Posts Tagged ‘مجتبی واحدی’

کودتا گران وحشت کردند٬ دوستان چرا؟! مجتبی واحدی

2011/09/12

چند ماه قبل در یک گفتگوی عمومی با کاربران سایت بالاترین ، به این موضوع اشاره کردم که برای هم افزایی توان منتقدان ، مخالفان ومعارضان حاکمیت فعلی ،  ایجاد یک تشکل فراگیر ضروری است .  البته در همان جا  براین  موضوع پافشاری نمودم که  این ایده ، بایستی به بحث و بررسی همه نحله های فکری گذاشته شود وپس از پختگی ، به مرحله اجرا برسد . نکته دیگری که در سخنان من به وضوح وجود داشت  این بود که این پیشنهاد ، در نخستین مراحل خود قرار  دارد و  ایجاد ساختار جدیدی  مانند « کنگره ملی » یا  تشکلی مانند آن ، از صلاحیت یک یا چند فرد خارج است  و  نحوه تشکیل و حتی نام آن نیز باید به بحث و بررسی گذارده شود .

البته قبلاً هم برخی از دوستان پیشنهادهایی در این زمینه مطرح کرده بودند و لذا اقدام من ، نه یک خواسته وتلاش شخصی بود  و نه موضوعی عجیب که تحیر یا وحشت  منتقدان یا معارضان حاکمیت فعلی را به دنبال داشته باشد.

هر چه از ارائه این پیشنهاد گذشت رفتار سران فعلی  حکومت و اصرار  عملی آنها بر اصلاح ناپذیری ، مرا در پیگیری پیشنهاد خود جدی تر نمود ، لذا در گفتگو با برنامه « به عبارت دیگر» در «بی بی سی» بار دیگر با تأکید بر لزوم پیگیری این ایده ، نکات قبلی از جمله لزوم همفکری در مورد نام ، شرح وظایف و نحوه  ایجاد این تشکل را نیز یاد آوری نمودم . دو روز قبل  هم به دعوت تلویزیون رسا ،  در جلسه ای در پاریس شرکت کردم و به پرسش های مختلف در خصوص جنبش سبز ، انتخابات ، وضعیت فعلی آقایان کروبی و موسوی و مسائل متنوع دیگر پاسخ دادم . در پایان جلسه ، موضوع کنگره ملی مورد پرسش خبرنگار رادیو فرانسه قرار گرفت که همان مواضع قبلی را بازگو نمودم که مهم ترین آنها « عدم صلاحیت یک فرد – از جمله من – برای ساماندهی تشکلی مهم همچون کنگره ملی یا هر تشکل مشابه دیگر» بود.  هنگامی که  احتمال مذاکره با سایر افراد و گروهها مطرح شد با تأکید بر شخصی بودن این نظر ، گفتگو با همه گروهها و افراد را ممکن و بلکه ضروری برشمردم و دو گروه را  به عنوان استثنا  معرفی نمودم . گروه نخست کسانی که با هر نقاب و عنوانی ، به دنبال حکومت های مطلقه  فردی هستند و گروه دوم ، کسانی که دست به عملیات تروریستی علیه مخالفان خود زده انداما در عین حال  اعلام کردم که همین گروه هم اگر دست از اقدامات تروریستی بردارند و نسبت به گذشته خود ابراز پشیمانی نمایند قابل مذاکره هستند .

نیازی به توضیح نیست که موضع من در خصوص گروههایی مانند مجاهدین خلق ، قبلا با صراحت کامل در رسانه های عمومی اعلام و بارها منتشر شده ، اما بر این باورم که وظیفه پذیرش یا جذب افراد و گروهها به عهده ملت ایران است  در عین حال ،  این نکته بدیهی را مورد اشاره قرار دادم که  از نظر من ، شرط هرنوع مذاکره با  طرفداران گروههایی که سابقه تروریستی دارند دست برداشتن از رویه های سابق و اثبات پشیمانی  از رفتار گذشته آنهاست . در اظهارات جدید من ، هیچ نکته جدیدی نسبت به دو اظهار نظر گذشته – گفتگو در «بالاترین» و«بی بی سی » – وجود نداشت جز آنکه  اعلام کردم در سفر اروپایی خودم ، با برخی افراد و گروهها در خصوص این ایده ، سخن خواهم گفت  که ظاهراً همین نکته ، عده ای  را  به شدت  نسبت به عملیاتی شدن  طرح،نگران کرد .

یکی از دوستان که شرایط او را به خوبی درک می کنم به جای نقد یا حتی تخطئه اصل  ایده  ، به خیال خود به تحقیر  من پرداخت و لودگی ، پیشه ساخت . او قبلاً نیز به اینگونه برخورد کرده بود و  گمان می کنم تا قطعی شدن پرونده قضایی که به ناحق برای او تشکیل شده ، باید منتظر واکنش های مشابه از جانب او بر علیه خودم باشم . بر همین اساس  سخن اورا به دل نمی گیرم و تنها  از اومی خواهم  در کنار عبارات و نکاتی که برای به دست آوردن دل مقامات سنگدل و بی دین قضایی می گوید ،  مبانی استدلالی خویش در مخالفت با ایده کنگره ملی را نیز بیان نماید . آنچه مرا مطمئن ساخت که این دوست ، به دنبال استدلال برای نقد یا تخطئه ایده من نیست آن بود که نوشته بود « واحدی هیچ پیشینه شناخته شده سیاسی ندارد » پاسخگویی به این مسئله را ضروری نمی دانم زیرا  تا پانزده سال پس از زمانی که من کار  اجرایی وسیاسی را  در دفتر آقای کروبی آغاز نمودم ،  نه تنها « این معترض نه چندان  منصف » بلکه حتی نخستین دبیر کل تشکل متبوع   او نیز هیچ فعالیت اعلام شده سیاسی نداشتند و به برکت محبوبیت برادر آن دبیر کل ، پای آنها به عرصه فعالیت سیاسی باز شد .

در خارج از کشور هم ، یکی از دوستان ، مرا به هذیان گویی متهم کرد . او را هم درک می کنم زیرا در میان کسانی که ظاهراً از آنها به عنوان اپوزیسیون  نام برده می شود تنها کسی که  پس از  کودتای بیست ودوم خرداد ، با آسودگی خیال به ایران رفت و آمد می کند همین فرد است . در عین حال به انتظار خواهم نشست تا استدلال این  دوست را نیز بشنوم .

 مهم تر  از دو واکنش فوق الذکر،  خبری بود که امروز در برخی سایت های حکومتی خواندم واطمینان من به صحت راه خود ر ا بیشتر کرد . این سایت ها در متنی که دستپاچگی و کلافگی در آن هویداست اعلام کرده اند که پیشنهاد من ، می تواند بازی جدید وزارت اطلاعات پس از « پروژه مدحی » باشد. من هنوز نمی دانم آنچه به عنوان پزوژه مدحی مطرح شد واقعیت دارد یا آنهم فریبی دیگر از نوع اعترافات و اظهاراتی است که شهرام امیری در سیمای جمهوری اسلامی انجام داد و از فردای آن اظهارات ، هیچکس خبری از او ندارد  اما به فرض که ادعای رسانه های حکومتی ایران در خصوص همکاری مدحی با سیستم اطلاعاتی ایران درست باشد   آنگاه باید به هوشمندی وزارت اطلاعات و رسانه های مواجب بگیر جمهوری اسلامی تردید کرد . اگر پیشنهاد من در مورد کنگره ملی و تماس هایی که برای پیشبرد این پروژه انجام می دهم پروژه وزارت اطلاعات بود  قاعدتاً آنها باید دست نگاه می داشتند تا عده  زیادی در این دام بیفتند و سپس جشن دیگری همچون « MADHI SHOW» به راه بیندازند .

حقیقت آنست که اقدام اخیر سایت های حکومتی و  مشابه سازی ایده « کنگره ملی » با موضوع مشکوک مدحی ، اولاً مرا به کار آمدی  این ایده امیدوار بلکه مطمئن کرد  ثانیاً مشخص نمود اگر وزارت اطلاعات در این میان نقشی داشته باشد نقش تردید افکنی و تحریک یا اجبار عده ای از دوستان به تخریب ایده می باشد ؛ همان کاری که یک «اپوزیسیون دائم السفر به ایران» و یک «دوست  زیر تیغ قوه قضائیه ایران »، پیشتاز آن شده اند . در عین حال از همه کسانی که این روزها این بحث را شنیده اند از جملا کسانی که با عبارات ناپسند به استقبال « کنگره ملی » رفتند درخواست می کنم با نقد یا حتی تخطئه مبتنی بر منطق ، به پیشبرد  اهداف آزادیخواهانه مردم ایران کمک نمایند .  زیرا گمان می کنم  اکثریت دلسوزان ایران بر این سخن متفق القول هستند که تکرار انتقادات  وافشای مفاسد حاکمیت ، اگرچه امری لازم است اما برای ساختن آینده ایران ، کافی نیست و  برنامه ریزی برای آینده ایران ، بدون وجود تشکلی که اکثریت افراد و « گروههای منتقد ، مخالف و معارض » را زیر چتر خود بگیرد امکان پذیر نمی باشد.

Advertisements

مشاور کروبی از آغاز مذاکرات برای تشکیل «کنگرۀ ملی» خبر داد

2011/09/11

جتبی واحدی، مشاور مهدی کروبی که برای برگزاری یک تور سخنرانی در کشورهای مختلف اروپا به پاریس آمده است از رایزنی‎هایی برای تشکیل یک کنگرۀ ملی به منظور مقابله با جمهوری اسلامی خبر داد.مجتبی واحدی، فعال و تحلیل‌گر سیاسی و مشاور مهدی کروبی در گفت‌وگوی اختصاصی با بخش فارسی رادیو بین‌المللی فرانسه گفت: «داریم به جهتی می‌رویم که دیگر شرایط فقط شرایط انتقاد و مخالفت نیست. ما باید برای آیندۀ ایران برنامه ریزی بکنیم. باید حتما چیزی شبیه به یک کنگرۀ ملی درست شود. البته این یک ایدۀ بسیار خام است در ذهن من. اینکه چگونه باید تشکیل شود و چه کسانی باید در آن حضور داشته باشند موضوعی است که باید به بحث و بررسی گذاشته شود.» مشاور مهدی کروبی افزود: «در این مدت با دوستان زیادی در سراسر دنیا از طریق نشست‌های ویدیویی زنده به وسیلۀ «اسکایپ» و یا تلفن صحبت کرده‌ام و این آمادگی وجود دارد. فقط باید مکانیسم‌های ایجاد آن را پیدا کرد تا به گونه‌ای نباشد که به مبنای اختلاف تبدیل شود.» واحدی در مورد گروه‌های مورد مذاکره برای تشکیل کنگرۀ ملی تصریح کرد: «من به شخصه با هر گروهی که دنبال حکومت فردی نباشد و با هر گروهی که حتی سوابق تروریستی دارد اما حاضر باشد به اشتباهات گذشته‌اش اعتراف کند و به آینده با یک نگاه دموکرات و همۀ چیزهایی را که برای مردم ایران محترم است رعایت کند مذاکره می‌کنم.» این روزنامه‌نگار و فعال سیاسی ساکن آمریکا تأکید کرد: «در بحث مذاکره با گروه‌های سیاسی هم من اعتقادی ندارم که فقط باید با گروه‌های خارج از ایران مذاکره کرد. این مذاکره شامل گروه‌های سیاسی داخل ایران هم می‌شود. افرادی از داخل کشور هم می‌توانند در کنگرۀ ملی حضور داشته باشند اما نباید این حضور به گونه‌ای باشد که موجب شناسایی و سرکوب آن‌ها به وسیلۀ حاکمیت شود.» مجتبی واحدی در این گفت‌وگو به این پرسش‌ها پاسخ گفته است: چرا یک آلترناتیو مشخص و شناخته شده پس از حبس خانگی رهبران جنبش سبز (مهدی کروبی و میرحسین موسوی) به وجود نیامد؟ و اینکه در برابر مواضع کسانی چون تونی بلر، نخست وزیر سابق انگلیس، لئون پانتا و دیگر مقام‌های غربی که خواستار تغییر رژیم در ایران شده‌اند، موضع کنش‌گران جنبش سبز همراهی است یا تقابل؟ به گزارش سایت خبری «صبح امروز»، تور سخنرانی‌های مجتبی واحدی از شهر پاریس آغاز می‌شود و با سخنرانی در شهرهای٬ میلان٬ تورین٬ کلن٬ هامبورگ٬ فرانکفورت٬ وین و استکهلم ادامه خواهد یافت. برگزاری یک نشست مطبوعاتی٬‌ و گفت‌وگو با روزنامه‌های مختلف اروپایی از دیگر برنامه‌های واحدی در اروپا است. محور‌ها گفت‌وگوی او با رسانه‌های اروپایی به موضوع‌هایی از جمله وضعیت جنبش سبز و رهبران آن٬‌ انتخابات آینده مجلس و راهکارهایی که برای فعال شدن جنبش سبز اشاره شده است. نخستین سخنرانی مجتبی واحدی روز پنج‌شنبه هفته جاری در پاریس برگزار می‌شود.

جنبش سبز فراتر از خواست «اجرای بدون تنازل قانون اساسی» است، مجتبی واحدی

2011/05/14

«نه بنده و نه هيچ کدام از نزديکان آقای کروبی عضويتی در «شورای هماهنگی راه سبز اميد» ندارند… بعضی از صحبت‌هايی که آقايان در باره تأکيد بسيار زياد بر اجرای بدون تنازل قانون اساسی می‌کنند را بنده نمی‌پذيرم و معتقدم که همين قانون اساسی راه را برای برخی سوء استفاده‌ها باز کرده است. اينکه تاکيد بشود تمام خواسته‌ی‌ ما اجرای بدون تنازل قانون اساسی است را بنده نمی‌پذيرم»

خبرنگاران سبز در گفت‌وگويی رک و صميمانه پرسش‌های خود و گروهی از خوانندگانش را با سيد مجتبی واحدی مشاور آقای کروبی و سخنگوی ايشان در خارج کشور در ميان گذاشت. در اين گفت‌وگو از ايشان در باره سابقه سياسی و رسانه‌ای ايشان و نظرات ايشان در باره وضعيت رهبران سبز، اختلافات داخلی حکومت‌گران، ولايت فقيه، برنامه‌های خرداد ۹۰، آسيب‌شناسی جنبش سبز، شرکت يا عدم شرکت در انتخابات آتی احتمالی در ج.ا. پرسيديم که توجه شما را به اين گفت‌وگو جلب می‌کنيم.

گفتنی است که اين گفت‌وگو به صورت صوتی برگذار شد و هيچ کدام از پرسش‌ها از قبل در اختيار ايشان قرار نگرفته بود.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

خبرنگاران سبز: آقای واحدی اگر ممکن است به پيشينه سياسی-رسانه‌ای خود اشاره کنيد و بفرماييد که آيا تابحال پست‌های اجرايی نيز در طول ۳۲ سال گذشته داشته‌ايد يا خير.
ــ بسم‌الله الرحمن الرحيم. من از سال ۶۱ کار با آقای کروبی را شروع کردم و تا سال ۶۶ مسئول دفتر ايشان بودم. از سال ۶۷ در وزارت دارايی معاون وزير دارايی بودم و از نيمه سال ۷۸ که آقای کروبی برای شرکت در انتخابات مجلس ششم تصميم گرفتند من به عنوان مشاور رسانه‌ای ايشون مشغول به کار شدم. سپس در مجلس رسما معاون رسانه‌ای و مطبوعاتی آقای کروبی بودم. بعد از آن بنده در کمپين انتخاباتی سال ۸۴ نيز همراه ايشان بودم. ضمنا از سال ۷۹ تا دی ماه سال ۸۸ سردبير روزنامه آفتاب يزد بودم.

خبرنگاران سبز: آقای واحدی، شخصيت آشکار و تندگويی که جامعه ايرانی از شما در چند ماه گذشته شناخته با راه و روش محتاطانه‌ای که آفتاب يزد به سردبيری شما دنبال می‌کرد تفاوت‌های مشخصی دارد. اين تفاوت را چگونه توضيح می‌دهيد؟
ــ من موافق نيستم. درست است که نوشتن در فضای ايران تحفضات و الزاماتی دارد ولی اگر به سرمقالاتی که بنده در اين ده سال در روزنامه آفتاب يزد نوشتم مراجعه کنيد همين سخنان با ادبياتی که در داخل کشور گفتنی باشد مطرح شده است: انتقاد از شورای نگهبان، از قوه قضاييه، از نظارت استصوابی، از اينکه آقای خامنه‌ای را در حد ائمه بالا بردند. مثلا وقتی آقای نوری‌زاد ايشان را به امام حسين تشبيه کرده بود سرمقاله‌ای در اين باره در آفتاب يزد نوشتم ولی با رعايت الزماتی که ادامه کار را ميسر کند. حتی امروز هم اگر امکان اين بود که در همان حد در داخل کشور به کار ادامه بدهم، در داخل می‌ماندم و می‌نوشتم چون اثرگذاری آن را کمتر از گفتنی‌های بيرون از ايران نمی‌دانم. ولی اکنون که بيرون هستم، دست بازتر است و صريح‌تر می‌توان سخن گفت.

خبرنگاران سبز: به نظر می‌رسد که شما در چندماه اخير به عنوان سخن‌گوی برون‌مرزی آقای کروبی عمل می‌کنيد؛ آيا آقای کروبی شخصا اين مسئوليت و ماموريت را به شما واگذار کردند؟
ــ من در آخرين تماس تلفنی که (قبل از حصر) با آقای کروبی داشتم ايشان از من خواستند که يک سری نکات را مطرح کنم که بنده از قول ايشون نقل کردم که حکومت اگر شجاعت و غيرت دارد ايشان را محاکمه کند. همچنين مقايسه اين حکومت با زمان شاه و اينکه اين حکومت نه جمهوری است و نه اسلامی را از قول آقای کروبی نقل کردم. اين نکاتی بود که ايشان مشخصا از من خواستند به عنوان سخنگوی ايشان مطرح کنم. بعد از آن نيز کوشيدم بين جايگاه شخصی خود و جايگاه سخن‌گويی آقای کروبی تفکيک قايل بشوم. هرآنچه که بنده به عنوان سخن‌گوی ايشان مطرح می‌کنم ايشان قطعا قبول دارند. بنده اين کار را به درخواست ايشان انجام دادم؛ سمت مشاورت از قبل وجود داشت.

خبرنگاران سبز: اکنون از آقای کروبی چه خبری داريد؟ وقتی که خانم فاطمه کروبی مدتی برای مداوا از حصر خارج شدند آيا شما توانستيد با ايشان تماس بگيريد؟
ــ با ايشان خير ولی با فرزندان ايشان در تماس بوده‌ام که گفته‌اند رفتار با ايشان پيش از عيد خشونت‌بار بوده است ولی بعد از عيد بهتر شده است. ولی بر اساس اطلاعات تازه، هيچ کتاب يا روزنامه‌ای در اختيار آقای کروبی قرار نمی‌دهند. حتی اجازه نداده‌اند يک جلد از کتاب‌های فقهی که ايشان تقاضا کرده بود به دست ايشان برسد. با وجودی که رفتار شخصی ماموران بهتر شده است ولی باز خبر می‌رسد که گاهی که چهار يا پنج روز هيچ کسی خبری از آقای کروبی و همسرش نمی‌گيرد و اين عزيزان با کمبود مواد غذايی در خانه مواجه می‌شوند.

خبرنگاران سبز: شايعه عارضه قلبی که امروز در برخی رسانه‌ها منتشر شد را تاييد می‌کنيد؟
ــ اگر بخاطر داشته باشيد همين رسانه‌ها چندی قبل نوشتند که آقای کروبی برای نوشتن توبه‌نامه آماده می‌شود. اين حرف‌ها بی‌ربط است. من پيشتر هم گفتم اگر آقای کروبی بخواهند توبه کنند از همکاری‌يی که با آقای خامنه‌ای داشته‌اند و سکوتی که در برابر مظالم حکومت کرده‌اند توبه خواهند کرد. بنده شايعه عارضه قلبی ايشان را تکذيب می‌کنم.

خبرنگاران سبز: آقای واحدی آيا شما می‌توانيد بگوييد شرح وظايف «شورای هماهنگی راه سبز» چيست و اعضای آن چه کسانی هستند؟
ــ من ترجيح می‌دهم در اين مورد خيلی صحبت نکنم. بهتر است اين سئوال را از جناب آقای دکتر اميرارجمند بپرسيد.

خبرنگاران سبز: آيا شما عضو اين شورا هستيد؟
ــ خير، ولی تاکنون در باره برنامه‌هايی که داشته‌اند با بنده نيز مشورت کرده‌اند. نه بنده و نه هيچ کدام از نزديکان آقای کروبی عضويتی در «شورای هماهنگی راه سبز اميد» ندارند.

خبرنگاران سبز: آيا شما به اين روند انتقاد نداريد؟
ــ نظر شخصی بنده، جدا از مشاورت آقای کروبی، اين است که روش‌ها بايد کمی شفاف‌تر و واضح‌تر باشد. بعضی از صحبت‌هايی که آقايان در باره تاکيد بسيار زياد بر اجرای بدون تنازل قانون اساسی می‌کنند را بنده نمی‌پذيرم و معتقدم که همين قانون اساسی راه را برای برخی سوء استفاده‌ها باز کرده است. اينکه تاکيد بشود تمام خواسته‌ی‌ ما اجرای بدون تنازل قانون اساسی است را بنده نمی‌پذيرم و معتقدم که جنبش اعتراضی مردم فراتر از جنبش سبز است و جنبش سبز فراتر از اين خواست است. حتی بنده گفته‌ام که علاقمندان و کسانی که برای آقايان کروبی و موسوی نگرانی دارند اعم از کسانی هستند که در شورای هماهنگی و جنبش سبز حضور دارند. بنده شخصا معتقدم که بايد شفاف‌تر بود، رودبايستی‌ها را کنار گذاشت و حرف‌ها را واضح‌تر گفت. همان کاری که اين روزها خود نيز انجام می‌دهم.

خبرنگاران سبز: آيا استنباط ما درست است که شما به اينکه يکی از رهبران سبز نماينده رسمی در اين شورا ندارد انتقاد داريد؟
ــ در شورای هماهنگی، شخص مستقيمی از طرف آقای کروبی معرفی نشده است اما دوستانی که آنجا هستند همان‌گونه که آقای کروبی و آقای موسوی با يکديگر همکاری نزديکی داشتند به لحاظ ديدگاه و تفکر به آقای کروبی نزديک هستند. ولی انتقاد بنده بيشتر از اينکه متوجه ترکيب شورا باشد متوجه روش شوراست. منظورم اين است که بنده موافق نيستم که هدف جنبش را به اجرای بی‌تنازل قانون اساسی خلاصه کنيم و معتقدم اتفاقا آقای خامنه‌ای خيلی بيشتر از ما بر اجرای بدون تنازل قانون اساسی تاکيد دارد به اين دليل که اختياراتی که اين قانون اساسی برای رهبری در نظر می‌گيرد همراه با تفسيرهايی که شورای نگهبان ارائه می‌دهد خيلی بيشتر از آزادی‌هايی است که ما بتوانيم از اين قانون اساسی بدست بياوريم.

خبرنگاران سبز: آيا نظر شما در اين باره نظر آقای کروبی هم هست؟
ــ بله. آقای کروبی در آخرين گفته‌هايشان گفتند که اين حکومت نه جمهوری است و نه اسلامی و تاکيد کردند که آنچه مردم می‌خواهند مهم است. حال اگر ما برای آنچه که مردم می‌خواهند قيد تعيين کنيم مورد موافقت آقای کروبی نيست. اما عرض می‌کنم که برادرانی که در آن شورا هستند از لحاظ مواضعی که در مخالفت با استبداد، درخواست انتخابات آزاد، و تاکيد بر حق مردم دارند تفکر و مواضعشان بسيار با تفکر و مواضع آقای کروبی نزديک است.

خبرنگاران سبز: امروز ۸۴ روز از حصر خانگی آقايان موسوی و کروبی می‌گذارد. شخص شما و نزديکان آقای کروبی برای پايان گرفتن اين حصر چه کرده‌ايد و چه برنامه‌هايی داريد؟
ــ طبيعی است که بنده و فرزندان آقای کروبی نگرانی شخصی داشته باشيم ولی مخالف اين هستيم که اعتراض مردم را به زندانی بودن اين دو بزرگوار و همسرانشان محدود کنيم. تاکيد ما (بنده و فرزند آقای کروبی) بيشتر بر خواسته‌های آقای کروبی و موسوی است که منجر به زندانی شدن آن‌ها شد. البته کارهايی هم شده است، مثلا سه شنبه‌های اعتراض. گاهی نيز کسانی با اين نظر زياد موافق نبودند و همراه نشدند و چون ما معتقد به تکروی نيستيم می‌کوشيم برای آينده برنامه‌های جدی‌تری را پيش‌بينی کنيم. البته اگر دوستان ديگر همراه نشدند ما به هرحال حرف‌های خود را با مردم در ميان خواهيم گذاشت. همان‌طور که گفتم تاکيد ما بيشتر از اينکه بر آزادی آقايان کروبی و موسوی و همسرانشان باشد بر مواردی هست که منجر به زندانی‌شدنشان شد. البته زندانی شدن اين عزيزان همه به جهت شخصی و عاطفی و هم به جهت کارکرد اين چهار عزيز در پيش‌برد جنبش اعتراضی برای ما اهميت زيادی دارد. و البته با نزديک شدن به خرداد، فکرهايی برای آينده داريم که اعلام خواهيم کرد.

خبرنگاران سبز: اما واقعيت اين است که نبود اين رهبران احساس می‌شود و آزادی آن‌ها اکنون بخشی از مطالبات جنبش اعتراضی مردم شده است.
ــ قطعا همين گونه است اما خوب است برکت اين موضوع را هم در نظر بگيريم. بعضی دوستان پيش از اين با تندروی‌های خود آقايان موسوی و کروبی را متهم به کندروی، مسامحه، يا مجامله می‌کردند ولی امروز حقيقت برايشان روشن شده است و اين مسئله کوچکی نيست. البته هزينه بسيار زيادی (۸۴ روز زندانی بودن اين دو عزيز و همسرانشان) نيز برای آن پرداخته شده است. اما آگاهی بخشيدن به مردم مبنی بر اين‌که اين حکومت از حرف و سخن اين دو بزرگوار که سال‌ها مسئوليت داشته‌اند می‌ترسد دست‌آورد بزرگی است. يعنی حکومت تنها از تظاهرات خيابانی در هراس نيست بلکه حتی از سخن همراهان برجسته جنبش سبز نيز هراس دارد. اين نکته برای آگاهی بخشی به مردم مهم است و نبايد دست‌کم گرفته شود. علاوه بر آن، مقاومت آقای کروبی و پيام‌ ايشان که بنده بعد از اولين ملاقات فرزندانشان آن را نقل کردم و هم گفته اخير همسر ايشان که گفته‌اند ايشان حتی محکم‌تر از سابق ايستاده‌اند مهم است.
من يقين دارم که حکومت نمی‌تواند اين وضعيت را ادامه دهد. حکومت هم‌اکنون هم از داخل و خارج زير فشار قرار دارد. اما در اين بين روحيات شخصی و کينه‌جويی آقای خامنه‌ای نيز نقش بازی می‌کند. واقعيت اين است که مشکل آقای خامنه‌ای با آقايان موسوی و کروبی مربوط به امروز و ديروز و يا دو سال پيش نيست. آقای خامنه‌ای هنوز کينه ۲۶ سال پيش را دارد وقتی که در سال ۶۴ ايشان مجبور شد آقای موسوی را به عنوان نخست وزير معرفی کند که در اين معرفی و جلب حمايت آيت‌الله خمينی از آقای موسوی آقای کروبی نقش بسيار گسترده‌ای داشت. به سبب اين کينه، ايشان هزينه‌های زيادی پرداخت کرده‌ است و حاضر است پرداخت کند تا تحقيری که از سال ۶۴ تا ۶۸ در دوره دوم رياست جمهوری‌اش تحمل کرد را جبران کند. اما دست‌آورد اين اتفاقات هم بسيار زياد بوده است. اينکه حاکميت اکنون به اختلافات شديد درونی رسيده است بی‌تاثير از تحرکات جنبش سبز نيست. وضعيت در مقطع کنونی چنان شده است که هر گروه از حاکميت می‌کوشد گناه کمبودها و مشکلات را به گردن ديگری بياندازد.
در اين بين، احمدی‌نژاد با تصور اينکه بعد از زندانی کردن رهبران جنبش سبز، موضع آقای خامنه‌ای در ميان نيروهای سنتی، مذهبی‌ها، و نيروهای داخل و خارج کشور تضعيف شده است، کوشيد که بيش از گذشته خودسری، خودنمايی و قدرت‌نمايی کند و سهم بيشتری از حکومت از آقای خامنه‌ای طلب کند که نتيجه‌اش به اين درگيری انجاميد. اين وقايع گاهی مستقيم و گاهی غير مستقيم در اثر تحولات اخير از جمله زندانی شدن آقايان کروبی و موسوی اتفاق افتاده است.

خبرنگاران سبز: شخص شما و در مشورت‌های احتمالی که با شورای هماهنگی داريد برای خرداد پر حادثه (که فرهنگ سياسی ايران با آن عادت کرده و توقع‌های سياسی‌اش را انباشته در اين ماه می‌بيند) چه برنامه‌هايی داريد و چه زمانی قرار است اين‌ها را اعلام کنيد؟
ــ اولويت اول اين است که ما فرصت هماهنگی با دوستان را داشته باشيم. اگر لازم باشد تا دهه اول خرداد ماه بنده از طرف آقای کروبی، خانواده و مشاوران ايشان اعلام برنامه‌هايی خواهم کرد. اجازه بدهيد انفرادی عمل نکنم و با تامل و هماهنگی بيشتر برنامه‌هايی ارائه بدهيم که تاثير بيشتری در جامعه داشته باشد. صحبت‌های مقدماتی صورت گرفته و جلسات متعددی هم با دوستان داشته‌ايم اما هنوز به جمع‌بندی نرسيده‌ايم. اين البته به معنی مخفی کاری از مردم نيست؛ برای اين است که دست حکومت را برای برخورد با مردم باز نگذاريم. اما به هر حال اگر در شورای هماهنگی هم دوستان تحفضاتی داشته باشند ما راسا در دهه اول خرداد برنامه‌هايی را اعلام خواهيم کرد.

خبرنگاران سبز: آيا به نظر شما جنبش سبز “نقشه راه” دارد؟
ــ می‌توان گفت که دو هدف عمده دارد و برای اين اهداف راه‌کارهايی را هم پيش‌بينی کرده است که عمدتا جلب حمايت مردم و آگاهی رسانی بوده است. اولين هدف اين است که ما بپذيريم که يک انتخابات کاملا آزاد در کشور برگزار شود و هيچ کسی با هيچ عذر شرعی و قانونی و يا هر بهانه‌ی ديگری در آن دخالت نکند. اين انتخابات بايد در همه‌ زمينه‌ها صورت بگيرد. در باره نوع حکومت هم بايد انجام بشود. هدف دوم بايد اين باشد که هيچ کس خود را در هيچ جايگاهی نبايد خود را مصون از انتقاد و تذکر بداند. اين‌که جانشين نماينده ولی‌فقيه در سپاه می‌گويد ما حق نداريم مبانی تصميم ولی‌فقيه را از او بپرسيم؛ اينکه رييس قوه قضاييه بگوييد که در قانون اساسی چيزی تحت عنوان نظارت بر رهبری وجود ندارد؛ اينکه آدم بی‌سوادی به عنوان امام جمعه قم در حد شرک آقای خامنه‌ای را همدرجه حضرت مسيح بداند و بگويد که زمان تولد ايشان حرف زده است؛ بايد تمام اين‌ها شکسته بشود. اگر اينطور نشود، روح آيت‌الله خمينی که مورد علاقه آقايان است در عذاب خواهد بود.
ايشان به صراحت قبل از همه‌پرسی جمهوری اسلامی گفت: «در جمهوری اسلامی هر فرد از آحاد ملت حق دارد مستقيما و در برابر سايرين زمامدار مسلمين را استيضاح کند و او موظف است که جواب قانع کننده بدهد.» بايد به اين نقطه رسيد و اين يکی از اهداف جنبش اعتراضی باشد و اين نکته‌ای نيست که تنها بعد از انتخابات اخير گفته شده باشد. آقای کروبی در زمان پنج سالی که خانه نشين بودند (سال‌های ۷۱ تا ۷۶) به مزاح گفته‌اند بنده در ولايت امام خمينی هم ذوب نبودم چه برسد به ولايت آقای خامنه‌ای.ايشان گفته‌اند که اگر زمان امام صادق هم بود من جرات نداشتم در تنور بروم که کنايه‌ايست به ادعای کسانی که می‌گويند ما بايد شيعه تنوری ولايت فقيه باشيم. اين به اين معنی است که ما شانی آسمانی برای ولی فقيه قائل نشويم.
در مقطعی که آقای کروبی صحبت می‌کرد ولی فقيه شخصيت محترمی بوده‌ است که وظايف مشخصی طبق قانون اساسی داشته است. وظايف او نه از آسمان آمده و نه در قران نوشته شده است و منتخب مردم است. در آخرين مکتوب خود به آيت‌الله مشکينی، آيت‌الله خمينی چنين نوشت: «چون مردم از طريق خبرگان، رهبر را تعيين می‌کنند اين رهبر منتخب مردم تلقی می‌شود و قهرا تبعيت از او لازم است.» يعنی چون منتخب مردم هست تبعيت از او لازم است. يعنی الان با توجه به نشانه‌های فراوانی که حکايت از اين دارد که نه خبرگان منتخب اکثر مردم است و نه رهبر منتخب خبرگان الزام تبعيت از ولی فقيه از بين رفته است و او لازم‌ التباع نيست. حتی اگر کسانی هم در ميان طرفداران جنبش سبز طرفدار ولی فقيه بودند به همان حد محدود شده در قانون اساسی به آن اعتقاد داشتند. که البته با توجه به تفاسير شورای نگهبان و اظهارات رييس قوه قضاييه مبنی بر عدم نظارت بر رهبر بهتر است کلا از اين موضوع بگذريم و به سراغ يک حکومت کاملا زمينی برويم که با اتکا به مبانی دروغين آسمانی نخواهد حقوق مردم را زيرپا بگذارد.

خبرنگاران سبز: در باره اهدافی که گفتيد (انتخابات آزاد و مصون نبودن افراد از انتقاد) مشکلی نيست ولی بفرماييد با چه نقشه‌راهی می‌توان به اين اهداف رسيد.
ــ سئوال خوبی است. ما موظف هستيم نخبگان گروه‌های مختلف از معارضين و مخالفين و معترضين را جمع کنيم. پيش‌نهاد‌های گوناگون را گردآوری کنيم. هيچ کس هم لازم نيست حتما محوريت ويژه‌ای داشته باشد. البته شورای هماهنگی به دليل اينکه به نحوی وابسته به آقای موسوی و نزديک به تفکرات آقای کروبی است می‌تواند در مرحله گردهم آوردن گروه‌های ديگر نقشی محوری بازی کند. يکی ديگر از انتقادات من به شورای هماهنگی اين است در اين زمينه نتوانسته کاری صورت دهد. راه‌کار پيش‌نهادی بنده راه‌اندازی يک کنگره ملی است. بزودی هم اعلام می‌کنيم که راه‌کارهايی که به نظر افراد، گروه‌ها، نخبگان، گروه‌‌های دانشگاهی، روحانيون، کنشگران سياسی و حتی دانش‌آموزان اعلام بشود تا بسوی راهی برويم که بعدا بشود ادعا کرد مورد قبول اکثريت قابل قبولی بوده است.
نام اين جمع می‌تواند کنگره ملی يا شورای هماهنگی يا هر چيز ديگری باشد. اعضای اين کنگره بايد از همه نحله‌های فکری باشد. حتی معتقدم که حکومت ج.ا. نيز می‌تواند نماينده داشته باشد. البته لازم است از هم‌اکنون تفاهم داشته باشيم که اگر اکثريت مردم گفتند نه ج.ا. که حکومت اسلامی می‌خواهند که در آن ولی‌فقيه می‌تواند حتی همسران مردم را در خانه‌هايشان طلاق دهد مورد پذيرش ما هم باشد. اما اگر مردم گفتند که ما نمی‌خواهيم اختيار کشور دست يک نفر باشد، فرقی نمی‌کند که آن يک‌نفر خاتمی باشد يا خامنه‌ای، کروبی باشد يا ناطق نوری، رفسنجانی باشد يا صانعی آن‌ها هم بايد اين تصميم را بپذيرند. اين کنگره بايد چنان باشد که موافقان ج.ا. (اگر اعتقاد به استحکام جايگاه خود دارند) بتوانند حضور داشته باشند.
در سال ۵۸ که ولايت فقيه در قانون اساسی گنجانيده و تصويب شد، دليل اين تصويب و پذيرش نه آگاهی مردم از مبانی ولايت فقيه و نه تجربه آن‌ها از موفقيت ولايت فقيه بود. فقط کاريزما و محبوبيت آيت‌الله خمينی بود. امروز بعد از ۳۲ سال آقايان مدعی‌اند که عملکرد ولی فقيه ايران را از خطرات بزرگی نجات داده و ايران را در قله‌های علم و ثروت قرار داده است. سخن بنده اين است اگر آقايان به ادعايشان پايبندند در باره همين موضوع يک رفراندوم برگزار کنند. اگر آن زمان مثلا مردم ۷۷ درصد به قانون اساسی رای دادند امروز بايد ۹۹ درصد رای بدهند. بايد اين زمينه را ساخت تا اگر حريف از اين مسئله شانی خالی کرد مردم بفهمند که حکومتيان به جايگاه خود اعتماد ندارند. مثلا آقای سيد‌احمد خاتمی می‌گويد ولايت فقيه کشور را از چند جنگ نجات داده است ولی آقايان نمی‌گويند که اين عملکرد ولايت فقيه بوده که بهانه به دست دنيا داده که می‌خواسته‌اند به ايران حمله کنند.
بايد در نظر داشت که نجات کشوری مثل ايران کار يک شب و دو شب نيست و ما در پی اينيم که تشکلی فراگير (حتی با شرکت قائلات به “حکومت اسلامی”) شکل بگيرد (اينکه البته آن‌ها خود نخواهند در اين تشکل باشند مسئله‌ی ديگری است).

خبرنگاران سبز: با توجه به کوشش‌های نه چندان موفق گذشته برای تشکيل چنين کنگره‌ای، شما فکر می‌کنيد چه چيزی اکنون تغيير کرده است تا موفقيت چنين تلاشی را باعث شود؟
ــ من ضمن احترام به مواضع افراد و گروه‌ها مجبورم اين را بگويم که کسانی هستند که افتخار می‌کنند که از ۳۲ سال پيش در مقابل ج.ا. ايستاده‌اند. حرف بنده اين است که اين اشتباه است. ج.ا. (چه با فريبکاری و چه با اعتقاد)‌ يک روزی محبوب مردم بوده است. کاری به مبنايش ندارم. اتفاقا کسانی که آن زمان چه از نظر سياسی و چه با عمليات نظامی جلوی ج.ا. ايستادند بهانه سرکوب خشن را برای ج.ا. فراهم کردند. نوع مخالفت‌ها به گونه‌ای بود که به نظامی که در آن مقطع محبوبيت داشت بهانه داد. البته اين مقبوليت به تدريج کم شد. بايد واقع بين بود و همه بايد اشتباهاتمان را بپذيريم. کنگره ملی را هم برای همين گفتم. مرزبندی اتحاديه‌ها و تشکل‌ها پيش از شرکت در آن‌ها را محدود می‌کرد؛ شايد هم رسانه کافی نداشتند و نتوانستند پيامشان را منتقل کنند.
بايد کوشيد همه نحله‌های فکری در اين کنگره وجود داشته باشند و هيچ کسی مدعی نظارت استصوابی (برای ورود يا عدم ورود ديگران) نباشد. البته می‌دانم که با توجه به ترکيب نخبگان سياسی ما اين کاری بسيار مشکل است ولی غير ممکن نيست. بايد با استفاده از نظر سنجی کاری کرد که اين ايده فراگير شود و خبرنگاران بايد بکوشند از قدرت خود استفاده کنند تا کسی نتواند در اين ميان رای ممتاز داشته باشد يا ديگران را محدود کند. البته هنوز چيزی مشخص نيست و حتی جزييات هم بايد به نظر سنجی و افکار سنجی گذاشته شود.

خبرنگاران سبز: البته واقفيد که اجرای چنين طرحی بسيار سخت است.
ــ بله سخت است بخصوص که مردم داخل کشور دسترسی راحتی به رسانه‌های مجازی ندارند ولی راه‌های علمی‌يی هست که می‌توان به آن‌ها انديشيد. من معترفم که فراگيری صد در صد ممکن نيست ولی بايد به حداکثر فراگيری برسيم.
…..

بخش پايانی اين گفت‌وگو در فرصت بعدی تقديم خوانندگان خواهد شد.

جنبش سبز منکرهر گونه قیومیت و برتری طلبی دینی، قومی و جنسی است

2011/03/16
جــرس: محسن کدیور در جریان نشست تحلیلی «پس از بیست و پنج بهمن» «نفی استبداد، حاکمیت ملی و تعامل فعال با جامعه جهانی، نفی انزوا طلبی و ماجراجوئی و اولویت منافع ملی بر مصالح ایدئولوژیک» را از «مطالبات پیگیر جنبش سبز» ذکر کرد و خاطرنشان ساخت «جنبش سبز منکرهر گونه قیومیت و برتری طلبی دینی، قومی و جنسی است.»

 

اردشیر امیرارجمند مشاور حقوقی میرحسین موسوی نیز، مسئولیت رادیکالیزه شدن جنبش سبز را متوجه حکومت دانست و با بیان اینکه «ما دیگر جهت برگزاری تظاهرات و تجمع، درخواست مجوز نمی کنیم، بلکه آنرا حق خود می دانیم و فقط زمان و مکان آنرا اطلاع رسانی خواهیم کرد»، خاطرنشان ساخت «هسته سرکوب‌گر حکومت به دنبال مشروعیت بخشیدن به خشونت است و از رادیکال شدن جنبش برای این منظور استفاده می‌کند و همین رادیکالیزه شدن جنبش، دامی است که حکومت برای جنبش پهن کرده و اگر وارد آن شویم، پیروز بیرون نمی‌آییم، در صورتی که پیروزی جنبش در مبارزه مسالمت‌آمیز شجاعانه است.»
شیرین عبادی، فعال حقوق بشر نیز، خواستار پافشاری مردم بر خواسته های مدنی خود شد و خاطرنشان کرد «اصرار بر خواست های مدنی است که راه را برای تحولات عمیق سیاسی باز می کند.»
مجتبی واحدی، مشاور ارشد مهدی کروبی نیز، با «نقطه عطف» دانستن ۲۵ بهمن در حوادث پس از انتخابات، تاکید کرد «ادامه تجمع‌های پس از ۲۵ بهمن و هجوم گسترده حکومت به معترضان، از تاثیرات رویداد ۲۵ بهمن است.»
به گزارش جرس، روز یکشنبه ٢٢ اسفند – ۱٣ مارس، نشستی تحلیلی پیرامون وقایع اخیر و همچنین ادامه حصر و بازداشت و بی خبری از رهبران جنبش سبز، در دانشگاه وست مینستر لندن برگزار شد.
در این نشست که به همت انجمن «پویشگران راه سبز امید» و تحت عنوان تحلیل وقایع «پس از ٢۵بهمن» برگزار شد، چهار تن از صاحب نظران و فعالان جنبش، شیرین عبادی (فعال حقوق بشر)، اردشیر امیرارجمند (مشاور ارشد میرحسین موسوی)، محسن کدیور (استاد دانشگاه و پژوهشگر) و مجتبی واحدی (مشاور ارشد مهدی کروبی) به بیان تحلیل های روز و همچنین آسیب شناسی جنبش پرداختند و مسعود بهنود (نویسنده و روزنامه نگار) نیز گرداننده این نشست بود.
اتحاد ضامن پیروزی
شیرین عبادی، برنده جایزه صلح نوبل، بعنوان اولین سخنران این جلسه، کلام خود را در چند بخش ارائه کرد و با رویکردی اجمالی به فعالیت های بیست ماه اخیر فعالان جنبش در زمینه های مختلف – از جمله حقوق بشر و فعالیت های بین المللی- مسائل رخ داده از ٢۵ بهمن ماه به بعد و چشم انداز جنبش را مورد بحث قرار داد و گفت «می بینیم که خشونت های دولتی روز به روز در حال افزایش می باشد و آنچه در ایران می گذرد بر کسی پوشیده نیست. اما باید دید که در شرایط کنونی وظیفه ما چیست و باید چگونه عمل کنیم.»
وی ادامه داد: با نگاه به گذشته است که می توانیم آینده را پیش بینی کنیم. گذشته دردناک می تواند کتاب درسی برای آینده ما باشد و تاریخ نشان داده که هر گاه با یکدیگر متحد شدیم، توانستیم به پیروزی دست یابیم. به عنوان مثال در زمانی که موبایل های نوکیا دارای سرویسی بودند که شخص استفاده کننده از آنها قابل ردیابی بود و موبایل ها کنترل می شدند؛ روزنامه نگار شجاعی به نام عیسی سحرخیز این مساله را مطرح و اقامه دعوا نمود و سپس خیلی از ایرانیان بر علیه نوکیا متحد شدند و موبایل نوکیا خریداری نکردند و ظرف یک تا دو ماه، فروش نوکیا در ایران به نصف رسید. مساله سوءاستفاده تجاری و سوء استفاده از تکنولوژی در همه جا و در هر مجمعی مطرح شد و سرانجام شرکت نوکیا رسما اطلاعیه ای صادر نمود و از مردم ایران عذرخواهی کرد. این خود یک نمونه از پیروزی بود که نتیجه اتحاد مردم بود و این نشان می دهد که تنها دولت ها نیستند که موکلف به رعایت حقوق بشر می باشند بلکه شرکت های بزرگ نیز چنین وظیفه ای به عهده دارند.

ما نمی توانیم دنیا را به خواست خود تغییر بدهیم اما می توانیم کاری کنیم که عرصه را بر علیه کسانی که سرکوب می کنند تنگ تر کنیم. اگر متحد باشیم که در واقع ضامن پیروزی ماست در نتیجه به هر آنچه که بخواهیم، خواهیم رسید. باید از بحث های کوچک هرچند صحیح و درست بپرهیزیم و آنها را در زمان مناسب مطرح کنیم. اکنون وقت یکپارچه عمل کردن است.
روش های مسالمت آمیز
این فعال حقوق بشری سپس خاطرنشان کرد «تاریخ نشان داده است که هرگاه مردم دست به خشونت زدند، باختند. دیدیم که هر گاه گروهی دست به خشونت زد؛ چگونه با سرکوب شدیدی از جانب حکومت مواجه شد. مسالمت بودن روش ها، راه حلی است که حکومت را از پا در می آورد اما مشروط بر اینکه مستمر و متداوم باشد.
در بین خواست هایی که داریم، خواسته های مدنی از همه مهمتر است. برخی معتقدند که باید از خواسته های سیاسی شروع کنیم اما اعتقاد دارم که خواسته های مدنی، بالاتر از خواست های سیاسی است. وقتی به خواست های مدنی دست یابیم نتیجه این خواهد بود که خواست های سیاسی نیز برآورده شوند. خواست هایی از قبیل: آزادی بیان، حق انتخابات آزاد، حقوق برابری زن و مرد و اقوام مختلف و … از جمله خواست های مدنی است که دموکراسی تحقق همین خواسته هاست. باید بر خواسته های مدنی مصر و دقیق بود که پافشاری بر این خواست های مدنی است که راه را برای تحولات عمیق سیاسی باز می کند البته باید به طریق مسالمت آمیز باشد. اگر دست به خشونت بزنیم، دولت خشونت های بی دلیل و سرکوب گرانه خود را توجیه می کند و در این رقابت این دولت است که برنده می شود چرا که پول و اسلحه دارد.
شفاف سازی
بیشترین تلاش دولت در سنوات اخیر معطوف به این بوده که حقایق از مردم پنهان شود و به روش هایی هم در رابطه با آن متوسل شده است از جمله: اخراج خبرنگاران خارجی، ارسال پارازیت بر روی رادیو و تلویزیون های فارسی زبان برون مرزی، دستگیری و مجازات خبرنگاران. به گونه ای که طبق گزارش سازمان گزارشگران بدون مرز، چهل تن از خبرنگاران و وب نگاران در ایران در زندان هستند که علاوه بر این تعداد، عده ای نیز با قرار وثیقه بیرون از زندان هستند.
طبق مصوبه سازمان ملل متحد، دولت ها مکلف هستند از مدافعان حقوق بشر، حمایت کنند و موجبات و تسهیل انجام وظایف آنها را فراهم کنند که دولت ایران هم به این مصوبه رای موافق داده است. اما شاهدیم که عبدالرضا تاجیک به خاطر عضویت در سازمان مدافعان حقوق بشر در ایران به پنج سال حبس محکوم شده است و یکسال هم به آن اضافه شده است به دلیل نشر اکاذیب.
وظایف ایرانیان برون مرز
شیرین عبادی همچنین تصریح کرد «در شرایطی که ایران دچار این میزان از سانسور است؛ وظیفه ما که خارج از ایرانیم و تربیون آزاد داریم چیست؟ ما وظیفه داریم که به شفاف سازی و گزارش دهی به جامعه مدنی بپردازیم. از طریق افکار عمومی بین المللی با دولتها صحبت کنیم که سبب می شود جامعه مدنی کشورها را به تحرک بیاوریم. در برنامه ها و گزارش ها از نهادهای مدنی- محلی دعوت کنیم تا در جلسات حضور یابند. آنها بسیار تاثیر گذار هستند و می توانند به دولتها فشار بیاورند.»
این برنده جایزه جهانی صلح افزود «از همه کسانی که می توانند گزارش تنظیم کنند، می خواهم که گزارش های خود را به سازمان ملل متحد و خصوصا کمیساریای عالی حقوق بشر ارسال دارند چرا که دولت ایران، عضو سازمان ملل متحد است و باید از مقرراتش اطاعت کند. بر طبق آخرین مصوبه مجمع عمومی سازمان ملل متحد که در دسامبر سال گذشته(٢٠۱٠) اتخاذ شد، دبیر کل سازمان ملل هر سه ماه یکبار باید گزارشی درباره ایران تهیه کند و آنرا به شورا و مجمع عمومی ارائه دهد. گزارش سه ماه آخر، روز چهاردهم مارس در شورای حقوق بشر قرائت می شود.
کسانی که از نقض حقوق بشر و یا یک تخلف حکومتی مطلع می شوند حتما آنرا گزارش دهند اما این گزارش ها باید مستند و درست باشد. دولت ایران هم حق ندارد این گزارش ها را اقدام علیه امنیت ملی، عنوان کند و به شما در مورد همکاری با سازمان ملل، اعتراض کند. این یک روش مسالمت آمیز و بی خطر است.


روحیه پرسشگری را تقویت کنیم
خانم عبادی با بیان اینکه «باید روحیه پرسشگری در جوانان بیش از پیش تقویت شود و خصوصا سوالاتی که در جامعه امروز ایران تابو است، مطرح شود»، گفت «مگر به خاطر ندارید که رنسانس با این جمله دکارت شروع شد: «من شک می کنم، پس هستم». به عنوان مثال سوالاتی از قبیل: چرا باید در ایران غنی سازی اورانیوم صورت گیرد که نتیجه آن تحریم بین المللی ایران است. یا اینکه فجایعی که در ژاپن رخ داد؛ پس از زلزله اخیر… آیا ایران هم در انتظار است؟ چرا در منابع غنی دیگری همچون گاز، نفت، انرژی خورشیدی و … سرمایه گذاری نمی شود؟ ما به مسائل و فقر اقتصادی شدیدی رو به رو هستیم که ناشی از تحریم ها و سیاست های غلط اقتصادی دولت است که سرمایه و پول را در کشورهایی همچون سنگال، بولیوی، حزب الله لبنان و … ارسال می دارند. برای این مسائل سوال بپرسید حتی اگر از جانب دولت پاسخی داده نشود؛ اما این سوالها به مسائل روز تبدیل می شود و گسترش می یابد.»
مخالفت با حمله نظامی و تحریم های اقتصادی
این فعال حقوق بشری خاطرنشان کرد «ما با وجود همه مخالفت هایمان با دولت ایران، همچنان با تهاجم نظامی، تحریم اقتصادی کشور مخالف می باشیم چرا که سبب می شود وضعیت مردم بدتر شده و خواست های مدنی خود را فراموش کنند و بیشتر به گرد حکومتی که دوست ندارند حلقه بزنند. ما ایران را دوست داریم و آنرا آباد و آزاد می خواهیم. ما فرزندان آن بزرگ مردی هستیم که گفت: چو ایران نباشد، تن من مباد / بدين بوم و بر زنده يك تن مباد»
بیست و پنج بهمن نقطه عطف بود
بر اساس این گزارش، پس از شیرین عبادی، مجتبی واحدی، مشاور ارشد مهدی کروبی که به صورت ویدئویی سخنانش ضبط شده بود، برای حاضران سخنرانی کرد و در آغاز به تاثیر اعتراض‌های خیابانی ۲۵ بهمن بر شرایط سیاسی ایران اشاره کرد و با «نقطه عطف» دانستن ۲۵ بهمن در حوادث پس از انتخابات گفت «ادامه تجمع‌های پس از ۲۵ بهمن و هجوم گسترده حکومت به معترضان، از تاثیرات رویداد ۲۵ بهمن است.»
وی تاکید کرد «دولت با ایجاد ناامیدی و سردرگمی در مردم و با انتشار اخبار ضد و نقیض سعی دارد از تاثیرات ۲۵ بهمن کم کند، در حالیکه «۲۵ بهمن همان قدر که باعث وحشت‌زدگی حکومت شد، در دل مردم امید ایجاد کرد.»
زندان، زندان است
مشاور و سخنگوی مهدی کروبی در مورد انتشار خبر انتقال موسوی و کروبی به زندان حشمتیه گفت: «من به رسانه‌های مختلف گفتم که موضوع حشمتیه فرعی است…چون مدت ۱۹ شب هیچ نوری از خانه آقای کروبی بیرون نیامد و مانند این است که وی در سیاهچال بود. »
مجتبی واحدی تاکید کرد: «موسوی و کروبی و همسرانشان، به طور غیرقانونی زندانی شده‌اند و تفاوتی ندارد که این زندان زیرزمین آقای خامنه‌ای باشد یا زیرزمین خانه آقای کروبی یا شکنجه‌گاه اوین.»
سیاست حکومت، به تعویق انداختن بحران‌ها است
واحدی در بخش دیگری از سخنان خود به بحران‌های سیاسی و اقتصادی حکومت اشاره و تاکید کرد «سیاست حکومت، به تعویق انداختن بحران‌ها است و رهبری و احمدی‌نژاد با وقت‌کشی و ایجاد بلاتکلیفی و ناامیدی در داخل کشور و در برخورد با کشورهای دیگر، سعی دارند بحران‌های سیاسی و اقتصادی حکومت را به تعویق بیندازند.»
خامنه‌ای و احمدی‌نژاد؛ دو شهید حکومتی
او از رهبر جمهوری اسلامی و محمود احمدی‌نژاد به عنوان دو «شهید حکومتی» نام برد که به گفته او با بحران‌های شدیدی مواجه هستند، اما شجاعت ندارند که به اشتباه‌های خود اعتراف کنند.
سخنگو و مشاور مهدی کروبی در بخشی از سخنان خود در مورد برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی گفت: «خارجی‌ها می‌گویند ایران دارد وقت‌کشی می‌کند که بمب اتمی بسازد تا این بمب‌ها روی کشورهای دیگر بریزد. به نظر من، دولت ایران جرات این کار را ندارد. دولت ایران در نهایت بتواند از این بمب ها و سلاح ها استفاده کند، آنرا بر سر ملت ایران می ریزد.»
مجتبی واحدی در بخش دیگری از سخنان خود، با اشاره به فساد اقتصادی و سیاسی دولت احمدی‌نژاد، آنرا در تاریخ معاصر ایران بی‌سابقه خواند و افشای این موارد را از خبر بازداشت موسوی و کروبی مهم‌تر دانست.
استبداد دینی خطرناک ترین نوع استبداد است
سخنران بعدی این مراسم، محسن کدیور، استاد دانشگاه و پژوهشگر بود، که از طریق ویدئو کنفرانس در نشست حضور پیدا کرد و در ابتدای سخنان خود، با ارج نهادن به مقام محقق و ایران شناس تازه درگذشته، پروفسور ایرج افشار، شش نکته را مطرح کرد:

یک. ماهیت ضداستبدادی و دموکراتیک جنبش
محسن کدیور در آغاز کلام خود، ماهیت جنبش سبز را «دموکراتیک» و «ضد استبدادی» خواند و با بیان اینکه «نظام استبدادی موجود، استقلال و دینی بودن را دو امتیاز خود می داند»، خاطرنشان کرد «لذا می کوشد مخالفان را به غیر دینی بودن و ضد استقلال کشور دانستن متهم نماید.»
وی تاکید کرد «مبارزه با دیکتاتورهای به ظاهر مستقل به مراتب از مبارزه با دیکتاتورهای وابسته دشوارتر است.»
این پژهشگر در بیان اهداف جنبش سبز نیز گفت «جنبش سبز، نفی استبداد، حاکمیت ملی و تعامل فعال با جهان، نفی انزواطلبی و ماجراجوئی، اولویت منافع ملی بر مصالح ایدئولوژیک، و همچنین سیاست خارجی بر اساس نمایندگان کارشناس ملت را دنبال می کند.»
دو. جنبش سبز جنبشی متکثر
محسن کدیور با تاکید بر اینکه «البته استبداد دینی خطرناک ترین نوع استبداد می باشد»، در مورد ماهیت جنبش سبز نیز خاطرنشان کرد «این جنبش ماهیت ضد استبدادی و دموکراتیک دارد، به تنوع و تکثر آرا معتقد است و با هر نوع برتری‌طلبی دینی مخالفت می‌کند و منکر هر گونه قیمومیت و برتری طلبی دینی، قومی و جنسی است. همچنین تکثر مانع فعالیت و ابراز هویتهای متمایز نیست، چرا که دینداران و دین ناباوران، اقوام مختلف ایرانی، زنان و مردان، طبقات مختلف اجتماعی در این جنبش اعتراضی حضور دارند.»
این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد «باب گفتگو چه درون جنبش چه بین جنبش و حکومت برای استیفای حقوق از دست رفته مردم باز است و هیچ بخشی از جامعه قابل حذف نیست، حتی طرفداران فعلی حکومت، دین ناباوران، دینداران سنتی. مخالفان و منتقدان از حقوق و امکانات مساوی با ما برخوردار خواهند بود.»
سه. اسلام رحمانی
کدیور به بحث قرائت مداراگرایانه یا «اسلام رحمانی» نیز پرداخته و آنرا باور بسیاری از همراهان جنبش سبز ذکر کرد و گفت «معتقدان اسلام رحمانی به دنبال استقرار حکومت اسلامی و تحمیل شریعت به مردم نیستند. استقلال نهادهای دینی از دولت در کنار استقلال دولت (نظام) از نهادهای دینی با تضمین دو محور زیر ضوابط اسلام رحمانی در عرصه عمومی است:
یک- نفی هرگونه امتیاز و حقوق ویژه برای دینداران و روحانیون
دو- وضع و لغو و تغییر قانون کلا در دست نمایندگان مردم است
این فعال حامی جنبش سبز همچنین تاکید کرد «در جنبش نمی خواهیم دین و مذهب خاصی را به لحاظ حقوقی به کرسی بنشانیم؛ در عین حال نمی خواهیم کسی را از عمل به باورهای دینی و اعتقادیش باز داریم. با تضمین حقوق پایه برای کلیه شهروندان بدون هیچ استثنائی، گرایشهای مختلف دین باور و دین ناباور با تشکیل احزاب سیاسی با هم به رقابت منصفانه و دموکراتیک می پردازند. هند، ترکیه و اندونزی الگوهای عملی این روش هستند. اسلام رحمانی منحصر به حوزه خصوصی نیست. اسلام سیاسی دموکراتیک امری ممکن است.»
چهار. مطلوبات و مقدورات
این پژوهشگر، همچنین پیرامون راهکارهای پیشِ رویِ جنبش و فعالان آن خاطرنشان کرد «رادیکالیزه کردن جنبش خدمت به آن نیست و لازم است که از موفقیت ٢۵ بهمن دچار غرور نشویم و سطح مطالبات را ندانسته بالا نبریم.»
وی با تاکید بر اینکه «نبض جنبش در داخل کشور می زند و فضای مجازی (صرف اینترنت) آینه واقع نمای جنبش نیست»، افزود «مطلوبات جنبش فراوان است و مقدوراتش محدود. استراتژی ما مقاومتهای حداکثری بر مطالبات محدود و حداقلی است و در حال حاضر نیز راهی جز مرحله بندی مطالبات نداریم.»

کدیور همچنین خاطرنشان کرد «مطالبات ما اصلاحات ساختاری است، که البته بدنبال زیرو رو کردن یک شبه نیستیم، و در حال حاضر قدرتش را نیز نداریم.»
وی در همین زمینه تصریح نمود «ما در این مرحله بر اجرای اصول معطله قانون اساسی تکیه داریم، قرائت دموکراتیک از همین قانون اساسی ممکن است. چنین قرائتی را با اقتدار افکار عمومی به حاکمیت تحمیل می کنیم، اگر قدرت پیدا کنیم لحظه ای در اصلاح این قانون و لغو اصول ضد دموکراتیک آن تردید نخواهیم کرد، اما هم اکنون چنین توانی را نداریم. در تفکر مطلوب ما، مقام مادام العمر غیرپاسخگوی بدور از نظارت نهادینه با قدرت مطلقه جائی ندارد. این صفات خصائص دیکتاتوری و خودکامگی و استبداد است که عقل سلیم از پذیرش آن ابا دارد.»
پنج. جمهوری اسلامی حکومتی فاسد
این پژوهشگر همچنین با بیان اینکه «جمهوری اسلامی نظامی فاسد است، چه به لحاظ اخلاقی، چه به لحاظ اداری»، در شرح جایگاه جهانی جمهوری اسلامی در فهرست حکومت های فاسد جهان، به آمار سازمان بین المللی شفافیت استناد کرده و رتبه ۱۶٨ ایران در میان ۱٨٠ کشور جهان را یادآورد شد و گفت «بر اساس آمار سازمان بین المللی شفافیت، جمهوری اسلامی تنها بالاتر از چند کشور همانند ازبکستان، چاد، عراق، سودان، افغانستان، میانمار و سومالی در زمینه فساد حکومتی قرار دارد.»
محسن کدیور همچنین خاطرنشان ساخت «اکنون بیش از ۵۵% ملت ایران زیر خط فقر زندگی می کنند و بیش از شش میلیون کارگر که با خانواده هایشان ٢۵ میلیون نفر می شوند، فاقد امنیت شغلی هستند و در معرض بیکاری و اخراج قرار دارند و این کارگران، به عدم وصول بموقع دستمزدهای معوقه خود معترض می باشند.»
محسن کدیور همزمان به ده تن از شهدای کارگری جنبش سبز در جریان حوادث پس از انتخابات نیز اشاره کرد و آنرا از تبلورات اعتراضات آنان به وضع موجود خواند.
وی همچنین با اشاره به گزارش ها و اخبار موجود، تصریح کرد: «هم اکنون نیز سپاه پاسداران بدور از هرگونه نظارتی برخلاف وظائف قانونیش فعالیت انحصاری اقتصادی می کند، در یک قلم ۵١% سهام مخابرات کشور را به ارزش٨ میلیارد دلار می خرد و همزمان دهها اسکله فاقد نظارت را در اختیار دارد.»
کدیور با استناد به منابع کارشناسی، گفت: «هفتاد میلیارد دلار درآمد نفتی و کمتر از بیست میلیارد دلار صادرات غیرنفتی، آینه اقتصاد بیمار ماست و این درحالیست که صادرات ١۴٠میلیاردی ترکیه و ٣۵٠ میلیارد دلار کره جنوبی است.
این استاد دانشگاه در ادامه بیانات خود، با یادآوری «گم شدن بیش از هزار میلیارد مترمکعب گاز در خرید و فروشهای سال گذشته؛ عدم واریز حدود پنج میلیارد دلار مابه التفاوت قیمت فروش نفت و نزدیک به هفت میلیارد دلار از عوائد فروش نفت به حساب ذخیره ارزی از سوی دولت»، مواردی چون «عدم پاسخگوئی، عدم نظارت، عدم کارشناسی و عدم شفافیت» را مصادیق «فساد» خوانده و استبداد و فساد و فقر را ملازم هم ذکر کرد.

