بدتر از قوانین کاپیتولاسیون زمان شاه

ستاره ثابتی

سی سال بعد از انقلاب،  خارجی ها تحت قوانین ایران «بیشتر برابر» هستند.

آیت اله خمینی، پدر معنوی و موسس جمهوری اسلامی، توانست با  انتقادهایی که از قوانین کاپیتولاسیون  به عمل می آورد_ مجموعه قوانینی که شهروندان  امریکا را از تحت تعقیب کیفری بودن در ایران مصون نگه می داشت_ به یک قهرمان و رهبر مخالفان شاه تبدیل شود. او در یک سخنرانی تاریخی ادعا کرد که یک آشپز  امریکایی می تواند در ایران مرتکب قتل شود بدون اینکه مورد مجازات قرار گیرد اما در عوض یک وزیر ایرانی می تواند در امریکا مورد مجازات قرار بگیرد هرچند که کوچکترین عمل خلافی انجام داده باشد.

در یک پیچ و تاب عجیب  سرنوشت ( تاریخی)، در همان جمهوری اسلامی الهام گرفته از ایت اله خمینی، و درست سه دهه بعد، اگر خارجی باشید احتمال اینکه مورد شکنجه یا تجاوز قرار بگیرید بسیار کمتر است از زمانی که یک ایرانی هستید. بر خلاف اصولی که این انقلاب به خاطر انها اتفاق افتاد  هنوز بهتر است که یک خارجی باشید. صدها زندانی ایرانی  شکنجه های جسمی و روحی را تحمل میکنند و رنج بسیاری می کشند. خیلی از انها فقط به خاطر بیان اندیشه هایشان  و یا به خاطر افشاگریهایشان در رابطه با انتخابات پر مناقشه و همراه با تقلب  در زندان هستند.

خیلی از ما گزارشات مربوط به اعتراضات، کشتار، ضرب و شتم، شکنجه، تجاوز و حتی مراسم ترحیم کشته شدگان  را هم دنبال میکنیم اما خیلی از ما با خیلی از زندانیان سیاسی سرشناس کشورمان هم آشنایی نداریم در بحبوحه همه اخبار و پوششهای مربوط به مذاکرات هسته ای و سیاست بین الملل به نظر می رسد که خطری وجود دارد و ان این است که دنیا فرصت این را نداشته باشد که انها را بشناسد  و یا حتی بدتر تمامی انها را به کلی فراموش کند.

این اولین نوشته از مجموعه مطالبی است که قصد دارم در رابطه با زندانیان سیاسی و بازداشت شدگان در ایران بنویسم اولین گزارش را به بهمن احمدی امویی اختصاص داده ام. امویی بعد از انتخابات خرداد 88 به زندان افتاد. یکی از دوستانم که سازمانی غیر دولتی در ایران دارد و در زمینه حقوق بشر فعال است برایم می گفت که پرونده بهمن احمدی امویی یکی از پرونده های خاص بود. بعد از سپری کردن 100 روز در بند 209 که به زندانیان سیاسی اختصاص دارد و بیشتر این مدت هم در انفرادی سپری شده بود  اصلا هیچ پرونده ای وجود نداشت که نشان دهد امویی اصلا زندانی شده است. در آن موقعیت بود که همسر و وکیل او سعی میکردند با رسانه ها و بیشتر وبسایت های خبری صحبت کنند تا شاید این خبری کردن وضعیت خاص او را مورد توجه افکار عمومی قرار دهند و در نهایت به وضعیت پرونده او کمک کند.

این اقتصاد دان و روزنامه نگار 42 ساله ایرانی و همسرش ژیلا بنی یعقوب  از حامیان میرحسین موسوی بودند.. ژیلا بنی یعقوب هم به همراه او بعد از انتخابات دستگیر شد. بنی یعقوب هم یک روزنامه نگار و همینطور فعال حقوق زنان است البته ژیلا بعد از شصت روز از زندان اوین به قید وثیقه آزاد شد.

امویی و بنی یعقوب هر دو یکبار هم پیش از این طی یک تجمع خیابانی در رابطه با حقوق زنان در سال 2006 دستگیر شده بودند. در همان تجمع حدود 40 زن و سی مرد در همان بند 209 زندان اوین به بند کشیده شده بودند.

او در نوشته هایش بسیار قوی و با حرارت نقد میکرد. در حقیقت می توان گفت امویی ثمره جمهوری اسلامی است  او در یک خانواده معمولی و متوسط عشیره ای قبیله ای پرورش یافته و  تفکرات او در سیستم آموزشی دانشگاههای محلی شکل پیدا کرده؛ دیدگاههای سکولار و عمل گرایانه او محصول همین سیستم است. مانند بسیاری از ایرانیهای نسل جدید که بعد از انقلاب به سن رشد و بلوغ رسیدند.

بهمن از تیره بختیاری است که بین کوهپایه های زاگرس در سمت چهار محال و بختیاری  و خوزستان در حال کوچ فصلی هستند او به این سبک زندگی تا سن شش سالگی ادامه میدهد  و سپس خانواده اش در استان خوزستان مستقر می شوند به این علت که بهمن بتواند به مدرسه برود. بعدها او به دانشگاه بابلسر در حاشیه دریای مازندران می رود و انجا در رشته اقتصاد به تحصیل می پردازد.

امویی پس از پایان تحصیلات کارنامه درخشانی در حرفه روزنامه نگاری و پوشش مسائل اقتصادی از خود باقی می گذارد. او برای بسیاری از روزنامه های اصلاح طلب قلم میزد  او یکی از دبیران روزنامه اقتصادی سرمایه نیز بود ضمن اینکه دو کتاب هم تالیف کرده است. اقتصاد سیاسی جمهوری اسلامی  و چگونه انتقلابیون تکنو کرات شدند ؟

امویی یک انقلابی نیست  بلکه فقط یک منتقد است. یک نگاه به کارها وظاهر امر این سوال را در ذهن متبادر میکند که چرا سیستم احمدی نژاد او را به چشم یک دشمن نگاه می کنند. او  منتقد بی پروای سیاست های اقتصادی  دولت است. امویی در یکی از مقاله هایش با نام «اقتصاد ایرانی در استانه سقوط» احمدی نژاد را به خاطر مورد بی مهری قرار دادن متخصصین و اقتصاد دانان نقد می کند و سیاست های دولتی را در قبال توسعه اقتصادی  در زمانیکه او معتقد است کوچک سازی باید صورت پذیرد مورد سوال قرار می دهد. او میزان هنگفت کسر بودجه  و در صد بالای تورم را که ادامه گمراه کننده جاه طلبی های دولت برای کنترل همه جانبه اقتصاد است مورد سرزنش قرار می دهد. او به این نتیجه می رسد که ایران چندین درجه نسبت  به موقعیتی که قبل از انقلاب اسلامی به عنوان توسعه یافته ترین کشور در منطقه داشته است افول کرده است بنابراین تابویی را می شکند و ان این است که پسرفت های طبیعت اقتصاد را بر همگان آشکار میکند.

در مقاله دیگری با نام «چگونه یک کشور دچار فساد مالی می شود» می پرسد که چرا  ایران در میان یکی از فاسد ترین ها در دنیاست  و البته هم تراز با سومالی. او در رابطه با میل شدید ایرانیان به دروغ و نفاق بحث میکند و ان را بی ربط به تاریخ دیرینه هرج و مرج وسوءاستفاده از قدرت نمی داند امویی سپس از تقلب وفریب کاریهایی که سیستم سهمیه بندی بنزین احمدی نژاد بوجود اورده  به عنوان یک نمونه از چگونه فاسد شدن یک کشور نام میبردو دوباره  عدم توجه و احترام به نظرات کارشناسی توسط دولت را با وجود  این میزان فساد، مورد نکوهش قرار میدهد. امویی ادعا می کند که این دست سیاست های سنگین دولت ایجاد تورم میکند و در نهایت باعث توقف توسعه و در نهایت منجر به فساد خواهد شد و اینطور جمع بندی میکند که یک تاریخی که دائما اشتباهات را تکرار میکند باعث بوجود امدن و نهادینه شدن  فرهنگ دروغ، دغل و فساد مالی شده است. برای دستیابی به تغییر باید دستان سنگین و بی تجربه دولت از حوزه اقتصاد برداشته شود.

دستگیری امویی وزندان کردن کسانی مانند او  دلالت دارد بر اینکه جمهوری اسلامی از فرزندان خود می ترسد. امویی از جمله زندانیان سیاسی است که برچسب غربی بودن به او نمی چسبد. این  ایرانیان عادی از راههای گوناگون و رشته های درسی متفاوت در یک نقطه مشترک به هم می رسند و ان نقطه چیزی نیست جز اینکه سیاست های زیرخاکی (کهنه) حکومت دینی را زیر سوال ببرند. تا زمانی که این دولت نخواهد نگاهی عمیق به خودش بیندازند همین انکار کاستیهای خودش بزرگترین تهدید بر علیه قدرت خودش خواهد بود.

منبع: فرونت لاین 

Advertisements

برچسب‌ها: , ,


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: