Posts Tagged ‘اعتصاب’

تشدید فشار بر دانشجویان در بند علی افشاری

2011/09/12

اشکان ذهابیان دانشجوی دربند در اعتصاب غذا بسر می برد. او در اعتراض به شرایط نا مناسب حبس ،بلا تکلیفی و محرومیت از حقوق متعارف زندانی سیاسی، رنح گرسنگی را بر خود هموار کرده است. اشکان ذهبیان فعال دانشجویی است که در سالیان اخیر کوشش های ارزنده ای در حفظ سنت نقادی در دانشگاه و عمل به تعهد دانشجویی داشته است. فعالیت های روشنگرانه و انتقاد های صریحش به بی کفایتی ها وبی عدالتی ها  باعث شد تا از دانشگاه فردوسی مشهد اخراج گردد. بازداشت های متعدد وی را از حرکت باز نداشت و سرانجام پس از 49 روز حضور در سلول انفرادی به زندان بابلسر منتقل گشت تا حکم محکومیت شش ماه اش را بگذراند. او در بند مجرمین خطرناک بسر می برد و تقاضای متعدد وی برای انتقال به بند زندانیان سیاسی با بی اعتنایی مسئولین مواجه شده است.

کوهیار گودرزی فعال دانشجویی و مدافع حقوق بشر دیگر زندانی است که وضعیت نا معلومی دارد. پس از گذشت سه هفته از دستگیری نا متعارف او به همراه مادر و دوستانش هنوز معلوم نیست وی د ر کدام زندان است. خودکشی بهنام گنجی دوست و همخانه سابق وی که همزمان با او دستگیر و پس از یک هفته آزاد گشت بود، بر نگرانی ها افزوده است. بهنام گنجی که سابقه فعالیت دانشجویی و حقوق بشری و سیاسی نداشت به خانواده اش گفته بود که اتهام کوهیار ارتباط با سازمان مجاهدین خلق است.

این ادعا تا کنون از سوی مسئولین امنیتی و قضایی تایید نشده است اما ویژگی ها ،مواضع و سوابق کوهیار نشان از بی اساسی این ادعا دارد. کوهیار فعال دانشجویی و عضو سابق انجمن اسلامی دانشگاه شریف است که به دلیل آزاد اندیشی و روحیه انتقادیش از ادامه تحصیل وی جلوگیری شد. تلاش های خستگی ناپذیر کوهیار در زمینه حقوق بشر که هم در حوزه نظری و هم در عمل فعالیت های چشمگیری داشت، موقعیت خاصی برای وی درجمع مدافعان حقوق بشری داخل کشور ایجاد کرده بود. وی عضو برجسته مجموعه گزارشگران حقوق بشر است و به کار تشکیلاتی و گروهی نیز بهاء بسیار می دهد. مجموعه این ویزگی ها همانگونه که بر ارزش و قدر وی در نیرو های جامعه مدنی ایران و جنبش دانشجویی می افزود، موجب خشم و کینه اصحاب قدرت بود. او پس از آزادی بدون ذره ای درنگ ومصلحت اندیشی دوباره به فعالیت هایش ادامه داد. آرامش نداشت و خود را شرمنده رفقای دربندش می دانست و می کوشید تا با فعالیت هایش از رنج آنان بکاهد و بر امید شان بیفزاید. حال وی دوباره اسیر دستانی است که استقلال و فعالیت خارج از محدوده های ترسیم شده حاکمیت ولایی را بر نمی تابند. بهانه ای درست کرده اند و او را گرفتار ساخته اند.

این دو زندانی نمونه ای از خیل دانشجویان دربند و زندانیان سیاسی و عقیدتی هستند که تاوان نا فرمانی در برابر مطالبه نا مشروع اطاعت و تسلیم حکومت را پس می دهند. وضعیت نا مساعد و نگران کننده این دو فعال دانشجویی ضمن انکه نشان می دهد جایگاه دانشجوی منتقد و دانشگاه مستقل در نزد صاحب منصبان ارشد جمهوری اسلامی چیست، همچنین آشکار می سازد که حاکمیت بنا ندارد در سیاست مشت آهنین و سرکوب سیستماتیک و با برنامه جامعه مدنی تجدید نظر کند.

آزادی جمعی از زندانیان سیاسی نیز تاکتیکی در راستای سیاست های اقتدار گرایانه حاکمیت بود و تصمیم گیران اصلی بلوک قدرت بنا ندارند فضای سیاسی را حتی اندکی باز کنند. بر عکس تصوری که برخی القاء می نمایند آزادی زندانیان فوق پیروزی برای جنبش سبز و آغاز کوتاه آمدن حاکمیت در بر ابر مطالبات ملت است، این گشایش تاکتیکی علامت آن است که نظام سیاسی اعتماد به نفس لازم را به دست آورده که بر فضا مسلط است و شکل گیری اعتراضات و نا آرامی ها در کوتاه مدت را محتمل نمی داند. از قبل هم پییشبینی می شد که نظام به مجرد اینکه خود را بر فضا مسلط تسخیص دهد، زندان ها را خالی خواهد کرد و فقط جمع محدودی را در زندان نگاه خواه داشت که حضور آنها در جامعه را مشکل ساز ارزیابی می نماید. منتها این آزادی فقط به معنای خروج از زندان و حصر فیزیکی است و به معنای آزاد گذاشتن افراد فوق برای تداوم فعالیت های گذشته وبهره مندی از حقوق شان نیست. در اصل آنان ر ا از زندان کوچک و محسوس به زندان بزرگ و نا محسوس منتقل کرده اند.

مقامات ارشد نظام سیاسی در پایان دهه شصت به این نتیجه رسیدند که شمار بالای زندانی سیاسی درد سر ساز است و هزینه هایش بر منافعش می چربد. هزینه ها عبارت بودند از اینکه حضور در زندان به مشروعیت نظام در عرصه جهانی و داخلی لطمه می زند و همچنین سوژه تبلیغاتی به دست مخالفان می دهد. همچنین حضور طولانی در زندان تاثیر بازدارنده بر زندانی ندارد و حتی وی را در موضع خودش مستحکم تر می سازد. لذا تصمیم بر این گرفته شد که زندان های به صورت نسبی خالی باشد اما تمهیداتی اندیشیده گردد که شرایطی مشابه زندان در بیرون برقرار گردد. در همین چارچوب بود که از پدیده هایی چون حبس تعلیقی، تمدید مرخصی و نگاه داشتن شمشیر اجرای حکم بر سر ناراضیان سیاسی و اجتماعی به طور گسترده مورد استفاده قرار گرفت. همچنین آزاد کردن زندانی ها این مزیت را برای نظام دارد که مانور تبلیغاتی راه بیندازد و مهر و عطوفت پایان نا پذیر رهبری را به رخ جامعه بکشد. همچنین روی آمار کم زندانی سیاسی در مقایسه با کشور های مشابه مانور دهد.

بنابراین می توان حدس زد که شماری دیگر اززندانیان سیاسی نیز با مقدماتی آزاد شوند ولی این آزادی تا زمانی که منجر به برطرف شدن فضای پلیسی نگردد ، محدودیت های در مقابل آزادی ها به صورت نسبی بر چیده نشود،  و زندانیان آزاد شده نتوانند فعالیت های دلخواه خود را بدون اذیت وآزار انجام دهند ،پیروزی سیاسی محسوب نمی شود.اگر چه از منظر انسانی و حقوق بشری بسیار شیرین و ارزشمند است. همچنین باعث ایجاد نشاط در عرصه عمومی می گردد و امید آفرین است.

اما روایت رنج و محنت دردناک اشکان ذهبیان و کوهیار گودرزی و توقف دو نشریه اصلاح طلب روزگار و شهروند امروز این واقعیت تلخ را تایید می کند که رهبری جمهوری اسلامی و نیروهای اصلی بلوک قدرت عزم تغییر وعقب نشینی ندارند و همانگونه که آقای خامنه ای در خطبه نماز عید فطر متذکر شد، نگران هستند که هر نوع گشایش فضا منجر به نا امنی برای نظام سیاسی شود! البته آنهاغافل هستند که انسداد سیاسی و افزایش اختناق و بسته تر کردن فضای سیاسی ،حالت انفجاری را در جامعه تشدید می کند و دیر و یا زود آتفشان خشم و طغیان جامعه فعال خواهد شد. در آن صورت نظام سیاسی هزینه هایی به مراتب گزاف تر از امروز می پردازد. حوادث منطقه و بهار عربی گوشزد می سازد که جهان بیش از پیش برای دیکتاتور ها ونظام های تمامیت طلب تنگ شده است. درب زندان ها بسته نخواهد ماند و آزادی نه در شکل تاکتیکی و محدود بلکه در شکل نا مشروط و گسترده سرنوشت محتوم و گریز ناپذیر ایرانیان است. تلاش های فردی و جمعی برای کاستن از آلام و سختی های زندانیان سیاسی، مسیر رسیدن به این اتفاق خجسته را کوتاه می سازد.

طلا فروشان هم کرکره ها را پایین کشیدند

2011/09/07

سه هفته پس از استمرار اعتصاب بازار پارچه فروشان تهران، طلا فروشان نیز به اعتصابیون پیوستند. طلافروشان درحالی روز گذشته کرکره مغازه های خود را پایین کشیدند که طی سه هفته گذشته و به دلیل عدم حمایت دیگر اصناف از اعتراض سال های گذشته آنان، تا پیش از این حاضر به همبستگی با پارچه فروشان نبودند.

اعلام اعتصاب در بازار طلا، درست در روزی اتفاق افتاد که بهای سکه در بازار ایران رکورد تاریخی 605 هزار تومان را شکست و شوک جدیدی به بازار اقتصادی وارد کرد.

خبرآنلاین، روز گذشته در اینباره گزارش داده است: «هنوز ماجراهای بازار پارچه‌فروشان به پایان نرسیده که از بازار طلای تهران اخباری در هم‌صدایی صنفی دیگر با پارچه‌فروشان منتشر شده است. طلافروشان بازار تهران بیست روز پس از اعتصاب پارچه‌فروشان به آنها ملحق شده‌اند. طلافروشان در حوادث اعتصابات سه سال قبل بازار پیش‌رو بودند ولی بیست روز قبل هنگامی که پارچه‌فروشان بانگ اعتراض سردادند، طلافروشان تهرانی اعلام کردند هنوز قصدی برای گلایه از سازمان امور مالیاتی ندارند. آنان دل به توافق سال قبل بسته بودند. براساس توافق سال گذشته طلافروشان شرایطی برای گذر یک‌ساله باز بحران مالیاتی پیدا کرده بودند. اما سازمان امور مالیاتی در سال نود سیاست‌گذاری‌های تازه‌ای پیش گرفته است. سازمان به صورت ناگهانی به طلافروشان خبر داده تا مالیات برارزش افزوده باید در سال جاری به محاسبات طلافروشان افزوده شود. همین جریان مقدمات را برای اعتراض جدید بازار مهیا کرد».

این سایت در گزارش خود افزوده است: «آنان همچون سال‌های گذشته کمی بعد از ارائه اظهارنامه‌های مالیاتی و وصول میزان مالیات پرداختی، کرکره‌های مغازه‌های خود را پایین کشیده‌اند تا جدالی تازه با سازمان امور مالیاتی را کلید زده باشند. براساس اخباری که از بازار تهران مخابره شده طلافروشانی اعتصاب را کلید زده‌اند که بازارشان در همسایگی پارچه‌فروشان قرار گرفته است. ورود بازار طلا به ماجرای اعتصابات گرفتارهای بسیاری را برای سازمان امور مالیاتی رقم خواهد زد. تداوم اعتصاب تهران منجر به انتقال نارضایتی‌ها به استان‌های دیگر می‌شود‌. سال گذشته هم بازار تهران کلید اعتصاب را زد و سه هفته بر مواضع‌اش پافشاری کرد. مدتی بعد بازارهای شهرستانی به تهرانی‌ها ملحق شدند و ماجراها قدری بالا گرفت. سازمان امورمالیاتی ولی تنها یکسال به دستور احمدی‌نژاد اجرای قانون را عقب انداخت. یکسال به پایان رسید و بازهم اعتصابات کلید خورد. پارچه‌فروشان، طلافروشان و شاید صنوفی دیگر».

گفته می شود تلاش دولت برای اخذ مالیات ارزش افزوده از صنوف بازار تهران، بی ارتباط با کسری بودجه پنهان آن در تامین یارانه نقدی شهروندان نیست. دولت بر اساس گزارشی که دیوان محاسبات منتشر کرده  برای تامین این هزینه مجبور به برداشت از بودجه برق شده است.

روز گذشته همچنین گزارش های رسیده از شهرهای مشهد، اصفهان و شیراز از تدارک اعتصاب در بازار طلای  این شهرها حکایت داشت.

در همین ارتباط  یک روزنامه محلی در شیراز به نقل از رضا راسخ، رییس اتحادیه طلا و جواهر شیراز نوشته است: «علت تعطیلی بازار طلای شیراز اعتراض به اجرای قانون مالیات بر ارزش افزوده است. طی دو روز گذشته فعالان این صنف برای تعطیل کردن بازار به توافق رسیده‌اند و مخالفت اتحادیه با چنین اعتصابی هم نتوانست مانع کار شود. اجرای قانون مالیات بر ارزش افزوده برای صنف طلافروشان غیرممکن است چرا که قرار است برای هر بار معامله طلا سه درصد مالیات اخذ شود و ما هم نهایتاً این مالیات را از مشتری اخذ می‌کنیم که چنین امری نشدنی است».

سایت تحول سبز نیز از تدارک اعتصاب مشابه در مشهد و اصفهان خبر داده است.  رسانه های طرفدار دولت اما هر گونه خبر اعتصاب بازاریان را سانسور کرده اند.

گفتنی است، علی عسکری، رئیس سازمان امور مالیاتی روز شنبه در یک نشست مطبوعاتی اعتصاب و تجمع برای نپرداختن مالیات را یک «رسم جدید» عنوان کرده و گفته بود: «قانون کاملا مشخص است و از نظر ما ابهامی در اجرای قانون وجود ندارد ولی آنها نیز ملاحظاتی دارند که مطرح می‌کنند همه مودیان از جمله طلافروشان موظف به اجرای قانون هستند و این قانون تبعیض پذیر نیست».

او ادعا کرده بود که «تمام بحث‌ها در خصوص اعتصاب انجام و موضوع حل و فصل شده‌است». خبری که دیروز کرکره های پایین بازار طلا و پارچه خلاف آن را ثابت کرد.

آخرین خبرها از درگیریهای خشونت بار ارومیه

2011/09/04

18.55: در تبریز درگیری شدید مابین راسته کوچه و بازار محمدی رخ داده است. نیروهای یگان ویژه به ضرب و شتم شدید حاضرین اقدام نموده اند. در ارومیه نیز درگیری شدید در خیابانهای طالقانی و مطهری شدید گزارش می شود. 18.50: درشهرستان اهر مركز قاراداغ وضع از ساعت 5عصر كاملا امنيتي است و فعالان و مردم آماده حركت هستند. در این شهر ابراهیم نوری از فعالین آذربایجانی در پی حمله ی نیروهای امنیتی بازداشت شده است. 18.46: درگیری مردم در خیابانهای شهرام، بهار (قاپان قدیم)، زنجیر و طالقانی گزارش می شود. حضور مردم بسیار چشم گیر از هفته قبل است. در تبریز نیز تظاهرات عظیم چندین هزار نفری آغاز گردیده است. 18.25: دقایقی قبل هسته ی اولیه ی تظاهرات در شهر تبریز نیز بوجود آمد. حاضرین در بازار شهر تبریز در اعتراض به خشکانده شدن دریاچه ی ترومیه شعارهایی را سر می دهند. هنوز درگیری گزارش نشده است. اما در ارومیه پس از آغاز تظاهرات کمی پس از ساعت 18 عصر شنبه 12 شهریور، حاضرین در خیابانهای عطایی و امام اولین اعتراضات را شروع نمودند و میدان مرکز اورمیه هم اکنون در دست مردم می باشد. در پی این امر مردم در میدان مرکز و خیابان مطهری با نیروهای ضد شورش درگیر شده اند. گفته می شود چندین لاستیک آتش زده شده است. نیروها با شلیک گاز اشک آور به مردم حمله کرده و مردم نیز در حال سنگ پرانی می باشند.

 

عقب نشینی مأموران و تسخیر میدان ساعت توسط دلیران تبریزی گزارشی از قیام آذربایجان در اورمیه را می توانید مشاهده کنید بنا بر اساس گزارشها تبریز به یک شهر جنگ زده تبدیل شده است تجمع در تبریز به طرف میدان ساعت کشیده می شود همچنین خبر ها حاکی از تیر اندازی با گلوله پلاستیکی به طرف مردم در راسته کوچه تبریز دارد ماموران در اورمیه عقب نشینی کردند . مردم هم اکنون از خیابانهای مطهری و طالقانی وارد میدان مرکز شدند. درگیری میدان مرکز بسیار شدید می باشد

 

 

جــرس: بیست و نه تن از بازداشت شدگان سوم شهریور تبریز در زندان مرکزی این شهر دست به اعتصاب غذا زدند. به گزارش هرانا، یک منبع آگاه در این زمینه گفته است:»بازداشت شدگان از دو روز پیش دست به اعتصاب غذا زده اند و در پی این اعتصاب عبدالله صدوقی به بهداری زندان منتقل شد.» وی در ادامه افزود:» حال عمومی این بازداشتی به دلیل بدرفتاری های صورت گرفته…

مادراشکان ذهابیان: حال و روز پسرم نگران کننده است، می گویند مصاحبه هم نکنم

2011/09/03
جرس: اشکان ذهابیان هم اکنون نیمی از دوران محکومیت خود را گذرانده و طبق قوانین سازمان زندان ها باید آزاد گردد اما باوجود وعده مسئولین مبنی بر آزادی اشکان، فشارها بر روی او و خانواده اش افزایش یافته و بنا به دلایلی نامعلوم با آزادی وی مخالفت می گردد.
این عضو شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت از سحرگاه سه شنبه در اعتراض به ادامه بازداشت غیرقانونی، وضعیت وخیم زندان و شرایط غیر انسانی نگهداری اش در زندان متی کلا بابل، اعتصاب غذا کرد. اما در دومین روز اعتصاب غذایش حالش وخیم شده و بجای رسیدگی پزشکی به سلول انفرادی زندان متی کلا منتقل شد.

اشکان ذهابیان، دانشجوی رشته شیمی محض دانشگاه فردوسی، مشهد، در دوران تحصیل در دانشگاه، از اعضای انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه فردوسی و علوم پزشکی مشهد بود. به علت فعالیت های دانشجویی ابتدا در سال 87 به مدت یک ترم از تحصیل محروم شد. وی در ایام انتخابات ریاست جمهوری سال 88، عضو ستاد مهدی کروبی بود و تنها 4 روز پس از انتخابات توسط وزارت اطلاعات بازداشت شد. بار دیگر در حوادث 13 آبان (روز دانش آموز) سال 88 به اتهام اقدام علیه امنیت ملی به واسطه تشکیل انجمن های اسلامی شمال کشور بازداشت شد. اشکان ذهابیان در شعبه صد ویک دادگاه انقلاب شهرستان بابل به صورت غیابی به شش ماه حبس تعزیری محکوم شد. این فعال دانشجویی که در روز دوشنبه دوازدهم اردیبهشت سال جاری در پی درخواست اداره اطلاعات برای اجرای حکم شش ماهه خود به اداره اطلاعات ساری مراجعه کرده بود، در همان محل بازداشت شد.

گفتنی است در طی مدت سومین بازداشت اشکان ذهابیان بارها خانواده وی تهدید به عدم اطلاع رسانی در خصوص وضعیت فرزندشان شدند و مادر اشکان در اثر این فشارها یکبار به بیمارستان منتقل شد اما هیچگاه بعنوان یک مادر حاضر به سکوت نشد و تا آزادی فرزندش درد خود و اشکان را فریاد خواهد کرد.

متن گفتگوی «جرس» با رقیه جعفریان مادر اشکان ذهابیان در پی می آید:

خانم ذهابیان آیا امروز با اشکان ملاقات داشتید؟

بله، امروز من و پدرش توانستیم به مدت بیست دقیقه اشکان را ملاقات کنیم.

بعد از آن همه فشار چه شد که با این ملاقات موافقت کردند؟

البته نمی خواستند ملاقات بدهند، بعد از پیگیری های ما وقتی وضعیت روحی ما را بعنوان یک پدر و مادر دیدند بالاخره موافقت کردند.

آیا دوباره ملاقات هایتان به روال عادی است یا باز باید برای دیدن فرزندتان منتظر تماس آنها باشید؟

متاسفانه ما از این هم اطلاع نداریم. حالا امروز که اشکان را دیدیم و کمی از نگرانی در آمدیم اما دوباره باید مراجعه کنیم تا ببینیم همان هفته ای یکبار را می توانیم او را از پشت شیشه ببینیم یا نه؟ هنوز چیزی مشخص نیست. خودشان که می گفتند ما می توانیم این ملاقات را هم ندهیم اما لطف کردیم. حالا باید منتظر روز ملاقات باشیم و فردا پدرش می رود تا ببیند می تواند اشکان را دوباره ملاقات کند یا نه؟ من خودم که فردا نمی روم چون امروز که حال و روز اشکان را دیدم ناراحت شدم و تحمل ندارم فردا هم او را اینطور ببینم.

اشکان هنوز در اعتصاب غذا بسر می برد؟

در این ملاقات نمی توانستیم حرفی غیر از احوالپرسی بزنیم و در اطرافمان بودند به همین خاطر نتوانستم از اعتصاب غذایش بپرسم اما با توجه به وضعیت نامناسب جسمانی و ضعف شدیدی که داشت شاید هنوز در اعتصاب غذا باشد و فکر می کنم اگر هم اعتصاب غذای خود را شکسته باشد به او فشار آورده اند.

علت اعتصاب غذای اشکان چه بود؟

نسبت به شرایط  نامناسب زندان و عدم دسترسی به «حق» آزادیش اعتراض داشت. ما و اشکان فکر می کردیم در ماه رمضان «آزاد» می شود بعد گفتیم روز عید فطر حتما آزاد می شود چون مدت زندانش را هم گذرانده بود که باز آزادش نکردند.

دو هفته پیش زمانیکه با پدر اشکان گفتگو می کردم او بسیار خوش بین بود که اشکان آزاد شود و می گفت مسئولین قول آزادی اشکان را طی دو و سه روز داده اند و با توجه به اینکه اشکان حق استفاده از آزادی مشروط را دارد، چه شد که مسئولین به وعده خود عمل نکردند و این حق را از او سلب کرده اند؟

واقعا هیچ چیز نمی دانیم هیچ پاسخی هم به ما نمی دهند. حالا به چه دلیلی اشکان نمی تواند از این حق آزادی استفاده کند ما هم نمی دانیم! پدرش پیش خیلی ها رفت و به همه جا مراجعه کرد اما پاسخی نگرفت حالا در روزهای آینده باز به دادستانی مراجعه می کند تا ببینیم چه می شود؟

هنوز در سلول انفرادی نگهداری می شود؟

هنوز در انفرادی در محوطه قرنطینه نگهداری می شود.

وضعیت جسمی و روحی او چطور بود؟

خوب هرکسی که از نظر روحی تحت فشار باشد و اعتصاب غذا هم باشد مسلم است که از نظر جسمی چه حال و روزی باید داشته باشد.  آنچه که من امروز در ملاقات دیدم می توانم بگویم حال فرزندم اصلا خوب نبود و افت فشار داشت و رنگ و رویش پریده و زرد بود و از نظر جسمی وضعیت مناسبی نداشت. وقتی در آغوشش کشیدم و گریه کردم فقط گفت مادر گریه نکن، حال و رمق حرف زدن نداشت.

از حال و روز خودتان قبل و بعد از ملاقات با اشکان برایمان بگویید؟

اگر بخواهم از ناراحتی ها و نگرانی هایم بگوییم که تمام شدنی نیست و نمی د انم از کجا بگویم در این مدت فقط زجر کشیدم. الان هر چه هم بخواهم بعنوان درد و رنج یک مادر بگویم به ما می گویند حق مصاحبه ندارید و نباید حرفی بزنید حتی حرف خوب هم می گویند نزنید و ساکت باشید. الان هم فقط به سوالات شما پاسخ می دهم و چیز خاصی نمی گویم. بخاطر همین زیاد نمی توانم حرف بزنیم فقط همین را بگویم که از دوری بچه ام در رنج و عذاب هستم و نمی توانم تحمل کنم که فرزندم در رنج و درد ببینم. همین که در یک سلول است و ناراحت است برایم غیر قابل تحمل است و وقتی می بینمش دلم کباب می شود. یک بچه خوب و سالم و از همه نظر نمونه چرا باید اینطور در رنج باشد و با این وضع و حال او را ببینم؟

شما درست می گویید ما بر طبق وظیفه ای که داریم با شما تماس می گیریم و شما ناچار هستید در خصوص نادیده گرفتن حقوق انسانی فرزند در بندتان و روشن ساختن افکار عمومی پاسخ دهید و با توجه به اینکه شاید بسیاری از مسئولین از این اتفاقات کم اطلاع باشند از این تریبون بعنوان یک مادر درد کشیده صحبتهایتان را مطرح کنید.

من اصلا امید نداشتم که دیگر فرزندم را ببینم و از اینکه توانستم او را ببینم اگرچه نگران وضعیتش هستم اما باز خوشحالم که او را دیدم و بعد از این اتفاقات و حال ناگواری که داشت توانستم او را ببینم خدا را شکر می کنم. دو و سه روز تعطیل بود و هیچ خبری از فرزندم نداشتم و فکر می کردم به حالت اغماء افتاده و از اینکه سرپا دیدمش خوشحال شدم. اما خوب با وجود خوشحالی بعد از ملاقات نگرانی هایم افزایش پیدا کرد چون خیلی ضعیف و رنگ پریده بود. اشکان این دفعه خیلی تحت فشار بود و از نظر روحی و جسمی خیلی بهش فشار آمد. اما خوب انشالله بزودی آزاد شود و تمام نگرانی ها و ناراحتی هایم برطرف شود و امیدواریم مسئولان همانطور که وعده داده بودند اقدامی کنند تا اشکان به آغوش خانواده برگردد.

