Posts Tagged ‘کروبی’

سازمان ملل خواستار پاسخگویی ایران در مورد ‹ناپدیدشدن› موسوی و کروبی شد

2011/09/12

یک گروه تحقیق سازمان ملل، در مورد «ناپدید شدن اجباری» میرحسین موسوی ومهدی کروبی از حکومت ایران توضیح خواسته است.

فدراسیون بین المللی جوامع حقوق بشر دوشنبه ۲۱ شهریور (۱۲ سپتامبر) با صدور بیانیه ای اعلام کرد که «گروه تحقیق سازمان ملل در باره ناپدید شدن های اجباری» خواهان پاسخگویی تهران در باره محل نگهداری و رعایت حقوق آقایان موسوی و کروبی و همسران آنها شده است.

فدراسیون بین المللی جوامع حقوق بشر و جامعه دفاع از حقوق بشر در ایران، ۱۱ اسفند ۱۳۸۹ شکایتی را در باره بازداشت غیررسمی میرحسین موسوی، مهدی کروبی، زهرا رهنورد و فاطمه کروبی به گروه تحقیق سازمان ملل در باره ناپدید شدن های اجباری تسلیم کرده بودند.

در پاسخ به چنین درخواستی، گروه تحقیق سازمان ملل در ۱۱ شهریور جاری در نامه ای به آن دو تشکل حقوق بشری، به توضیح پی گیری های خود در مورد سرنوشت رهبران مخالفان دولت پرداخته و تاکید کرده که هرگونه اطلاع دریافتی از حکومت ایران در این باره را به اطلاع آنان خواهد رساند.

عبدالکریم لاهیجی، نایب رئیس فدراسیون بین المللی جوامع حقوق بشر و رئیس جامعه دفاع از حقوق بشر در ایران، با اشاره به نامه گروه تحقیق سازمان ملل در باره ناپدید شدن های اجباری گفته: «روشن است که حکومت ایران پس از گذشت بیش از ۶ ماه، هنوز در این باره به سازمان ملل پاسخی نداده و ما این مساله را به اطلاع آقای احمد شهید، گزارشگر ویژه حقوق بشر در ایران رسانده ایم.»

آقای لاهیجی در سخنانی در سایت فدراسیون بین المللی جوامع حقوق بشر، با ذکر اینکه گروه تحقیق سازمان ملل در باره ناپدید شدن های اجباری، در نود و پنجمین اجلاس خود در نوامبر ۲۰۱۱ (آبان ۱۳۹۰) این مساله را بررسی خواهد کرد افزوده است: «با گزارشِ آتی گزارشگر حقوق بشر و اقدامات دیگر، راه برای طرح پرونده جمهوری اسلامی در شورای امنیت سازمان ملل به تدریج هموار می شود.»

نگرانی در مورد وضعیت موسوی و کروبی

پی گیری اخیر گروه تحقیق سازمان ملل برای اطلاع از وضعیت رهبران مخالفان دولت ایران، در شرایطی صورت گرفته که دو هفته پیش، فاطمه کروبی از انتقال آقای کروبی به مکانی جدید خبر داده و گفته بود که به دلیل کوچک بودن این آپارتمان و حضور ماموران امنیتی، امکان حضور در کنار همسرش از وی سلب شده است.

خانم کروبی در مصاحبه ای در ۶ شهریور اظهار داشت که همسرش در دوران حبس خانگی «از کلیه حقوق یک زندانی محروم بوده» و در طول ۱۹۰ روز فقط یک بار به او اجازه هواخوری در حیاط خانه داده شده است.

چند ماه پیش، بعضی از سایت های نزدیک به حکومت ایران از بستری شدن مهدی کروبی در بیمارستان در پی سکته قلبی خبر داده بودند که این خبر، تکذیب حسین کروبی، فرزند مهدی کروبی را به دنبال داشت.

انتشار اخباری مشابه در مورد «وخامت حال» میرحسین موسوی در هفته های گذشته نیز، موجب نگرانی حامیان او شده بود.

در واکنش به انتشار این اخبار، اردشیر امیر ارجمند مشاور ارشد میرحسین موسوی، «خبرسازی ها» در مورد حال او را نگران کننده دانسته و تاکید کرد که که مسئولیت هرگونه اتفاقی برای این رهبر مخالف دولت متوجه حکومت ایران است.

مهدی کروبی و میرحسین موسوی، از رهبران مخالفان دولت ایران، در پی صدور فراخوانی برای تظاهرات در حمایت از انقلاب های مصر و تونس در روز ۲۵ بهمن ۱۳۸۹، توسط ماموران امنیتی تحت بازداشت خانگی درآمده اند.

Advertisements

در انتخابات جایی برای حضور اصلاح طلبان نیست

2011/09/10
جرس: مشاور مهدی کروبی با تاکید مجدد بر شروط سیدمحمد خاتمی برای حضور در انتخابات، تصریح کرد: «بین دیدگاه آقایان موسوی و کروبی بدون اینکه یکدیگر را ملاقات کرده باشند هماهنگی واحدی درخصوص انتخابات وجود دارد؛ آنان معتقدند جایی برای حضور اصلاح طلبان نیست.»

 

اسماعیل گرامی مقدم، مشاور مهدی کروبی و سخنگوی حزب اعتماد ملی در مصاحبه با سحام نیوز، درمورد موضع حزب اعتمادملی و نیز مهدی کروبی در مورد انتخابات، گفت: «حزب اعتماد ملی که بیش از دو سال است اجازه نیافته است تشکیل جلسه دهد و به همین دلیل دراین باره امکان اعلام نظر قاطع ندارم بنده به الزاماتی که آقای خاتمی برای یک انتخابات آزاد اعلام کرده اند تاکید می کنم و درگفت وگویی که با فرزند ارشد آقای کروبی داشتم، ایشان اظهار داشتند درملاقات با پدرم (آقای کروبی) درمورد انتخابات از ایشان سئوال کردم و آقای کروبی پاسخ داد : «درحال حاضر نظر خاصی ندارم»، و سپس دیدگاه های جریان خودمان ( اصلاح طلبان ) وافراد منتسب به حکومت را برای حاج آقا بازگو کردم. ایشان ضمن تائید، فرمودند: «من هم از سخنرانی مقامات نظام که از صداو سیما پخش شد استنباطم این است که جایی برای حضور اصلاح طلبان در انتخابات نیست و فقط رقابت بین اصول گرایان است». با این اظهار نظر روشن است که بین دیدگاه آقای موسوی و آقای کروبی بدون اینکه یکدیگر را ملاقات کرده باشند هماهنگی واحدی درخصوص انتخابات وجود دارد.»
این نماینده سابق مجلس درخصوص اظهرنظر اخیر محمد رضا باهنر که گفته بود: «آقایان کروبی و موسوی باید محاکمه شوند و به اشد مجازات برسند»، گفته است: «من با شناختی که از مواضع و مصاحبه های آقای مهندس باهنر دارم ، به خوبی آگاهم که وی معمولا علاقمند است دیدگاه هایش را بر اساس اخبار پشت پرده پایه ریزی نماید و یا بگونه ای دیدگاه هایش را مطرح کند که پیامی که در خور تشویق و یا تهدید برای رقیبان محسوب گردد را ارائه کند. اگر این اظهار نظر را از دوجنبه ای که عرض کردم به طور جداگانه مورد تحلیل قرار دهیم، یعنی نخست اینکه اگر دیدگاه ایشان را که شش ماه قبل اعلام کرد، اگر قرار باشد آقایان کروبی و موسوی محاکمه شوند برگزاری دادگاه علنی به نفع نظام نیست؛ درکنار سخنان اخیر ایشان قرار دهیم تنها استنباطی که برون داد این اظهار نظر می شود این است که ایشان ضمن اینکه از برگزاری دادگاه غیرعلنی برای آقایان کروبی و موسوی خبر می دهد ، انشاء حکم را نیز( که عبارت است از اینکه دو نامزد معترض به نتیجه انتخابات با تقلب خواندن انتخابات سال ۸۸ مقابل رهبری ایستادند و نظام را به زیر سئوال بردند و باید به اشد مجازات محکوم شوند ) را درحقیقت پیش از برگزاری دادگاه قرائت کرده است .»
گرامی مقدم می افزاید: «می توان از سخنان ایشان تحلیل نوع دوم را داشته باشیم که آقای مهندس باهنر چندی پیش که از اصلاح طلبان خواهش کرد در انتخابات شرکت کنند از حضور اصلاح طلبان در انتخابات ناامید شده است و این بار ایشان با قرائت حکم اشد مجازات برای آقایان موسوی وکروبی با زبان تهدید ، با اصلاح طلبان سخن می گوید و این امر نشان می دهد که ایشان به خوبی واقفند در صورت عدم ارائه لیست انتخاباتی از سوی اصلاح طلبان، وحدت بین اصول گرایان دیگر موضوعیت نخواهد داشت. به عبارت دیگر،  وحدت اصول گرایان مقابل چه جریانی ضرورت دارد؟! رقیبی که وجود ندارد از کدام وحدت باید سخن گفت که البته جریان دولت ازعدم حضور اصلاح طلبان درپوست خود نمی گنجد زیرا دراین صورت آنها لیست جداگانه ای خواهند داد و با امکاناتی که در اختیار دارند به ویژه پول نقد که قرار هم هست سه برابر شود(!) اکثر کرسی های مجلس نهم را تصاحب خواهند کرد و اگر اصلاح طلبان حضور پیدا کنند جریان دولت به شدت ناخرسند خواهند شد چرا که درزیر فشار جامعتین مجبور خواهند بود با هم پیمانان آقای مهندس باهنر ائتلاف نمایند و بدین ترتیب امکانات دولتی را بایستی با منتقدان اصول گرا تقسیم بر دونمایند .»
مشاور کروبی در پاسخ به این سئوال که «شواهد و اسناد وزیر اطلاعات درمورد اینکه اصلاح طلبان و جریان انحرافی در انتخابات مجلس بر علیه نظام ائتلاف کرده اند چیست ؟» گفته است: «ایشان همانگونه که از مصاحبه شان پیدا بود هیچ گونه دلیل و مدرکی برای این اظهار نظرشان ارائه ندادند و بیشتر یک بلوف سیاسی-امنیتی است ، وانگهی این وصله به اصلاح طلبان آنقدر ناچسب است که نیازی به ارائه ی دلیل برای رد آن نیست. اما از بدیهیات روشن است و خوب بود وزیر اطلاعات هم به پیشینه ی بوجود آمدن جریان انحرافی توجه می کردند ابتدا اینکه این جریان انحرافی پرورش یافته ی در دامن خود اصول گرایان است و آنها بودند که با چشم بستن بر تمامی خطاها و اشتباهات خود زمینه ی بوجود آمدن این جریان را فراهم کردند .»
سخنگوی حزب اعتمادملی افزوده است: «این ما اصلاح طلبان بودیم که از بدو آغاز کار دولت نهم به انحرافات این جریان پی بردیم و اگر وزیر اطلاعات نطق های قبل از دستور اعضای فراکسیون اصلاح طلب مجلس هفتم را ملاحظه کنند خواهند دید که اینجانب حداقل در پانزده نطق قبل از دستور و آقای ولی الله شجاع پوریان نیز به همین ترتیب بارها به انحرافات اقتصادی سیاسی و اجتماعی دولت نهم پرداختیم ، و ملت ایران نیز درمناظره های تلویزیونی ملاحظه کردند که آقای کروبی خطاب به احمدی نژاد گفتند: «این هاله نور و خرافاتی از این دست که شما مطرح کرده اید انحراف بزرگی ایجاد کرده است و اگر بزرگان نظام از ابتدا جلوی شما را می گرفتند کار به اینجا نمی کشید» ، و آقای مهندس موسوی نیز با انگشت اشاره به شخص محمود احمدی نژاد گفت: «دلایل آمدن به عرصه انتخابات را پایان دادن به دروغ ها ، پرونده سازی ها و انحرافات اعلام کردند»؛ بنابراین می بینیم اصلاح طلبان در یافتن این جریان انحرافی پیشگام تر از همه بودند و اساسا” این انحرافی که اصول گرایان سنتی امروز از آن هراسانند ، بوجود آمدن انحراف درانتخابات آتی مجلس شورای اسلامی است!»

 

گرامی مقدم گفته است: «به اعتقاد اصلاح طلبان این انحراف در انتخابات از انتخابات شوراها ی سوم و مجلس هشتم شکل گرفت و در انتخابات ریاست جمهوری دهم بطور کامل اجرا شد که اگر به گوشه ای از این تخلفات انحرافی در انتخابات سال ۸۸ با سند و مدرک بخواهیم اشاره کنیم به استناد سخنان سخنگوی شورای نگهبان بیش از سه میلیون رای در حوزه های انتخابیه ریخته شده بود که از تعداد واجدین شرایط آن حوزه ها بیشتر بود که متاسفانه شورای نگهبان از کنار آن به آسانی عبور کرد. اگر مسئولین به تذکرات اصلاح طلبان در سه انتخابات گذشته که توسط جریان انحرافی برگزار شد وقعی می نهادند نه تنها امروز نیازی نبود که از برگزاری انتخابات توسط دولت ، دوستان اصول گرا نگران باشند؛ بلکه هرگز حوادث بعد از انتخابات ۸۸ رخ نمی داد و ملت این همه هزینه نمی پرداختند. ما از وزیر اطلاعات این پرسش را می کنیم چگونه ممکن است اصلاح طلبانی که خود پیشگام کشف این جریان انحرافی بودند و تمام صدماتی که تا به امروز متحمل شده اند از همین جریان انحرافی نشات گرفته و به همین دلایل نیز شرایط حضور در انتخابات را مناسب نمی بینند و علاقه ای به ارائه لیست ندارند حالا برای کدام هدف مشترک با این جریان ائتلاف کرده یا می خواهند بکنند !؟»
وی در پایان افزوده است: «خوب است وزیر اطلاعات و دستگاه های امنیتی به جای پرداختن به اظهار نظر های فاقد سند و مدرک به دنبال زمینه سازی برای حضور عادلانه ی همه ی گروه ها به ویژه اصلاح طلبان در یک انتخابات سالم باشند و در این صورت است که مشارکت حداکثری تضمین کننده ی منافع ملی خواهد بود .»

خنده به عزرائیل – هوشنگ اسدی

2011/09/09

«یکی از همکاران مجلسی، چند روز پس از انتخابات سال ۸۸ می گفت این ۳ نفر را به من تحویل دهید، در میدان قیام اعدام می​کنم. هیچ اتفاقی هم نمی​افتد.»

راوی محمد رضا باهنر است. از مجلس منظورش مجلس شورای اسلامی و 3 نفرهمکسانی نیستند جز سران «فتنه»؛ یعنی موسوی و کروبی و خاتمی.

نماینده مربوطه که قطعا جزو گروه بندی امنیتی – نظامی های مجلس است، «متاسفانه» طلب «میوه کال» می کرده است و آقای باهنر که دست راستش توی دست هیات موتلفه است باهماهنگی با مقامات بالای نظام، برنامه ای ریخته اند که لابد میوه برسد.

وحالا در نیمه ماه که هفته به سالگرد دیگری از 17شهریور می رسد، کسی نمی داند نماینده ای که می خواست «3 نفر» را در میدان قیام اعدام کند، کجاست؛ اما موسوی و کروبی و خاتمی در میدان اند و از کالی هم در آمده اند. حرف هایشان نشان می دهد درآفتاب حوادث که به خانه های امنیتی هم راه دارد، حسابی پخته شده اند.

مهدی کروبی-ـ شیخ دلاورـ- هفته پیش گفت که ذره ای کوتاه نمی آید. این هفته، نوبت میرحسین موسوی است. اووهمسرش زهرا رهنورد از هرنوع وسایل ارتباطی محرومند. حتی قلم وکاغذ ندارند و حتما نمی دانند که در زادگاه موسوی و ارومیه مردم به خیابان آمده اند. حتما اگر شعار اصلی تظاهرات را بشنوند، بغضشان می ترکد:

گلین گداخ آغلیاخ، اورمو گلین دولدوراخ
بیان بریم گریه کنیم، دریاچه ارومیه رو پر کنیم

حتما هم کسی به آنها نگفته که برای هر چهار نفر یک مامور فرستاده اند و معترضین به مرگ دریاچه ارومیه را بیرحمانه سرکوب کرده اند.

اما موسوی همان حرف شیخ رامی زند، حالا می خواهد اختصاص «۸۰۰ تا ۹۰۰ میلیون دلار» برای نجات دریاچه ارومیه ازطرف دولت واقعیت باشد یا وعده سرخرمن.

میرحسین موسوی می گوید: «آینده روشن است. به توجه به تداوم وضعیت فعلی نمی توان امیدی به انتخابات و شرکت در آن داشت.»
محمد خاتمی که هنوز به اخبار دسترسی دارد و می تواند سخن بگوید، سقوط قذافی و به لرزه افتادن بساط قدر قدرتی بشار اسد را به وضعیت ایران پیوند می زند: «سخن مردم این کشورها این است که حکومت­های خودکامه باید بروند؛ سیستمی که می­گوید احزاب مختلف نباشند، باید برود و این خواسته­ها تبلور روح زمانه است. وضع کشور خوب نیست. مملکت دارد از بین می­رودو البته مثل ریگ هم دروغ می گویند.»

بعد همان را می گوید که موسوی و کروبی هم بی شک اگر مجال داشتند، می گفتند: «ما از حق مردم و آزادی انتخابات دفاع می­کنیم. ما حتی می­گوییم کسی که خدا و پیامبر را قبول ندارد، اگر دست به سلاح نمی­برد و براندازی نمی­کند، آزاد باشد. مگر می­شود انتخابات آزاد نباشد؟ مگر می­شود کروبی و موسوی در حصر و حبس باشند؛ افراد دیگری در حصر حیثیتی باشند؟»

محمد خاتمی، رک و راست- نه یک کلمه کم، نه یک کلمه زیاد – خواهان «انتخابات آزاد» است. همین خواست را 33 زندانی سیاسی هم دارند و در نامه ای از داخل زندان اعلامش می کنند.

و طالبان شیعه حاکم بر ایران که به گفته دکتر عبد الکریم سروش «هنوز مدافع برده داری هستند»، باتمام نیرو کشور را از بین می برند و مثل ریگ دروغ می گویند.

آیت الله نمازی-عضو مجلس خبرگان رهبری- به کشف تازه ای نایل می شود: «انتخابات در نظام توحیدی مبتنی بر اصول و فروع احکام دینی است و از همین رو باید 3عنصر فقه انتخاباتی، اخلاق انتخاباتی و قانون انتخابات مورد توجه قرار گیرد.» وازکاندیدا‌ها می خواهد برای مانور وحدت در جامعه ستاد تبلیغاتی مشترک بزنند.

حیدر مصلحی باردیگر در نقش سعید صحاف ظاهر می شود، برای «سران فتنه» تقاضای اشد مجازت می کندو ازنخستین» ائتلاف علنی و عمدتا مخفی» تاریخ سیاسی جهان پرده بر می دارد: «جریان فتنه» و «جریان انحرافی» ائتلافی علنی و عمدتاً مخفی، انجام داده‌اند. این دو جریان هر دو با ویژگی‌های مشترکی در راستای تقابل جدی با نظام و ولایت فقیه تحرکاتی را دارند و ائتلاف کرده‌اند تا به این وسیله با خط اصلی نظام و انقلاب اسلامی مقابله کنند. این دو جریان بر ملی‌گرایی افراطی، شبه مدرنیسم و ناکارآمد بودن اسلام و ناکارآمد بودن روحانیت تأکید دارند و درخصوص رابطه با آمریکا «دارای علاقه‌مندی جدی هستند.ائتلاف این دو جناح از پیچیده‌‏ترین مسائلی است که نظام با آن روبه‌رو است.

احتمالا دراویش هم در چهار چوباین تحلیل مالیخولیائی می گنجند که با شعار «مرگ بر درویش آمریکائی» مورد حمله اوباش تحت فرمان قرار می گیرند، یک نفرشان را بضرب گلوله می کشند و خلوت دوردست کوآر و سروستان را با حکومت نظامی می آلایند.

لابد باید فکری هم باید برای چین، این متحد نازنین کنند که بازار ایران را یکسره در اختیارش گذاشته وکاری کرده اند که «فرش کاشان» به ایران صادر می کند، و حالا

گزارش‌ها حکایت دارد کهزمزمه کناره‌گیری از سرمایه‌گذاری‌های جدید در بخش انرژی ایران را ساز کرده است.
یکی از معاونان ارشد در کنگره آمریکا که نخواسته نامش فاش شود به خبرگزاری رویترز می گوید: «چینی‌ها به خاطر همکاری بیشتری که در زمینه تحریم‌های ایران با ما دارند در حال کسب اعتبار و امتیاز بیشتر نزد مقام‌های آمریکایی هستند.»

و البته فقط چینی ها که در نظریه نگاه به شرق – ساخته و پرداخته محمد جواد لاریجانی- به متحداستراتژیک جمهوری اسلامی تبدیل شدند، نیستند که نرم نرمک ساز دیگر می زنند. روس ها هم این هفته قرارداد نفتی ۵۰۰ میلیارد دلاری با آمریکایی‌ها امضاء می کنند ویک قدم دیگر به رویای جهانی شدن شرکت های خود در بخش انرژی نزدیک می شوند.

ترکیه هم روز روشن دست در دست آمریکا می گذارد وبا نصب رادار سامانه ضدموشکی سازمان ناتو در خاک خود موافقت می کند. نخستین هدف نصب این رادار «مقابله با تهدید موشکی جمهوری اسلامی ایران» است.

جمهوری اسلامی واکنشی سخت انفعالی به خرج می دهد. آخر دارند دندان های شیر پرچم را یکی یکی می کشند و باگام های سنجیده جلو می آیند:

آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، گزارش دیگری از برنامه اتمی ایران منتشر می کند که در آن برای نخستین بار از «افزایش» نگرانی‌های آژانس درباره ابعادِ احتمالیِ نظامیِ برنامه هسته‌ای ایران سخن به میان آمده است.

 

رضاتقی زاده-ـ تحلیلگر سیاسی-ـ می نویسد:»ابراز نگرانی دبیر کل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در قبال فعالیت‌های مشکوک اتمی-موشکی جمهوری اسلامی، بخصوص طراحی کلاهک اتمی قابل نصب در دماغه موشک‌های بالستیک، و همچنین نصب سانتریفیوژهای پی-۱ در مرکز تازه غنی‌سازی اورانیوم در فردو، نشانه بی‌نتیجه ماندن طرح روسیه در زمینه انجام گفت‌وگو‌های گام‌به‌گام با تهران است.»

فریدون عباسی، رئیس سازمان انرژی اتمی، برگ کهنه ای را بار دیگر رومی کند: «اگر تحریم‌های ایران لغو شود و آژانس در گزارش‌هایش به «مطالعات ادعایی» و دیگر فعالیت‌های «اعلام‌نشده» اشاره نکند، می‌تواند برای یک دوره پنج ساله بر فعالیت‌های هسته‌ای ایران نظارت داشته باشد.»

رئيس اداره سياسي سپاه پاسداران، تازه یاد حرف نیکلای سارکوزی در باره تهدید نظامی می افتد و توی دهان غرب می زند: «امروز ملت ايران تهديدهاي نظامي غرب را تهي مي‌بينند چون آمريكا و غرب در حد و اندازه‌اي نيست كه بتواند اقدام نظامي عليه ايران انجام دهد.»

وباین ترتیب در روزهائی که جهان به 11 سپتامبر می رسد، «یونس الموریتانی»، یکی از دیگر از سران القاعدهو مامور اجرای برنامه های بین المللی آن دستگیر می شود، جمهوری اسلامی غرب را سرجایش می نشاند و به حل و فصل مسائل داخلی می پردازد که برخی ازآنها مانندچادر سیاه از مساله اتمی هم مهمترند.

لاله افتخاری، نماینده مجلس در شبکه تلویزیونی قرآن، از این مهم جهانیان را مطلع می کند: «امروز چادر مشکی از بحث هسته‌ای برای ما مهمتر است.» و توضیح می دهد که «رواج بدحجابی به زمان آدم و حوا بر می گردد.این اقدامات از آنجا ریشه گرفته و هنوز چه در غرب و چه در داخل ادامه دارد.»

و تابحث لباس پیش می آید علی کریمی، پیراهن شماره 16تیم شالکه را در می آورد و قدم زنان در «وادی فتنه»آن را به جانباخته جنبش سبز اشکان سهرابی تقدیم می کند. و صدافسوس که شادمانی این گل ملی را خبر لبخند زدن احمد جنتی به عزرائیل بر باد می دهد.هزاران کاربر اینترنت بعد از شنیدن خبرفوت دبیر شورای نگهبان بر اثر سکته مغزی و قلبی دست بکار می شوندو در وصف نمیرالمومنین هزاران استتوس، توییت، یادداشت و… می نویسند. وسرانجام معلوم می شود کار، کار رسانه های توطئه گر و دست های پنهان بیگانگان بوده است وبس.

و ملت در آزاد ترین کشور دنیا به میمنت شنیدن این خبر برای خوردن بستنی باروکش طلا صف می کشند. قیمت این بستنی 400 هزارتومان است، تولید آن یک روز طول می‌کشد و باید یک روز قبل ثبت سفارش شود.

یک و نیم میلیون کارگری را که حسن صادقي، معاون دبیرکل خانه کارگر، خبر بیکار شدن آنها راداده است، قطعا نمی توانند به این صف بپیوندند. اما احتمال می رود، سر وکله پارچه فروشان و طلافروشان اعتصابی بازار که علیرغم جو پلیسی برای وساطت حبیب اله عسگراولادی هم تره خردنکرده اند؛ پیدا شود.

برای همین هم «دفتر آیت الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی در پاسخ به استفتایی در مورد خوردن بستنی طلا، هرگونه خوردن بستنی حاوی عنصر طلا را «حرام» اعلام می کند.» و به اینترتیب مساله فاصله طبقاتی ناچیز ناشی از استقرار عدل اسلامی هم از میان می رود.
هفته ای دیگر به پایان می رسد. معمرالقذافی که دنبال سوراخ موش می گردد، مخالفان خود را «زن» می نامد.

«بلال صائب» از استادان موسسه مطالعات بین‌المللی «مونتِری» در وب‌سایت «کریستین ساینس مانیتور» می‌نویسد: «عربستان سعودی با بزرگ‌ترین معضل و در عین حال بزرگ‌ترین فرصت در سیاست خارجی خود روبه‌رو است که نتیجه و پیامد آن برای آمریکا بسیار مهم خواهد بود.چگونگی برخورد عربستان با بحران سوریه نقش رهبری این کشور در منطقه و توانایی آن برای مهار ایران را تعیین خواهد کرد.»

جنگنده‌های سوریه دیوار صوتی شهر حمص را می شکنند وآلن ژوپه، وزیر خارجه فرانسه بشار اسد، رابه «ارتکاب جنایت علیه بشریت» متهم می کند. دخالت نظامی ناتواز همین مسیر می گذرد.

براساس نظرسنجی جدیدی که «جامعه اعراب آمریکایی» در شش کشور عربی انجام داده، میزان محبوبیت حکومت ایران در نگاه افکار عمومی عرب به شدت کاهش یافته‌است.در میان پاسخ‌دهندگان مصری فقط ۳۷ درصد نظر مثبتی راجع به نقش حکومت ایران دارند، در حالیکه درصد کسانی که در این کشور در سال ۲۰۰۶ به حکومت ایران با دید مثبت نگاه می‌کردند قریب به ۹۰ درصد بود. در عربستان سعودی درصد کسانی که نظر مثبتی به ایران داشتند از ۸۵ درصد در سال ۲۰۰۶ به شش درصد در سال جاری تنزل پیدا کرده و در اردن این دیدگاه از ۷۵ درصد به ۲۳ درصد کاهش یافته‌است.

ئون پانتا، وزیر دفاع جدید آمریکا، می‌گوید: «جنبش‌های جهان عرب قطعا به ایران هم خواهد رسید.انقلاب در ايران به نظر می‌رسد دير يا زود به وقوع می‌پيوندد.»
احمدجنتی در صف اول کسانی است که چندان در انتظار لبخند عزرائیل نخواهند ماند.

و خسروگلسرخی باآن فرنچ نظامی معروف، از فیس بوک سر بر می کشد و می خواند:

گیرم که در باورتان به خاک نشسته ام
و ساقه های جوانم از ضربه های تبرهایتان زخم دار است
با ریشه چه می کنید؟
گیرم که بر سر این باغ بنشسته در کمین پرنده اید
پرواز را علامت ممنوع می زنید
با جوجه های نشسته در آشیان چه می کنید؟
گیرم که می کُشید
گیرم که می برید
گیرم که می زنید
با رویش ناگزیر جوانه ها چه می کنید؟ !

اعتماد ملی به مهدی کروبی فرزند احمد- رشید اسماعیلی

2011/09/09

۱- کروبی یکی از چهار نامزد انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ بود. او در سال ۸۴ نیز یک بار کاندیدای ریاست جمهوری شده بود و به رغم بی‌مهری دوستانش و بر خلاف انتظار‌ها رای خوبی آورد، پر بیراه نیست اگر ادعا کنیم برنده‌ ی واقعی انتخابات سال ۸۴ مهدی کروبی بود و اگر نبود ضعف دولت خاتمی در صیانت از آراء، شاید کروبی به جای احمدی‌نژاد به دور دوم راه می یافت و به احتمال زیاد و با توجه به جو آن روز هاشمی رفسنجانی را در دور دوم شکست می‌داد. در این صورت جغرافیای سیاسی ایران به کلی با امروز متفاوت بود، می‌گویم متفاوت، نمی‌گویم بهتر یا بد‌تر، چرا که فرصتی برای درک و تجربه‌ ی آن فضا به دست نیامد. به هر حال مسئله این است که آن روز‌ها بسیاری از اصلاح طلبان و نیروهای تحول خواه به کروبی «باور و اعتماد» نداشتند. بسیاری حتی حمایت دکتر سروش از کروبی را به دیده‌ ی تمسخر و تحقیر می‌نگریستند و شانس کروبی را برای پیروزی صفر می‌دانستند، نتایج انتخابات اما مشخص کرد که سروش از آن راه دور فضای جامعه‌ ی ایران را بهتر از خیلی‌های دیگر تحلیل کرده بود.

۲- تنها اندکی پس از آغاز تبلیغات دور دوم انتخابات و در شرایطی که همه خطر احمدی‌نژاد را بیخ گوش شان احساس می‌کردند، برخی از نزدیکان هاشمی رفسنجانی از چند تن از استراتژیست‌ها و تحلیلگران ارشد حوزه‌ ی مسائل سیاسی و اجتماعی ایران در مورد تحلیلشان از نتایج  دور دوم انتخابات نظر خواهی کردند. یکی از این تحلیلگران (عباس عبدی) شکست هاشمی رفسنجانی از احمدی‌نژاد را قطعی دانست و پیشنهاد کرد اگر می‌خواهید احمدی‌نژاد رییس جمهور نشود هاشمی از شرکت در دور دوم انتخابات اعلام انصراف کند تا مطابق قانون، کروبی در رقابت با احمدی‌نژاد شرکت کند. کروبی و احمدی‌نژاد هر دو با شعار‌هایشان یک پایگاه اجتماعی مشترک را نشانه گرفته بودند ضمن اینکه در آن انتخابات کروبی تقریبا در تمامی استانهای غرب کشور رای اول را کسب کرده بود، از این رو کروبی نسبت به هاشمی شانس بیشتری برای پیروزی بر احمدی‌نژاد داشت. اما این تحلیل هم «اعتماد و باور» اصلاح طلبان را متوجه کروبی نکرد. شاید آن‌ها که در هسته‌ ی اصلی قدرت مانع از انصراف هاشمی شدند می‌خواستند که با یک تیر سه نشان بزنند: هم احمدی‌نژاد رییس جمهور بشود، هم کروبی رییس جمهور نشود و هم هاشمی رفسنجانی «شکست» بخورد.

۳- کروبی به این انتخابات مخدوش (که هاشمی در قبال تخلفات صورت گرفته در آن به خدا پناه برده بود) واکنشی قاطعانه نشان داد. او به نشانه‌ ی اعتراض از عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام استعفا کرد و در مصاحبه‌ای تاریخی به صراحت از نقش سپاه و برخی از نزدیکان عمود خیمه‌ ی قدرت در تخلفات انتخاباتی پرده برداشت. اما باز هم کسی از میان اصلاح طلبان به کروبی «باور و اعتماد» نداشت و به رغم همه‌ ی شواهد، دست اندرکاران دولت اصلاحات انتخابات سال ۸۴ را یکی از سالم‌ترین انتخابات می‌دانستند! بی‌توجهی و بی‌اعتمادی یاران قدیمی، کروبی را به یک واکنش قاطعانه‌ ی دیگر وادار کرد او از مجمع روحانیون مبارز کناره گرفت و حزب خودش را تاسیس کرد: اعتماد ملی. در این نام شاید استعاره‌ای بر آمده از ناخودآگاه مهدی کروبی نهفته بود؛ او حالا که از جلب اعتماد اصلاح طلبان و تحولخواهان نا‌امید شده بود کمر به جلب اعتماد ملت بسته بود.

۴-اینگونه شد که ۴ سال فعالیت مستمر و مسئولانه و سیاست ورزی مدرن کروبی در صحنه‌ ی جامعه‌ ی مدنی ایران آغاز شد. او حزب و روزنامه‌ ی خودش را داشت، حتی به دنبال شبکه‌ ی ماهواره‌ای هم بود که نگذاشتند. به غیر از این کروبی ارتباطی مستمر و دو سویه با فعالین مدنی و اجتماعی داشت، گاهی برای بهبود وضعیت دانشجویان زندانی و سه ستاره آستین بالا می‌زد، گاهی برای کمتر کردن فشار بر فعالین جنبش زنان با اینجا و آنجا رایزنی می‌کرد و گاهی هم برای دفاع از حقوق دراویش گنابادی دست به قلم می‌شد و خطاب به وزیر کشور نامه می‌نوشت. (کروبی البته آن روز هم که رییس مجلس بود هرگز از دغدغه‌ ی زندانیان سیاسی و دانشجویان مظلوم فارغ نبود) او ذره ذره و با تلاشی ستودنی اعتماد بخشی ازمردم و بخش مهمی از روشنفکران را جلب کرد.

5- بر خلاف دیگران که تنها «شعار» جامعه‌ ی مدنی می‌دادند اما عملا در آستانه‌ ی هر انتخابات به بسیج توده ای-احساسی متوسل می‌شدند، کروبی در میدان تجربه ثابت کرد که «مرد جامعه‌ ی مدنی» است. کروبی همچنین در ضمن فعالیتهای سیاسی اش از دیدار با فعالین سکولار حقوق زنان یا برنده‌ ی ایرانی جایزه‌ ی صلح نوبل نه هراسی به دل راه داد و نه از عواقب آن شانه خالی کرد. این رویه‌ ی صاف و صادق کروبی در قبال جامعه‌ ی مدنی بسیاری از روشنفکران ایرانی را جذب او کرد. در واقع روشنفکران جذب منش «تعامل پذیر» و «برنامه محور» کروبی شده بودند. از این رو بود که در آستانه‌ ی انتخابات سال ۱۳۸۸ بسیاری از روشنفکران و فعالین سیاسی پیشرو از عبدالکریم سروش گرفته تا جواد طباطبایی و از زید آبادی و مومنی گرفته تا عباس عبدی و تقی رحمانی مطالبات خود را در آئینه‌ ی برنامه‌های کروبی دیدند و به رغم موج توده واری که برخاسته بود به اردوی کروبی پیوستند. کروبی اگر چه هنوز با ناباوری بسیاری از یاران قدیمی و بخشی از افکار عمومی مواجه بود اما با تکیه بر «سیاست ورزی مدرن در عرصه‌ ی جامعه‌ ی مدنی» اعتماد بسیاری از روشنفکران و دانشجویان را جلب کرده بود.

6- انتخابات سال ۸۸ به‌‌ همان ترتیبی که همه می‌دانند و می‌دانیم برگزار شد. مشخص نشد رای واقعی کروبی چه اندازه بوده است اما هیچ چیز به اندازه‌ی میزان آرای اعلام شده‌ ی کروبی نمی‌توانست افشاگر تقلب در انتخابات باشد. عددی که به قول احمد زیدآبادی «سهم» کروبی بود و نه «رأی» او! انتخابات ۲۲ خرداد ۸۸ اما یک نقطه‌ ی عطف بزرگ در زندگی سیاسی کروبی بود. حالا وقت آن رسیده بود که کروبی جوهره‌ ی وجودی خود را به همه‌ ی آن‌ها که باورش نداشتند نشان دهد. حالا وقت «اعتماد ملی» به مهدی کروبی بود، آری کروبی (و البته موسوی) از فردای آن انتخابات مخدوش با عملکرد مثبت و ایستادگی کم نظیر و در خور تقدیر خود این «اعتماد ملی» را کسب کردند. موسوی و کروبی طی این مدت به رغم همه‌ ی فشارهای قدرتمداران و بی‌مهری دوستان هرگز به این اعتماد خیانت نکردند و حرمت دلهایی را که به ایستادگی آن‌ها امید بسته‌اند  پاس داشتند.

7- وقتی که برخی رسانه‌های رسوا و سایت های بی‌اعتبار وابسته به دولت خبر از «توبه‌ ی کروبی» دادند باز هم برخی بر تنور‌‌ همان ناباوری سابق دمیدند، این بار البته ناباوران در اقلیت محض بودند زیرا مردمی که به کروبی «اعتماد» کرده‌اند او را عمیقا باور داشته و دارند. آخرین پیام کروبی از درون محبس که توسط فرزندش به افکار عمومی منتقل شد ثابت کننده‌ ی درستی اعتماد و اعتقاد مردم به کروبی است. آری مهدی کروبی فرزند احمد طی این دو سال و اندی ثابت کرده است که مستحق اعتماد ملی است. ما این اعتقاد و اعتماد را از او دریغ نخواهیم کرد و دوشادوش او تا روز آزادی خواهیم ایستاد.

نگرانی از تلاش برای مهیا کردن مهدی کروبی به اعترافات تلویزیونی

2011/08/28

به گفته یک منبع آگاه حکومت اقدام به استخدام چند روانشناس کرده تا آقای کروبی را برای حضور در تلویزیون آماده کنند.

