از سرداری جنگ تا نوکری رهبر، حميد فرخنده

نمی‌دانم سردار رضايی نشان ويژه‌ی شجاعت را در جريان جنگ ايران و عراق دريافت کرده است يا نه. اما به‌خاطر گستاخی ايشان در مورد رهبران جنبش سبز که دو سال است علی‌رغم همه‌ی فشارها، تهديدها و تضييقات با راستی قامت و استواری کلام از حرمت آرای مردم دفاع می‌کنند، بايد به او نشان درجه يک چاپلوسی عطا کرد و بر سينه‌اش مدال دنائت آويخت

محسن رضايی در سخنان ديروز خود در مسجد امام صادق مشهد که بيش از يازده نفر شرکت کننده در آن حضور نداشتند و به همين علت بسيار کوتاه برگزار شد، در سخنانی توهين آميز نسبت به رهبران جنبش سبز آنان را «نوکر و حمال امريکا» خطاب کرد.

دو سال پيش در چنين روزهايی رويداد فرخنده مناظره هايی تلويزيونی کانديداهای انتخابات رياست جمهوری در کشور ما جريان داشت. رويدادی که روشنگرها در پی داشت و اختلافات پشت صحنه قدرت جلوی روی ملت آورد. محسن رضايی در قامت قامت کانديدايی ظاهر شد که گرچه سودای اصلاح طلبی و توسعه سياسی مهندس موسوی و مهدی کروبی را نداشت اما منتقد سرسخت سياست هايی اقتصادی دولت محمود احمدی نژاد بود و وعده اصلاحات اقتصادی می داد.

مردم ايران در مناظره محسن رضايی و محمود احمدی نژاد با چهره ديگری از سردار سال های جنگ آشنا شدند. مردم با سرداری متين آشنا شدند که بعد از پايان جنگ تفنگ زمين گذاشته و قلم برگرفته بود. از فرماندهی اتاق جنگ به شاگردی در کلاس درس رفته بود تا جسم ورزيده را با ذهن پروريده تکميل کند. درس دکتری اقتصاد خوانده بود و با آرائه آمار و ارقام سياست های اقتصادی رئيس دولت نهم را به چالش می کشيد. وعده انقلاب اقتصادی، افزايش توليد و بهبود معيشت مردم می داد در صورت انتخاب شدن می داد. بعد از رسوايی انتخاباتی حکومت و ايرادت وارده به سلامت انتخابات از سوی مهندس موسوی و مهدی کروبی و ناظران انتخاباتی آنان، محسن رضايی نيز صحت و سلامت انتخابات را مورد سوال قرار داد.
اما به محض اينکه رهبر جمهوری اسلامی صريحا خود از رئيس دولت کنونی طرفداری کرد، منتقدان را به سکوت و نخبگان نظام را به تمکين و تاييد فراخواند و مخالفان را تهديد کرد، سردار محسن خادمی ولايت را بر دفاع از حق ملت رجحان داد. اول اينجا و آنجا از رهبران جنبش سبز انتقاد می کرد که نبايد اعتراض می کردند و خلاف ميل و خواست رهبر عمل می کردند. بزودی اما نشان داد که او پرچم جوانمردی و حريت جنگ را با طوق بندگی ارباب قدرت طاق زده و نوکری رهبر را به سربازی ملت ترجيح داده است. برای خوش خدمتی به رهبر مشروعيت از دست داده و در تنگنای بی تدبيری خويش گرفتار گشته، مهندس موسوی و مهدی کروبی را «عمال امريکا» ناميد.

از جمله آفات استبداد اين است که به بسياری خوی غلامی می دهد. قدرت طلبان، فرصت طلبان و زياده خواهان برای دست يابی به قدرت و مقام و امکانات مادی در نامردمی، اجحاف و دستبوسی اصحاب قدرت مسابقه می دهند. روش و منشی که محسن رضايی با تولد جنبش سبز و اوجگيری اعتراضات به نتايج انتخابات رياست جمهوری دهم بکار گرفته نمونه واضحی از چنين شخصيت فرصت طلب و غلام صفت است که بعنوان پديده ای اجتماعی-فرهنگی در جامعه استبدادزده ما برای زدودن آثار سوء آن بايد مورد مطالعه جامعه شناسان و اهل فن قرار گيرد.

اگر توپخانه کيهانيان و کيهان صفتان به مهندس موسوی و شيخ شجاع اصلاحات تاختند و می تازند کمتر جای تعجب است. چراکه آنها همواره ذوب در ولايت بوده اند. با پول و امکانات مردم عليه نمايندگان بخش بزرگی از مردم که به روايت خودشان حداقل ۱۳ ميليون رای داشته اند
نوشته اند و می نويسند. نه ادعای سربازی ملت را داشته و دارند و نه عنوان دکترای اقتصاد يا دبيری مجمع تشخيص مصلحت نظام را يدک می کشدند، حداکثر افتخارشان سابقه بازجويی و اعترافگيری از زندانيان سياسی است. پستی کلامشان با کوتاهی قامت شان خوانايی دارد.

همانند رهبران جنبش سبز اما در آغاز به انتخابات مهندسی شده اعتراض کردن، مدرک دکترای اقتصاد در انبان داشتن و مهم تر از همه نگران اجرای عدالت بودن و خود را سرباز ملت خواندن اما نوکری رهبر را کردن و برای خوش آمد اصحاب قدرت به رهبران شجاع جنبش سبز ملت توهين کردن، نشان دنائت و رذالتی ويژه دارد.

نقش محسن رضايی در دفاع از کشور در سال های جنگ قابل قدردانی است. نمی دانم سردار رضايی نشان ويژه شجاعت را در جريان جنگ ايران و عراق دريافت کرده است يا نه. اما بخاطر گستاخی ايشان در مورد رهبران جنبش سبز که دو سال است عليرغم همه فشارها، تهديدها و تضييقات با راستی قامت و استواری کلام از حرمت آرای مردم دفاع می کنند، بايد به او نشان درجه يک چاپلوسی عطا کرد و بر سينه اش مدال دنائت آويخت.

Advertisements

برچسب‌ها: , ,


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: