Posts Tagged ‘عبدالله مومنی’

وضعیت عبدالله مومنی هر روز بدتر می شود

2011/08/30

اگر چه تعدادی از زندانیان سیاسی در روزهای گذشته به مناسبت فرارسیدن عید فطر٬ آزاد شده اند اما برخی دیگر از زندانیان سیاسی در شرایط دشواری روزگار می‌گذرانند و وضعیت آنان وخیم گزارش شده است.

کیوان صمیمی بهبهانی٬ حشمت‌الله طبرزدی٬ حسین رونقی ملکی٬ ابولفضل قدیانی و عبدالله مومنی از جمله زندانیانی هستند که وضعیت جسمی آن‌ها وخیم گزارش شده است و مسوولان زندان نیز در درمان آن‌ها٬ کوتاهی می‌کنند.

 

عبدالله مومنی: دادگاه مجدد

عبدالله مومنی٬ رییس شورای مرکزی و سخنگوی سازمان ادوار تحکیم وحدت٬ این روزها شرایط دشواری را در زندان پشت سر می‌گذارد.

همسر وی در این زمینه٬ به روز می‌گوید: «متاسفانه هنوز اقدام قابل توجهی برای درمان عبدالله صورت نگرفته است. با شرایطی که زندان دارد  و عدم مرخصی عبدالله٬ شرایط هر روز هم بدتر می‌شود. روزهای اول نگرانی ما تنها از ناراحتی کلیه عبدالله بود٬ بعد بیماری پوستی هم به آن اضافه شد٬ اکنون هم نگران گوش او هستیم. در این مدت بعد از ما‌ه‌ها تلاش و پیگیری موفق شدیم که او را برای ویزیت٬ نزد دکتر ببریم. اما درمان او باید ادامه‌دار باشد٬ ضمن اینکه بارها پزشکان زندان اعلام کرده‌اند که درمان وی تنها در خارج از زندان امکان‌پذیر است و برای این منظور نیز نیاز به مرخصی پزشکی داریم٬ اما هنوز موفق نشده‌ایم نظر مثبت مسوولان را به این مساله جلب کنیم».

فاطمه آدینه‌وند٬ درباره آزادی تعدادی از زندانیان سیاسی و شکسته شدن حکم برخی از آن‌ها می‌گوید: «به خانواده این زندانیان تبریک می‌گویم. برای من که یکی از عزیزانم در زندان است٬ قابل درک است که این خانواده‌ها چه عذابی می‌کشیدند. این آزادی‌ها و تخفیف حکم‌ها اما٬ مشمول عبدالله نشده است. خود او می‌گفت که حتی نام او در لیستی زندانیانی که می‌توانند شامل عفو شوند٬ قرار نگرفته بود».

وی ادامه می‌دهد: «من هر ماه درخواست مرخصی برای عبدالله می‌دهم. اما تا الان فایده‌ای نداشته است. مسوولان چندین بار به ما گفته‌اند که فکر مرخصی را از سر خود بیرون کنید. دلیل این مساله هم نامه‌ای بود که عبدالله درباره شکنجه‌هایش در زندان نوشته بود. اما من باز هم امیدوارم که موفق شوم اجازه استفاده عبدالله از مرخصی را بگیرم».

وی ادامه می‌دهد: «متاسفانه به جای اینکه به شکایت عبدالله رسیدگی کنند٬ برای او دادگاه‌های جدید تشکیل می‌دهند و او را از حق مرخصی محروم می‌کنند. در ۶ ماه گذشته من فقط یک بار موفق شدم همسرم را از نزدیک ببینم و آن هم روزی بود که او در بیمارستان بود. این با انسانیت و اسلام سازگار نیست که خانواده شهیدی را این‌قدر اذیت کنند».

 

ابوالفضل قدیانی٬ تعویق دادگاه به دلیل بیماری

دادگاه ابوالفضل قدیانی٬ عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران٬که قرار بود به اتهام توهین به رهبری برگزار شود٬ به دلیل شرایط جسمی این زندانی سیاسی٬ به تعویق افتاده است.

همسر این زندانی سیاسی٬ با اعلام این خبر اعلام کرد: «پیش از این به همسرم مرخصی درمانی داده بودند و وی در این مدت در بیمارستان بستری شده بود.اما به دلیل انتقال دیرهنگام وی به بیمارستان٬ یکی از رگ‌های قلبش گرفته و مشکلاتی هم در مجاری ادرار خود پیدا کرده بود. با اینکه این‌مدت به طور شبانه‌روز تحت مراقبت نیروهای امنیتی بود٬ اما مرخصی وی را تمدید نکردند».

درحالیکه قرار بود دادگاه جدیدی برای ابوالفضل قدیانی عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب، روز شنبه پنجم شهریور ماه برگزار شود، همسراین فعال سیاسی از به تعویق افتادن دادگاه همسرش خبر داد.

وی پیش از این به «روز» گفته بود نامه مربوط به مرخصی همسرش به زندان اوین فرستاده نشده بود. وی باردیگر نامه‌ای برای دادستان تهران نوشت تا پزشکی قانونی با ویزیت قدیانی٬ امکان تمدید مرخصی وی را فراهم آورد؛این نامه اما بی‌جواب مانده است.

قدیانی که یکی از مسن‌ترین زندانیان سیاسی بند۳۵۰ زندان اوین است٬ به یک سال حبس تعزیری محکوم شده  اما اخیرا پرونده جدیدی به اتهام توهین به رهبری برای وی تشکیل شده که گفته می‌شود مربوط به مصاحبه‌های وی درباره مسایل روز کشور٬ در زمان مرخصی اول وی است.

 

وضعیت نامساعد صمیمی و طبرزدی

گزارش‌ها حکایت از آن دارد که وضعیت جسمانی کیوان صمیمی، مدیر مسوول نشریه نامه، در زندان رو به وخامت گذاشته است. یکی از دوستان کیوان صمیمی بهبهانی درباره آخرین وضعیت این عضو  عضو انجمن دفاع از آزادی مطبوعات، به روز گفت: «متاسفانه‌ آقای صمیمی در زندان وضعیت خوبی ندارد. ایشان مدت‌هاست از مرخصی محروم هستند. وضعیت غذا و بهداشت زندان نیز آن‌قدر بد است که مشکلات بسیاری را برای فرد زندانی به وجود می‌آورد. بخصوص اینکه کیوان دچار آرتروز گردن نیز هست و این مساله مشکلات وی رابیشتر کرده است».

وی ادامه می‌دهد: «گویا در روزهای گذشته غده‌ای نیز در کبد کیوان پیدا کرده‌ اند. نیاز به گفتن نیست که این مساله در صورت صحت می‌تواند خطرات جانی برای زندانی داشته باشد. در صورتی که – خدای ناکرده – این غده بدخیم سرطانی باشد٬ جان کیوان در خطر است و هر یک روز حضوردر زندان و عدم معالجه می‌تواند آسیب‌های زیادی به جسم وی وارد کند. قاعدتا در این میان مسوولان زندان و قوه‌قضاییه مسوول حفظ سلامت زندانیان هستند  و باید امکان درمان وی را فراهمکنند.»

وی ادامه می‌دهد: «هنوز مشخص نیست چرا به کیوان مرخصی نمی‌دهند. برخی می‌گویند به خاطر اعتراضات او و اعتصاب غذا در همبستگی بازندانیان است٬ برخی دیگر نامه‌هایی را که امضا می شود علت این مساله می‌دانند٬ اما هنوز مسوولان جواب مشخصی در این زمینه به خانواده کیوان نداده‌اند».

گفتنی است کیوان صمیمی در دادگاه به ۶ سال زندان محکوم شده است.

فرزند حشمت الله طبرزدی، اعلام کرده وضعیت سلامت پدرش در زندان وخیم شد و طی ماه های گذشته او به عارضه قبلی جدی دچار شده در حالی که  مسولان قضایی به تقاضای خانواده اش برای مرخصی استعلاجی او هیچ پاسخی نداده اند.

علی طبرزدی، فرزند حشمت الله طبرزدی به کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران گفته است: «پنجشنبه هفته گذشته به زندان رجایی شهر کرج برای ملاقات پدرم که رفته بودم او را رنگ پریده دیدم. حدود یکماه ونیم است که مبتلا به عارضه قلبی شده و فشار خونش بالا است.الان هم داروهای قلب و فشار خونش تمام شده که باید از بیرون تهیه کنیم و به او برسانیم. پدرم همین طور مبتلا به نرمی استخوان و مشکلات مزاجی شده است که به نظر به دلیل ماندن طولانی در فضای سربسته، تهویه و تغذیه نامناسب زندان است. زندانیان سیاسی رجایی شهر کرج اجازه استفاده از هوا خوری را در ساعت های خاصی از روز دارند، در ساعت ۲ تا ۴ بعدظهر که عملا به دلیل گرمی هوا ساعت مناسبی برای هوا خوری نیست و عده ای نیز به نشانه اعتراض اصلا از هوا خوری استفاده نمی کنند».

وی اضافه کرده: «یکماه پیش با حاد شدن وضعیت پدرم او را به بهداری زندان منتقل کردند و چند بار هم معاینه شده است اما چون بهداری زندان معاینات عمومی انجام می دهد همه ترس ما این است که شاید عارضه به خوبی تشخیص داده نشده باشد و پدرم نیاز به معاینات تخصصی داشته باشد و به همین دلیل هم تقاضای مرخصی کردیم که متاسفانه هیچ جوابی تا کنون به ما داده نشده است. اصلا وقتی به وکیلش اجازه ملاقات نمی دهند چطور می توان انتظار دادن مرخصی به او را داشت! بقیه زندانیانی هم که از داخل زندان تقاضای مرخصی کرده اند در شرایط خاص و با تحقیر شدید و کلی بالا و پایین به آنها چند روز مرخصی داده شده است. بهرحال ما به شدت نگران پدر هستیم و کاری نیز نمی توانیم برایش انجام دهیم».

ابراز نگرانی خانواده عبدالله مومنی از وضعیت جسمی او

2011/06/12

خانواده عبدالله مومنی سخنگوی سازمان دانشجویی ادوار تحکیم وحدت از وضعیت جسمی آقای مومنی به دلیل بیماری قلبی و کمردرد ابراز نگرانی کرده اند.

فاطمه آدینه وند همسر عبدالله مومنی با اشاره به آخرین ملاقاتی که روز دوشنبه گذشته با آقای مومنی داشته ضمن ابراز نگرانی از وضعیت جسمی و روحی همسرش به بی بی سی فارسی گفت:»آقای مومنی به دلیل کمر درد شدید، به راحتی نمی توانست راه برود. ضمن اینکه او دچار ناراحتی پوستی است و به دلیل بیماری قلبی به درمانگاه اوین منتقل شده است، اما تاکنون با اجازه مرخصی اش برای درمان موافقت نکرده اند.»

خانم آدینه وند همچنین با اعلام اینکه از ۲۵ خردادماه سال گذشته تا آخرین دوشنبه سال ۱۳۸۹ او و فرزندانش تنها دوبار موفق به ملاقات حضوری با آقای مومنی شده اند، افزود:»هر ماه درخواست ملاقات حضوری می دهم اما مسئولان زندان موافقت نمی کنند، آنها می گویند آقای مومنی نامه نوشته و من هم زیاد با رسانه ها مصاحبه کرده ام، به همین دلیل اجازه ملاقات و امکان مرخصی نمی دهند.»

عبدالله مومنی، سخنگوی سازمان دانشجویی دفتر تحکیم وحدت(شاخه علامه) است که در جریان حوادث بعد از انتخابات بازداشت شد و اکنون در زندان به سر می برد. او در زندان اوین نامه ای به آیت الله علی خامنه ای رهبر ایران نوشت و در آن در مورد»شکنجه شدید، اعترافات ساختگی و محاکمه نمایشی و فقدان کامل استقلال قضایی در محاکمه اش» توضیح داد و خواستار تشکیل کمیته حقیقت یاب پیرامون رخدادهای صورت گرفته شد.

این فعال دانشجویی به چهار سال و ۱۱ ماه حبس محکوم شده و در حال حاضر در بند ۳۵۰ زندان اوین تهران زندانی است. آقای مومنی ۳۰ خردادماه ۱۳۸۸ پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران در ساختمان ستاد شهروندان آزاد(حامیان مهدی کروبی از نامزدان انتخابات ریاست جمهوری) بازداشت شد.

شکنجه روحی و فیزیکی زندانیان سیاسی در ایران؛ سندی دیگر

2011/05/13

بیست و شش نفر از زندانیان سیاسی حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری در ایران در نامه ای خطاب به ریاست «هیات نظارت مرکزی برحسن اجرای قانون احترام به آزادی های مشروع و حفظ حقوق شهروندی» از برخوردهای غیرقانونی وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران و سعید مرتضوی، دادستان پیشین تهران با آنها در مراحل مختلف بازداشت، بازجویی، محاکمه و حبس شکایت کرده و همچنین خواستار رسیدگی به این شکایت شده اند.

نویسندگان این نامه با اشاره به قانون احترام به آزادی های مشروع حقوق شهروندی که به تصویب مجلس ششم رسیده به موارد نقض آن در دوران بازداشت خود اشاره کرده اند.

آنها همچنین با امضای این شکواییه، اعتراض «شدید و شکایت خود از ضابطینی که از سوی سپاه پاسداران، وزارت اطلاعات و نیروی انتظامی مسوولیت تعقیب و بازجویی از آنها را بر عهده داشته و همچنین شکایت خود از دادستان سابق تهران و سایر مقامات ذی ربط» را اعلام کرده اند.

تعدادی از این امضا کنندگان از چهره های شاخص اصلاح طلب هستند که در دوران اصلاحات و حتی پیش از آن پست های کلیدی در حکومت داشته اند. برخی دیگر فعالان دانشجویی و روزنامه نگار هستند. همگی امضا کنندگان پس از انتخابات ریاست جمهوری دستگیر و روانه زندان شدند. برخی از آنها فردای انتخابات و بلافاصله پس از برگزاری آن بازداشت و برخی دیگر هم به دلیل اعتراض به نتایج انتخابات دستگیر شدند. این زندانیان در حال حاضر دوران محکومیت خود را در بند ۳۵۰ و بند دو الف زندان اوین در تهران، زندان رجایی شهر کرج و زندان های خوزستان می گذرانند.

محسن امین زاده، محسن میر دامادی، بهمن احمدی امویی، عبدااله مومنی، میلاد اسدی، عبدالله رمضان زاده، عماد بهاور، مصطفی تاج زاده، مجتبی تهرانی، علی جمالی، محمد حسین خوربک ، محمد داوری، امیر خسرو دلیر ثانی، کیوان صمیمی، اسماعیل صحابه، محمد فرید طاهری قزوینی، فیض الله عرب سرخی،بهزاد نبوی، ابوالفضل قدیانی ،مجید دری ،ضیا نبوی، مهدی کریمیان اقبال، محمد رضا مقیسه، علی ملیحی، محمد جواد مظفر و حسن اسدی زید آبادی امضا کنندگان این نامه هستند.

نویسندگان این نامه با اشاره به بند اول حقوق شهروندی، بازداشت های پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ را بدون دستورات قضایی مشخص و شفاف دانسته و نوشته اند: «احکام بازداشت به صورت فله ای و در ذیل یک دستور کلی به صورت سفید امضا بدون ذکر نام متهم و گاه حاوی اسامی چند ده نفر بوده است.»

در این بخش از نامه همچنین تاکید شده که «در مواردی احکام بازداشت، چند روز یا چند هفته پیش از انتخابات صادر شده بود. این احکام بازداشت نه تنها مبتنی بر رعایت مقررات و قوانین نبود بلکه دقیقا ناشی از اعمال نظر و سلیقه گروهی افراطی در سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات بوده است، و نوعی عقده گشایی و تسویه حساب سیاسی با جناح سیاسی رقیب را در ذهن متبادر می سازد و متاسفانه غالب بازداشتها با اعمال خشونت، توهین و تحقیر همراه بوده به طوری که برخی از متهمان هنگام دستگیری به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند.»

بعد از انتخابات جنجال برانگیز ریاست جمهوری در ایران در سال ۱۳۸۸ و دستگیری های گسترده مخالفان دولت، تاکنون بارها نامه هایی مبنی بر شکایت از نهادهای ذکر شده در نامه فوق بخاطر بدرفتاری با زندانیان و عدم رعایت حقوق آنها منتشر شده است.

از جمله می توان به نامه های منتشر شده در روزهای اخیر در رابطه با وضعیت زندانیان در زندان های رجایی شهر کرج، قرچک ورامین و کارون اهواز اشاره کرد. از سوی دیگر به جز نامه های چهره های سرشناس سیاسی به مسئولان در رابطه با ضرب و شتم های شدید توسط بازجویان، محمد نوری زاد، فیلمساز و روزنامه نگار هم بارها به آیت الله خامنه ای، رهبر ایران نامه نوشت و در آن نامه ها وقایع دوران بازجویی و شکنجه های بازجویان را برای رهبر جمهوری اسلامی ایران تشریح کرد.

در بخش دیگری از این نامه با اشاره به بند سوم قانون مذکور که بر ضرورت استفاده از وکیل و کارشناس در مراحل تحقیقاتی مقدماتی دادسراها و محاکم تاکید شده، آمده است که تقریبا تمامی امضا کنندگان این شکایت در دوران بازداشت و بازجویی به طور کامل از حق انتخاب و دسترسی به وکیل محروم بوده اند، اجازه هرگونه مشورت حقوقی با وکیل یا کارشناس را نداشته و حتی اجازه دسترسی به کتابهای قوانین جاری کشور و حق داشتن کاغذ و قلم برای تدارک دفاع حقوقی از خود را نداشته اند.»

