Posts Tagged ‘دانشگاه’

تشدید فشار بر دانشجویان در بند علی افشاری

2011/09/12

اشکان ذهابیان دانشجوی دربند در اعتصاب غذا بسر می برد. او در اعتراض به شرایط نا مناسب حبس ،بلا تکلیفی و محرومیت از حقوق متعارف زندانی سیاسی، رنح گرسنگی را بر خود هموار کرده است. اشکان ذهبیان فعال دانشجویی است که در سالیان اخیر کوشش های ارزنده ای در حفظ سنت نقادی در دانشگاه و عمل به تعهد دانشجویی داشته است. فعالیت های روشنگرانه و انتقاد های صریحش به بی کفایتی ها وبی عدالتی ها  باعث شد تا از دانشگاه فردوسی مشهد اخراج گردد. بازداشت های متعدد وی را از حرکت باز نداشت و سرانجام پس از 49 روز حضور در سلول انفرادی به زندان بابلسر منتقل گشت تا حکم محکومیت شش ماه اش را بگذراند. او در بند مجرمین خطرناک بسر می برد و تقاضای متعدد وی برای انتقال به بند زندانیان سیاسی با بی اعتنایی مسئولین مواجه شده است.

کوهیار گودرزی فعال دانشجویی و مدافع حقوق بشر دیگر زندانی است که وضعیت نا معلومی دارد. پس از گذشت سه هفته از دستگیری نا متعارف او به همراه مادر و دوستانش هنوز معلوم نیست وی د ر کدام زندان است. خودکشی بهنام گنجی دوست و همخانه سابق وی که همزمان با او دستگیر و پس از یک هفته آزاد گشت بود، بر نگرانی ها افزوده است. بهنام گنجی که سابقه فعالیت دانشجویی و حقوق بشری و سیاسی نداشت به خانواده اش گفته بود که اتهام کوهیار ارتباط با سازمان مجاهدین خلق است.

این ادعا تا کنون از سوی مسئولین امنیتی و قضایی تایید نشده است اما ویژگی ها ،مواضع و سوابق کوهیار نشان از بی اساسی این ادعا دارد. کوهیار فعال دانشجویی و عضو سابق انجمن اسلامی دانشگاه شریف است که به دلیل آزاد اندیشی و روحیه انتقادیش از ادامه تحصیل وی جلوگیری شد. تلاش های خستگی ناپذیر کوهیار در زمینه حقوق بشر که هم در حوزه نظری و هم در عمل فعالیت های چشمگیری داشت، موقعیت خاصی برای وی درجمع مدافعان حقوق بشری داخل کشور ایجاد کرده بود. وی عضو برجسته مجموعه گزارشگران حقوق بشر است و به کار تشکیلاتی و گروهی نیز بهاء بسیار می دهد. مجموعه این ویزگی ها همانگونه که بر ارزش و قدر وی در نیرو های جامعه مدنی ایران و جنبش دانشجویی می افزود، موجب خشم و کینه اصحاب قدرت بود. او پس از آزادی بدون ذره ای درنگ ومصلحت اندیشی دوباره به فعالیت هایش ادامه داد. آرامش نداشت و خود را شرمنده رفقای دربندش می دانست و می کوشید تا با فعالیت هایش از رنج آنان بکاهد و بر امید شان بیفزاید. حال وی دوباره اسیر دستانی است که استقلال و فعالیت خارج از محدوده های ترسیم شده حاکمیت ولایی را بر نمی تابند. بهانه ای درست کرده اند و او را گرفتار ساخته اند.

این دو زندانی نمونه ای از خیل دانشجویان دربند و زندانیان سیاسی و عقیدتی هستند که تاوان نا فرمانی در برابر مطالبه نا مشروع اطاعت و تسلیم حکومت را پس می دهند. وضعیت نا مساعد و نگران کننده این دو فعال دانشجویی ضمن انکه نشان می دهد جایگاه دانشجوی منتقد و دانشگاه مستقل در نزد صاحب منصبان ارشد جمهوری اسلامی چیست، همچنین آشکار می سازد که حاکمیت بنا ندارد در سیاست مشت آهنین و سرکوب سیستماتیک و با برنامه جامعه مدنی تجدید نظر کند.

آزادی جمعی از زندانیان سیاسی نیز تاکتیکی در راستای سیاست های اقتدار گرایانه حاکمیت بود و تصمیم گیران اصلی بلوک قدرت بنا ندارند فضای سیاسی را حتی اندکی باز کنند. بر عکس تصوری که برخی القاء می نمایند آزادی زندانیان فوق پیروزی برای جنبش سبز و آغاز کوتاه آمدن حاکمیت در بر ابر مطالبات ملت است، این گشایش تاکتیکی علامت آن است که نظام سیاسی اعتماد به نفس لازم را به دست آورده که بر فضا مسلط است و شکل گیری اعتراضات و نا آرامی ها در کوتاه مدت را محتمل نمی داند. از قبل هم پییشبینی می شد که نظام به مجرد اینکه خود را بر فضا مسلط تسخیص دهد، زندان ها را خالی خواهد کرد و فقط جمع محدودی را در زندان نگاه خواه داشت که حضور آنها در جامعه را مشکل ساز ارزیابی می نماید. منتها این آزادی فقط به معنای خروج از زندان و حصر فیزیکی است و به معنای آزاد گذاشتن افراد فوق برای تداوم فعالیت های گذشته وبهره مندی از حقوق شان نیست. در اصل آنان ر ا از زندان کوچک و محسوس به زندان بزرگ و نا محسوس منتقل کرده اند.

مقامات ارشد نظام سیاسی در پایان دهه شصت به این نتیجه رسیدند که شمار بالای زندانی سیاسی درد سر ساز است و هزینه هایش بر منافعش می چربد. هزینه ها عبارت بودند از اینکه حضور در زندان به مشروعیت نظام در عرصه جهانی و داخلی لطمه می زند و همچنین سوژه تبلیغاتی به دست مخالفان می دهد. همچنین حضور طولانی در زندان تاثیر بازدارنده بر زندانی ندارد و حتی وی را در موضع خودش مستحکم تر می سازد. لذا تصمیم بر این گرفته شد که زندان های به صورت نسبی خالی باشد اما تمهیداتی اندیشیده گردد که شرایطی مشابه زندان در بیرون برقرار گردد. در همین چارچوب بود که از پدیده هایی چون حبس تعلیقی، تمدید مرخصی و نگاه داشتن شمشیر اجرای حکم بر سر ناراضیان سیاسی و اجتماعی به طور گسترده مورد استفاده قرار گرفت. همچنین آزاد کردن زندانی ها این مزیت را برای نظام دارد که مانور تبلیغاتی راه بیندازد و مهر و عطوفت پایان نا پذیر رهبری را به رخ جامعه بکشد. همچنین روی آمار کم زندانی سیاسی در مقایسه با کشور های مشابه مانور دهد.

بنابراین می توان حدس زد که شماری دیگر اززندانیان سیاسی نیز با مقدماتی آزاد شوند ولی این آزادی تا زمانی که منجر به برطرف شدن فضای پلیسی نگردد ، محدودیت های در مقابل آزادی ها به صورت نسبی بر چیده نشود،  و زندانیان آزاد شده نتوانند فعالیت های دلخواه خود را بدون اذیت وآزار انجام دهند ،پیروزی سیاسی محسوب نمی شود.اگر چه از منظر انسانی و حقوق بشری بسیار شیرین و ارزشمند است. همچنین باعث ایجاد نشاط در عرصه عمومی می گردد و امید آفرین است.

اما روایت رنج و محنت دردناک اشکان ذهبیان و کوهیار گودرزی و توقف دو نشریه اصلاح طلب روزگار و شهروند امروز این واقعیت تلخ را تایید می کند که رهبری جمهوری اسلامی و نیروهای اصلی بلوک قدرت عزم تغییر وعقب نشینی ندارند و همانگونه که آقای خامنه ای در خطبه نماز عید فطر متذکر شد، نگران هستند که هر نوع گشایش فضا منجر به نا امنی برای نظام سیاسی شود! البته آنهاغافل هستند که انسداد سیاسی و افزایش اختناق و بسته تر کردن فضای سیاسی ،حالت انفجاری را در جامعه تشدید می کند و دیر و یا زود آتفشان خشم و طغیان جامعه فعال خواهد شد. در آن صورت نظام سیاسی هزینه هایی به مراتب گزاف تر از امروز می پردازد. حوادث منطقه و بهار عربی گوشزد می سازد که جهان بیش از پیش برای دیکتاتور ها ونظام های تمامیت طلب تنگ شده است. درب زندان ها بسته نخواهد ماند و آزادی نه در شکل تاکتیکی و محدود بلکه در شکل نا مشروط و گسترده سرنوشت محتوم و گریز ناپذیر ایرانیان است. تلاش های فردی و جمعی برای کاستن از آلام و سختی های زندانیان سیاسی، مسیر رسیدن به این اتفاق خجسته را کوتاه می سازد.

