متن پیاده شده روز چهارشنبه 2 شهریور 90

سلام،

چهارشنبه 2 شهریور 90، 24 آگوست 2011 میلادی

در مورد 13 موضوع امروز صحبت می کنیم.

موضوع  اول اینکه بعد از 29 روز اعتصاب غذا فرشاد کمانگر زندانی عادی کرد به بخش آی سی یو بیمارستان بیجار منتقل شده اما از سرنوشت حسن اختر سمند زندانی سیاسی دیگری که در این اعتصاب غذا شرکت داشته خبری در دست نیست.

نکته دوم اینکه وحید لعلی پور همسر مهدیه گلرو برای تحمل یکسال حبس تعزیری به زندان اوین رفت. مهدیه گلرو دانشجوی محروم از تحصیل و عضو شورای دفاع از حق تحصیل است که 20 ماه است که در زندان بسر می برد.

نکته سوم اینکه فرح واضحان که به 15 سال زندان محکوم شده از وضعیت جسمی نامناسبی برخوردار است، انواع بیماریها او را رنج می دهد و سرانجام او را از زندان اوین به بیمارستان منتقل کردند اما به دلیل اینکه تخت خالی نبوده دوباره برگرداندند به زندان. وضعیت کیوان صمیمی بهبهانی هم خوب نیست. ظاهراً غده ای در کبد اوست که پزشک زندان گفته که باید در بیرون بستری شود اما تاکنون مقامات زندان اقدامی نکردند. همینطور مجید دری دانشجوی زندانی که در تبعید در زندان بهبهان به سر می برد هم با بیماری میگرن و مشکلات دیگری دست و پنجه نرم می کند و چند بار بیهوش شده، او احتیاج به مداوا دارد که مسوولین زندان دریغ می کنند. بهبهان زندانی است که ظاهراً هیچ امکان بهداشتی و تغذیه مناسب و غیره هم ندارد.

نکته چهارم اینکه قرار است برای چهارمین بار محاکمه آقای دکتر یزدی دبیر کل نهضت آزادی ایران در شعبه 15 به ریاست آقای قاضی صلواتی گذاشته شده برای ششم شهریور. آقای دکتر یزدی در سوم مهرماه 80 ساله می شود و به این ترتیب شاید مسن ترین زندانی سیاسی باشد.

نکته پنجم اینکه اجرای طرح تفکیک جنسیتی در دانشگاه فردوسی مشهد در دروس پایه و دروس آزمایشگاهی به اجرا در آمده و قرار است به تمام دروس تسری پیدا کند. دانشجویان اعتراض خودشان را  اعلام کردند، آنرا توهین به دانشجو می دانند و اعلام کردند که آماده نافرمانی مدنی و مقابله و اعتراض با این توهین به دانشجویان هستند آن هم به دست یک عده بیمار جنسی که حتی کودکستانها را هم می خواهند تفکیک کنند.

نکته ششم اینکه سایت و وبلاگ ویژه نامه خاتون، ویژه نامه روزنامه ایران که جنجال زیادی هم برپا کرد، فیلترشد.

نکته هفتم اینکه مجید جمالی کسی که به جرم ترور دکتر مسعود علیمحمدی، استاد فیزیک، دستگیر شده در دادگاه علنی و با حضور مطبوعات در حال محاکمه است. آقای جمالی اعتراف کرده که از موساد پول گرفته و دکتر علیمحمدی را کشته. البته سوال اینجاست که چرا شبیه این دادگاه نمایشی و پرسر و صدا را که علنی مردم ببینند برای یکی از بچه های سیاسی نمیگذارند. به هر صورت مخالفین مدعی هستند که آقای جمالی از طرفدارهای احمدی نژاد بوده و حتی بعضی ها ادعا کردند که او جزو لباس شخصی هایی بوده که مردم را کتک می زدند. ابهامات در این پرونده کماکان وجود دارد.

نکته هشتم اینکه سایت نسیم آنلاین نزدیک به جمعیتهای موتلفه اسلامی گفته طرحی در مجلس در حال مطرح شدن است که یک کمیسیون ملی انتخابات در آن پیش بینی شده که با تصویب آن نقش شورای نگهبان کمرنگ خواهد شد. این سایت نزدیک به موتلفه در واقع نوک پیکان حمله و تیزی آن متوجه جبهه پایداری در بین اصول گراها است.

نکته نهم اینکه بولتن نیوز، سایت امنیتی، خبر داده از اینکه آقای سعید جلیلی را دارند بتدریج از مذاکرات هسته ای کنار می گذارند و صالحی وزیر خارجه خودش پیگیر مسئله است. آقای جلیلی از نزدیکان و مقربان بیت آقای خامنه ای بخصوص پسر او آقا مجتبی خامنه ای است.

نکته دهم اینکه از چهارشنبه گذشته ارتش ترکیه حمله به ارتفاعات قندیل را از آسمان بخصوص شروع کرده به بهانه کشته شدن 8 سرباز این ارتش به دست نیروهای پژاک و ارتش ادعا کرده که تاکنون نزدیک به 100 نفر از نیروهای پژاک را کشته اما گزارشهای متعدد سازمانها و خبرگزاریهای بخصوص کرد و عکسهایی که منتشر شده نشاندهنده خانواده ها و افراد بیگناه و بی پنا است. بخصوص مسئله خانواده ای که همه خانواده سوار یک اتومبیل بودند که فرار کنند از حادثه که همگی با حمله هوایی کشته شدند. به هر حال حسب معمول مردم بیگناه دارند در این جنگ قربانی می شوند.

نکته یازدهم اینکه آقای عباس معمار نژاد مدیر کل گمرک ایران اعلام کرده که مبادی ورودی غیر از گمرک هست و کالاهای وارده از آنها قاچاق محسوب می شود. ظاهراً آقای معمار نژاد جرات نکرده مثل بقیه مقامات حتی خود آقای احمدی نژاد اسم سپاه را بیاورد وگرنه همه می دانند که این نهادهای سپاه هستند و به همین دلیل هم هیچ ارگانی از جمله گمرک زورش نمی رسد که برود و این کالاهای قاچاق را بگیرد و از ورودش جلوگیری کند. مدتها است که سپاه اسکله ها و مبادی ورودی خودش را دارد و از آنجا از راه زمین، دریا و حتی فرودگاه هر چی بخواهد وارد کشور می کند و هیچ سود و عوارضی هم نمی پردازد.

نکته دوازدهم اینکه دبیرکل سازمان ملل اعلام کرد که آقای بشار اسد خلاف قول خود به سرکوب مردم ادامه داده. روز گذشته قطعنامه ای هم در شورای حقوق بشر سازمان ملل با 33 رای موافق و 4 رای مخالف و 47 رای ممتنع تصویب شد که جنایتهای رژیم اسد در سرکوب مردم را به شدت محکوم کرده و خواستار تشکیل کمیسیونی بین المللی شده برای رسیدگی به جنایات در سوریه. جالب است که این قطعنامه شورای حقوق بشر سازمان ملل امثال عربستان و قطر رای مثبت به آن دادند و روسیه و چین رای منفی دادند. قرار است در شورای امنیت سازمان ملل هم یک قطعنامه علیه سوریه مطرح شود.

اما مسئله سیزدهم مسئله جنگ در لیبی است و سقوط رژیم قذافی که با فتح مقر قذافی در العزیزیه می شود گفت که جنگ شش ماهه تمام شد و بیش از 80 درصد پایتحت، مکانهای کلیدی، رادیو و تلویزیون، ادارات، دستگاهها و غیره به کنترل مخالفین درآمده. شورای ملی انتقال اعلام کرده که امروز به طرابلس خواهد رفت و تشکیل دولت جدید لیبی را اعلام خواهد کرد. البته قذافی در یک پیام رادیویی اعلام کرده که بزودی با قبایل طرفدار خود به طرابلس حمله خواهد کرد و آنرا آزاد خواهد کرد امری که بنظر غیر محتمل می رسد. به هر صورت از سرنوشت او و فرزندانش که پیدا نشدند اطلاعی در دست نیست. بعضی ها معتقدند که به جنوب لیبی در میان قبیله خودش رفته. جالب واکنش جمهوری اسلامی ایران است که بلاخره بعد از تعلل بسیار اطلاعیه ای را وزارت خارجه داده که یک انشاء است که می شود جای اسم لیبی هر کشور دیگری را هم گذاشت اما آخرش هم نگفته که دولت شورای ملی انتقال را دولت جمهوری اسلامی به رسمیت می شناسد یا نه؟ کیهان هم تیتر بزرگ امروز زده که کمیته های انقلاب اسلامی در آنجا دارد تشکیل می شود. گویا این آقایان در اتاق در بسته برای خود خواب و خیال می کنند و هرچه دلشان خواست می نویسند بدون درنظر گرفتن اینکه بیرون واقعاً چه اتفاقی می افتد و صدها رادیو تلویزیون و خبرنگاری واقعیت را به گونه ای دیگر منعکس می کنند.

اما بحث آخر ما درباره تجربه ملل به همین داستان لیبی اختصاص دارد و اینکه در لیبی از طریق یک مبارزه مسلحانه شش ماهه با پشتیبانی نیروی هوایی و موشکهای ناتو، مخالفین توانستند پیروز شوند. چند تا سوال من در این خصوص داشتم که آیا این مدل در ایران عملی هست یا نه؟ چرا ما نباید سراغ این مدل در ایران برویم برای پایین آوردن دیکتاتور خودمان آقای خامنه ای که کم از قذافی هم ندارد. اتفاقاً تنها کسی هم هست از جمهوری اسلامی که با قذافی ملاقات داشته و عکسهایش هم هست. پاسخ به این سوال که آیا چنین روشی در ایران مقدور است و مهمتر اینکه آیا مطلوب است یا نه؟ را فردا در خصوص آن بحث خواهیم کرد: مقایسه تجربه لیبی و تجربه ایران.

ااندکی صبر سحر نزدیک است. تا فردا شاد، پیروز، موفق و سرافراز باشید. به امید پبروزی ایران و ایرانی.

برچسب‌ها:


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: