Posts Tagged ‘رجایی شهر’

نامه خانواده عیسی سحرخیز به رئیس قوه قضاییه

2011/09/11

خانواده عیسی سحرخیز، در نامه ای به صادق لاریجانی، رییس قوه قضایی ایران از عدم رعایت قانون در مورد وی شکایت کرده اند.

به گزارش سایت جرس از سایت های مخالفان دولت ایران در این نامه آمده است: «شکایت اصلی ما این نیست که چرا علیه عیسی سحرخیز حکم غیرمنصفانه صادر کرده اند و یا او را بدون حکم قضایی به کرج تبعید کرده اند یا حتی گلایه نمی کنیم چرا طی ۲۷ ماه گذشته یک روز هم به مرخصی نیامده است و حدود یکسال است که ملاقات حضوری نداشته ایم و حتی مکالمه تلفنی را منع کرده اند. بلکه از این شکایت داریم که چرا در زمان اجرای حکم، قانون رعایت نمی شود و مبانی حقوق بشر زیر پا گذارده می شود.»

آقای سحرخیز پیش از این در پی انتخابات سال ۱۳۸۸، به اتهام «توهین به رهبر» و «تبلیغ علیه نظام» توسط شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به سه سال حبس تعزیری، پنج سال ممنوعیت و محرومیت از فعالیت های سیاسی و مطبوعاتی و نیز یک سال ممنوع الخروجی محکوم شد.

عیسی سحرخیز بعد از بازداشت به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد و بعد از چندین ماه زندانی بودن در زندان اوین تهران، همراه چند زندانی سیاسی دیگر از جمله احمد زیدآبادی به زندان رجایی شهر کرج منتقل شد.

در بخش دیگری از این نامه، خانواده آقای سحرخیز نوشته اند: «مسئله این است که چرا برای دوران محکومیت سه ساله او به طور کامل و بصورت یک پارچه شرایط (زندانی امنیتی) اعمال می شود و حتی می خواهند دوران محکومیت حبس جدید را که در دادگاه مطبوعاتی شعبه ۱۰۸۳ دادگاه عمومی جزایی تهران برگزار شده و حکم آن صادر شده را با همین ترتیب اجرا کنند.»

خانواده آقای سحرخیز در دو سال گذشته بارها نسبت به وضعیت جسمی او و نحوه مراقبت های پزشکی در زندان ابراز نگرانی کرده‌اند.

اعتصاب غذای سه زندانی سیاسی کرد در زندان رجایی شهر

2011/06/09
چهارشنبه, ۱۸ خرداد, ۱۳۹۰

چکیده :خانواده و نزدیکان این سه زندانی به شدت نگران وضعیت جسمی و روحی این سه زندانی هستند که از کوچکترین حقوق یک زندانی هم محروم…

 

سه زندانی سیاسی کرد زندان رجایی شهر در اعتراض به  شرایط ناگواری که در میان زندانیان عادی با جرایمی همچون تجاوز به عنف، قتل و قاچاق مواد مخدر دارند از یک هفته پیش دست به اعتصاب غذا زده اند.

به گزارش خبرنگار کلمه، سه زندانی سیاسی کرد به نامهای النور خضری ،کامران شیخی و سید ابراهیم سیدی که پیش از این در بند ۳۵۰ زندان اوین نگهداری می شدند در حالی به صورت غیر قانونی به زندان رجایی شهر منتقل شدند که حتی حقوق اولیه آنان نیز رعایت نمی شود.

آنها به مدت ۵۰ روز در بند قرنطینه زندان رجایی شهر نگهداری شدند، جایی با امکانات بسیار نامناسب بهداشتی و رفاهی که معمولا زندانیان در ابتدای ورودشان به زندان به مدت یک روز در آن به سر می برند تا عدم اعتیادشان به مواد مخدر مشخص شود.

پس از آن هم به جای آنکه به بند زندانیان سیاسی زندان رجایی شهر منتقل شوند به اندرزگاه ۶ زندان رجایی شهر فرستاده شدند . جایی با امکانات بسیار محدود بهداشتی و رفاهی .

آنها هم اکنون با زندانیانی با جرایم خطرناک که به بیماری های سخت و واگیر دار مبتلا هستند هم بند شده اند و شرایط بسیار دشواری را می گذرانند. این در حالی است که طبق اصل تفکیک جرایم این زندانیان باید درمیان زندانیان سیاسی که جرایمی مشابه دارند نگهداری شوند .

خانواده و نزدیکان این سه زندانی به شدت نگران وضعیت جسمی و روحی این سه زندانی هستند که از کوچکترین حقوق یک زندانی هم محروم هستند.

این سه زندانی خواستار آن هستند که هر چه زودتر به بند زندانیان سیاسی منتقل شوند

با انتشار یک بیانیه، بداقی، صمیمی، سحرخیز و محمودیان به اعتصاب غذایشان پایان دادند

2011/06/05

مردم شریف ایران، همراهان جنبش سبز

اعتصاب غذا اگر چه از منظر حقوق بشر کاری نادرست تلقی نمی شود، اما اگر برای انسان چاره ای دیگر وجود داشته باشد لازم نیست تا فریاد تظلم خواهی و ظلم ستیزی خویش را با صدمه وارد کردن به جسم و جان خویش به گوش مردم برساند.

ما لازم دانستیم تا در شرایط کنونی برخی از هموطنان خود که شاید اطلاع درستی از واقعیت برخی وقایع رخداده در کشور ندارند را با ناعادلانه و فرمایشی بودن نظام قضایی کشور و وضعیت بسیار اسفناک و غیرانسانی موجود در زندانها و مهمتر از آن استبداد و ظلم فراگیر حاکم بر کشور و همه مردم بخصوص بر دگراندیشان و منتقدان حکومت مطلع سازیم. همچنین به گوش آزادیخواهان دنیا برسانیم که آنچه اکنون بر ایران و ایرانی میرود و آنچه بنام عدل و اسلام در قالب جمهوری اسلامی بر کشور ایران حاکم است چیزی جز نادیده گرفتن کرامت انسانی و تحقیر ملت از طریق نقض آشکار حقوق بشر و بی توجهی به قانون اساسی و حقوق شهروندی نیست.

قصد آن داشتیم که همگان بدانند آنچه بر مردم آزادیخواه ایران به ویژه فعالان سیاسی-اجتماعی از جمله زندانیان سیاسی،عقیدتی و صنفی و خانواده های آنها در جریان دستگیری و بازجویی و برگزاری دادگاههای فرمایشی، صدور احکام ناعادلانه و غیر قانونی و شرایط غیر انسانی حاکم بر زندانها رفته است چیزی جز ظلم و دروغ و افترا نبوده است. اما حاکمیت مستبد و گریزان از قانون آنچنان راههای ارتباطی با مردم را بر ما بست که چاره ای برای ما باقی نگذاشت جز آنکه فریاد ظلم ستیزی خود را از این طریق اعلام نماییم که علاوه بر فشارها و آسیبهای جسمی برای خودمان پیامدهای روحی-روانی ناگواری بر خانواده هایمان نیز بدنبال داشت.

اکنون پس از گذشت یک ماه و نیم از اعتصاب غذای خود (16 روز ناپیوسته در اردیبهشت و 15 روز پیوسته در خرداد) به احترام درخواست مردم عزیز و آزادیخواه و شخصیتهای حقیقی و حقوقی سیاسی و فرهنگی از جمله جناب آقای سید محمد خاتمی و برخی از آیات عظام،نهادهای حقوق بشری، سایتهای خبری و از همه مهمتر دوستان و خانواده های زجر کشیده خود در آستانه فرا رسیدن سالگرد بیداری و خیزش مردمی در قالب جنبش سبز ایرانیان با گرامیداشت یاد و خاطره شهدا، مجروحان و همه اسرای دربند جنبش سبز،اعلام میداریم که از روز دوشنبه 16/3/1390 به اعتصاب غذای خود پایان میدهیم و امید آن داریم که توانسته باشیم از این طریق صدای استبداد ستیزی، آزادیخواهی، دموکراسی خواهی، حقوق بشرخواهی و همچنین ظلم ستیزی ملت ایران را به گوش آزادیخواهان سراسر دنیا رسانده باشیم.
درست است که ما اعتصاب غذای خود را می شکنیم اما این حق را برای خویش محفوظ می دانیم که حتی از درون زندان برای رسیدن به جامعه ای آزاد،دموکراتیک و منطبق با قوانین حقوق بشر همراه با ملت ایران به اعتراضهای خود ادامه دهیم.

همانگونه که پیش از این اعلام داشته ایم، وضعیت سیاسی حاکم بر کشور و شرایط ظالمانه حاکم بر محاکم قضایی و فرایندهای بازجویی و محدودیت های زندانهای ایران به نقطه ای رسیده است که بر جامعه بین المللی بویژه دبیرکل سازمان ملل واجب است تا هرچه زودتر نماینده ای برای رسیدگی به وضعیت حقوق بشر در ایران تعیین کرده و به ایران اعزام نماید تا از طریق گفتگو با نمایندگان دگراندیشان سیاسی و اعتقادی و همچنین بازدید از زندانها و گفتگو با خانواده های ستمدیدگان در سالهای گذشته، بویژه جانباختگان حوادث اخیر گزارشی تهیه کرده و آنرا به نهادهای بین المللی اعلام نماید.