Advertisements

دانشگاه های تک جنسیتی در ایران؛ مقدمه محدودیت علمی؟

2011/09/10

هنوز سرو صدای طرح تفکیک جنسیتی در دانشگاه های ایران نخوابیده، نوبت به طرحی دیگر رسیده: دانشگاه های تک جنسیتی.

وزیر علوم ایران از برنامه‌های این وزارتخانه برای تاسیس دانشگاه‌های دخترانه در همه استان‌ها خبر داده است.

کامران دانشجو گفته این حق مردم است که اگر می خواهند در دانشگاهی تحصیل کنند که دخترانه باشد از این حق خود استفاده کنند.

به نظر می رسد که با وجود مخالفت ها و انتقادهای موجود، مقام های وزارت علوم ایران عزم خود را جزم کرده اند که سیاست «اسلامی کردن دانشگاه ها» را به سرعت پیش ببرند.

در حالی که بعضی موافقان این طرح، آن را راهی برای ادامه تحصیل دختران در خانواده های سنتی ایران توصیف می کنند، مخالفان، اجرای آن را مستلزم تحقیقات علمی می دانند.

سعید معیدفر، استاد جامعه شناسی دانشگاه تهران، با اشاره به تاکید وزیر علوم ایران بر موضوع دانشگاه های دخترانه به عنوان «حق مردم ایران»، می گوید: «از نقطه نظر جامعه شناسی باید از وزیر علوم پرسید که ایشان این حق را چطور تشخیص دادند؟ آیا تحقیقی در این مورد انجام شده؟ من بعید می دانم چنین کاری صورت گرفته باشد. «حق مردم» در واقع برداشت شخصی ایشان است. »

این استاد جامعه شناسی، که سابقه تدریس در دانشگاه الزهرا ، تنها دانشگاه دخترانه ایران را هم دارد، می افزاید: «اساسا دانشجویان این دانشگاه را به دلیل تک جنسیتی بودن آن انتخاب نمی کنند. وزیر علوم هیچ مدارکی ندارد که اثبات کند چنین تحقیقی در ایران انجام شده است».

مقام های وزارت علوم در سالهای اخیر طرح تفکیک جنسیتی را در اولیت های کاریشان گذاشته اند. طرحی که به یکی از پرحاشیه ترین طرح های دولت دهم تبدیل شده است.

زمزمه های اجرای این طرح با روی کار آمدن کامران دانشجو به عنوان وزیر علوم ایران، پررنگ تر شد.

طرح مذکور از برچیدن اردوهای مختلط تا دخترانه – پسرانه کردن کلاس های درس و ورودی دانشگاه ها را در بر می گیرد.

دانشگاه هایی مثل دانشگاه صنعتی شریف و مازنداران با جداسازی بعضی کلاس های درس خود پرچم دار اجرای طرح های وزارت علوم شدند.

واکنش ها به این طرح جنجال برانگیز، در درون حاکمیت جمهوری اسلامی هم با ختلاف نظرهایی همراه بود.

با وجود آن که محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهوری ایران، از وزیر علوم خواسته بود که طرح تفکیک جنسیتی را متوقف کند، اعضای مجلس خبرگان رهبری در بیانیه پایانی اجلاس اخیر خود خواهان اجرای آن شدند.

سعید پیوندی، کارشناس آموزشی در پاریس، تشکیل دانشگاههای تک جنسیتی را در مقایسه با تفکیک جنسیتی سیاست بهتری می داند، ولی در مجموع آن را زیان آور و پرهزینه قلمداد می کند: «در صورت اجرای این طرح ما عملا طرفیت رقابت علمی و سالم را در محیط های دانشگاهی به دو بخش تقسیم می کنیم. بدتر این که در صورت اجرای مصوبه سال ۱۳۶۶ شورای انقلاب فرهنگی، که وزیر علوم مرتب به آن اشاره می کند، احتمالا در آینده فقط رشته هایی را عرضه می کنند که برای دختران مناسب می بینند. بنابراین، دختران از بعضی رشته ها محروم می شوند و بیشترین آسیب را می بینند».

علاوه بر آثار مخرب آموزشی، تاثیرات اجتماعی این طرح هم نگرانی ها یی را در محافل دانشگاهی ایجاد کرده است.

