قانون مجازات اسلامی مجموعاً به میزان یک در صد دیه کامل مرد مسلمان

٧-در خصوص عوارض روانی به میزان ده درصد دیه کامل مرد مسلمان به عنوان ارش.

د- پرداخت دیه ظرف مدت یک سال از زمان وقوع جرح توسط هر سه نفر به صورت مشترک و علی‌السویه در حق مجنی علیه مسعود علی‌زاده برابر گواهی‌های پزشکی قانونی (صفحه‌های ٣٨ جلد ١ و ۶٢٨ و ۶٢٩ جلد ۴) به شرح ذیل می‌باشد:

در خصوص جوشگاه جراحت‌های ساق پای راست، خارج زانوی راست، خلف مچ پای راست، خلف ساق پای چپ، خارج مچ پای چپ، خلفی فوقانی بازوی چپ و کتف چپ و ناحیه داخلی ساعد چپ، همگی ٨ مورد در حد «دامیه» به استناد مواد ۴٨١، ۴٨٠ و ۴٩۶ قانون مجازات اسلامی به میزان هشت صدم دیه کامل مرد مسلمان.

٨- در خصوص جراحت پس سر طرف چپ و پشت لب فوقانی طرف راست هر دو در حد «دامیه» به استناد مواد ۴٨٠ و ۴٩۶ قانون مجازات اسلامی به میزان چهار صدم دیه کامل مرد مسلمان.

٩- در خصوص ۵ مورد آثار کبودی نواری ناحیه پهلوی طرف چپ، ناحیه زیر کتف راست، روی شکم، ناحیه فوقانی بازوی چپ و قدامی فوقانی شانه چپ به استناد بند «د» مواد ۴٨۴ و ۴٩۶ قانون مجازات اسلامی مصوب ١٣٧٠ جمعاً به میزان ۵/٧ دینار .

هـ – پرداخت دیه ظرف مدت یک سال از زمان وقوع جرح توسط هر سه نفر به اضافه متهم ردیف دهم حمید زندی به صورت مشترک در حق مجنی علیه سید میلاد حسینی برابر گواهی پزشکی قانونی (صفحه ٣٠٧۵ جلد ١۶) به شرح ذیل می‌باشد:

در خصوص دو مورد تغییر رنگ طویل ساعد چپ و قدام راست قفسه صدری به استناد بند «د» ماده ۴٨۴ قانون مجازات اسلامی جمعاً به میزان ۵/١ دینار .

ط- پرداخت دیه ظرف مدت یک سال از زمان وقوع جرح توسط هر سه نفر به صورت مشترک در حق مجنی علیه پیمان شهنایی برابر گواهی پزشکی قانونی (صفحه ٢٣٣٨ جلد ١٢) به شرح ذیل می‌باشد:

١- در خصوص جوشگاه مربوط به جراحت لاله گوش چپ در حد (دامیه) به استناد ماده ۴٨٠ قانون مجازات اسلامی به میزان دو درصد دیه کامل مرد مسلمان.

٢- در خصوص جوشگاه مربوط به دو جراحت پشت دست راست و کنار زانوی راست در حد (دامیه) به استناد مواد ۴٨٠ و ۴٨١ قانون مجازات اسلامی جمعاً به میزان دو درصد دیه کامل مرد مسلمان.

٣- در خصوص شکستگی بیست در صد قسمت نمایان دندان قدامی به استناد ماده ۴٠٨ قانون مجازات اسلامی به میزان یک درصد دیه کامل مرد مسلمان به عنوان ارش.

۴- در خصوص شکستگی پنج در صد از قسمت نمایان دندان قدامی (یک دندان) به استناد ماده ۴٠٨ قانون مجازات اسلامی به میزان بیست و پنج صدم درصد دیه کامل مرد مسلمان.

۵- در خصوص شکستگی ٢۵٪ از قسمت نمایان دندان خلفی (یک دندان) به استناد ماده ۴٠٨ قانون مجازات اسلامی به میزان نیم در صد دیه کامل مرد مسلمان.

۶- در خصوص شکستگی ده درصد از قسمت نمایان دندان قدامی (یک دندان) به استناد ماده ۴٠٨ قانون مجازات اسلامی به میزان نیم درصد دیه کامل مرد مسلمان.

٧- در خصوص شکستگی پنج درصد از قسمت نمایان دندان قدامی (یک دندان) به استناد ماده ۴٠٨ قانون مجازات اسلامی به میزان بیست و پنج درصد دیه کامل مرد مسلمان.

و در خصوص ایراد ضرب و اهانت به ٧ تن از شکات به اسامی محسن صادقی اصفهانی، مهدی بهمن‌زاده، امیر اصغری، حامد ملک‌زاده، علی نجاری،‌رضا احمدی و سامان گنجی با توجه به گذشت منجر آنان به ترتیب شرح صفحه‌های (٢٩۴٩ جلد ١۵)- (٣٠٢١ جلد ١۶) – (٢٩۵٠ جلد ١۵ و ٢٩٨٣ جلد ١۶) – (٢٩۴٨ جلد ١۵) – (٢٩٢۴ جلد ١۶) – (٢٩٢۵ جلد ١۶)- (٢٩٢۵ جلد ١۶) در خصوص هر سه متهم به استناد بند «٢» ماده (٨) قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ١٢٩٠ قرار موقوفی تعقیب صادر می کنم.

 

 

در خصوص متهم ردیف پنجم سرهنگ روان‌بخش فلاح فرزند بهرام، با توجه به مجموع محتویات پرونده، گزارش سازمان بازرسی کل کشور به شرح‌های صفحه ٣۵٧٧ تا ٣۶٩٠ و نیز اقرار صریح وی در خصوص مشارکت در تنظیم گزارش خلاف واقع در مورد کلیه اتهام‌های مندرج در کیفر خواست دایر بر: ١- مشارکت در تنظیم گزارش خلاف واقع ٢- بی‌احتیاطی، بی‌مبالاتی و عدم رعایت نظامات دولتی در ارتباط با امور خدمتی منجر به تلفات جانی و صدمات بدنی ٣- محروم کردن بازداشتی‌ها از حقوق مقرر در قانون اساسی و عدم رعایت قانون حقوق شهروندی ۴- فراهم کردن موجبات بدبینی نسبت به ناجا، بزهکاری وی محرز و مسلم است و دفاعیات وی و وکلای مدافع ایشان به شرح‌ صفحه‌های ٣۴۵۴ تا ٣۴۶٢، ٣۵۵١ تا ٣۵۵٧ و ٣۵٢٠ تا ٣۵٣٣ موجه نیست. زیرا بازداشتگاه زیر نظر ایشان اداره می‌شده و همه برنامه‌های بازداشتگاه از سوی ایشان ابلاغ می‌شده و مطلع نبودن ایشان از اعمال خلاف قانون و خلاف شئون اسلامی که در آن‌جا رخ داده‌، مسموع نیست. بنابراین با در نظر گرفتن جهات مخففه از جمله سوابق مفید خدمتی، تشویق‌های انجام گرفته از سوی ناجا و مجموع اوضاع و احوالی که موجب ارتکاب بزه گردیده است به استناد مواد ۵۴، ۵۵ و بند «ج» ماده ٧٨ قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح و ماده ۵٧٠ قانون مجازات اسلامی و با رعایت مواد ١۶، ١٧، ١٨، (٢٢ فقط در خصوص مجازات موضوع ماده ۵٧٠ قانون مجازات اسلامی) و ۴٧ قانون مجازات اسلامی و نیز با رعایت ماده ٢ و ١۶ قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح و (٣ فقط در خصوص مجازات موضوع ماده ٧٨ همان قانون، وی را در خصوص بی‌احتیاطی، بی‌مبالاتی و عدم رعایت نظامات دولتی در ارتباط با امور خدمتی به تحمل هشت ماه حبس تعزیزی و در خصوص مشارکت در تنظیم گزارش خلاف واقع با توجه به کیفیت ارتکاب بزه به شرحی که در گردشکار آمده است به پرداخت جزای نقدی به مبلغ پنج میلیون ریال بدل از حبس و در خصوص دو عنوان مجرمانه‌ دیگر یعنی محروم کردن بازداشتی‌ها از حقوق مقرر در قانون اساسی، عدم رعایت حقوق شهروندی و فراهم کردن موجبات بدبینی نسبت به ناجا با در نظرگرفتن ماده ۴۶ قانون مجازات اسلامی یعنی فعل واحد دارای عناوین متعدد جرم با رعایت مجازات اشد (مجازات موضوع ماده ۵٧٠ قانون مجازات اسلامی) به تحمل شش ماه حبس تعزیزی و انفصال موقت از خدمت به مدت ٣ ماه و پرداخت جزای نقدی به مبلغ دو میلیون ریال بدل از محرومیت شغل دولتی محکوم می‌کنم. و در اجرای تبصره ماده ١٨ قانون مجازات اسلامی ایام بازداشت قبلی متهم از محکومیت آن کسر می‌گردد.

 

در خصوص متهم ردیف ششم سرهنگ محمد عامریان فرزند رحیم، با توجه به مجموع محتویات پرونده، گزارش سازمان بازرسی کل کشور به شرح صفحه‌های ٣۵٧٧ تا ٣۶٩٠، اظهارات مطلعین در مرحله تحقیقات مقدماتی و نیز در جلسه دادگاه‌ (صفحه‌های ٣٠٣١ تا ٣٠۴٢) در مورد کلیه اتهام‌های انتسابی مندرج در کیفرخواست دایر بر: ١- بی‌احتیاطی و بی‌مبالاتی و عدم رعایت نظامات دولتی در ارتباط با امور خدمتی منجر به تلفات جانی و صدمات بدنی. ٢- فراهم کردن موجبات بدبینی نسبت به ناجا. ٣- محروم کردن بازداشتی‌ها از حقوق مقرر در قانون اساسی و عدم رعایت حقوق شهروندی، بزهکاری وی محرز و مسلم است و دفاعیات وی و وکلای مدافع ایشان به شرح صفحه‌های ٣۵٢٠ تا ٣۵٣٣ و ٣۵۵١ تا ٣۵٧۵ موجه نیست. بنابراین با در نظر گرفتن جهات مخففه از جمله فقد سابقه محکومیت کیفری، سوابق مفید خدمتی، تشویقی‌های مندرج در پرونده پرسنلی و مجموع اوضاع و احوالی که موجب ارتکاب و بزه گردیده است به استناد مواد ۵۴ و ۵۵ قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح مصوب ١٣٨٢ و ماده ۵٧٠ قانون مجازات اسلامی (تعزیزات) مصوب ١٣٧۵ و با رعایت مواد ١۶، ١٧، ١٨، ٢٢ و ۴٧ قانون مجازات اسلامی مصوب ١٣٧٠ و نیز با رعایت ماده ٢ و ١۶ قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح با توجه به اینکه بازداشتگاه زیر نظر مستقیم بازرسی فاتب بوده و مشارالیه مسئول عملیات آن بازرسی بوده و کوتاهی و قصور وی در انجام وظایف محول، روشن است. بنابراین وی را در خصوص بی‌احتیاطی، بی‌مبالاتی و عدم رعایت نظامات دولتی در ارتباط با امور خدمتی به تحمل ده ماه حبس تعزیزی و در خصوص دو عنوان مجرمانه دیگر یعنی محروم کردن بازداشتی‌ها از حقوق مقرر در قانون اساسی، عدم رعایت حقوق شهروندی و فراهم کردن موجبات بدبینی نسبت به ناجا با در نظر گرفتن ماده ۴۶ قانون مجازات اسلامی مصوب ١٣٧٠ یعنی فعل واحد دارای عناوین متعدد جرم با رعایت مجازات اشد (مجازات موضوع ماده ۵٧٠ قانون مجازات اسلامی) به هفت ماه حبس تعزیزی و انفصال موقت از خدمت به مدت ٣ ماه و پرداخت جزای نقدی مبلغ دو میلیون ریال بدل از محرومیت از شغل دولتی محکوم می‌نمایم. و در اجرای تبصره ماده ١٨ قانون مجازات اسلامی مصوب ١٣٧٠ ایام بازداشت قبلی متهم از محکومیت وی کسر می‌گردد.

در خصوص متهم ردیف هفتم سرتیپ عزیزالله رجب‌زاده فرزند سلمان، با توجه به مجموع محتویات پرونده، دفاعیات وی در جلسه دادگاه مبنی بر این‌که «در طول ٣١ سال خدمتم حتی یک تذکر شفاهی هم نداشته‌ام … یکی از اتهام‌های من امریت در گزارش خلاف در خصوص موضوع مننژیت است ای کاش آقای مرتضوی هم به عنوان مطلع اینجا می‌آمد تا روشن می‌شد که کجای کار من اَمریت بوده است؟! تا زمانی که کمیجانی (متهم ردیف اول) در دادگاه صحبت کرد من نمی‌دانستم موضوع گزارش خلاف واقع چیست؟ … آقای مرتضوی را در جلسه دیدم به من گفت که آقای فلاح پیش من بیاید با او کار دارم من هم به دفترم اعلام کردم که فلاح نزد مرتضوی برود. به ما چه مربوط است که علت مرگ مننژیت باشد یا چیز دیگر؟ من شخصاً از روز اول که به تهران آمدم با کهریزک مخالف بودم دوستان من شاهد بودند حتی یک بار هم طرح اراذل و اوباش را اجرا نمی‌کردم من طرح امنیت اجتماعی و انضباط اجتماعی را اجرا کردم و اسم آن را طرح انضباط اجتماعی گذاشتم … من کجا بی‌مبالاتی کرده‌ام حدود ١٠ ماه در خیابان‌ها به صورت سه شیفته درگیر بودیم بایستی امنیت ١٢ میلیون نفر را تأمین می‌کردم. در این مدت حدود ١١ میلیون تماس تلفنی داشتیم، ۴٣٠ رده و ٨٣٠ کلانتری داریم ٢٧ پایگاه داریم. من باید همه‌ این‌ها را مدیریت می‌کردم بازداشتگاه زیر نظر معاونت بازرسی اداره می‌شد همیشه می‌پرسیدم و گزارش می‌گرفتم … »

لذا ضمن موجه دانستن دفاعیات وی مبنی بر اینکه هیچگونه دستوری مبنی بر اَمریت در تنظیم گزارش خلاف واقع نداشته است و هیچگونه بی‌احتیاطی و بی‌مبالاتی در انجام وظیفه نداشته است و اصولاً برای انجام کارهای بازداشتگاه علاوه بر رئیس بازداشتگاه، معاون بازرسی ایشان نیز به صورت مستقیم نظارت داشته و به وی گزارش می‌داده در طول این مدت هیچگونه گزارش منفی در خصوص اداره بازداشتگاه به وی نشده است. بنابراین به علت عدم احراز وقوع بزه به استناد اصل ٣٧ قانون اساسی و اصل مستحکم برائت وی را در خصوص هردو اتهام تبرئه می‌کنم.

در خصوص متهم ردیف هشتم ستوان سوم سید کاظم گنج‌بخش فرزند سیدعلی، با توجه به مجموع محتویات پرونده، گزارش سازمان بازرسی کل کشور (صفحه‌های ٣۵٧٧ تا ٣۶٩٠) اظهارات شهود و مطلعان در مرحله تحقیقات مقدماتی و نیز در جلسه دادگاه (صفحه‌های ٣٠٣١ تا ٣٠۴٢) در خصوص اتهام‌های انتسابی به وی مبنی بر ١- محروم کردن بازداشتی‌ها از حقوق مقرر در قانون اساسی و عدم رعایت حقوق شهروندی ٢- فراهم کردن موجبات بدبینی نسبت به ناجا بزهکاری وی محرز و مسلم است و دفاعیات وی و وکیل مدافعش به شرح صفحه‌های ٣۴٧٧ تا ٣۴٨٨ جلد ١٨ و نیز صفحه‌های ٣۵۵١ تا ٣۵٧۵ و همچنین صفحه‌های ٣۵٢٠ تا ٣۵٣٣ جلد ١٨ موجه نیست. بنابراین با در نظر گرفتن جهات مخففه از جمله سوابق خدمتی وی و مجموع اوضاع و احوالی که موجب ارتکاب بزه گردیده است به استناد ماده ۵۵ قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح مصوب ١٣٨٢ و ماده ۵٧٠ قانون مجازات اسلامی ( تعزیرات) مصوب ١٣٧۵ و با رعایت مواد ١۶، ١٧، ١٨ و ٢٢ و نیز با رعایت مواد ٢ و ١۶ قانون مجازات اسلامی مصوب ١٣٧٠ و همچنین با در نظر گرفتن ماده ۴۶ قانون مجازات اسلامی مبنی بر اینکه هر دو عنوان مجرمانه از باب فعل واحد دارای عناوین متعدد جرم می‌باشد با رعایت مجازات اشد وی را به تحمل ۴ ماه حبس تعزیزی با احتساب ایام بازداشت قبلی و انفصال موقت از خدمت به مدت پنج ماه و پرداخت جزای نقدی به مبلغ دو میلیون ریال بدل محرومیت از شغل دولتی محکوم می‌نمایم و در خصوص ایراد ضرب و جرح و اهانت به شاکی مسعود علیزاده با توجه به انکار شدید وی و اظهارات او مبنی بر اینکه شاکی او را عوضی گرفته و تأیید این موضوع از سوی دو تن از متهمان که خود از ضاربان این شاکی هستند، به علت عدم احراز وقوع بزه ضرب و جرح و اهانت نسبت به مسعود علیزاده به استناد اصل ٣٧ قانون اساسی و نیز اصل مستحکم برائت وی را در این خصوص تبرئه می‌نمایم. و در اجرای تبصره ماده ١٨ قانون مجازات اسلامی مصوب ١٣٧٠ ایام بازداشت قبلی از محکومیت وی کسر می‌گردد.

در خصوص متهم ردیف نهم استوار اکبر رهسپار فرزند جمعه‌علی، با توجه به مجموع محتویات پرونده، گزارش سازمان بازرسی کل کشور (٣۵٧٧ تا ٣۶٩٠) اظهارات شهود و مطلعان در مرحله تحقیقات مقدماتی و نیز در جلسه دادگاه (صفحه‌های ٣٠٣١ تا ٣٠۴٢) در خصوص اتهام‌های مندرج در کیفر خواست دایر بر :

١- مشارکت در ایراد ضرب و جرح و اهانت نسبت به شکایات هومن رجبی‌، هاتف سلطانی، طاها زینالی و سامان گنجی .

٢- محروم کردن بازداشتی‌ها از حقوق مقرر در قانون اساسی و عدم رعایت حقوق شهروندی.

٣- فراهم کردن موجبات بدبینی نسبت به ناجا بزهکاری وی محرز و مسلم است و دفاعیات وی و وکلای مدافع ایشان (صفحه‌های ٣۴٧٢ تا ٣۴٧۶) موجه نیست. بنابراین با در نظر گرفتن جهات مخففه از جمله فقد سابقه محکومیت کیفری، سوابق خدمتی و مجموع اوضاع و احوالی که موجب ارتکاب بزه گردیده است وی را به استناد ماده ۵۵ قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح و مواد ۵٧٠ و ۶٠٨ قانون مجازات اسلامی با رعایت مواد ١۶، ١٧، ١٨ و ۴٧ قانون مجازات اسلامی و (ماده ٢٢ صرفاً در خصوص مجازات موضوع ماده ۵٧٠ همان قانون) و نیز با رعایت مواد ٢ و ١۶ قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح در خصوص اهانت به شکات به تحمل ٧۴ ضربه شلاق تعزیزی و در خصوص ایراد ضرب نسبت به شکات، با توجه به اینکه هیچکدام آن‌ها گواهی پزشکی قانونی ارائه نکرده‌اند و هیچگونه جرحی به آنان وارد نشده است و دلیلی نسبت به ایراد ضرب ساده هم وجود ندارد. لهذا به استناد اصل ٣٧ قانون اساسی و اصل مستحکم برائت وی را در این خصوص تبرئه می‌کنم و در خصوص دو عنوان اتهامی یعنی رعایت عدم حقوق شهروندی و فراهم کردن موجبات بدبینی نسبت به ناجا با در نظر گرفتن ماده ۴۶ قانون مجازات اسلامی مبنی بر اینکه هر دو عنوان مجرمانه از باب فعل واحد دارای عناوین متعدد جرم م‌باشد (موضوع ماده ۵٧٠ قانون مجازات اسلامی) به تحمل چهارماه حبس تعزیزی با احتساب ایام بازداشت قبلی و انفصال موقت از خدمت به مدت سه ماه پرداخت و جزای نقدی به مبلغ دو ریال بدل از محرومیت از شغل دولتی محکوم می‌نمایم و در خصوص ایراد ضرب و اهانت نسبت به دو تن از شکات به اسامی مهدی بهمن‌زاده و سامان گنجی با توجه به گذشت منجر آنان به شرح صفحه‌های ٣٠٢١ جلد ١۶ و ٢٩٢۵ جلد ١۶ به استناد بند «٢» ماده (٨) قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ١٢٩٠ قرار موقوفی تعقیب صادر می‌کنم و در اجرای تبصره ماده ١٨ قانون مجازت اسلامی مصوب ١٣٧٩ ایام بازداشت قبلی متهم از محکومیت وی کسر می‌گردد.

 

در خصوص متهم ردیف دهم استوار دوم حمید زندی فرزند علی قربان، با توجه به مجموع محتویات پرونده، گزارش سازمان بازرسی کل کشور (٣۵٧٧ تا ٣۶٩٠) اظهارات مطلعان در مرحله تحقیقات مقدماتی در خصوص کلیه‌ اتهام‌های مندرج در کیفرخواست دایر بر: ١- مشارکت در ایراد ضرب و جرح و اهانت نسبت به شکات آقایان سید میلاد حسینی، پوریا حسین ٢- فراهم کردن موجبات بدبینی نسبت به ناجا ٣- محروم کردن بازداشتی‌ها از حقوق مقرر در قانون اساسی و عدم رعایت حقوق شهروندی بزهکاری وی محرز و مسلم است و دفاعیات وی و وکیل مدافعش (صفحه‌های ٣۵۵١ تا ٣۵٧۵ و ٣۵٢٠ تا ٣۵٣٣) موجه نیست. بنابراین با در نظر گرفتن جهات مخففه از جمله فقد سابقه محکومیت کیفری، سوابق خدمتی و مجموع اوضاع و احوالی موجب ارتکاب بزه گردیده است وی را به استناد ماده ۵۵ قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح و مواد ۵٧٠ ، ٣٠٢ و ۶٠٨ و تبصره ٢ ماده ٢۶٩ قانون مجازات اسلامی با رعایت مواد ١۶، ١٧، ١٨ و ۴٧ قانون مجازات اسلامی و (ماده ٢٢ صرفاً در مورد مجازات موضوع ماده ۵٧٠ همان قانون) و نیز با رعایت مواد ٢، ۴ و ١۶ قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح در خصوص اهانت به شکات به تحمل ٧٠ ضربه شلاق تعزیزی و در خصوص ایراد ضرب و جرح نسبت به شکات علاوه بر پرداخت دیه به شرح ذیل به سبب اخلال در نظم جامعه و بیم تجری به تحمل نود و یک روز حبس تعزیزی محکوم می‌نمایم.

الف) پرداخت دیه ظرف مدت یک سال از زمان وقوع جرم توسط متهم ردیف دهم استوار دوم حمید زندی به اضافه متهمان ردیف‌های دوم، سوم و چهارم به ترتیب محمد خمیس‌آبادی، ابراهیم محمدیان، محمدرضا کرمی به صورت مشترک و علی‌السویه در حق مجنی علیه سید میلاد حسینی برابر گواهی پزشکی قانونی (صفحه ٣٠۵٧ جلد ١۶)، در خصوص دو مورد تغییر رنگ طویل ساعد چپ و قدام راست قفسه صدری به استناد بند «د» مواد ۴٨۴ و ۴٩۶ قانون مجازات اسلامی .

ب) پرداخت دیه توسط وی (حمید زندی) و متهم ردیف یازدهم و دوازدهم مجیذد وروایی و مهدی حسینی‌فر به صورت مشترک و علی‌السویه در حق مجنی علیه، پوریا حسین برابر گواهش پزشکی قانونی (صفخه ٢۵٣۶ جلد ١٣)

به شرح ذیل:

١- در خصوص کبودی یا سیاه شدگی چهار ناحیه بدن (وسط شکم، بالای کتف راست پایین کتف راست و پهلوی راست) به استناد بند «د» مواد ۴٨٣ و ۴٩۶ قانون مجازات اسلامی .

٢- در خصوص دو عدد جوشگاه التیام یافته بریدگی در کتف چپ (دامیه) به استناد مواد ۴٨١ و ۴٩۶ قانون مجازات اسلامی به میزان دو صدم دیه کامل مرد مسلمان و امّا در خصوص ایراد ضرب و جرح نسبت به شاکی محمد صادقلو با توجه به عدم ارائه گواهی پزشکی قانونی و عدم کفایت دلیل به استناد اصل ٣٧ قانون اساسی و اصل مستحکم برائت وی را تبرئه می‌نمایم و در خصوص شکایت حسین محمودی و حسین نصر اصفهانی با توجه به اعلام گذشت ایشان برابر صفحه‌های ٣١٧٠ و ٣١٧١ به استناد بند «٢» ماده ٨ قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ١٢٩٠ قرار موقوفی تعقیب صادر می‌گردد و در خصوص دو عنوان اتهامی عدم رعایت حقوق شهروندی و فراهم کردن موجبات بدبینی نسبت به ناجا با در نظر گرفتن ماده ۴۶ قانون مجازات اسلامی مبنی بر اینکه این دو عنوان مجرمانه از باب فعل واحد دارای عناوین متعدد جرم می‌باشد. با رعایت مجازات اشد به تحمل نود و یک روز حبس تعزیزی با احتساب ایام بازداشت قبلی و انفصال موقت از خدمت به مدت سه ماه و پرداخت جزای نقدی به مبلغ دو میلیون ریال بدل از محرومیت از شغل دولتی محکوم می‌نمایم. و در اجرای تبصره ماده ١٨ قانون مجازات اسلامی مصوب ١٣٧٠ ایام بازداشت قبلی متهم از محکومیت وی کسر می‌گردد.

در خصوص متهم ردیف یازدهم استوار دوم مجید وروایی فرزند محمود، با توجه به محتویات پرونده، گزارش سازمان بازرسی کل کشور (٣۵٧٧ تا ٣۶٩٠) اظهارات شهود و مطلعان در مرحله تحقیقات مقدماتی در خصوص اتهام‌های مشارکت در ایراد ضرب و جرح و اهانت نسبت به شکات آقایان یعقوب سلیمی، پوریا حسین، مهدی محمدی‌فرد و مجید نخستین سرباز بزهکاری وی محرز و مسلم است و دفاعیات وی موجه نیست. بنابراین وی را به استناد تبصره ٢ ماده ٢۶٩ و ماده ۶٠٨ قانون مجازات اسلامی با رعایت مواد ١۶، ١٧ و ١٨ قانون مجازات اسلامی در خصوص اهانت نسبت به شکات به تحمل ٢۵ ضربه شلاق تعزیزی و در خصوص ایراد ضرب و جرح به علاوه بر پرداخت دیه در حق مجنی علیه پوریا حسین به شرح ذیل به سبب اخلال در نظم جامعه و بیم تجری به تحمل نود و یک روز حبس تعزیزی محکوم می‌کنم پرداخت دیه توسط (مجید وروایی) و متم ردیف دهم حمید زندی و ردیف دوازدهم مهدی حسینی‌فر به صورت مشترک و علی‌السویه در حق مجنی علیه پوریا حسین برابر گواهی پزشکی قانونی (صفحه ٢۵٣۶ جلد ١٣) به شرح ذیل می‌باشد:

١- در خصوص کبودی یا سیاه‌شدگی چهار ناحیه بدن ( وسط شکم، بالای کتف راست و پایین کتف راست و پهلوی راست) به استناد بند «د» مواد ۴٨٣ و ۴٩۶ قانون مجازات اسلامی به میزان شش صدم دیه کامل مرد مسلمان.

٢- در خصوص دو عدد جوشگاه التیام یافته بریدگی در کتف چپ (دامیه) به استناد مواد ۴٨١ و ۴٩۶ قانون مجازات اسلامی به میزان دو صدم دیه کامل مرد مسلمان و در خصوص اهانت و ایراد ضرب نسبت به یکی از شکات به نام حسین نصر اصفهانی با توجه به گذشت منجز وی برابر صفحه ٣١٧٠ به استناد بند «٢» ماده ٨ قانون دادرسی کیفری ١٢٩٠ قرار موقوفی تعقیب صادر می‌کنم. و اما در خصوص فراهم کردن موجبات بدبینی نسبت به ناجا با توجه به انکار شدید وی و عدم احراز وقوع بزه به استناد اصل ٣٧ قانون اساسی و اصل مستحکم برائت وی را در این خصوص تبرئه می‌کنم.

در خصوص متهم ردیف دوازدهم گروهبان دوم مهدی حسینی‌فر فرزند محمود، با توجه به مجموع محتویات پرونده و گزارش سازمان بازرسی کل کشور (صفحه‌های ٣۵٧٧ تا ٣۶٩٠) اظهارات مطلعان در مرحله تحقیقات مقدماتی و نیز در جلسه دادگاه (٣٠٣١ تا ٣٠۴٢) در خصوص کلیه اتهام‌های مندرج در کیفر خواست دایر بر: ١- مشارکت در ایراد ضرب و جرح و اهانت نسبت به شکات آقایان میر مسعود رضوی، پوریا حسین، یعقوب سلیمی و مهدی محمدی‌فرد ٢- فراهم کردن موجبات بدبینی نسبت به ناجا ٣- محروم کردن بازداشتی‌ها از حقوق مقرر در قانون اساسی و عدم رعایت حقوق شهروندی بزهکاری وی محرز و مسلم است و دفاعیات وی و وکیل مدافعش برابر صفحه‌های ٣۴٧٧ تا ٣۴٨١ و ٣۵۵١ تا ٣۵٧۵ و ٣۵٢٠ تا ٣۵٣٣ موجه نیست. بنابراین با در نظر گرفتن جهات مخففه از جمله فقد سابقه محکومیت کیفری، سوابق خدمتی و مجموع اوضاع و احوالی که موجب ارتکاب بزه گردیده است وی را به استناد ماده ۵۵ قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح و مواد ٣٠٢، ٢۶٩، ۵٧٠ و ۶٠٨ قانون مجازات اسلامی با رعایت مواد ١۶، ١٧، ١٨ و ۴٧ قانون مجازات اسلامی و (ماده ٢٢ فقط در خصوص مجازات موضوع ماده ۵٧٠ همان قانون) و نیز با رعایت مواد ٢ و ١۶ قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح در خصوص اهانت به شکات به تحمل ٧۴ ضربه شلاق تعزیزی و در خصوص ایراد ضرب نسبت به شکات علاوه بر پرداخت دیه به شرح ذیل به سبب اخلال در نظم و بیم تجری به تحمل هشت ماه حبس تعزیزی محکوم می‌کنم. پرداخت دیه ظرف مدت یک سال از تاریخ وقوع جرح توسط وی (حسینی‌فر) و متهمان ردیف‌های دوم و یازدهم حمید زندی و مجید وروایی به صورت مشترک در حق مجنی علی پوریا حسین برابر گواهی‌های پزشکی و قانونی (صفحه ٢۵٣۶ جلد ١٣) به شرح ذیل می‌باشد:

١- در خصوص کبودی یا سیاه‌شدگی چهار ناحیه بدن ( وسط شکم، بالای کتف راست و پایین کتف راست و پهلوی راست) به استناد بند «د» مواد ۴٨٣ و ۴٩۶ قانون مجازات اسلامی به میزان شش صدم دیه کامل مرد مسلمان.

٢- در خصوص دو عدد جوشگاه التیام یافته بریدگی در کتف چپ (دامیه) به استناد مواد ۴٨١ و ۴٩۶ به میزان دو صدم دیه کامل مرد مسلمان در خصوص ایراد ضرب و اهانت نسبت به یکی از شکات به نام حسین نصر اصفهانی با توجه به اعلام گذشت منجز وی برابر صفحه‌ی ٣١٧٠ به استناد بند «٢» ماده (٨) قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ١٢٩٠ قرار موقوفی تعقیب صادر می‌گردد. و در خصوص دو عنوان اتهامی عدم رعایت حقوق شهروندی و فراهم کردن موجبات بدبینی نسبت به ناجا با در نظر گرفتن ماده ۴۶ قانون مجازات اسلامی مبنی بر اینکه دو عنوان مجرمانه از باب فعل واحد دارای عناوین متعدد جرم می‌باشد و با رعایت مجازات اشد به تحمل ٧ ماه حبس تعزیزی با احتساب ایام بازداشت قبلی و انفصال موقت از خدمت به مدت ۶ ماه و پرداخت جزای نقدی به مبلغ دو میلیون ریال بدل از محرومیت از شغل دولتی محکوم می‌نمایم. و اجرای تبصر ماده ١٨ قانون مجازات اسلامی مصوب ١٣٧٠ ایام بازداشت قبلی متهم از محکومیت وی کسر می‌گردد.

این رأی حضوری و مستنداً به مواد ٣، ٩ (بند ٢) ، ١٠ ، ١١ ، ١٢ قانون تجددی نظر آرا دادگاه‌ها مصوب ١٣٧٢ ظرف مدت ٢٠ روز از تاریخ ابلاغ، قابل اعتراض در دیوان عالی کشور می‌باشد.

دفتر – رأی ابلاغ و اقدامات قانونی معمول گردد.
محمد مصدق
دادرس شعبه دوم دادگاه نظامی یک تهران