در پایان توجه حاکمان کشور را به تحولات سیاسی حاکم بر منطقه جلب می کنیم و امیدواریم پیش از آنکه هزینه های سیاسی سنگین تری بر ملت و حتی هیئت حاکمه وارد گردد در برابر خواسته های مشروع و قانونی مردم دست از لجاجت برداشته و به فرمان عقل و خرد گوش بسپارند و زمینه اصلاح جامعه را آنگونه که مردم می خواهند فراهم نمایند.

بدیهی است که برای تحقق این موضوع انجام موارد زیر ضروریست که اگر هر چه زودتر محقق نشوند معلوم نیست که دیگر فردا فرصتی برای حاکمان وجود داشته باشد.

1- مطبوعات آزاد و مستقل با هر گرایش سیاسی و فکری بایستی اجازه یابند آزادانه فعالیت کنند و همچنین رسانه های توقیف شده فعالیت خود را آغاز کرده و روزنامه نگاران کار خود را از سر گیرند.

2- احزاب سیاسی و تشکلهای اجتماعی و نهادهای اعتقادی و صنفی مستقل از حکومت و آزادانه اجازه فعالیت پیدا کنند.

3- برگزاری تجمعات و گردهمایی های مسالمت آمیز بدون هیچ قید و شرطی همانگونه که در قانون اساسی آمده است آزاد گردد و مردم و گروهها از این حق قانونی خویش محروم نگردند.

4- امکان برگزاری انتخابات آزاد،مستقل و سالم برای برگزیدن نمایندگان مجلس،شوراهای شهر و روستا و ریاست جمهوری زیر نظر نهادهای نظارتی غیرحکومتی فراهم آید و پیش از هر چیز قانون غیر مشروع نظارت استصوابی ملغی اعلام گردد.

بدینوسیله اعلام می داریم تا رسیدن به خواسته های به حق و قانونی ملت از پای نخواهیم نشست و خسته نخواهیم شد.

رسول بداقی، کیوان صمیمی، عیسی سحرخیز و مهدی محمودیان

شنبه 14/3/1390 زندان رجایی شهر کرج

 

امیرارجمند: «راهپیمایی‌های بعد از ۲۲ خرداد، راهپیمایی سکوت نخواهد بود»

2011/06/04

اردشیر امیرارجمند مشاور میرحسین موسوی برگزاری راهپیمایی ۲۲ خرداد را باعث حفظ شور و هیجان جنبش سبز می‌داند. او درباره چرایی اعلام راهپیمایی در «سکوت مطلق» می‌گوید: «راهپیمایی بعدی خردادماه، راهپیمایی سکوت نخواهند بود.»

 

وبسایت‌های نزدیک به جنبش سبز ایران گزارش داده‌اند، «همزمان با فراخوان شورای هماهنگی راه سبز امید؛ جمعی از زندانیان رجایی شهر نیز در بیانیه ای از مردم خواسته‌اند که رهبران سبز را تنها نگذاشته و در روز ۲۲ خرداد حماسه‌ای دیگر بیافرینند.» مهدی محمودیان، رسول بداغی، عیسی سحرخیز و کیوان صمیمی چهار زندانی سیاسی زندان رجایی‌شهر این بیانیه را امضا کرده‌اند.

شورای هماهنگی راه‌سبز امید، سه‌شنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۰، با انتشار «فراخوان راهپیمایی سکوت ۲۲ خرداد» از شهروندان خواسته است، ظهر ۲۲ خرداد از ساعت ۶ تا ۸ در پیاده‌روهای میدان ولیعصر، حد فاصل میدان ولیعصر تا میدان ونک در سکوت مطلق راهپیمایی کنند.

با انتشار این فراخوان نظرات گوناگونی درباره راهپیمایی ۲۲ خرداد از سوی فعالان اجتماعی داخل و خارج از ایران مطرح شد. اردشیر امیرارجمند، مشاور ارشد میرحسین موسوی و سخنگوی «شورای هماهنگی راه سبز امید» در گفت‌و‌گو با دویچه وله به نقطه نظرات مختلف درباره فراخوان راهپیمایی ۲۲ خرداد پاسخ گفته است.

 

دویچه وله: از مدتی که فراخوان جدید راهپیمایی «شورای هماهنگی راه سبز امید» منتشر شده انتقاداتی به این فراخوان مطرح شده است. چرا در این فراخوان به راهپیمایی سکوت، عدم سر دادن شعار و لبان بسته اشاره شده است؟ تاکید چندباره روی سکوت و لبان بسته در فراخوان راهپیمایی ۲۲ خرداد به چه علت است؟

اردشیر امیرارجمند: ۲۲ خرداد آغاز یک‏سری فعالیت‌ها در ماه خرداد خواهد بود. راهپیمایی ۲۲ خرداد اولین آن است و آخرین‏ نخواهد بود. مجموعه‏ی شبکه‏های اجتماعی باید نقطه ‏نظرات خود را اعلام کنند تا تصمیماتی برای روزهای  ۲۳، ۲۴ و شاید روزهای دیگری از ماه خرداد گرفته شود.

راهپیمایی ۲۲ خرداد آخرین فعالیت نخواهد بود. فرصت خواهد بود تا بر اساس ظرفیت‏هایی که ایجاد می‏شود نوع راهپیمایی‏های بعدی تغییر پیدا کند. ما همیشه روی راهپیمایی، به عنوان یکی از مصادیق حقوق شهروندی تاکید داشته‏ایم.

راهپیمایی وسیله‏‏ای است که دمکراسی غیرمستقیم را به دمکراسی مستقیم تبدیل می‌کند. در راهپیمایی مردم در مقابل عدم تضمین حقوق‏شان از سوی نهادهای حکومت، مستقیما وارد عمل می‏شوند. ولی راهپیمایی، تنها شیوه‏ی مبارزه نیست و یک روش و یک شیوه از راهپیمایی هم، شیوه‏‏ای منحصر به‏فرد راهپیمایی نیست.

باید با توجه به شرایط و اوضاع و احوال، تلاش کرد مناسب‏ترین روش را که بتواند بیشترین میزان مشارکت را جلب کند، انتخاب کرد. در چند ماه گذشته، روش‏های دیگر راهپیمایی  را هم آزموده‌ایم. به نظر می‏آید که این روش می‏تواند مشارکت خوبی را جلب کند. به شرطی که همه‏ی دوستان و فعالان جنبش سبز همکاری کنند تا این روش ظرفیت ایجاد کند و در مقاطع بعد، راهپیمایی‏ها به نحو دیگری صورت بگیرند.

نباید از امتحان روش‏های مختلف ابا داشت یا یک روش را مطلق انگاشت. دیده‏ایم که با تصرف شهر، ایجاد حالت وضعیت اضطراری در شهر و حکومت نظامی اعلام نشده، تمام فضای شهر را اشغال می‏کنند و می‏توانند از راهپیمایی‏ها جلوگیری به‏عمل بیاورند. این طریق (راهپیمایی سکوت) روش جدیدی است که می‏تواند راهگشا باشد و باید به آزمون گذاشته شود.

این روزها یک نظر دیگری درباره راهپیمایی مطرح شده که می‌گوید، وقتی اختلاف بین سران حکومت ایران یعنی طرفداران آیت‌الله خامنه‌ای و طرفداران محمود احمدی‌نژاد بالا گرفته است، حرکت جنبش سبز ایران باعث نزدیکی دو طیف درون حکومت خواهد شد. در این باره چه فکر می‌کنید؟

این مسئله درباره راهپیمایی ۲۵ بهمن هم به نوعی مطرح شد. اما آزمون ۲۵ بهمن نشان داد که ما باید راه و طریق خود را طی کنیم. دو گروه یا عده‏ای از افراد، با مشارکت یک‏دیگر تقلب انتخاباتی و مهندسی انتخاباتی انجام داده‏ و رای مردم را دزدیده‏اند. بعد هم با مشارکت هم‏دیگر به سرکوب مردم اقدام کرده‏ واز احقاق حقوق آن‏ها جلوگیری کرده‏اند. همین‌طور از دین استفاده‏ی ابزاری کرده‏اند. هم‏اکنون آن‏ها با هم‏دیگر، بر سر انحصار قدرت اختلاف‏ دارند.

دعوای این آقایان بر سر این است که چه کسی کل قدرت را در اختیار داشته باشد. اختلاف ما با آن‏ها این است که روش حکومت چگونه باید باشد. ما روش دمکراتیک را مورد نظر داریم و به همین جهت هم فکر می‏کنیم که اختلاف آن‏ها، اختلافی نیست که در جهت منافع مردم باشد.

مواضع ما نسبت به گذشته هیچ‏گونه تغییری نکرده. فکر می‏کنیم اختلاف بین آقایان هم از آن‏جایی که بر سر قدرت است، پابرجا خواهد بود. این‏که تظاهرات انجام بدهیم یا ندهیم، در مسئله اختلاف بین آن‌ها تفاوتی ایجاد نخواهد کرد.

آن‏ها مشکلات اساسی و عمده‏ای دارند. قبلا هم مشخص شده بود، هر اقدامی که برای نزدیک شدن به هم انجام بدهند، به فاصله‏ی اندکی با مشکل مواجهه می‏شود. این‏گونه نزدیک‏ شدن‏ها اصولی نیست و بر مبنای قوی استوار نیست. مبنای قوی باید بر مبنای حقوق مردم و منافع عالی کشور باشد که متاسفانه مورد توجه آقایان نیست.

به‏نظر ما انجام تظاهرات شور و هیجان و پویایی جنبش را حفظ می‏کند. بیست و دوم خرداد روز مهمی است، ماه خرداد ماه مهمی است و حتما باید گرامی داشته شود.

پس با توجه به صحبت‏های شما، می‌توان این‏گونه برداشت کرد که فراخوان‏های دیگر راهپیمایی «شورای هماهنگی راه سبز امید» برای خرداد ماه، ممکن است به شکلی ‏غیر از فراخوان راهپیمایی ۲۲ خرداد باشد؟

قطعا و یقینا همین‏طور است. ما از همه‏ی شبکه‏های اجتماعی خواسته‏ایم که هم‏فکری کنند و نقطه‏نظرات‏شان را ارائه دهند تا بر اساس آن عمل شود. امیدواریم دوستان مشارکت کنند و روش‏ها و تاکتیک‏های جدیدی را پیشنهاد کنند که ما بتوانیم این مسئله را پیش ببریم و با معضلات قبلی مواجه نباشیم.

‹ضرب و جرح مسعود باستانی در هنگام ملاقات در زندان›

2011/06/02

مهسا امرآبادی، همسر مسعود باستانی می‌گوید که در پایان ملاقات هفتگی با او، یکی از زندانبانان با وارد کردن ضربه به سر و بدن آقای باستانی او را در برابر چشمان دیگر زندانیان و ملاقات کنندگان، مورد ضرب و جرح قرار داده است.

خانم امرآبادی، روز پنجشنبه (۱۲ خرداد – دوم ژوئن) به بی بی سی فارسی گفت که در پایان وقت ملاقات امروز او و همسرش (مسعود باستانی) در زندان رجایی شهر کرج، یکی از زندانبانان، پس از اعلام پایان وقت ملاقات، در پاسخ به درخواست آقای باستانی برای «خداحافظی با مادرش» او را مورد ضرب و جرح قرار داده است.

به گفته خانم امرآبادی، سرباز زندانبان، با کوباندن سر آقای باستانی به دیوار و وارد کردن ضرباتی او را نقش بر زمین کرده که این اقدام، واکنش شدید سایر ملاقات کنندگان و زندانیان سیاسی دیگری همچون عیسی سحرخیز و احمد زیدآبادی را در پی داشته است.

به گفته خانم امرآبادی، پس از گذشت دو ساعت از این واقعه و با اصرار اعضای خانواده آقای باستانی، مسئولان زندان رجایی شهر، امکان ملاقات حضوری دوباره میان او و خانواده اش را مهیا کرده اند که طی آن آقای باستانی در حالی که سرم به دستانش وصل بوده، از ارجاعش به مرکز پزشکی به منظور آزمایشات بیشتر و عکسبرداری از ناحیه سر خبر داده است.

مسعود باستانی، روزنامه نگار اصلاح طلب، در دادگاه بدوی به ۶ سال حبس تعزیری محکوم شده است و در زندان رجایی شهر به سر می برد. وی در جریان اعتراض های پس از انتخابات ریاست جمهوری خرداد ۸۸ بازداشت شد.

خانم امرآبادی هم از روزنامه نگاران اصلاح طلب است که در جریان ناآرامی های پس از انتخابات خرداد ۸۸ بازداشت شده بود.

بزرگداشت عزت الله و هاله سحابی در زندان رجایی شهر

خانم امرآبادی که به همراه سایر خانواده های زندانیان سیاسی، امروز در زندان رجایی شهر حاضر شده بود، می گوید که زندانیان در نظر دارند که مراسم بزرگداشتی برای عرت الله و هاله سحابی در داخل زندان رجائی شهر برگزار کنند.

به گفته خانم امرآبادی، زندانیان سیاسی حاضر در ملاقات امروز (پنجشنبه) از درگذشت آقای سحابی و دخترش «بسیار متاثر» بوده اند و گفته اند که اخبار این وقایع را در داخل زندان پیگیری می کنند.