منتقدان می گویند که جداسازی تصنعی زن و مرد موجب قطع ارتباط سالم آنها در محیط های دانشگاهی می شود و به رفتارهای ناهنجار اجتماعی دامن می زند.

اعتصاب غذای نامحدود اشکان ذهابیان در زندان متی کلای بابل

2011/08/31

اشکان ذهابیان دانشجوی محروم از تحصیل و عضو سابق انجمن اسلامی دانشگاه فردوسی مشهد، روز گذشته در اعتراض به شرایط نامناسب و ادمه بازداشت خودسرانه و غیرقانونی اش در زندان متی کلا بابل دست به اعتصاب غذا نامحدود زد. به گزارش دانشجو نیوز، اشکان ذهابیان، از فعالان دانشجویی زندانی که نزدیک به چهار ماه از سومین بار بازداشت موقت خود در زندان استان مازنداران می گذراند، تصمیم به اعتصاب غذا نامحدود گرفته و اعلام کرده که تا تحقق خواسته هایش در اعتصاب غذا خواهد بود. بر اساس این گزارشات از خواسته های این فعال دانشجویی می توان به «مشخص شدن فوری تکلیف وی» و همچنین «رسیدگی به وضعیت جسمی و شرایط نامساعد زندان» این دانشجو اشاره نمود که علی رغم گذشت بیش از ۴ ماه از زمان آخرین بازداشت وی همچنان در بلاتکلیفی مطلق بسر برده و مقامات قضایی از آزادی این دانشجو خودداری می کنند. گفته می شود این عضو شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت که به علت فعالیت های دانشجوی اش از دانشگاه فردوسی مشهد اخراج شده است ، اعلام کرده که «تنها چند لیوان اب و چای و چند حبه قند در روز» مصرف خواهد کرد. بر اساس گزارشات قبلی دانشجونیوز، اشکان ذهابیان ۱۲ اردیبهشت ماه سال جاری برای بار سوم در دو سال اخیر بازداشت و به زندان اداره اطلاعات ساری منتقل شد. وی پس از تحمل ۴۳ روز بازداشت در انفرادی و فشار های روحی و جسمی برای اجرای حکم شش ماه حبس تعزیری از پرونده ی قبلی به اتهام اقدام علیه امنیت ملی به زندان متی کلای بابل منتقل شده است. این فعال دانشجویی که چندین بار به نامساعد بودن شرایط خویش اعتراض نموده و خواستار تعیین تکلیف خویش بوده، در آخرین روز ماه مبارک رمضان دست به اعتصاب غذا زده است. گفتنی است این دانشجوی دانشگاه فردوسی مشهد در این مدت در زندان متی کلا از حقوق اولیه ی یک زندانی سیاسی همچون «حق مرخصی»، «استفاده نامحدود از تلفن»، «عدم انتقال به بند مجرمین خطرناک»، «رفتار های مناسب»، «داشتن وسایل شخصی و کتاب» نیز محروم بوده است. گفته می شود بندی که این دانشجو در آن زندانی است از هرگونه امکانات رفاهی اولیه خالیست و از نظر بهداشتی در شرایط اسفباری می باشد. این در حالی است که این زندان بند ویژه ای برای زندانیان سیاسی داشته که در سال گذشته تعدادی از فعالین سیاسی و دانشجویی در آن زندانی بوده اند و توسط خود زندانیان تجهیز شده است. گزارش ها حاکی از آن است که مسئولین زندان از انتقال این دانشجو به بند زندانیان سیاسی به دلایل نامشخص خودداری کرده اند. طبق قانون سازمان زندان های ایران متهم پس از گذراندن نیمی از دوران محکومیت خود حق استفاده از آزادی مشروط را داشته است و این در حالی است که با گذشت بیش از ۲۰ روز از این زمان و علیرغم درخواست وی به دلیل نامعلومی با مرخصی این دانشجو پاسخی داده نشده و از آزادی قانونی وی ممانعت بعمل آمده است. بر اساس آخرین گزارشات، این فعال دانشجویی محروم از تحصیل بامداد روز سه شنبه در اعتراض به محرومیت از حقوق اولیه در زندان دست به اعتصاب غذا زده و نگرانی ها از وضعیت جسمی وی در حال افزایش است.

تجاوز و ضرب و شتم دختر دانشجو در داخل دانشگاه فردوسی مشهد

2011/06/07

در اتفاقی کم سابقه، جمعه شب گذشته يکی از دختران دانشجوی ساکن خوابگاه دانشگاه فردوسی در حاليکه در داخل دانشگاه به سمت پرديس در حال حرکت بود توسط افرادی ناشناس مورد ضرب و شتم و تجاوز به عنف قرار گرفت. دانشجوی مذکور که در محوطه ی دانشگاه رها شده بود به بيمارستان انتقال يافته و حال وی نامساعد گزارش شده است.

بنا به گزارشات ارسالی به دانشجو نيوز، دانشجويان بلافاصله پس از خبردار شدن در نخستين ساعات بامداد جمعه اقدام به تجمع اعترضی کردند. در اين تجمع که بالغ بر ۴۰۰ تن ا ز دانشجويان شرکت کردند، دانشجويان اعتراض و انزجار شديد خود را به انتظامات ،حراست و رييس دانشگاه(عاشوری) ، از اين عمل اعلام کردند.

 

و در پايان، ادامه اعتراض و تحصن گسترده در روزهای آتی در اعتراض به عملکرد مسئولين دانشگاه را خاطر نشان کردند.

همچنين دانشجويان با فرستادن نمايندگانی به بيمارستان جهت اطلاع لحظه به لحظه از وضع سلامتی دانشجوی مذکور وبا طرح شعارهای عاشوری استعفا استعفا…خواهر غريبم حقتو پس ميگيرم…دانشجو ميميرد ذلت نمی پذيرد، خواستار پاسخگويی رييس دانشگاه در برابر اين عمل شدند که با عدم حضور وی دانشجويان به سمت پرديس حرکت کردند.

مشخص نيست با وجود تدابير شديد امنيتی و حضور محسوس و پر رنگ ماموران حراست دانشگاه، افراد غير دانشجو چگونه موفق به ورود به دانشگاه شده و اقدام به اين جرم نموده اند.

پيشتر در سال ۸۷، در دانشگاه زنجان نيز، دکتر مددی معاون فرهنگی دانشگاه در حين تجاوز به يک دختر دانشجو از طرف دانشجويان بازداشت شد.

با توجه به تجربه دانشگاه زنجان، احتمال اينکه اين عمل توسط کادر حراست و انتظامات دانشگاه انجام شده باشد نيز دور از ذهن نيست.

اجرای حکم زندان سورنا هاشمی و علیرضا فیروزی دو دانشجوی افشاکننده فساد اخلاقی معاون دانشجویی دانشگاه زنجان

2011/05/29

بامدادخبر:
دو دانشجوی افشاکننده‌ی فساد اخلاقی معاون دانشجویی دانشگاه زنجان، پس از سه سال روانه‌ی زندان اوین شدند.

به گزارش بامدادخبر، سورنا هاشمی و علیرضا فیروزی دو نفر از دانشجویان دانشگاه زنجان که در جریان افشای فساد اخلاقی دکتر حسن مددی، معاون دانشجویی این دانشگاه در خردادماه سال ۱۳۸۷ نقش اساسی داشتند، صبح امروز (شنبه ۷ خردادماه ۱۳۹۰) جهت سپری کردن دوره‌ی محکومیت شش ماهه‌ی خود روانه‌ی زندان اوین شدند.

سورنا هاشمی، فعال دانشجویی عضو دانشجویان و دانش‌آموختگان لیبرال دانشگاه‌های ایران و علیرضا فیروزی، روزنامه‌نویس و فعال حقوق‌بشر یکی از چند دانشجوی دانشگاه زنجان هستند که به دنبال اعتراضات گسترده‌ی دانشجویی در این دانشگاه در خرداد و تیر سال ۸۷ بازداشت و نزدیک به یک ماه را در زندان زنجان سپری کرده بودند.

این دو دانشجو به دنبال افشای رابطه‌ی غیر اخلاقی معاون دانشجویی دانشگاه با دختران دانشجو، خود از سوی دادگاه به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی از طریق برگزاری تجمع غیرقانونی» به ترتیب به یک سال و شانزده ماه حبس تعزیری محکوم شدند که این حکم از سوی دادگاه تجدیدنظر به شش ماه حبس تعزیری و شش ماه حبس تعلیقی به مدت پنج سال کاهش پیدا کرد و سرانجام پس از سه سال صبح امروز به مرحله‌ی اجرا درآمد.

گفتنی است آرش رایجی، پیام شکیبا، بهرام واحدی و حسن جنیدی، چهار دانشجوی دیگری که در جریان این پرونده به زندان محکوم شده بودند پیش از این، دوران محکومیت خود را به اتمام رسانده‌اند