کدیور همچنین با اشاره به وضعیت فعلی حکومت در ایران، ضمن بیان اینکه «نه مجلس امروز به وظیفه قانونی نظارت بر دولت عمل کرده، و نه مجلس خبرگان نظارتی بر نهادهای قدرتمند تحت امر رهبری دارد»، تاکید کرد «رهبر چنین نظام از بنیاد فاسدی را نمی توان پاکدست و زاهد دانست.»
شش. جنبش و بازیهای حکومت در داخل و خارج
این فعال جنبش سبز، «اختلاف افکنی، شبهه آفرینی نسبت به رهبران دربند و رسانه های نزدیک به آنان و همچنین دامن زدن به خشونت گفتاری» را، ترفندهای حکومت در قبال معترضان دانست و بر ضرورت هوشیاری حامیان و فعالان جنبش تاکید کرد و گفت : «جنبش حرکتی درازمدت، تدریجی و گام بگام است. صبور باشیم و بدنبال چیدن میوه نارس نباشیم.»
محسن کدیور در انتهای کلام خود با اشاره به وعدۀ قرآن مبنی بر «آنچه به مردم سود می‌رساند در زمین می‌ماند»، گفت «جنبش سبز بر اساس سنت الهی می ماند چرا که در راستای استیفای حقوق مردم است.»
جنبش سبز دیگر به دنبال کسب اجازه برای راهپیمایی نبوده و نیست، بلکه آنرا انجام می دهد
سخنران آخر نشست تحلیلی «پس از بیست و پنج بهمن»، اردشیر امیر ارجمند، مشاور حقوقی میرحسن موسوی بود که سخنان‌اش را با مرور رویدادهای بعد از انتخابات ریاست جمهوری و تحلیل رویداد ۲۵ بهمن آغاز کرد و در ابتدای سخنان خود گفت: «اقتدارگرایان نزدیک بیست ماه حاکم برای سرکوب جنبش از هر حربه‌ای استفاده کردند، عده ای را کشتند و عده ای را زندانی کردند و حتا در زندان ها به مردم تجاوز کردند. بعد از آن ادعا کردند که جنبش تمام شد و چیزی از آن باقی نماند، اما پس از سخنان‌اش رویکرد و گفتمان جدیدی به‌وجود آمد که ضامن بقای جنبش شد.» وی افزود: «اگر در این گفتمان بحث مبارزه مسالمت آمیز مطرح است، بحث چهارچوب قانون اساسی به عنوان نقطه اجماع ملی، در کنار آن نیز بحث حقوق بشر، بحث حقوق بنیادین، توجه جدی به تکثر گرایی، حقوق اقوام، جایگاه ویژه زنان و منع استفاده ابزاری از دین مطرح است.»
امیرارجمند همچنین تاکید کرد که «جنبش سبز دیگر به دنبال کسب اجازه برای راهپیمایی نبوده و نیست و ما برگزاری آن را تنها اعلام می کنیم، چون حقی است مندرج در قانون اساسی.»
وی گفت که دولت با حضور مردم در راهپیمایی ضربه شدید و سنگینی را احساس کرد.
این حقوقدان و استاد دانشگاه شهید بهشتی، همچنین با بیان اینکه «دولت فعلی مشروعیت خود را از دست داده و حتی توان نگهداری یارانش را نیز ندارد»، گفت «دولت از درون دچار آشفتگی و از هم پاشیدگی است و با مشکلات فراوان اقتصادی دست به گریبان است و با قطع رابطه رهبران جنبش و مردم به دنبال پاسخی هر چند موقت برای حل مشکلات خود می گردد.»
وی یکی از دلایل زندانی کردن سران جنبش را مشکلات فراوان دولت دانست و گفت با این کار گمان می کنند که فعلا با حذف ان ها از صفحه سیاست فرصتی برای فکر کردن به مشکلات فراوان خود پیدا می کنند، شاید جنبش فروکش کند.

امیر ارجمند دلیل دیگر زندانی کردن سران جنبش را وجود اختلاف در درون حکومت دانست و گفت «مشکل آقایان حتا با خودشان حل نشده و به جای خود باقی است. آن ها دیده بودند که با دیگر حرکت ها این گونه رفتار کردند و موفق شدند غافل از این که این موفقیت مقطعی است و ماجرا در زمانی مناسب دوباره فرصت ظهور می یابد.»
وی افزود : «حکومت مدت ها بود تلاش کرد جنبش سبز را معاند و ضد انقلاب جلوه دهد و با این کار انسجام خود را حفظ خواهند کرد و بخش بی طرف و خاکستری را به سوی خودشان جلب کنند تا از ریزش این طیف به سوی جنبش سبز جلوگیری شود. در عین حال با این کار اهرم های سرکوب -به نظر خودشان قانونی – را فراهم کنند.»
تلاش دولت برای ایجاد اختلاف در درون جنبش
او با اشاره به تلاش دولت برای ایجاد اختلاف در درون جنبش گفت: «اتحاد جنبش با وجود تکثر آن برای حکومت دردناک بود. در حالی که جنبشی که رهبری متمرکز ندارد و دارای تنوع و تفاوت دیدگاه‌هاست دچار اختلاف نمی‌شود. آن ها قبل از آغاز مبارزات انتخاباتی شروع کردند به اختلاف انداختن بین چهره های اصلی معترض مثل آقایان موسوی، کروبی و خاتمی که خیلی هم البته موفق نبودند، تا جایی که آقایان موسوی و کروبی حتا پس از انتخابات بیانیه‌های مشترکی می‌دهند و منشور سبز را در فراز دوم هر دو امضا می‌کنند. «آن ها گمان می کردند که با حذف آن ها از صحنه سیاست دست کم برای مدت کوتاهی راه باز می شود و امکانی فراهم می شود که اختلافات یا زمینه های اختلاف فراهم شود.»

امیرارجمند در بخش دیگری از سخنان خود درباره ماهیت و عملکرد «شورای هماهنگی راه سبز امید» توضیحاتی ارائه کرد و خاطرنشان ساخت «این شورا، ادعای رهبری جنبش سبز را ندارد و هنگامی اعلام موجودیت کرد که ارتباط با رهبران جنبش برقرار بود.»
مشاور میرحسین موسوی از آخرین امکانات خود دربهمن ماه استفاده می کند و بیانیه می دهد ولی در واقع گروگان هستند و هیچ شخصیتی حاضر به قبول مسئولیت حقوقی درباره آن ها نشد و خبرهای ضد و نقیضی از سوی دستگاه حاکم درباره آن ها گفته شد.
مشاور حقوقی میرحسین موسوی، در تحلیل انتشار خبر بازداشت رهبران جنبش سبز و همسران آنها گفت: «در یک جو امنیتی، داشتن اخبار و منابع خبری صحیح و موثق دشوار است. در چنین جوی خبری منتشر می‌شود که موسوی و کروبی را به زندان حشمتیه منتقل کرده‌اند. سایت‌های خبری متعلق به موسوی و کروبی، با تردید این اخبار را منتشر می‌کنند، چون پنج نفر (میرحسین موسوی، زهرا رهنورد، مهدی کروبی، فاطمه کروبی و علی کروبی) مفقودالاثر شده‌اند و هیچ کس مسئولیت حقوقی آن را به عهده نمی‌گیرد.» در خبر فارس که خبرگزاری اقتدارگرایان است قید می شود مقامی قضایی که نخواست نامش فاش شود درباره آن ها چنین می گوید. در حالی که این یک مسئله دیپلماتیک نیست و یک مقام قضایی در مورد مسائل داخلی باید قبول مسئولیت کند. این نشان می دهد که خود آن ها هم نمی دانند که باید چه کار کنند.»
آن ها دیدند که بعد از ٢۵ بهمن اعتراضات ادامه پیدا کرد و در غیاب رهبران جنبش و به همت شبکه های اجتماعی باز مردم حضور خود را نشان دادند. از اینجا به بعد باید برنامه ای آماده می شد؛ برنامه ای مبنی بر اخبار ضد و نقیض و قطره قطره ای، تا مسئله را عینی کنند و مردم نتیجه بگیرند که این ها حصر خانگی شده اند. در حالی که در سطح بین الملل هم حساسیت های زیادی به وجود آورد. تلاش کردند که بگویند اگر جنبش ما را به بی اخلاقی متهم می کند خودش نیز غیر اخلاقی است.
تردیدی در مورد صداقت و امانتداری سایت کلمه وجود ندارد
امیر ارجمند تاکید کرد «تردیدی در مورد صداقت و امانت سایت کلمه وجود ندارد، اگرچه می‌توان به نحوه خبررسانی آن انتقاد کرد.» وی گفت: «سایت کلمه در وظیفه خود می دید که با وظیفه سنگینی که بر دوش خود احساس می کرد -و همین وظیفه حساس موجب حساس تر شدن کوچکترین خطا می شود- کوچکترین خبری که از آنان دارد را بدهد و راه افترای دروغ گویی از سوی دولت به خود را دست کم ببندد.»
مشاور ارشد موسوی «مسئولیت این حرف ها تنها بر خود این جانب است و نباید باعث فشار بیشتر بر فرزندان مهندس موسوی شود. آن ها زیر فشار بودند که درباره دیدار خود با پدر و مادر خود نباید گفتگو کنند و همچنان در این تردید هستند که چرا نباید از این دیدار حرفی بزنند. شاید موجب درگیری بیشتر موسوی و کروبی شوند.»
امیرارجمند ادامه داد «هیچ کس نمی تواند به یک خانواده تعیین تکلیف کند که چگونه باید از حریم خصوصی خود دفاع کند. دست کم ما این حق را برای خود قائل نیستیم که آنان را تحت فشار بگذاریم که باید درباره دیدار با خانواده خود سخن بگویند و آن ها هم حتی اگر متهم به ترس شوند این حق برایشان محفوظ است. آنان زیر فشار شدید امنیتی و رابطه احساسی با پدر و مادر و نگرانی درباره سرنوشت آنان و حتا خودشان دارند. و نهایتا تصمیم می گیرند که به اندازه ای که لازم است برای مردم در این باره سخن بگویند. »
وی افزود «در مرجعیت و صحت سایت کلمه هیچ تردیدی نیست ولی آن ها باید درباره چگونگی انتشار خبر انتقادها را بپذیرند. یک احتمال وجود دارد که فیلمی که از آن ها نشان داده شد صحنه سازی بوده باشد؛ مثلا این که جلوی این دو بیست نوع نوشابه گذاشته شده بود. در حالی که مثلا دو نفر با مرحمت آقایان مگر چقدر می توانند نوشابه بنوشند؟ آیا می خواهند مهرورزی با زندانیان خود که به رغم خود سران فتنه هستند را مثلا نشان دهند؟ شاید همین باعث شد که این دختران این خانواده شجاعت به خرج داد، شیوه صادقانه پدر را در پیش گرفت و درباره آنان خبر داد. »
مشاور حقوق میرحسین موسوی افزود «بدون این که ادعای قهرمانی داشته باشیم و بدون این که حتا آقایان موسوی و کروبی خود را رهبران نظام بدانند تا آخرین لحظه ای که با ما تماس داشته از ما خواسته که از مواضع خود کوتاه نخواهیم آمد. »
تنها انتخابات آزاد و آنچه از صندوق رای بیرون می‌آید ملاک است
وی در پایان خاطرنشان نمود «تنها انتخابات آزاد و بدون نظارت استصوابی است. آنچه از صندوق رای بیرون می‌آید ملاک است و همه باید به آن گردن بگذارند حتی اگر مخالف نظر آنها باشد. زیرا معتقدند که حاکمیت از آن مردم است.»ا
به گزارش جرس، بعد از اتمام سخنرانی اردشیر امیرارجمند، دو تن از سخنرانان که در نشست حضور داشتند، به پرسشهای حضار پاسخ گفتند، که شیرین عبادی بعنوان اولین سخنران، در پاسخ به سوال یکی از حضار که پرسید «چگونه می‌توان جلو فعالیت تلویزیون پرس تی‌وی را گرفت که صدای جمهوری اسلامی در لندن است و کشتار مردم ایران را توجیه می‌کند»، گفت: «پرس تی‌وی تلویزیون برون مرزی جمهوری اسلامی است و متاسفانه برخی از چهره‌های سیاسی شناخته شده انگلیسی از جمله شهردار سابق لندن با آنها همکاری می‌کنند.»
این فعال حقوق بشری، با بیان اینکه «سرمایه و مدیریت پرس تی‌وی متعلق به جمهوری اسلامی است و این بهانه که این شرکت چون در انگلیس ثبت شده پس یک شرکت انگلیسی است، ماهیت آن را عوض نمی‌کند»، گفت «با تلاش کنشگران حقوق بشری و فعالان متعدد ایرانی، فعلا حساب‌های پرس تی‌وی در لندن مسدود شده است.
در بخشی دیگر از جلسه پرسش و پاسخِ این نشست، اردشیر امیرارجمند در پاسخ به برخی پرسش‌ها در مورد متکثر بودن جنبش سبز و اینکه «بطور عملگرایانه، چه راهکارهایی برای احترام به این تکثر و حضور همگان در نظر دارید» گفت: «در این تردیدی نیست که عده‌ای در جنبش سبز هستند که نظرات‌شان درباره آینده جنبش با نظرات موسوی و کروبی متفاوت است، اما ما راهی غیر از شناسایی تکثر نمی‌شناسیم. یعنی باید مدارا پیشه کنیم و همدیگر را متهم نکنیم.» وی با بیان اینکه «جهت نهادینه کردن تکثر، باید انتخابات آزاد در کشور برگزار شود»، گفت «این قدم اول است و همه باید در نهایت به نتیجه آن گردن بگذارند.»
مشاور ارشد میرحسین موسوی، در پاسخ به انتقاد یکی از حضار پیرامون ترکیب و اعضای شورای هماهنگی راه سبز امید گفت: «در حال حاضر، به دلایل امنیتی امکان معرفی اعضای این شورا وجود ندارد. به نظر من، عملکرد این شورا مهم است نه افرادی که با این شورا همکاری می‌کنند.»
امیرارجمند همچنین مسئولیت رادیکالیزه شدن جنبش را متوجه حکومت دانست و خاطرنشان کرد «بخشی از حکومت و هسته سرکوب‌گر آن، به دنبال مشروعیت بخشیدن به خشونت است و از رادیکال شدن جنبش برای این منظور استفاده می‌کند و همین رادیکالیزه شدن جنبش، دامی است که حکومت برای جنبش سبز پهن کرده و اگر جنبش وارد آن شود، از آن پیروز بیرون نمی‌آید، در صورتی که پیروزی جنبش سبز در مبارزه مسالمت‌آمیز شجاعانه است.»

احتمال شکنجه کروبی برای نوشتن توبه نامه؟

2011/03/14

سایت جعلی «کلمه نیوز» روز گذشته مدعی شد مهدی کروبی، از رهبران جنبش سبز در حال نوشتن «توبه نامه از سر پشیمانی» است.این سایت که مدتی قبل با طراحی و قالبی مشابه سایت «کلمه» زیر نظر میرحسین موسوی دیگر رهبر جنبش اعتراضی ایران راه اندازی شده، گزارش داده که این خبر «در بعضی سایت ها و محافل خاص» شنیده شده است.

سید مجتبی واحدی، مشاور مهدی کروبی در واکنش به این خبر به روز می گوید: «اگر آقای کروبی توبه نامه بنویسد، این توبه نامه را درباره همکاری های گذشته خود با آقای خامنه ای خواهد نوشت نه عملکردش در دوران انتخابات ریاست جمهوری و پس از آن.»

در خبر سایت کلمه نیوز آمده است که خبر نوشتن توبه نامه از سوی کروبی «هنوز از سوی مسئولین تایید نشده است.»

با وجود این به نقل از «ناظران سیاسی» افزوده که این مسئله «دور از انتظار» نیست.

در ادامه این خبر با تاکید بر زندانی بودن کروبی آمده است: «بسیاری از کسانی که اخیرا و قبل از بازداشت خانگی با آقای کروبی ملاقات کرده اند، اذعان داشتند رفتار تردید آمیز و مثبتی از ایشان ملاحظه نموده اند، بگفته این افراد که خواستند نامشان برده نشود، آقای کروبی در شرایطی قرار دارد که با رجوع به رفتار وگفتار نسنجیده اش می تواند بر نفس خود و وسوسه های خناسان فائق آمده و راه صحیح را پیدا نماید.»

 

«یک درصد هم احتمال ندارد»

پیش از این و در اقدامی مشابه، رسانه های نزدیک به نهادهای نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی از «ندامت و پشیمانی» برخی دستگیر شدگان حوادث پس از انتخابات در زندان قبل از برگزاری دادگاه آنها خبر داده بودند.

به عنوان مثال روزنامه جوان که زیر نظر اداره سیاسی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی قرار دارد، روز هشتم تیرماه سال 88 از گریه های محمدعلی ابطحی در بازجویی ها خبر داده بود.

این روزنامه در آن هنگام نوشته بود: «شنیده شده که محمد علی ابطحی از اعضای ستاد کروبی پس از بازداشت در روزهای اخیر بشدت از عملکرد گذشته خود اظهار ندامت و پشیمانی کرده، به طوری که به صورت پیوسته در حال اشک ریختن است.»

جوان افزوده بود که «وقتی سوابق سوء وی در سال‌های اخیر به وی یادآوری ‌شده ابطحی گفته که من هیچ کاره‌ام اگر می‌توانید بروید آقای… و… را بگیرید و بیاورید. همچنین گفته می‌شود وقتی به وی گفته شده که احتمالاً‌ خلع لباس خواهد شد با خنده اظهار داشته که تازه راحت می شوم.»

مجتبی واحدی، مشاور مهدی کروبی اما به روز می گوید: «من احتمال می دهم آقای کروبی توبه نامه بنویسد اما توبه نامه درباره اینکه چند سال به آقای خامنه ای احترام گذاشته یا با ایشان همکاری کرده است اما با شناختی که از آقای کروبی دارم یک درصد هم فکر نمی کنم که ایشان درباره عملکردش در هنگام انتخابات و پس از آن توبه نامه بنویسد.»

واحدی انتشار برخی اخبار مانند تکذیب زندانی بودن رهبران جنبش سبز، روشن بودن چراغ خانه کروبی، ملاقات فرزندان موسوی و رهنورد با آنها پس از چهار روز و… را در جهت «تردید افکنی درون جنبش سبز» و «به حاشیه بردن مسائل اصلی به مسائل فرعی» ارزیابی و اضافه می کند: «مسئله اصلی ما که در موضع گیری های رهبران جنبش سبز تاکید شده برگزاری انتخابات آزاد و سپس زندانی بودن رهبران جنبش است.»

 

«روش های دیگر»

در دو هفته گذشته فرزندان مهدی کروبی با انتشار عکسی از او و فرزند دیگرش علی کروبی پس از راهپیمایی 22 بهمن سال گذشته، از ضرب و شتم شدید این دو توسط نیروهای ضد شورش و لباس شخصی حکومت خبر داده بودند.

هم اینک نیز واحدی با تاکید بر «بی خبری مطلق» از وضعیت مهدی کروبی و همسرش فاطمه کروبی و محل نگهداری آنها درباره اینکه آیا احتمال شکنجه او برای اخذ اعتراف علیه خود و یا نوشتن توبه نامه وجود دارد؟ می گوید: «با توجه به جایگاه آقای کروبی بعید می دانم او را به صورت مستقیم تحت شکنجه قرار دهند. بالاخره ایشان پیش از انقلاب مدتها در زندان شکنجه شده اند و در یک سال اخیر هم بارها مورد حمله و ضرب و شتم قرار گرفته اند.»

با وجود این، مشاور کروبی این احتمال را مطرح می کند که ماموران امنیتی از «روش های دیگری» برای تحت فشار گذاشتن این رهبر جنبش سبز استفاده کنند.

به گفته او، حتی این احتمال مطرح است که برای تحت تاثیر قرار دادن کروبی «مانند آنچه در کهریزک اتفاق افتاد عده ای از جوانان مردم را مقابل چشمان او شکنجه کنند یا مورد تجاوز قرار دهند.»

با این حال واحدی تاکید می کند که حتی در این شرایط هم «امکان ندارد کروبی علیه عملکردش توبه نامه بنویسد.»

ماموران امنیتی جمهوری اسلامی از روز 21 بهمن محدودیت هایی را برای مهدی و فاطمه کروبی در خانه شخصی آنها اعمال کردند اما پس از راهپیمایی معترضان در روز 25 بهمن که با فراخوان میرحسین موسوی و مهدی کروبی برگزار شد، هیچ اطلاعی از وضعیت او وجود ندارد.

کلمه، سایتی که گزارش های مربوط به میرحسین موسوی را منتشر می کند، روز ۹ اسفند اعلام کرده بود که موسوی و کروبی به همراه همسرانشان به زندانی در یک پادگان نظامی منتقل شده اند.

اما این سایت روز ۱۷ اسفند خبر خود را تصحیح کرد و نوشت: «تحقیقات کلمه در روزهای اخیر مشخص کرد که خانم رهنورد و آقای موسوی تا لحظه تنظیم خبر در بازداشت خانگی به سر می برند.»

بی خبری از وضعیت میرحسین موسوی و مهدی کروبی همراه با همسران آنها و انتشار اخباری مانند آنچه روز گذشته در سایت جعلی «کلمه نیوز» منتشر شده، نگرانی های گسترده ای را در بین هواداران جنبش سبز، برخی از دولت های خارجی و نهادهای بین المللی مدافع حقوق بشر به دنبال داشته است.