به گفته نویسندگان نامه در مواردی دسترسی متهمان به وکیل تنها دقایقی قبل از تشکیل دادگاه و معمولا با حضور قاضی و یا شخص ثالث مورد نظر بازجوها بوده است.

در بخش دیگر این نامه ذکر شده که امضا کنندگان این شکایت بدون استثنا «با رفتار غیر اخلاقی و غیر اسلامی بازجویان مواجه بوده اند.»

در این نامه همچنین آمده است: «شکنجه های روحی و فیزیکی، فحاشی های شرم آور نسبت به ما و خانواده و عزیزان ما و طرح اکاذیبی چون روابط غیر اخلاقی در غالب بازجویی ها به کرات انجام شده است . رفتاری که باعث فشار روحی زیاد به متهمان نیز بوده است ضرورت حفظ حرمت انسانها، عفت کلام وعدم توهین به دیگران از بدیهی ترین مقتضیات اخلاقی و اسلامی است .اما ظاهرا بازجویان این شیوه های غیر اسلامی و غیر اخلاقی را جزو ضرورتهای کاری خود برای تحقیر متهم ، گرفتار کردن وی در فشار روحی و وادار کردن وی به همکاری می دانند.»

امضا کنندگان با اشاره به تامین قرار کفالت و یا وثیقه تاکید کرده اند که در مواردی متهمان وادار به اعلام عدم امکان تامین کفیل و یا وثیقه شده اند.

نویسندگان نامه همچنین با اشاره به بند ششم قانون احترام به آزادی های مشروع حقوق شهروندی که بر عدم استفاده از چشم بند و دستبند و پابند در جریان دستگیری و بازجویی و عدم تحقیر و استخفاف در هنگام دستگیری و بازجویی تاکید دارد، نوشته اند: » همه ما غالبا پس از بازداشت با چشم بند و گاه دستبند به زندان منتقل شده ایم. بستن چشم متهمان رویه قطعی تمامی بازداشتگاه های تحت نظارت وزارت اطلاعات ( ۲۰۹) و سپاه پاسدارن ( دو الف ) است و تمام آنان با چشم بند در زندان جابه جا شده اند و غالبا با چشم بند اجازه استفاده از هواخوری داشته اند.»

پنهان شدن بازجو از دید متهم، سر در گم کردن متهم، وادار شدن به امضای برگه های سفید بازجویی، بازرسی محل زندگی و کار متهم، تعرض به اسناد ، مدارک و اشیایی که ارتباطی با جرم ندارد، افشای نامه ها و نوشته و عکس ها و فیلم های خانوادگی و ضبط آنها، ضبط اشیا و مدارک شخصی سایر اعضای خانواده متهم و ضبط مدارک شخصی بی ارتباط با موارد اتهامی همگی از مواردی هستند که در این نامه به آنها اشاره شده است.

امضا کنندگان همچنین یادآوری کرده اند که حتی در مواردی برای تحقیر متهم وی را در مورد عکس های شخصی، خانوادگی و مدارک خصوصی مورد بازجویی قرار داده اند و درباره نزدیکان و محارم وی پرسش های رکیک و غیر اخلاقی مطرح کرده اند.

در بخش دیگری از این شکواییه با تاکید بر شکنجه جسمی و روحی آمده است: » یکی از متداول ترین شکنجه ها نگهداری ما در سلول های انفرادی بسیار کوچک ( ابعاد ۲٫۲ ضربدر ۱٫۶ متر ) بوده است. روشی که به اذعان همه مسوولان عالی کشور شکنجه تلقی می شود و بازجویان و زندانبانها نیز تایید می کنند که متهم پس از چند هفته نگهداری در سلول انفرادی دچار اختلالات جسمی و روحی شدید می شد.»

از دیگر موارد شکنجه که در این نامه ذکر شده است: «نگهداری متهمان در سلول انفرادی فاقد توالت و جلوگیری از دسترسی متناوب آنها به توالت و حمام به ویژه برای متهمان بیمار شیوه تشدید این شکنجه ها بوده است.»

به نوشته نویسندگان این شکواییه در برخی موارد برخی از متهمان با حضور قاضی نماینده دادستان و ماموران امنیتی و اطلاعات روز قبل از دادگاه رسمی، دادگاه تمرینی (که مخالفان دولت از آن را دادگاه نمایشی می نامند) برگزار شد. در این دادگاه های تمرینی به گفته نویسندگان نامه قاضی و نماینده دادستان اظهاراتی که متهم قرار بود بر اساس نوشته تهیه شده توسط بازجویان برای دادگاه رسمی روز بعد در مقابل دوربین های تلویزیون بیان کند استماع و اصلاح می شد.

در دادگاه های برگزار شده برای متهمان بعد از انتخابات ریاست جمهوری تعدادی از چهره های سرشناس اصلاح طلب اعترافاتی را بیان کردند که با انتقادات شدیدی مواجه شد. از جمله می توان به اعترافات محمد علی ابطحی، معاون محمد خاتمی در دوران تصدی ریاست جمهوری ایران، محمد عطریانفر، عضو شورای مرکزی حزب «کارگزاران»، سعید حجاریان از چهره های شاخص اصلاح طلب در این دادگاه ها اشاره کرد. این دادگاه ها با واکنش های زیادی از جانب سران مخالف دولت و منتقدان حکومت مواجه شد و آنان این دادگاه ها را نمایشی توصیف کردند.

امضا کنندگان این نامه همچنین تاکید کرده اند: » بازجویی های بسیار طولانی در نیمه شب و تکراری به مدت چند ماه، ضرب و شتم شدید منجر به صدمه های شدید جسمی ، تهدیدات مکرر متهم، حتی تهدید به تعرض جنسی و تهدید به دستگیری اعضای خانواده او و گاه دستگیری آنان برای تحت فشار قرار دادن متهم، دادن اخبار دروغ به متهم درباره وضعیت خانواده اش، محرومیت از خواب، عدم توجه به بیماری و درد متهم برخی از شکل های متداول شکنجه زندانیان حوادث بعد از انتخابات است که به صورتهای گوناگون درباره امضا کنندگان این شکواییه اعمال شده است.»

پس از انتخابات بارها نامه هایی از سوی زندانیان سیاسی و یا خانواده های آنها مبنی بر ضرب و شتم شدید و حتی تجاوز جنسی به بازداشت شدگان پس از انتخابات ریاست جمهوری منتشر شده بود. در این میان می توان به نامه ای که مهدی کروبی، رئیس پیشین مجلس و از نامزدهای انتخابات جنجالی ریاست جمهوری اخیر به اکبر هاشمی رفسنجانی، رییس مجلس خبرگان وقت و رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام نوشت اشاره کرد که در آن به موضوع تجاوز جنسی به مخالفان دولت در زندان ها پرداخته بود.

پس از واکنش های تند سران حکومت به این نامه، آقای کروبی اعلام کرد که حاضر است مستندات خود مبنی بر وقوع تجاوز جنسی در زندان ها را در دادگاه ارائه دهد.

در این شکواییه به شکنجه های شدیدتر، از جمله فرو کردن سر متهم در توالت، خوراندن کاغذ بازجویی به متهم و موارد مشابه هم اشاره شده است که برخی از شاکیان و زندانیان در گزارشهای جداگانه جزییات آن را منتشر کرده اند.

پیش از این هم عبدالله مومنی، سخنگوی پیشین سازمان ادوار تحکیم وحدت و مسئول ستاد انتخاباتی مهدی کروبی در انتخابات خرداد ۱۳۸۸ در نامه ای سرگشاده از زندان اوین خطاب به آیت الله خامنه ای، رهبر ایران، به خوراندن برگه بازجویی و فرو کردن سرش در داخل چاه توالت توسط بازجویانش اشاره کرده بود.

در روزهای گذشته گزارش ها و نامه های زیادی در رابطه با نقض حقوق زندانیان و وضعیت دشوار آنها در ایران منتشر شده که نگرانی خانواده های زندانیان سیاسی و همچنین فعالان حقوق بشر را برانگیخته است.

بیانیه معلمان سبز زندانی از اوین؛ راهی که از زندان مدرسه به زندان اوین منتهی شد

2011/05/01

ادوارنیوز: به مناسبت روز معلم، معلم‌های سبز زندانی اقدام به صدور بیانیه‌ای کردند. در این بیانیه که به امضای عبدالله مومنی، معلم و سخنگوی سازمان ادوار تحکیم وحدت و همچنین محمد داوری، معلم و یکی از مشاوران مهدی کروبی رسیده است، آمده:» «روز معلم» بهانه ای شد تا در کنار تبریک به همکاران ارجمند خود در سراسر کشور، با یاد شادباش های دانش آموزان در سال های پیش شاد و امیدوار باشیم. برای دومین سال است که ما روز معلم را در زندان سپری می کنیم، در حالی که دغدغه های مان هم چنان پابرجاست و در کشاکش دوگانه «عشق و رنج معلمی» به امید روزهایی هستیم که آموزگاران با شور و شوق درس زندگی بدهند، مدرسه های ما در نظامی مشارکت محور، دارای جذابیت و بامحتوا صحنه پویایی و خلاقیت شوند تا در راستای ایفای نقش جامعه پذیری بتوانند سرمایه های انسانی را بارور سازند، با تربیت مدنی از کودکان و نوجوانان «شهروندی مسوول» بسازند و نسل فردا را امیدوار کنند.».

متن کامل این بیانیه به گزارش خبرنگار ادوارنیوز به شرح زیر می‌باشد:

بیانیه معلمان سبز زندانی از اوین؛
راهی که از زندان مدرسه به زندان اوین منتهی شد.
قدم نهادن در مسیر آگاهی موهبتی است که به جبر زمانه در تقدیرمان جا گرفته است. در روزگار کودکی که گام های نخستین در این مسیر نهاده می شود کسی به استقبال مان می آید که تصویر منحصر به فردش یکی از ماندگارترین و به یادماندنی ترین خاطرات ماست.
«معلم» پس از پدر و مادر و حتی برتر از آنان، یکی از معماران بنای شخصیت انسان هاست. نقاشی های
عاشقانه او بر لوح ذهن هان مان، نقش می بندند و او تبدیل به اسطوره دوران کودکی و جوانی ما می شود. و این گونه بود که ما به تاسی از او پا در جای پایش نهادیم و هم چو او عاشقی را پیشه کردیم. گمان ما این بوده و هست که رسالت نظام آموزش، تربیت نسل جدید و سرمایه انسانی جامعه است. رویای ما ساختن نسلی هست که روحیه نقادی، پرسشگری، ایثار، مشارکت جویی، مهربانی، نودوستی، رواداری و حق مداری در جودش نهادینه شود. ما کوشیدیم به فرزندان این دیار «زندگی کردن» براساس آموزه های مدنیت و بنیان های حقوق شهروندی را بی آموزیم، با وجود آن که ساختار آموزش کشور چونان زنجیری بر پای ما سنگینی می کرد اما عزم ما و بلندای ارزش و اعتبار جایگاه بلندمرتبه معلم بود.
ما آموزش دادیم و آموزش دیدیم، پا به پای معلمی، دانشجویی را از یاد نبردیم و در مسیر مدرسه و دانشگاه کوشیدیم تا آن جا که می توانیم در اصلاح رویه های ناصواب سیستم آموزشی موثر باشیم و با خود شاگردان مان پیمان بستیم تا برای رهیدن از استبداد جهل و نادانی از هیچ کوششی دریغ نورزیم. ما در این راه پر فراز و نشیب از رسالت های بزرگ اما مغفول مانده از سوی نظام آموزش نیز غفلت نورزیدم و فراتر از کتاب های درسی و بخشنامه های اداری در جست و جوی خروج از بن بست هایی بودیم که نفس ها را بریده و انگیزه ها بی فروغ کرده است. در این سالیان برای ما تردیدی نبود که نظام آموزشی متمرکز، دستوری و بخشنامه محور ره به جایی نمی برد، بدین روی وظیفه خود دانستیم تا زبان به انتقاد بگشاییم و به بیان ناکارآمدی ها و نارسایی ها بپردازیم. ما معلمی را تنها حضور در کلاس و تدریس کتاب های درسی نمی دانستیم و خود را در برابر انحراف ها و ناکارآمدی های نظام آموزشی از رسالت های حرفه ای اش، مسوول می دانستیم. این باور راهی متفاوت را پیش روی مان قرار داد؛ راهی که از زندان مدرسه به زندان اوین منتهی شد. ما که چاره کار را در «اعتراض» می دیدیم و مشی مان «انتقاد» بود، به گرداب تهدید گرفتار آمدیم و به اتهامی ناروا دربند شدیم و این البته سرانجام کوشش در ساختارهای غیرمدنی و غیردموکراتیک است.
«روز معلم» بهانه ای شد تا در کنار تبریک به همکاران ارجمند خود در سراسر کشور، با یاد شادباش های دانش آموزان در سال های پیش شاد و امیدوار باشیم. برای دومین سال است که ما روز معلم را در زندان سپری می کنیم، در حالی که دغدغه های مان هم چنان پابرجاست و در کشاکش دوگانه «عشق و رنج معلمی» به امید روزهایی هستیم که آموزگاران با شور و شوق درس زندگی بدهند، مدرسه های ما در نظامی مشارکت محور، دارای جذابیت و بامحتوا صحنه پویایی و خلاقیت شوند تا در راستای ایفای نقش جامعه پذیری بتوانند سرمایه های انسانی را بارور سازند، با تربیت مدنی از کودکان و نوجوانان «شهروندی مسوول» بسازند و نسل فردا را امیدوار کنند.
در این روزها هنوز هم از پشت میله های زندان به روزهای شیرینی می اندیشیم که آن روز در مدرسه ایران همه مشق آزادی نمایند و با استقرار دموکراسی، عدالت را به ارمغان آورند. ما نمی خواهیم به مراکز آموزش، مدرسه ها و دانشگاه هایی برگردیم که به سبب متفاوت اندیشیدن از تدریس و تحصیل بازبمانیم. خواست ما؛ روزگاری است که معلمان و  آموزگاران که به دلیل  فعالیت های صنفی، اجتماعی و سیاسی بازداشت و محاکمه نگردند و حق داشتن تشکل، برگزاری تجمع، انتقاد و اعتراض آن ها به رسمیت شناخته شود.
امیدوارانه به ادامه مسیری می اندیشیم که به گاه انجام رسالت خود برای ساختن دانش آموزانی مسوول و منتقد، تحقیر نشویم و به یک سیستم آموزشی درست می اندیشیم که حاکمان، آموزگاران را بازیچه دست خود نخواهند. خواست ما قدم نهادن در کلاس درسی است که آزادگی و آزاداندیشی درس نخست آن باشد و کتابی را تدریس می کنیم که امید به آینده را در نسل فردا پدید آورد.
چگونه می توانیم؛ درس «شجاعت» را به دانش آموزان مان بدهیم، وقتی می بینند که پاداش نقاید، زندان است، چگونه آن ها را به «مسوولیت پذیری» تشویق کنیم، وقتی سرانجام مسوولیت پذیری در این کشور را با چشمان خود می بینند، مگر می توانیم از «عدالت» سخن بگوییم، وقتی خود گرفتار حکم های ظالمانه زندان هستیم.
ما نمی توانیم، به دانش آموزان خود بگوییم، شهروند خوب باید «ساکت»، «منفعل»، «بله قربان گو»، «ریاکار» و «ترسو» باشد چرا که بر این باوریم؛ رفتار مستبدانه و غیردموکراتیک خود نتیجه ترویج کژی هایی از این دست است.
به امید ایرانی سبز و آزاد
عبدالله مومنی و محمد داوری
اردیبهشت ماه 90

سال ۱۳۸۹ و نامه‌هایی خطاب به رهبر ایران

2011/03/20

بهاره دهقان

روزنامه‌نگار

در سالی که گذشت، انبوهی از نامه های سرگشاده در مورد تحولات سیاسی و اجتماعی ایران خطاب به مسئولان سیاسی و مراجع مذهبی و بین المللی، منتشر شد که بیشتر آنها تا پایان سال همچنان بی پاسخ ماند.

از میان این نامه ها، آنچه که خطاب به آیت الله علی خامنه ای، رهبر ایران منتشر شده به ویژه از اهمیت بیشتری برخوردار است؛ چون در آنها به برخی از مهمترین رخدادها و مهمترین پرونده های قضایی و روند تحولات سیاسی و اجتماعی کشور اشاره شده است.

نامه‌های بهاری

بهار سال ۱۳۸۹ در حالی آغاز شد که بسیاری از بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری و برخی از چهره های سیاسی منتقد و مخالف دولت ایران همچنان در حبس بودند. در روزهای آغاز فروردین، گروهی از کسانی که در تجمع های اعتراضی بازداشت شده بودند، با انتشار نامه ای سرگشاده از داخل زندان، خود را «قربانیان بی نام و نشان» اعتراضات انتخاباتی خواندند و نوشتند که برخی از آنان به دلیل «تماشای تجمع های اعتراضی و همراهی با سکوت معترضان» به اتهاماتی چون «محاربه، توهین به مقامات و تبلیغ علیه نظام اسلامی» متهم شده اند.

همزمان نامه سرگشاده بیش از چهل سینماگر و نویسنده ایرانی منتشر شد که در آن بر «حقِ آزادیِ بیان و حق اعتراض به نقض حقوق اجتماعی، صنفی و شهروندی در حال و آینده» تأکید شده بود.

در این نامه از جمله آزادی بی قید و شرط محمد نوری زاد، نویسنده و فیلمساز ایرانی درخواست شده بود، اما محمد نوری زاد که از سه ماه پیشتر و در پی نگارش نامه های انتقاد آمیزش خطاب به رهبر ایران، به اتهام توهین به مسئولین و تبلیغ علیه نظام بازداشت شده بود، حتی از مرخصی نوروزی هم محروم ماند.

او که در دادگاه بدوی به سه سال و نیم حبس تعزیری و ۵۰ ضربه شلاق محکوم شده بود، بار دیگر در نخستین روز اردیبهشت ماه، در چهارمین نامه سرگشاده اش خطاب به آیت الله علی خامنه ای، رهبر ایران، نوشت: «شما، امروز رهبر کدام مردمید؟ من مردم فراوانی برای شما نمی‌بینم. رهبری، آن هم بر حداقل مردم، که غرورآفرین نیست.»

آقای نوری زاد همچنین، در نهم خرداد ماه در پنجمین نامه اش خطاب به رهبر ایران، به وجود قدرتی در سایه اشاره کرد که مطیع رهبر نیست؛ » قدرتی که یک‌جا از حنجره رییس‌جمهور نامتعادل بیرون می‌خزد، و در جای دیگر از امضای نمایندگان مجلس جاری می‌شود، و برای گشودن موانع پیش رو، به قاضیان مرعوب دستگاه قضا تحکم می‌کند.»

او در این نامه حامیان دولت را «بانیان اصلی فتنه» خواند و آنان را به برنامه ریزی برای خلق حادثه و ایجاد بحران در نیمه دوم خرداد متهم کرد.

ماجرای ۱۴ خرداد

روز ۱۴ خرداد، در مراسم سالگرد درگذشت آیت الله روح الله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی، در محل آرامگاه او، عده ای از حاضران با بر هم زدن آرامش، از ادامه سخنرانی حسن خمینی، نوه بنیانگذار جمهوری اسلامی جلوگیری کردند.

اما رهبر ایران در این مراسم با اشاره به شمشیر کشیدن برخی از یاران پیامبر اسلام در مقابل حضرت علی، امام اول شیعیان، مخالفان حکومت ایران را مورد نکوهش قرار داد.
این بار، محمد نوری زاد از داخل زندان، در نامه ای خطاب به حسن خمینی، از برخورد صورت گرفته با او انتقاد و رهبر ایران را به شعله ورتر کردن آتش فتنه متهم کرد.

عبدالکریم سروش، متفکر دینی و از منتقدان حکومت ایران هم در نامه سرگشاده ای خطاب به آیت الله علی خامنه ای، از او خواست «ردای نا باندام ریاست را از تن بیرون کند.»

عبدالکریم سروش، در نامه اش رهبر ایران را به «آدم» تشبیه کرد که «از میوه ممنوعه ولایت خورده و برهنه و بی‌پناه در بهشت ایستاده،» و فرمان هبوط او برای فرو افتادن از بهشت جاودان به زمین خاکی صادر شده است.

در این نامه، رهبری حکومت ایران به بیماری تشبیه شده بود که «مالیخولیای دشمن ستیزی در او قوت گرفته، برای ناقدان، جرم‌های جاسوسی و ناموسی می تراشد و آنان را به زجر و زنجیر می کشد، مداحان را می‌خرد، نقادان را می‌درد و رقیبان را سر می‌برد؛ جامه ریاست و ولایت را بر اندام او نیک نبریده اند و روح خسته و خواب آلوده تاریخ در نیمه شبی ‌تاریک، کلید این ملک را ناسنجیده به دست او داده است؛ ولایت معنوی که از ابتدا نداشته، ولایت سیاسی را هم در انتها درباخته است.»

در اواخر مرداد ماه، متن ششمین نامه محمد نوری زاد خطاب به رهبر ایران، هم منتشر شد که در آن آیت الله خامنه ای به خودی و غیرخودی کردن مردم، خوار و خفیف کردن قانون، رواج اعتیاد و بیکاری و مصرف گرایی، رواج ریا و دروغ و چاپلوسی و مسئولیت ناپذیری، مهاجرت نخبگان به خارج از کشور به دلیل بر سر کار بودن نالایقان و ناشایستگان، محکومیت معترضان و منتقدان به شکنجه و زندان و انفرادی، برقرار کردن نظارت استصوابی و کشیدن هاله ای از تقدس به دور رهبری متهم شده بود.

نامه درویشان

در میانه تابستان، پایگاه خبری مجذوبان نور، سایت رسمی دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی، در نامه ای سرگشاده خطاب به رهبر ایران از برخوردهایی که با پیروان این سلسله می شود انتقاد کرد و بی خبری رهبران حکومت از آن را غیر قابل قبول دانست.

در این نامه به اقدامات «سازماندهی شده» عاملان حکومت علیه دراویش، از جمله تخریب حسینیه های آنان، ممانعت از برگزاری مراسم آنها، اخراج دراویش از ادارات و مراکز فرهنگی، ضرب و شتم، بازداشت و محکومیت دراویش به تحمل حبس، شلاق و تبعید اشاره شده بود.

نامه سرگشاده درویشان نعمت اللهی گنابادی، برخورد نهادهای دولتی با آنان را متوقف نکرد؛ زیرا به دنبال آن گزارش های دیگری از احضار، بازداشت، ارعاب و تهدید دراویش این سلسله منتشر شد.

نامه‌های رمضان

در هفته اول شهریور ماه، همزمان با شب های قدر، از «محاصره» منزل مهدی کروبی، از رهبران مخالفان دولت، توسط نیروهای بسیج و «لباس شخصی» گزارش هایی منتشر شد.

فاطمه کروبی، همسر مهدی کروبی در نامه سرگشاده ای خطاب به رهبر ایران ضمن اعتراض به این مزاحمت ها، محاصره کنندگان را گروهی سازماندهی شده خواند که خود را سرباز ولایت می نامند.

یک هفته بعد، متن نامه سرگشاده مهدی کروبی خطاب به مردم ایران منتشر شد که در آن با اشاره به حمله کنندگان به منزلش آمده بود: «الحق که این عده قلیل روی شعبان بی مخ ها و اوباش درباری را سفید کردند.»

او در این نامه سرگشاده، جناح حاکم را به «خوردن رای مردم و به گلوله بستن پرسش کنندگان و به زندان انداختن منتقدان و دوختن دهان مطبوعات» متهم کرده بود.

از سوی دیگر، عبدالله مومنی، مسئول ستاد انتخاباتی مهدی کروبی در انتخابات خرداد ۱۳۸۸، از داخل زندان اوین در نامه ای خطاب به آیت الله خامنه ای، رهبر ایران، بازجویان خود را به شکنجه شدید و گرفتن اعتراف اجباری متهم کرد و محاکمه اش را نمایشی خواند.

عبدالله مومنی، چند روز پس از انتخابات به اتهام تبانی با هدف اقدام علیه امنیت کشور و فعالیت تبلیغی علیه نظام دستگیر شد و سپس حکم نهایی ۴ سال و ۱۱ ماه حبس دریافت کرد.

نامه‌هایی در مورد زندانیان سیاسی

روز شنبه ۲۰ شهریور، متن نامه پروفسور آنتونی فورستر، یکی از مقامات ارشد آموزشی دانشگاه دورهام بریتانیا خطاب به آیت‌الله خامنه‌ای منتشر شد که در آن از رهبر ایران خواسته بود»به خاطر عدالت» از قدرتش برای تضمین رسیدگی سریع تر و عادلانه تر به اتهامات وارد شده به احسان عبده تبریزی استفاده کند.

احسان عبده تبریزی، دانشجوی دوره دکترا در موسسه مطالعات اسلامی و خاورمیانه دانشگاه دورهام، در ارتباط با اعتراضات به نتیجه انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری به هفت سال حبس تعزیری محکوم شده است.

همچنین، در آغازین روزهای بهمن ماه، بیش از صد و سی روشنفکر، نویسنده و استاد دانشگاه جهان با ارسال نامه ای به آیت الله علی خامنه ای، آزادی همه زندانیان سیاسی و عقیدتی از جمله ابراهیم یزدی را درخواست کردند.

ابراهیم یزدی که در این نامه «سالمندترین زندانی سیاسی ایران و جهان» خوانده شده بود، دبیرکل نهضت آزادی ایران است. او که وضع جسمی مساعدی ندارد، آخرین بار در مهرماه ۱۳۸۹ در اصفهان بازداشت شده است.

نامه های پایان سال و تصمیم خبرگان

در آغازین روزهای زمستان، متن نامه سرگشاده فرخ نگهدار، از فعالان سیاسی در خارج از کشور، خطاب به آیت الله خامنه ای منتشر شد که در آن تظاهرات طرفداران حکومت ایران و حمل هزاران تصویر رهبر ایران، «خامنه ای ستایی»، «یک فاجعه» و «تکرار به عرش اعلا بردن محمد رضا پهلوی و برخی دیگر از رهبران سیاسی اقتدارگرا»، توصیف شده بود.

فرخ نگهدار، در نامه اش، اطرافیان رهبر ایران را «فردوست صفتانی» خواند که ریشه اجتماعی ندارند و قدرت آنان بیشتر ناشی از تسلط بر دستگاه های امنیتی – نظامی و دسترسی به منابع مالی دولتی است و «به وضوح دارند از رهبر ایران یک آریامهر می سازند.»

در این نامه آمده بود: «وجدان جامعه ما امروز قانع است که همه قانون شکنی ها و بار مسئولیت فجایع کهریزک، کشتار مظلومان و اسارت بی گناهان تماما بر عهده حاکمیت است.»

روز دوشنبه ۱۱ بهمن، وب سایت اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت، در راستای انتقاد از اقدامات محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری، بار دیگر به نامه گلایه آمیز آقای هاشمی رفسنجانی خطاب به رهبر ایران اشاره کرد.

آقای هاشمی رفسنجانی، در خردادماه ۱۳۸۸ ، در نامه اش خطاب به آیت الله خامنه ای اظهارات محمود احمدی نژاد در جریان مناظره تلویزیونی با میرحسین موسوی را «عاری از حقیقت و غیرمسئولانه» خوانده و دولت را به «ارتکاب چند هزار تخلف در اجرای بودجه ها» متهم کرده بود.

در اولین هفته اسفند، متن نامه احمد منتظری، فرزند آیت الله حسینعلی منتظری، خطاب به آیت الله علی خامنه ای منتشر شد که در آن تشکیل یک جلسه پنج نفره و گفتگوی مستقیم و دوستانه بین رهبر جمهوری اسلامی و آقایان موسوی، کروبی، خاتمی و اکبر هاشمی رفسنجانی، برای حل مشکلات سیاسی کشور پیشنهاد شده بود.

اما از تشکیل چنین جلسه ای گزارشی منتشر نشد؛ میرحسین موسوی و مهدی کروبی، رهبران مخالف دولت، همچنان در حبس خانگی ماندند و اکبر هاشمی رفسنجانی از ریاست مجلس خبرگان کنار گذاشته شد.

به دنبال آن، گروهی از دانشجویان ایرانی مقیم خارج از کشور در نامه ای سرگشاده خطاب به آیت الله خامنه ای، او را به تأسیس «صنعت مداحی و چاپلوس پروری»، میدان دادن به متملقان و خاموش کردن انتقادها متهم و آزادی فوری رهبران مخالفان را درخواست کردند.

علیرغم همه انتقاد های مندرج در نامه های سرگشاده منتشر شده در طول سال ۱۳۸۹، سرانجام در روزهای پایانی اسفند ماه، نمایندگان حاضر در نهمین اجلاس دوره چهارم مجلس خبرگان رهبری، در بیانیه پایانی این نشست بر «صلاحیت و شایستگی رهبری در مدیریت جامعه اسلامی و به ویژه در خنثی سازی توطئه‌های دشمنان خارجی و عوامل داخلی آنان» تأکید و ایجاد هرگونه اغتشاش، بی‌نظمی و حرمت‌شکنی را همنوایی با دشمنان قسم خورده ملت ایران توصیف کردند.