امشب ساعت ۱۰، مظلومیت و درد یک ملت را فریاد خواهیم زد

ساعت ۱۰ ، ساعت باشکوه فریاد آزادی است. ساعت پچپچه را نجوا کردن و نجوا را فریاد. ساعت نعره زدن بر سر استبداد. ایرانیان یک صدا خدای بزرگ را صدا می زنند. برای آزادی. برای رهایی! راهی باید زد. آهی باید کشید. فریادی که ندای تمام دردهایمان باشد. گلوی من خونین است. صدای تو مجروح است، سحابی ها در خاک اند و باستانی در خون!! با این همه درد مشترک من و تو آزادی است. آزادی را فریاد کن! غافلان همسازند، پس من و تو را چه باک که زندگی بدون آزادی شرمساری است و سرافکندگی! راهی باید زد. آهی باید کشید. و خدا را فریاد باید کرد. الله اکبر باید گفت! الله اکبر باید گفت تا همسازان محتاط در مرز آفتاب شاید که بیدار شوند. الله اکبر باید گفت که تباهی از درگاه بلند آرزوهایمان اینک زبانه می کشد. که ژاله را خصمانه به خاک و خون کشیدند و اینک جنازه اش که به یغما می رود! راهی باید زد. فریادی باید کشید. سرودی باید خواند. فریادی باید کشید که سرزمینمان به زیر پای استبداد لگدمال می شود. الله اکبر! الله اکبر که استبداد رفتنی است اگر من و تو ما بشویم. الله اکبر که غافلان همسازند و کودکان طوفان! الله اکبر که جانمان به تنگ آمده است. که غافلان مردگانند و اینک مردگانی که در هیئت زندگان خورشید را به بند می کشند. که حتی جنازه ” کاشفان فرو تن ” بیداری مان را می دزدند. فریادی باید کشید. که فریاد من و تو سرود سبز آزادی است. که الله اکبر این شبها، صلت قصیده آزادی است. که الله اکبر من و تو، فریاد تمام زندانیانی است که اینک آزادی را مومنانه فریاد می کنند. الله اکبرهای من و تو امشب خونخواهی سهراب است و ژاله و ندا.

Advertisements

برچسب‌ها:


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: