Posts Tagged ‘خاتمی’

در انتخابات جایی برای حضور اصلاح طلبان نیست

2011/09/10
جرس: مشاور مهدی کروبی با تاکید مجدد بر شروط سیدمحمد خاتمی برای حضور در انتخابات، تصریح کرد: «بین دیدگاه آقایان موسوی و کروبی بدون اینکه یکدیگر را ملاقات کرده باشند هماهنگی واحدی درخصوص انتخابات وجود دارد؛ آنان معتقدند جایی برای حضور اصلاح طلبان نیست.»

 

اسماعیل گرامی مقدم، مشاور مهدی کروبی و سخنگوی حزب اعتماد ملی در مصاحبه با سحام نیوز، درمورد موضع حزب اعتمادملی و نیز مهدی کروبی در مورد انتخابات، گفت: «حزب اعتماد ملی که بیش از دو سال است اجازه نیافته است تشکیل جلسه دهد و به همین دلیل دراین باره امکان اعلام نظر قاطع ندارم بنده به الزاماتی که آقای خاتمی برای یک انتخابات آزاد اعلام کرده اند تاکید می کنم و درگفت وگویی که با فرزند ارشد آقای کروبی داشتم، ایشان اظهار داشتند درملاقات با پدرم (آقای کروبی) درمورد انتخابات از ایشان سئوال کردم و آقای کروبی پاسخ داد : «درحال حاضر نظر خاصی ندارم»، و سپس دیدگاه های جریان خودمان ( اصلاح طلبان ) وافراد منتسب به حکومت را برای حاج آقا بازگو کردم. ایشان ضمن تائید، فرمودند: «من هم از سخنرانی مقامات نظام که از صداو سیما پخش شد استنباطم این است که جایی برای حضور اصلاح طلبان در انتخابات نیست و فقط رقابت بین اصول گرایان است». با این اظهار نظر روشن است که بین دیدگاه آقای موسوی و آقای کروبی بدون اینکه یکدیگر را ملاقات کرده باشند هماهنگی واحدی درخصوص انتخابات وجود دارد.»
این نماینده سابق مجلس درخصوص اظهرنظر اخیر محمد رضا باهنر که گفته بود: «آقایان کروبی و موسوی باید محاکمه شوند و به اشد مجازات برسند»، گفته است: «من با شناختی که از مواضع و مصاحبه های آقای مهندس باهنر دارم ، به خوبی آگاهم که وی معمولا علاقمند است دیدگاه هایش را بر اساس اخبار پشت پرده پایه ریزی نماید و یا بگونه ای دیدگاه هایش را مطرح کند که پیامی که در خور تشویق و یا تهدید برای رقیبان محسوب گردد را ارائه کند. اگر این اظهار نظر را از دوجنبه ای که عرض کردم به طور جداگانه مورد تحلیل قرار دهیم، یعنی نخست اینکه اگر دیدگاه ایشان را که شش ماه قبل اعلام کرد، اگر قرار باشد آقایان کروبی و موسوی محاکمه شوند برگزاری دادگاه علنی به نفع نظام نیست؛ درکنار سخنان اخیر ایشان قرار دهیم تنها استنباطی که برون داد این اظهار نظر می شود این است که ایشان ضمن اینکه از برگزاری دادگاه غیرعلنی برای آقایان کروبی و موسوی خبر می دهد ، انشاء حکم را نیز( که عبارت است از اینکه دو نامزد معترض به نتیجه انتخابات با تقلب خواندن انتخابات سال ۸۸ مقابل رهبری ایستادند و نظام را به زیر سئوال بردند و باید به اشد مجازات محکوم شوند ) را درحقیقت پیش از برگزاری دادگاه قرائت کرده است .»
گرامی مقدم می افزاید: «می توان از سخنان ایشان تحلیل نوع دوم را داشته باشیم که آقای مهندس باهنر چندی پیش که از اصلاح طلبان خواهش کرد در انتخابات شرکت کنند از حضور اصلاح طلبان در انتخابات ناامید شده است و این بار ایشان با قرائت حکم اشد مجازات برای آقایان موسوی وکروبی با زبان تهدید ، با اصلاح طلبان سخن می گوید و این امر نشان می دهد که ایشان به خوبی واقفند در صورت عدم ارائه لیست انتخاباتی از سوی اصلاح طلبان، وحدت بین اصول گرایان دیگر موضوعیت نخواهد داشت. به عبارت دیگر،  وحدت اصول گرایان مقابل چه جریانی ضرورت دارد؟! رقیبی که وجود ندارد از کدام وحدت باید سخن گفت که البته جریان دولت ازعدم حضور اصلاح طلبان درپوست خود نمی گنجد زیرا دراین صورت آنها لیست جداگانه ای خواهند داد و با امکاناتی که در اختیار دارند به ویژه پول نقد که قرار هم هست سه برابر شود(!) اکثر کرسی های مجلس نهم را تصاحب خواهند کرد و اگر اصلاح طلبان حضور پیدا کنند جریان دولت به شدت ناخرسند خواهند شد چرا که درزیر فشار جامعتین مجبور خواهند بود با هم پیمانان آقای مهندس باهنر ائتلاف نمایند و بدین ترتیب امکانات دولتی را بایستی با منتقدان اصول گرا تقسیم بر دونمایند .»
مشاور کروبی در پاسخ به این سئوال که «شواهد و اسناد وزیر اطلاعات درمورد اینکه اصلاح طلبان و جریان انحرافی در انتخابات مجلس بر علیه نظام ائتلاف کرده اند چیست ؟» گفته است: «ایشان همانگونه که از مصاحبه شان پیدا بود هیچ گونه دلیل و مدرکی برای این اظهار نظرشان ارائه ندادند و بیشتر یک بلوف سیاسی-امنیتی است ، وانگهی این وصله به اصلاح طلبان آنقدر ناچسب است که نیازی به ارائه ی دلیل برای رد آن نیست. اما از بدیهیات روشن است و خوب بود وزیر اطلاعات هم به پیشینه ی بوجود آمدن جریان انحرافی توجه می کردند ابتدا اینکه این جریان انحرافی پرورش یافته ی در دامن خود اصول گرایان است و آنها بودند که با چشم بستن بر تمامی خطاها و اشتباهات خود زمینه ی بوجود آمدن این جریان را فراهم کردند .»
سخنگوی حزب اعتمادملی افزوده است: «این ما اصلاح طلبان بودیم که از بدو آغاز کار دولت نهم به انحرافات این جریان پی بردیم و اگر وزیر اطلاعات نطق های قبل از دستور اعضای فراکسیون اصلاح طلب مجلس هفتم را ملاحظه کنند خواهند دید که اینجانب حداقل در پانزده نطق قبل از دستور و آقای ولی الله شجاع پوریان نیز به همین ترتیب بارها به انحرافات اقتصادی سیاسی و اجتماعی دولت نهم پرداختیم ، و ملت ایران نیز درمناظره های تلویزیونی ملاحظه کردند که آقای کروبی خطاب به احمدی نژاد گفتند: «این هاله نور و خرافاتی از این دست که شما مطرح کرده اید انحراف بزرگی ایجاد کرده است و اگر بزرگان نظام از ابتدا جلوی شما را می گرفتند کار به اینجا نمی کشید» ، و آقای مهندس موسوی نیز با انگشت اشاره به شخص محمود احمدی نژاد گفت: «دلایل آمدن به عرصه انتخابات را پایان دادن به دروغ ها ، پرونده سازی ها و انحرافات اعلام کردند»؛ بنابراین می بینیم اصلاح طلبان در یافتن این جریان انحرافی پیشگام تر از همه بودند و اساسا” این انحرافی که اصول گرایان سنتی امروز از آن هراسانند ، بوجود آمدن انحراف درانتخابات آتی مجلس شورای اسلامی است!»

 

گرامی مقدم گفته است: «به اعتقاد اصلاح طلبان این انحراف در انتخابات از انتخابات شوراها ی سوم و مجلس هشتم شکل گرفت و در انتخابات ریاست جمهوری دهم بطور کامل اجرا شد که اگر به گوشه ای از این تخلفات انحرافی در انتخابات سال ۸۸ با سند و مدرک بخواهیم اشاره کنیم به استناد سخنان سخنگوی شورای نگهبان بیش از سه میلیون رای در حوزه های انتخابیه ریخته شده بود که از تعداد واجدین شرایط آن حوزه ها بیشتر بود که متاسفانه شورای نگهبان از کنار آن به آسانی عبور کرد. اگر مسئولین به تذکرات اصلاح طلبان در سه انتخابات گذشته که توسط جریان انحرافی برگزار شد وقعی می نهادند نه تنها امروز نیازی نبود که از برگزاری انتخابات توسط دولت ، دوستان اصول گرا نگران باشند؛ بلکه هرگز حوادث بعد از انتخابات ۸۸ رخ نمی داد و ملت این همه هزینه نمی پرداختند. ما از وزیر اطلاعات این پرسش را می کنیم چگونه ممکن است اصلاح طلبانی که خود پیشگام کشف این جریان انحرافی بودند و تمام صدماتی که تا به امروز متحمل شده اند از همین جریان انحرافی نشات گرفته و به همین دلایل نیز شرایط حضور در انتخابات را مناسب نمی بینند و علاقه ای به ارائه لیست ندارند حالا برای کدام هدف مشترک با این جریان ائتلاف کرده یا می خواهند بکنند !؟»
وی در پایان افزوده است: «خوب است وزیر اطلاعات و دستگاه های امنیتی به جای پرداختن به اظهار نظر های فاقد سند و مدرک به دنبال زمینه سازی برای حضور عادلانه ی همه ی گروه ها به ویژه اصلاح طلبان در یک انتخابات سالم باشند و در این صورت است که مشارکت حداکثری تضمین کننده ی منافع ملی خواهد بود .»

خنده به عزرائیل – هوشنگ اسدی

2011/09/09

«یکی از همکاران مجلسی، چند روز پس از انتخابات سال ۸۸ می گفت این ۳ نفر را به من تحویل دهید، در میدان قیام اعدام می​کنم. هیچ اتفاقی هم نمی​افتد.»

راوی محمد رضا باهنر است. از مجلس منظورش مجلس شورای اسلامی و 3 نفرهمکسانی نیستند جز سران «فتنه»؛ یعنی موسوی و کروبی و خاتمی.

نماینده مربوطه که قطعا جزو گروه بندی امنیتی – نظامی های مجلس است، «متاسفانه» طلب «میوه کال» می کرده است و آقای باهنر که دست راستش توی دست هیات موتلفه است باهماهنگی با مقامات بالای نظام، برنامه ای ریخته اند که لابد میوه برسد.

وحالا در نیمه ماه که هفته به سالگرد دیگری از 17شهریور می رسد، کسی نمی داند نماینده ای که می خواست «3 نفر» را در میدان قیام اعدام کند، کجاست؛ اما موسوی و کروبی و خاتمی در میدان اند و از کالی هم در آمده اند. حرف هایشان نشان می دهد درآفتاب حوادث که به خانه های امنیتی هم راه دارد، حسابی پخته شده اند.

مهدی کروبی-ـ شیخ دلاورـ- هفته پیش گفت که ذره ای کوتاه نمی آید. این هفته، نوبت میرحسین موسوی است. اووهمسرش زهرا رهنورد از هرنوع وسایل ارتباطی محرومند. حتی قلم وکاغذ ندارند و حتما نمی دانند که در زادگاه موسوی و ارومیه مردم به خیابان آمده اند. حتما اگر شعار اصلی تظاهرات را بشنوند، بغضشان می ترکد:

گلین گداخ آغلیاخ، اورمو گلین دولدوراخ
بیان بریم گریه کنیم، دریاچه ارومیه رو پر کنیم

حتما هم کسی به آنها نگفته که برای هر چهار نفر یک مامور فرستاده اند و معترضین به مرگ دریاچه ارومیه را بیرحمانه سرکوب کرده اند.

اما موسوی همان حرف شیخ رامی زند، حالا می خواهد اختصاص «۸۰۰ تا ۹۰۰ میلیون دلار» برای نجات دریاچه ارومیه ازطرف دولت واقعیت باشد یا وعده سرخرمن.

میرحسین موسوی می گوید: «آینده روشن است. به توجه به تداوم وضعیت فعلی نمی توان امیدی به انتخابات و شرکت در آن داشت.»
محمد خاتمی که هنوز به اخبار دسترسی دارد و می تواند سخن بگوید، سقوط قذافی و به لرزه افتادن بساط قدر قدرتی بشار اسد را به وضعیت ایران پیوند می زند: «سخن مردم این کشورها این است که حکومت­های خودکامه باید بروند؛ سیستمی که می­گوید احزاب مختلف نباشند، باید برود و این خواسته­ها تبلور روح زمانه است. وضع کشور خوب نیست. مملکت دارد از بین می­رودو البته مثل ریگ هم دروغ می گویند.»

بعد همان را می گوید که موسوی و کروبی هم بی شک اگر مجال داشتند، می گفتند: «ما از حق مردم و آزادی انتخابات دفاع می­کنیم. ما حتی می­گوییم کسی که خدا و پیامبر را قبول ندارد، اگر دست به سلاح نمی­برد و براندازی نمی­کند، آزاد باشد. مگر می­شود انتخابات آزاد نباشد؟ مگر می­شود کروبی و موسوی در حصر و حبس باشند؛ افراد دیگری در حصر حیثیتی باشند؟»

محمد خاتمی، رک و راست- نه یک کلمه کم، نه یک کلمه زیاد – خواهان «انتخابات آزاد» است. همین خواست را 33 زندانی سیاسی هم دارند و در نامه ای از داخل زندان اعلامش می کنند.

و طالبان شیعه حاکم بر ایران که به گفته دکتر عبد الکریم سروش «هنوز مدافع برده داری هستند»، باتمام نیرو کشور را از بین می برند و مثل ریگ دروغ می گویند.

آیت الله نمازی-عضو مجلس خبرگان رهبری- به کشف تازه ای نایل می شود: «انتخابات در نظام توحیدی مبتنی بر اصول و فروع احکام دینی است و از همین رو باید 3عنصر فقه انتخاباتی، اخلاق انتخاباتی و قانون انتخابات مورد توجه قرار گیرد.» وازکاندیدا‌ها می خواهد برای مانور وحدت در جامعه ستاد تبلیغاتی مشترک بزنند.

حیدر مصلحی باردیگر در نقش سعید صحاف ظاهر می شود، برای «سران فتنه» تقاضای اشد مجازت می کندو ازنخستین» ائتلاف علنی و عمدتا مخفی» تاریخ سیاسی جهان پرده بر می دارد: «جریان فتنه» و «جریان انحرافی» ائتلافی علنی و عمدتاً مخفی، انجام داده‌اند. این دو جریان هر دو با ویژگی‌های مشترکی در راستای تقابل جدی با نظام و ولایت فقیه تحرکاتی را دارند و ائتلاف کرده‌اند تا به این وسیله با خط اصلی نظام و انقلاب اسلامی مقابله کنند. این دو جریان بر ملی‌گرایی افراطی، شبه مدرنیسم و ناکارآمد بودن اسلام و ناکارآمد بودن روحانیت تأکید دارند و درخصوص رابطه با آمریکا «دارای علاقه‌مندی جدی هستند.ائتلاف این دو جناح از پیچیده‌‏ترین مسائلی است که نظام با آن روبه‌رو است.

احتمالا دراویش هم در چهار چوباین تحلیل مالیخولیائی می گنجند که با شعار «مرگ بر درویش آمریکائی» مورد حمله اوباش تحت فرمان قرار می گیرند، یک نفرشان را بضرب گلوله می کشند و خلوت دوردست کوآر و سروستان را با حکومت نظامی می آلایند.

لابد باید فکری هم باید برای چین، این متحد نازنین کنند که بازار ایران را یکسره در اختیارش گذاشته وکاری کرده اند که «فرش کاشان» به ایران صادر می کند، و حالا

گزارش‌ها حکایت دارد کهزمزمه کناره‌گیری از سرمایه‌گذاری‌های جدید در بخش انرژی ایران را ساز کرده است.
یکی از معاونان ارشد در کنگره آمریکا که نخواسته نامش فاش شود به خبرگزاری رویترز می گوید: «چینی‌ها به خاطر همکاری بیشتری که در زمینه تحریم‌های ایران با ما دارند در حال کسب اعتبار و امتیاز بیشتر نزد مقام‌های آمریکایی هستند.»

و البته فقط چینی ها که در نظریه نگاه به شرق – ساخته و پرداخته محمد جواد لاریجانی- به متحداستراتژیک جمهوری اسلامی تبدیل شدند، نیستند که نرم نرمک ساز دیگر می زنند. روس ها هم این هفته قرارداد نفتی ۵۰۰ میلیارد دلاری با آمریکایی‌ها امضاء می کنند ویک قدم دیگر به رویای جهانی شدن شرکت های خود در بخش انرژی نزدیک می شوند.

ترکیه هم روز روشن دست در دست آمریکا می گذارد وبا نصب رادار سامانه ضدموشکی سازمان ناتو در خاک خود موافقت می کند. نخستین هدف نصب این رادار «مقابله با تهدید موشکی جمهوری اسلامی ایران» است.

جمهوری اسلامی واکنشی سخت انفعالی به خرج می دهد. آخر دارند دندان های شیر پرچم را یکی یکی می کشند و باگام های سنجیده جلو می آیند:

آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، گزارش دیگری از برنامه اتمی ایران منتشر می کند که در آن برای نخستین بار از «افزایش» نگرانی‌های آژانس درباره ابعادِ احتمالیِ نظامیِ برنامه هسته‌ای ایران سخن به میان آمده است.

 

رضاتقی زاده-ـ تحلیلگر سیاسی-ـ می نویسد:»ابراز نگرانی دبیر کل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در قبال فعالیت‌های مشکوک اتمی-موشکی جمهوری اسلامی، بخصوص طراحی کلاهک اتمی قابل نصب در دماغه موشک‌های بالستیک، و همچنین نصب سانتریفیوژهای پی-۱ در مرکز تازه غنی‌سازی اورانیوم در فردو، نشانه بی‌نتیجه ماندن طرح روسیه در زمینه انجام گفت‌وگو‌های گام‌به‌گام با تهران است.»

فریدون عباسی، رئیس سازمان انرژی اتمی، برگ کهنه ای را بار دیگر رومی کند: «اگر تحریم‌های ایران لغو شود و آژانس در گزارش‌هایش به «مطالعات ادعایی» و دیگر فعالیت‌های «اعلام‌نشده» اشاره نکند، می‌تواند برای یک دوره پنج ساله بر فعالیت‌های هسته‌ای ایران نظارت داشته باشد.»

رئيس اداره سياسي سپاه پاسداران، تازه یاد حرف نیکلای سارکوزی در باره تهدید نظامی می افتد و توی دهان غرب می زند: «امروز ملت ايران تهديدهاي نظامي غرب را تهي مي‌بينند چون آمريكا و غرب در حد و اندازه‌اي نيست كه بتواند اقدام نظامي عليه ايران انجام دهد.»

وباین ترتیب در روزهائی که جهان به 11 سپتامبر می رسد، «یونس الموریتانی»، یکی از دیگر از سران القاعدهو مامور اجرای برنامه های بین المللی آن دستگیر می شود، جمهوری اسلامی غرب را سرجایش می نشاند و به حل و فصل مسائل داخلی می پردازد که برخی ازآنها مانندچادر سیاه از مساله اتمی هم مهمترند.

لاله افتخاری، نماینده مجلس در شبکه تلویزیونی قرآن، از این مهم جهانیان را مطلع می کند: «امروز چادر مشکی از بحث هسته‌ای برای ما مهمتر است.» و توضیح می دهد که «رواج بدحجابی به زمان آدم و حوا بر می گردد.این اقدامات از آنجا ریشه گرفته و هنوز چه در غرب و چه در داخل ادامه دارد.»

و تابحث لباس پیش می آید علی کریمی، پیراهن شماره 16تیم شالکه را در می آورد و قدم زنان در «وادی فتنه»آن را به جانباخته جنبش سبز اشکان سهرابی تقدیم می کند. و صدافسوس که شادمانی این گل ملی را خبر لبخند زدن احمد جنتی به عزرائیل بر باد می دهد.هزاران کاربر اینترنت بعد از شنیدن خبرفوت دبیر شورای نگهبان بر اثر سکته مغزی و قلبی دست بکار می شوندو در وصف نمیرالمومنین هزاران استتوس، توییت، یادداشت و… می نویسند. وسرانجام معلوم می شود کار، کار رسانه های توطئه گر و دست های پنهان بیگانگان بوده است وبس.

و ملت در آزاد ترین کشور دنیا به میمنت شنیدن این خبر برای خوردن بستنی باروکش طلا صف می کشند. قیمت این بستنی 400 هزارتومان است، تولید آن یک روز طول می‌کشد و باید یک روز قبل ثبت سفارش شود.

یک و نیم میلیون کارگری را که حسن صادقي، معاون دبیرکل خانه کارگر، خبر بیکار شدن آنها راداده است، قطعا نمی توانند به این صف بپیوندند. اما احتمال می رود، سر وکله پارچه فروشان و طلافروشان اعتصابی بازار که علیرغم جو پلیسی برای وساطت حبیب اله عسگراولادی هم تره خردنکرده اند؛ پیدا شود.

برای همین هم «دفتر آیت الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی در پاسخ به استفتایی در مورد خوردن بستنی طلا، هرگونه خوردن بستنی حاوی عنصر طلا را «حرام» اعلام می کند.» و به اینترتیب مساله فاصله طبقاتی ناچیز ناشی از استقرار عدل اسلامی هم از میان می رود.
هفته ای دیگر به پایان می رسد. معمرالقذافی که دنبال سوراخ موش می گردد، مخالفان خود را «زن» می نامد.

«بلال صائب» از استادان موسسه مطالعات بین‌المللی «مونتِری» در وب‌سایت «کریستین ساینس مانیتور» می‌نویسد: «عربستان سعودی با بزرگ‌ترین معضل و در عین حال بزرگ‌ترین فرصت در سیاست خارجی خود روبه‌رو است که نتیجه و پیامد آن برای آمریکا بسیار مهم خواهد بود.چگونگی برخورد عربستان با بحران سوریه نقش رهبری این کشور در منطقه و توانایی آن برای مهار ایران را تعیین خواهد کرد.»

جنگنده‌های سوریه دیوار صوتی شهر حمص را می شکنند وآلن ژوپه، وزیر خارجه فرانسه بشار اسد، رابه «ارتکاب جنایت علیه بشریت» متهم می کند. دخالت نظامی ناتواز همین مسیر می گذرد.

براساس نظرسنجی جدیدی که «جامعه اعراب آمریکایی» در شش کشور عربی انجام داده، میزان محبوبیت حکومت ایران در نگاه افکار عمومی عرب به شدت کاهش یافته‌است.در میان پاسخ‌دهندگان مصری فقط ۳۷ درصد نظر مثبتی راجع به نقش حکومت ایران دارند، در حالیکه درصد کسانی که در این کشور در سال ۲۰۰۶ به حکومت ایران با دید مثبت نگاه می‌کردند قریب به ۹۰ درصد بود. در عربستان سعودی درصد کسانی که نظر مثبتی به ایران داشتند از ۸۵ درصد در سال ۲۰۰۶ به شش درصد در سال جاری تنزل پیدا کرده و در اردن این دیدگاه از ۷۵ درصد به ۲۳ درصد کاهش یافته‌است.

ئون پانتا، وزیر دفاع جدید آمریکا، می‌گوید: «جنبش‌های جهان عرب قطعا به ایران هم خواهد رسید.انقلاب در ايران به نظر می‌رسد دير يا زود به وقوع می‌پيوندد.»
احمدجنتی در صف اول کسانی است که چندان در انتظار لبخند عزرائیل نخواهند ماند.

و خسروگلسرخی باآن فرنچ نظامی معروف، از فیس بوک سر بر می کشد و می خواند:

گیرم که در باورتان به خاک نشسته ام
و ساقه های جوانم از ضربه های تبرهایتان زخم دار است
با ریشه چه می کنید؟
گیرم که بر سر این باغ بنشسته در کمین پرنده اید
پرواز را علامت ممنوع می زنید
با جوجه های نشسته در آشیان چه می کنید؟
گیرم که می کُشید
گیرم که می برید
گیرم که می زنید
با رویش ناگزیر جوانه ها چه می کنید؟ !

آزادی زندانیان و چند سوال از خاتمی

2011/09/05
علی کلائی

در روزهای اخیر، ایران ما شاهد آزادی بخشی از بهترین فرزندان خود بوده است. فرزندانی که روزها و ماههای زندان جمهوری اسلامی را برای آزادی و برابری در ایران به جان خریدند و در مقابل نظام ولایی، تمام قد و استوار ایستادند.

در هنگام این آزاد سازیها دو بحث اساسی مطرح شده است. مسئله اول که توسط دادستان تهران آقای جعفری دولت آبادی مطرح شد، مسئله عفو نویسی این زندانیان بود و مسئله دومی که توسط فعالین حقوق بشر و مخالفین سیاسی رژیم تهران مطرح شد، مسئله اتمام یا در حال اتمام بودن مدت زندانی افراد آزاد شده. مطلبی که به عنوان مثال در تارنمای خانه حقوق بشر ایران منعکس شده و آمارهای خانه حقوق بشر ایران که نشان می دهد بخش عظیمی از این آزادیها نتیجه اتمام مدت زندانی بوده است و نه عفو نویسی و عذر خواهی از رهبر نظام ولایی.

در این میانه در ابتدا سئوالی مطرح می شود. اینکه بخشی از این زندانیان در نتیجه اتمام مدت زندانی خود آزاد شده اند امری است که با نگاهی کوتاه به حکم ایشان و مدت زمان تحمل حبس قابل اثبات است. اما آیا هیچ یک از این زندانیان عفو نویسی نکرده اند؟ به نظر می رسد با توجه به سابقه تعمیم دهی آقای جعفری دولت آبادی و غلو گویی ایشان، بتوان پذیرفت که بالاخره بخشی از آزاد شدگان که عموما از کف خیابانی های بازداشت شده وقایع پس از انتخابات بوده اند دست به نوشتن عفو زده  و از مقام رهبری جمهوری اسلامی تقاضای عفو کرده باشند.

لازم به ذکر است که نگارنده در هر صورتی، چه عفو نویسی زندانیان و چه  اتمام مدت محکومیتشان از آزادی انسان در بند استقبال می کند و حق انسانی آزادی برای انسانها را پاس می دارد.

بگذارید کمی به عقب برگردیم. در خاطرمان هست آقای خاتمی که تنها عضو آزاد از رهبران جنبش سبز محسوب می شود، طی سخنانی سه شرط را برای شرکت در انتخابات مطرح می کند. این سه شرط عبارت اند از : آزادی زندانيان سياسي، پايبندي همگان به قانون اساسي و فراهم شدن امکان برگزاري انتخابات سالم و آزاد.

در شرایط فعلی و با توجه به آزادی این حجم از زندانیان سیاسی باید این سئوال با رئیس جمهور سابق جمهوری اسلامی مطرح گردد که آیا مراد ایشان از آزادی زندانیان سیاسی همین اتفاق بوده است؟

اولا که از سه شرط ایشان شرط اول به صورت تحققی قابل وقوع است. شرط دوم امری است که در طول زمان مشخص خواهد شد و شرط سوم نیز تنها در آستانه انتخابات قابل ارزیابی است. نتیجتا در صورت اجرای شرط اول، آقای خاتمی و دوستان ایشان به این جمع بندی خواهند رسید که می بایستی در انتخابات شرکت کنند و صداقت حاکمان بنیادگرای ایران را در دو شرط دیگر بسنجند.

اما مسئله ای که در برابر آقای خاتمی قرار دارد این است که تمام زندانیان سیاسی و حتی اکثریت ایشان هنوز آزاد نشده اند. از زندان رجائی شهر و چهره های شاخصی چون مهندس کیوان صمیمی بهبهانی که این روزها حال خوشی هم ندارد و در بستر بیماری است، تا مجید توکلی و احمد زید آبادی و عیسی سحرخیز بگیرید تا زندانیان زندان اوین و امثال شبنم مددزاده و مهدیه گلرو و تا وحید لعلی پور و علی ملیحی و تا گمشده ای به نام کوهیار گودرزی که با گذشت چند ده روز، هنوز از زنده بودن و سلامت و محل بازداشت و اصولا وضعیت او اطلاعی در دست نیست. همچنین همچنان در بند بودن دکتر مصطفی تاجزاده و اوضاع نامساعد جسمانی حسین رونقی ملکی و بسیاری از زندانیان دیگر.

و یا دانشجویان زندانی سید ضیا نبوی و مجید دری که به جرم دفاع از حق تحصیل خود به زندانهای طویل المدت محکوم شده اند، و همچنین زندانیان تبعید شده به شهرستانها مانند حامد روحی نژاد و احمد کریمی که پس از صدور حکم اعدام در دادگاه تجدید نظر به حبس های طویل المدت و تبعید محکوم شده اند.

سئوال اساسی از آقای خاتمی این است که آیا آنچه روی داده با آنچه شما توقع داشته اید همخوانی دارد؟ آیا زندانیان سیاسی تنها همین زندانیان آزاد شده هستند و مابقی زندانیان نمی بایستی از حق انسانی آزادی برخوردار باشند؟

آیا آقای خاتمی توجه دارند که آنچه توسط حاکمیت در امر آزاد سازی زندانیان سیاسی انجام شده، فضاسازی ای برای ایشان و دوستان اصلاح طلب ایشان است که با بسنده کردن به این مقدار از آزادیها وارد فضای انتخابات شده و تنور انتخابات نظام ولایی را گرمتر کنند؟ آیا آقای خاتمی به این مسئله توجه دارند که نظام جمهوری اسلامی پس از انتخابات خرداد 88 و فجایع پس از آن و برای ادامه استقرار خود نیازمند بیش از 40 میلیون از آرای شهروندان ایرانی است و قصد ایشان از به صحنه کشاندن اصلاح طلبان، استفاده و یا بهتر است بگوییم سوء استفاده از ته مانده آبرویی است که این بخش از نیروهای سیاسی در میان توده های مردم ایران دارند؟ و در صورت شرکت اصلاح طلبان در انتخابات آتی، با توجه به جنایت ها و کشتارها و زندانها و فجایع رخ داده دو ساله اخیر، ایشان و یارانشان در جبهه اصلاحات چه جوابی برای توده مردم ایران خواهند داشت؟

مسئله دیگری که می تواند فرا روی آقای خاتمی و دوستان ایشان قرار بگیرد این است که ایشان با چه رویکردی به دنبال حضور دوباره در انتخابات هستند؟ آیا جز این است که آقای خاتمی پس از هشت سال ریاست جمهوری اذعان می کند که تدارکات چی بوده است؟ آیا جز این است که مجلس ششم با تمام شجاعت های نمایندگان آن حتی در به کرسی نشاندن حق انتخاب آزاد مردم و حتی با تحصن، در عمل و نتیجه ناموفق بوده است؟ آیا مگر جز این است که جنبش سبز مردم ایران بخشی از جنبش دموکراسی خواهی ایران در طول 100 سال اخیر بوده و خواست اساسی تمام فرازهای مبارزاتی مردم ایران آزادی از بند حکومتهای استبدادی است؟ آقای خاتمی و دوستان ایشان باید و بعد از این همه شهید و جانباز و اسیر و آزاده ای که مردم ایران تقدیم راه آزادی کشورشان کرده اند، پاسخ بدهند که آیا نمی بایستی مطالبات حداکثری توده های مردم ایران را جدی بگیرند و به جای اندیشیدن به بازگشت به دوران پیشین، سیاستی دگر در پیش گیرند؟ آیا ایشان نمی دانند که شرط دوم ایشان و بحث اجرای تمام عیار قانون اساسی خود یک شرط متناقض نماست؟ ساخت حقوقی قانون اساسی ایران یک ساخت دوگانه است. ساختی که در سویی نهادهای انتصابی از سوی قوی ترین نهاد حاضر در این قانون یعنی نهاد رهبری قرار دارد و از سویی دیگر نهادهای انتخابی و حق مردم. بخصوص پس از اصلاح قانون اساسی در سال 68 و اضافه شدن شرط مطلقه به بحث ولایت فقیه این دوگانگی بسیار قوی تر شده است. آیا نمی بایستی در شرایط موجود و پس از این همه هزینه ای که مردم ایران پرداخت کرده است، آقای خاتمی به عنوان یک عنصر دموکراسی خواه و اهل اندیشه قدم به پیش نهد و صراحتا از تغییر قانون اساسی سخن بگوید؟

به هر حال سئوالی که این روزها در اذهان فعالین سیاسی ایرانی جایگاه ویژه ای دارد این است که بالاخره آقای خاتمی چه واکنشی نشان خواهند داد؟ آیا از ادامه آزادی زندانیان سیاسی دفاع خواهند کرد و این مقدار را بر نمی تابند و یا با بسنده کردن به همین مقدار آزادی ها، رویکرد انتخاباتی به خود خواهند گرفت؟ و اگر رویکرد انتخاباتی به خود بگیرند، آیا استراتژی دیگری برای حضور در عرصه عمل سیاسی در ایران دارند و یا همان سیر قبلی که البته منجر به پیروزی نشد را در پیش خواهند گرفت؟

به هر حال با توجه به اینکه تنها عضو بازمانده و آزاد از سران اصلاحات، آقای خاتمی است، به نظر می رسد ایشان لازم باشد که برای تنویر افکار عمومی مردم و فعالین سیاسی، اجتماعی و مدنی ایران

پاسخی درخور به این سئوالات بدهند. پاسخی که می تواند راهگشای مردم ایران در ادامه سیر با اصلاح طلبان و جنبش سبزی ها و یا راهی دگر باشد. راهی که به رهایی مردم ایران از ظلم و ستم و استبداد منجر خواهد شد.

پیام خاتمی به مناسبت عید فطر: امیدوارم همه حبس ها و حصرها پایان یابد

2011/08/31
جرس:خاتمی با تبریک عید فطر نوشت: شادباش ویژه به خانواده های عزیزانی که این روزها با تدبیر نظام، آزادی را تجربه می کنند و امید که این گام اول باشد برای گامهای سریع بعدی در برداشتن هرچه حبس و حصر است، بخصوص برای زندانیان عزیز سیاسی.

 

متن کامل پیام خاتمی به شرح زیر است:

 

عید سعید فطر، عید عرفان و آزادگی، بر همه مؤمنان و آنان که معرفت و آزادی را پاس می دارند مبارک باد!

رها شدن از بند خواست های زمین گیر کننده (نه سرکوب آنها) از امن ترین و گشاده ترین راههای رسیدن به آسمان معنویت است؛ جایی که آدمی از آن دیار آمده و به آن رهسپار می شود. “روزه” هم این راه را می نماید و هم توان آدمی را در پیمودن آن نشان می دهد و آزادی نیز اگر رهایی از قید هوس خویش و هوای قدرتهای جبار بی مهار است، روزه تجلیگاه آن است.

“روزه” اراده را محکم می خواهد و می کند تا جسم، مرکب راهواری در زیر پای جان بلند پرواز و بی نهایت جوی آدمی شود و به انسان می آموزد که چگونه “گوهر” والای انسانی و کرامت ذاتی را با هیچ امر اسیر کننده و کالای بازدارنده ای سودا نکند.

در این عید مبارک برای همه مسلمانان و آزادگان، به ویژه مردم بیدار شده منطقه حساس ما که گرچه برای رهایی و آزادی هزینه سنگینی پرداخته و می پردازند، ولی امید آینده بهتر را در دلهامان زنده کرده اند پیروزی و سرافرازی آرزو می کنیم.

و شادباش ویژه به خانواده های عزیزانی که این روزها با تدبیر نظام و در تلطیف فضای سیاسی و اجتماعی پس از دورانی از زندان، آزادی را تجربه می کنند و امید که این گام اول باشد برای گامهای سریع بعدی در برداشتن هرچه حبس و حصر است، بخصوص برای زندانیان عزیز سیاسی و طلیعه ای برای تدبیر سنجیده تر و بهتر تا فضای آکنده از سوء ظن و کدورت را در زمانی که بیش از همیشه به اطمینان خاطر برای تأمین حقوق و حرمت و معیشت مردم و امکان دخالت آزادانه در تعیین سرنوشت و رفع و دفع مشکلات داخلی و خطرات خارجی نیازمندیم به فضای اعتماد و همدلی مبدل شود.

باشد تا لطافتی که ماه مبارک رمضان به جانها و دلهامان داده است، زیبایی، آزادی، احترام و اعتماد را به جامعه بازگرداند.

خاتمی: موج آزادی‌خواهی مطمئنا همه نظام‌های خودکامه و دیکتاتورها را خواهد گرفت

2011/08/27

ندای سبز آزادی: رئیس جمهور سابق کشورمان گفت: امروز ملت‌ها بیدار شده اند٬ آزادی میخواهند٬ رفع حالت فوق العاده سرکوب و اختناق را طلب می کنند، عزت پایمال شده خود را در برابر رژیم صهیونیستی و توسط دیکتاتور ها باز می جویند. انتخابات آزاد و حکومت های مردمی را طلب می کنند و فریاد هر فرد یک رأی را می دهند.

به گزارش ‌سایت سید محمد خاتمی، رییس دولت اصلاحات در دیدار با اعضای انجمن اسلامی پزشکان و دندانپزشکان و مدیران سابق آموزش عالی کشور از دیکتاتورها خواست که واقعا و نه فریبکارانه تغییر رویه ایی اطمینان بخش برای ملتهای خود بدهند و مرحله گذار از دیکتاتوری به مردم سالاری را کم هزینه تر طی کنند.

برای هر انسان با وجدانی سرگذشت دردناک فلسطین مهم است

وی با اشاره به موضوع فلسطین گفت : نه تنها برای ما ایرانیان که سابقه درخشانی در تاریخ و موقعیتی ممتاز در جغرافیا داریم و همواره تاریخمان سرشار از تلاش برای بهتر شدن زندگی و نیز دفع ستم بوده است، پیشتاز حرکت به سوی آزادی و استقلال و پیشرفت بوده اییم و در دوران اخیر با انقلاب اسلامی تحولی نه تنها در زندگی خودمان که در منطقه و جهان بوجود آورده ایم بلکه برای هر انسان با وجدانی که به انسانیت احترام می گذارد و آزادی و سربلندی را برای همه انسانها می خواهد؛فلسطین و سرگذشت دردناک آن مساله ای مهم و در خور توجه است .

خاتمی تاکید کردکه در انقلاب ما مساله فلسطین جایگاه محوری داشته است و سپس گفت: به این جهت اعلام روز جهانی قدس که پژواک عدالت خواهی و ظلم ستیزی ما است در ایران صورت می گیرد . نباید پاره ای سوء تفاهمات سبب شود که اهمیت مساله فلسطین و نقش محوری آزادی فلسطینیان در سرنوشت منظقه از نظر ها دور بماند.

وی تصریح کرد: آنچه در درجه اول از نام فلسطین تداعی می شود بیش از نیم قرن سرکوب یک ملت است و دربدری میلیونها انسان و رانده شدن آنان از سرزمین آبا و اجدادی و فشار و سختی و شکنجه آنکس که به هر حال در سرزمین اشغال شده اش مانده است .میلیونها انسان در اردوگاه ها به دنیا می آیند، سالخورده می شوند و میمیرند.

خاتمی این سوال را مطرح کرد که آیا می توان نسبت به این فجایع بزرگ و نسبت به این امر که بیش از نیم قرن است که موجودیت یک ملت تاریخی انکار می شود و نام یک کشور با سابقه از نفشه جغرافیا حذف می شود بی تفاوت ماند؟

دغدغه فلسطین داشتن یک حس ملی انقلابی و دینی است

وی معتقد است دغدغه ی فلسطین داشتن یک احساس ملی انقلابی و دینی است بخصوص برای ملت ما که همواره از ستمگری و ستم کشی بیزار بوده است.

وی به پیدایش اسراییل اشاره کرد و گفت: تداوم آن یک تراژدی بزرگ و به تعبیر فردوسی “داستانی است پر آب چشم” ولی غم انگیز تر و فاجعه بارتر از آن وجود جریانی بنام صهیونیسم است که منشاء تراژدی اول است.

صهیونیسم نسبتی با حقیقت دین موسی (ع) ندارد

رئیس دولت اصلاحات تصریح کرد: صهیونیسم گر چه از ستمی که احیانا بر یهودیان بخصوص در کشور های غربی رفته است و از خاطره ی تاریخی است امت یهود و پاره ای باورهای آنان سوء استفاده کرده و می کند ولی در اصل جریانی قومی و سرشار از تعصب و دارای انگیزه های توسعه طلبانه خطرناک و نژاد پرستانه است و نسبتی با حقیقت دین حضرت موسی (ع) ندارد.

گفت و گوی تمدن ها در گذار به جهان امن جایگاه والایی دارد

خاتمی معتقد است که یهودیت دین مورد احترام ما مسلمانان است و حضرت موسی پیامبر اولی العزم که به تعبیر قرآن میان پیامبران خدا تفاوتی نیست و چنانکه میدانیم ریشه همه ادیان الهی و ابراهیمی یکی است و بخصوص هماهنگی اسلام و مسحیت و یهودیت در جهان ماده گرا و دنیا زده امروز برای برافرختن چراغ هدایت الهی امر مهمی است و به همین جهت نیزگفتگوی میان ادیان در متن گفتگوی تمدنها که می تواند و می باید پارادایم و سرمشق رندگی و ارتباط؛در جهان وحشت زده و ناامن کنونی وگذرا به جهان امن و صلح آمیز باشد جایگاه والایی دارد

وی با اشاره به صهیونیسم گفت: صهیونیسم را به هیچ وجه نباید با دین حضرت موسی (ع) و یهودیت اشتباه گرفت بلکه یک جریان قومی و نژاد پرست و متوهمی است که داعیه ی استیلاء برعالم و آدم را دارد و گرچه مهمترین پایگاه حضور و قدرت نمایی آن سرزمین فلسطین و تحت عنوان اسرائیل است ولی میدان نفوذ آن همه جهان است و نه تنها از امکانات قدرتهای بزرگ در پیشرفت مقاصد خود بهره برداری می کند بلکه رندانه آنان را در موقعیتی قرار می دهد که چاره ایی جز همراهی با او را نداشته باشند.

وی به سلطه صهیونیسم در دنیا اشاره کرد و گفت: تصاحب بنگاهها و سازمانهای مهم اقتصادی ٬ پولی ٬ مدیریتی ٬ صنعتی ٬ و تبلیغاتی و نفوذ در سازمان های موثر سیاسی ٬ فرهنگی و اجتنماعی جهانی نیز از راهکارهایی است که این جریان برای رسیدن به مقصود خود از آن استفاده می کند.

خاتمی این سوال و ابهام را نیز مطرح کرد که آیا شگفت انگیز نیست که روسای کشور های بزرگ صنعتی می کوشند تا خود را همراه و نزدیک با این جریان ومدافع بی چون و چرای اسرائیل معرفی می کنند. و آیا ندیده ایم که اولین محور رقابت نامزد های ریاست جمهوری در آمریکا نشان دادن وابستگی و نزدیکی خود به این جریان است و در خلال رقابت های انتخاباتی و بعد از آن چنان رفتار می کنند که گویا اهتمام آنان به تشکیلاتی نظیر ؛آی پک؛ از احساس تعهدی که در برابر سنا و کنگره می کنند بیشتر است و امروز این جریان پشتوانه اسرائیل و خطرناک برای منطقه و بلکه جهان است .

به اعتقاد رئیس جمهور سابق کشورمان اینک بیش از نیم قرن است که فلسطین دستخوش تجاوز ٬ غصب سرکوب و نادیده انگاشتن ابتدایی ترین حقوق مردمی است که جرمشان اینست که به سرزمین آباو اجدادی خود دلبسته اند .

بیش از ۶۰ سال است که موجودیت یک ملت انکار می شود

وی افزود: بیش از ۶۰ سال است که موجودیت یک ملت و کشور انکار می شود همه ملت های منطقه و سیاستمداران آن تحقیر می شوند و به آرمانها و غرور منطقی بخش مهمی از مردم جهان دهن کجی می گردد و خاور میانه این مهمترین کانون ثروت و جغرافیای راهبردی جهان با بحران مداوم روبروست و حاصل آن اولا:تفرقه میان دولت هایی که بیشتر به راهبرد ها و راهکار های قدرت های حامی اسرائیل گرایش دارند وتا به ملتها و منافع ملی خود با ملتها و مردمی که هیچگاه در برابر تحقیری که به آنها روا داشته و ستمی که به آنها رفته تسلیم نشده اند.

وی تصریح کرد: ثانیا:بحرانی نگه داشتن این منطقه تا بهانه باشد برای حضور قدرتها در آن و نیز ایجاد رونق در صنایع دفاعی و نظامی آنان و سرازیر کردن امکانات نظامی به کشور های منطقه (البته همواره بصورتی نا متعادل بگونه ای که هیچگاه معادله بزیان اسراییل بهم نخورد و نشات آهنین اسرائیل بالای سر دولتهای منطقه باقی ماند) ثالثا : چپاول منابع سرشار منطقه و جلوگیری از بکار افتادن آن در جهت توسعه و پیشرفت و بهبود وضع زندگی مردم محروم منطقه و عقب نگه داشتن آنها این است از جمله نتایج وجود اسرائیل و روز قدس اعتراضی است به همه اینها.

حمایت از فلسطین حمایت از مظلوم است

خاتمی حمایت از فلسطین را حمایت از مظلوم عنوان کرد و گفت: امری که اسلام ما را به آن امر و دعوت کرده است و وظیفه ای که هویت ایرانی و آزادی خواهی و عدالت جویی ایرانی برعهده ماگذاشته است .ثانیا رد یک اصل خطرناکی است که توسط اسرائیل و حامیان آن دارد جا انداخته می شود.

رئیس دولت اصلاحات اظهار داشت : می دانیم که سیر تاریخ بشر و هزینه فراوانی که انسانیت در شرق و غرب عالم پرداخته است او را به این نتیجه رسانده است که غصب ٬ تجاوز و سرکوب منشاء مشروعیت یک نظام و سیاست و رفتار نیست به همین جهت نیز اشغال فرانسه توسط هیتلر یک جنایت بحساب آمد و مقابله با آن حماسه و قهرماتی و به همین جهت است که تجاوز صدام به کشور ما حتی از سوی حامیان صدام نبز برسمیت شناخته نشد و به همین جهت اشغال کویت توسط صدام محکوم و اصلا یکی از علل تلاش برای براندازی رژیم صدام شد ولی حالا با اشغال سرزمین فلسطین دارد این اصل گرانبهای سیاسی و اجتماعی ٬ حقوقی و انسانی زیر پا گذاشته می شود.

وی با اشاره به شرایط فعلی گفت: امروز اشغال و زور و سرکوب منشاء مشروعیت یک رژیم و جریان بحساب می اید و مقاومت کنندگان در برابر آن خشن و تروریست و مستحق سرکوب معرفی می شوند و این امریست که نه تنها ما ایرانیان بلکه همه آزادی خواهان و ترقی طلبان جهان باید در برابر آن مقاومت نشان دهیم و خوشبختانه زمینه نوعی اتحاد در جهان امروز بری این امر فراهم است.

وی با اشاره به روز قدس امسال گفت: امروز روز قدس مصادف شده است با اوج گیری موج بیداری و آزادی خواهی ملتهای منطقه تا ملتهایی که بیش از همه از سوی اسرائیل تحقیر شده اند و با همه شایستگی ها برای سربلندی در عرصه ای سیاسی و اقتصادی و بین المللی دچار عقب افتادگی و تاخیر تاریخی هستند راه خود را به سوی رهایی و آزادی بیابند.

وضع فوق العاده یعنی باز بودن دست دیکتاتورها برای هرگونه فشار

وی به ملتهای این جوامع اشاره کرده و گفت: ملت هایی که دهها سال در وضع اضطراری و فوق العاده بسر برده اند و وضع فوق العاده یعنی باز بودن دست دیکتاتور ها برای هر گونه فشار و سرکوب و بسته بودن زبان و دست مردم حتی برای کوچکترین انتقاد و اعتراض به رژیم های دیکتاتور و گرچه شاید وجود اسراییل بهانه ای برای برقراری وضع فوق العاده در کشور های عربی و خاورمیانه شد ولی دیری نپایید که دولتهای مستبد در برابر نظام اسراییل به زیان فلسطینیان و مردم خود کوتاه آمدند و دست خود را در محروم کردن ملتهای خود از حکومت های مردمی ٬ از انتخابات آزاد از آزای اندیشه و بیان آزادی وبرخورداری از یک زندگی آبرومند بازدارند.

ملت ها امروز فریاد هر فرد یک رای را سر می دهند

خاتمی معتقد است که و امروز آن ملتها بیدار شده اند ٬ آزادی میخواهند ٬ رفع حالت فوق العاده سرکوب و اختناق را طلب می کنند. عزت پایمال شده خود را در برابر رژیم صهیونیستی و توسط دیکتاتور ها باز می جویند.انتخابات آزاد و حکومت های مردمی را طلب می کنند و فریادهر فرد یک رای را می دهند.

وی افزود: این ملت ها خواستار حکومت هایی هستند که بجای تامین منافع بیگانگان از امکانات وسیع مادی ٬ سوق الجیشی و انسانی این کشور ها در جهت اعتلاء زندگی و توسعه و پیشرفت و عدالت استفاده کنند و به حق خواستار مردم سالاری هستند .

وی تصریح کرد: آنچه من میخواهم بگویم اینکه راه رهایی از مصیبت نیم قرن ٬ راه رهایی فلسطین عزیز ٬ راه بازگشت به عزت از دست رفته؛ استقرار نظامهای مردم سالار در این کشور هاست و این بیداری مبارک به یاری خداوند خاموش نخواهد شد و در واقع در مورد فلسطین و اسرائیل نیز از این پس این شعار بیش از همیشه شنیده خواهد شد که راه رهایی منطقه از مشکلات و خطراتی که نیم قرن است همه ذخایر مادی و معنوی را نابود کرده است از مجرای استقرار دموکراسی واقعی در کشورهای منطقه عربی و اسلامی می گذرد.

به یاری خداوند دیکتاتور خواهد رفت

وی درباره ملت ایران در این راه گفت: ملت بزرگوار ایران نیز که دهها سال است در این مسیر حرکتی شکوهمند داشته است خود را در کنار ملت مظلوم فلسطین و در کنار همه ملتهای برخاسته منطقه می داند از مصر و تونس و لیبی و یمن و سوریه و بحرین .امروز در لیبی خون و آتش بیداد می کند ولی به یاری خداوند دیکتاتور خواهد رفت.

جواب آزادی خواهی مردم قتل و کشتار نیست

وی به فجایع سوریه هم اشاره کرد و گفت: امروز کشتاری که در سوریه می شود تکان دهنده است والحق که جواب آزادی خواهی مردم قتل و کشتار و ویران کردن نیست.

خاتمی یمن را هم مورد توجه قرار داد و گفت: امروز در یمن قیامتی برپاست با حضور مردمی که گرچه مسلحند ولی همچنان حرکت مسالمت آمیز خود را نشان می دهند و در برابر رژیم دیکتاتور استاده اند و امروز در بحرین علیرغم فشار و سرکوب حرکت مدنی و آزاد مردم به سوی مردم سالاری ادامه دارد.

این موج همه نظام های خودکامه را خواهد گرفت

وی معتقد است که مطمئنا این موج همچنان ادامه خواهد یافت و دیر یا زود همه نظام های خودکامه و حکومت هایی را که از زمان عقبند خواهد گرفت افسوس که خودکامگان نمیتوانند مقتضیات زمان خود و حق و حرمت مردم را دریابند و اگر هم در یابند وقتی است که دیر شده است.

از دیکتاتورها می خواهیم تغییر رویه دهند

وی در پایان این تقاضا را مطرح کرد که ما نیز همچون مردم منطقه و همه آزادی خواهان جهان از دیکتاتور های موجود میخواهیم که واقعا و نه فریبکارانه تغییر رویه ایی اطمینان بخش برای ملتهای خود بدهند و مرحله گذار از دیکتاتوری به مردم سالاری را کم هزینه تر طی کنند یا زودتر حق را به مردم بسپارند و بروند.