(۶شهریور ۱۳۹۰)- به دنبال انتشاراخبار جدید مبنی براینکه مهدی کروبی به مکانی جدیدمنتقل شده، در طی ۴۲ روز گذشته در انزوای مطلق بوده و هیچ ارتباطی با کسی نداشته، کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران از طریق یک منبع موثق وآگاه مطلع شده است که مقامات امنیتی فشارسنگینی را بر روی این رهبر معترض بعد ازانتخابات وارد می کنند تا او را وادار به اعترافات تلویزیونی کنند. کمپین امروزبا انتشار بیانیه ضمن محکومیت اقدامات فراقانونی و غیرانسانی یاد شده، نگرانی شدید خود رامورد وضعیت جسمی و روانی این روحانی ۷۴ ساله ابراز داشت و خواستار آزادی فوری وی و میرحسین موسوی از اسارت شش ماهه شد.

نگرانی از وضعیت سلامت مهدی کروبی، که بیش از شش ماه است بدون هیچ توجیه قضایی و قانونی در حصرخانگی به سر می برد، بدنبال اظهارات یک منبع آگاه از درون ایران که به کمپین گفت چندین روانشناس تلاش می کنند که» آقای کروبی را برای حضور در تلویزیون آماده کنند»، دوچندان شده است.

کمپین معتقد است که افراد موسوم به «روانشناس» – که در ادبیات اعترافات اجباری یک واژه آشنا و به معنای کارشناسان ورزیده نیروهای امنیتی در شکنجه روانی متهمان و رساندن آنها به مرحله از هم گسیختگی فکری وروانی برای قبول درخواست مصاحبه اجباری تلویزیونی است- هم اکنون با استفاده از حداکثر فشار روانی تلاش می کنند ذهن و روان مهدی کروبی را تخریب و او را برای مصاحبه تلویزیونی آماده سازند.

هادی قائمی، سخنگوی کمپین در این زمینه گفت: «همگان باید بسیار نگران سلامتی و جان کروبی باشیم مخصوصا اینکه برای شش هفته گذشته هیچکس از او خبری ندارد، نه همسرش، نه هیچ عضو دیگر خانواده یا نزدیکانش. چنین شرایط اسارت ظالمانه و غیر قانونی و کاملا غیر قابل توجیه است.»

سابقه حکومت جمهوری اسلامی ایران در استفاده از مخرب ترین وغیرانسانی ترین تکنیک های روانی برای شکستن روحیه ومقاومت مخالفان سیاسی، حتی در مورد افراد بلندپایه مذهبی و سیاسی، برای مرعوب وساکت کردن منتقدین با استفاده از انزوای کامل «حبس خانگی» و به جلوی تلویزیون آورن آنها برای دیکته کردن آنچه در سردارند، نگرانی یادشده در مورد مهدی کروبی را بسیار جدی کرده است. سابقه چنین رفتارهایی با منتقدان درحصرخانگی در گزارش اخیر کمپین« تاریخچه ای از “حصر” و” بازداشت در خانه امن”: سرنوشت چهار رهبر ناپدید شده چه خواهد بود؟» مستند شده است.

 

فاطمه کروبی، همسر مهدی کروبی، امروز در مصاحبه ای که در تارنمای سحام نیوز منتشر شده است از انتقال وی به یک آپارتمان بسیار کوچک از دهم مرداد ماه و قطع کامل ارتباطات وی حتی پیش از آن، از ۲۵ تیر ۱۳۹۰ خبر داد.

منبع آگاه یاده شده در حالی خبر از » استفاده از روانشناسان برای آماده کردن شرایط حضورکروبی در تلویزیون» را مطرح کرده است که نیروهای اطلاعاتی-امنیتی جمهوری اسلامی سابقه ای سیاه در استفاده از چنین روشهایی برای فیلم پر کردن از مخالفان سیاسی و پخش آن از تلویزیون در ۳۰ سال گذشته دارند.

هادی قائمی همچنین گفت: «به نظر میرسد که حکومت در راه پروژه یک نمایش شنیع، تکراری و خسته کننده دیگری برای «اعترافات تلویزیونی» قدم گذاشته تا کسانی که کروبی را در چنگال خود اسیر دارند بتوانند مقاصد سیاسی خود را پیش ببرنند» .

از ۲۵ بهمن ۱۳۸۹ مهدی کروبی و میر حسین موسوی اسیر در «حصر خانگی» بوده اند. هیچ روند قضائی دراین روند وجود نداشته است. چندین منبع آگاه به کمپین اظهار داشته اند که رهبر ایران آیت الله سید علی خامنه ای و نزدیکترین اشخاص در بیت وی مسئولیت مستقیم درحصر و روند حصر موسوی و کروبی را دارند.

احمد جنتی، رئیس شورای نگهبان در نماز جمعه ۲۹ بهمن۱۳۸۹ دقیقا آنچه برای حصر موسوی و کروبی برنامه ریزی شده بود و کاملا بوقوع پیوسته است را ترسیم کرد: «دستگاه قضایی باید ارتباط سران فتنه با مردم را به کلی مسدود کند. درب خانه آنها مسدود شود، تلفن آنها قطع شود، اینترنت آنها نیز قطع شود تا نتوانند پیامی بدهند و پیامی بگیرند و در خانه خود زندانی شوند.»

هادی قائمی با اشاره به سکوت مقامات قضایی و استمرار نگهداری غیرقانونی مخالفان سیاسی در حصرخانگی گفت: « قوه قضاییه ایران وشخص آقای صادق لاریجانی، نه تنها در برابر اقدامات مقامات امنیتی دست وپابسته ناظر است بلکه خود در ادامه واستمرار روند نقض حقوق قضایی مشارکت عامدانه و جدی دارد و این جز ان نیست که رهبر ایران خود بر چگونگی رفتارکنونی با مهدی کروبی و میرحسین موسوی مهر تایید زده باشد. »

کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران آیت الله خامنه ای را راسا مسئول سلامتی کروبی و موسوی میشناسد و خواستار آزادی سریع و بدون قید وشرط آنان است.