اعتصاب غذای نامحدود اشکان ذهابیان در زندان متی کلای بابل

2011/08/31

اشکان ذهابیان دانشجوی محروم از تحصیل و عضو سابق انجمن اسلامی دانشگاه فردوسی مشهد، روز گذشته در اعتراض به شرایط نامناسب و ادمه بازداشت خودسرانه و غیرقانونی اش در زندان متی کلا بابل دست به اعتصاب غذا نامحدود زد. به گزارش دانشجو نیوز، اشکان ذهابیان، از فعالان دانشجویی زندانی که نزدیک به چهار ماه از سومین بار بازداشت موقت خود در زندان استان مازنداران می گذراند، تصمیم به اعتصاب غذا نامحدود گرفته و اعلام کرده که تا تحقق خواسته هایش در اعتصاب غذا خواهد بود. بر اساس این گزارشات از خواسته های این فعال دانشجویی می توان به «مشخص شدن فوری تکلیف وی» و همچنین «رسیدگی به وضعیت جسمی و شرایط نامساعد زندان» این دانشجو اشاره نمود که علی رغم گذشت بیش از ۴ ماه از زمان آخرین بازداشت وی همچنان در بلاتکلیفی مطلق بسر برده و مقامات قضایی از آزادی این دانشجو خودداری می کنند. گفته می شود این عضو شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت که به علت فعالیت های دانشجوی اش از دانشگاه فردوسی مشهد اخراج شده است ، اعلام کرده که «تنها چند لیوان اب و چای و چند حبه قند در روز» مصرف خواهد کرد. بر اساس گزارشات قبلی دانشجونیوز، اشکان ذهابیان ۱۲ اردیبهشت ماه سال جاری برای بار سوم در دو سال اخیر بازداشت و به زندان اداره اطلاعات ساری منتقل شد. وی پس از تحمل ۴۳ روز بازداشت در انفرادی و فشار های روحی و جسمی برای اجرای حکم شش ماه حبس تعزیری از پرونده ی قبلی به اتهام اقدام علیه امنیت ملی به زندان متی کلای بابل منتقل شده است. این فعال دانشجویی که چندین بار به نامساعد بودن شرایط خویش اعتراض نموده و خواستار تعیین تکلیف خویش بوده، در آخرین روز ماه مبارک رمضان دست به اعتصاب غذا زده است. گفتنی است این دانشجوی دانشگاه فردوسی مشهد در این مدت در زندان متی کلا از حقوق اولیه ی یک زندانی سیاسی همچون «حق مرخصی»، «استفاده نامحدود از تلفن»، «عدم انتقال به بند مجرمین خطرناک»، «رفتار های مناسب»، «داشتن وسایل شخصی و کتاب» نیز محروم بوده است. گفته می شود بندی که این دانشجو در آن زندانی است از هرگونه امکانات رفاهی اولیه خالیست و از نظر بهداشتی در شرایط اسفباری می باشد. این در حالی است که این زندان بند ویژه ای برای زندانیان سیاسی داشته که در سال گذشته تعدادی از فعالین سیاسی و دانشجویی در آن زندانی بوده اند و توسط خود زندانیان تجهیز شده است. گزارش ها حاکی از آن است که مسئولین زندان از انتقال این دانشجو به بند زندانیان سیاسی به دلایل نامشخص خودداری کرده اند. طبق قانون سازمان زندان های ایران متهم پس از گذراندن نیمی از دوران محکومیت خود حق استفاده از آزادی مشروط را داشته است و این در حالی است که با گذشت بیش از ۲۰ روز از این زمان و علیرغم درخواست وی به دلیل نامعلومی با مرخصی این دانشجو پاسخی داده نشده و از آزادی قانونی وی ممانعت بعمل آمده است. بر اساس آخرین گزارشات، این فعال دانشجویی محروم از تحصیل بامداد روز سه شنبه در اعتراض به محرومیت از حقوق اولیه در زندان دست به اعتصاب غذا زده و نگرانی ها از وضعیت جسمی وی در حال افزایش است.