نگاهی دیگر: به بند کشیدن سلطان شیاطین – اکبر گنجی

یکم: طرح مسأله: قلمرو دولت/حکومت/زمامداری سیاسی ایران همچنان رازآلود/اسطوره ای/افسونی است. موجودات رازآلودی چون امام زمان، ملائکه، اجنه و شیطان در این قلمرو حضور فعال دارند. در تمام 32 سال گذشته همه جناح های متفاوت رژیم با طرح مدعای امام زمان و جانشینی ولی فقیه، قلمرو سیاسی «افسون زدایی شده» را «بازافسونی» کرده اند. روحانیت دولتی،سپاهیان و بسیجیان، اطلاعاتی ها و امنیتی ها به طور یکپارچه از حضور امام زمان و نایب برحقش -«مقام معظم رهبری»- دفاع می کنند. روحانیت به دنبال آن است که ارتباط با عالم غیب و موجودات رازآلود به طور «انحصاری» در اختیار صنف فقیهان باقی بماند و دیگران فقط و فقط از طریق این صنف قادر به ارتباط با عالم ملکوت باشند.

محمود احمدی نژاد و یارانش با ورود به این قلمرو به رقیبی خطرناک تبدیل شده اند. روحانیت برای منکوب کردن آنان، اتهاماتی چون جن گیری، رمالی و مرتاضی را برساخته و برآنها وارد آورده است. اما اینک سرلشکر جعفری- فرمانده کل سپاه پاسدران- پای شیطان را به میان کشیده و محمود احمدی نژاد و تیمش را «شیاطین داخلی» قلمداد کرده است.

سپاه پاسداران که بازداشت شدگان اخیر را در دست دارد، از طریق روزنامه خود- جوان- می کوشد تا بین محمود احمدی نژاد/ اسفندیار رحیم مشایی از یک سو و جنیان/شیاطین از سوی دیگر ارتباط برقرار سازد. جوان به نقل از یک منبع آگاه- یعنی سازمان اطلاعات سپاه که بازداشت شدگان را در اختیار دارد- می نویسد که احمدی نژاد و مشایی»در برخی از مناسبات سیاسی از توان شیطانی و غیر شرعی این افراد استفاده کرده و برنامه ها، تصمیمات و راهبردهای اساسی خود را براساس توصیه های غیر شرعی آنان تنظیم می کردند…[اینها معتقدند که] کسانی باید حاکمیت جامعه را برعهده بگیرند که واجد قدرت خاصه نیز باشند.

این منبع در پایان خبر می دهد که مردم به زودی شاهد افشاگری در این زمینه خواهند بود. یعنی باید منتظر بود که بازداشت شدگان در پشت سیمای جمهوری اسلامی از ارتباط با جنیان و شیاطین سخن بگویند. در آخرین شب عزاداری بیت رهبری برای حضرت فاطمه، در حضور آیت الله علی خامنه ای و محمود احمدی نژاد، علیرضا پناهیان پای ابلیس را هم به میان کشید. به «نافرمانی ابلیس» پس از شش هزار سال عبادت اشاره کرد و بر اهمیت «عاقبت به خیری» انگشت نهاد و گفت که «عدالت زدگی بدون ولایت خطرناک است».

مسأله/پرسش این است: شیطان چه نوع موجودی است و چه نقشی در قلمرو سیاسی ایران بازی کرده/می کند؟

دوم- شیطان قرآن – دشمن بدخواه: کلمات «الشیطان» و «الشیاطین» و «شیطاناً» بیش از 90 بار در قرآن آمده است. قرآن شیطان را به عنوان «دشمن» و «بدخواه» قلمداد می کند.

یا أَیُّهَا النّاسُ کُلُوا مِمّا فِی اْلأَرْضِ حَلالاً طَیِّبًا وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبینٌ:ای مردم از آنچه در زمین حلال و پاکیزه است بخورید و از گام های شیطان پیروی نکنید چرا که او دشمن آشکار شماست»(بقره، 168).

الشَّیْطانُ یَعِدُکُمُ الْفَقْرَ وَ یَأْمُرُکُمْ بِالْفَحْشاءِ وَ اللّهُ یَعِدُکُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَ فَضْلاً وَ اللّهُ واسِعٌ عَلیمٌ:شیطان شما را از تهیدستی بیم می دهد و به ناشایستی[بخل]فرمان می دهد،و خداوند به شما بخشایش و بخشش خویش را نوید می دهد و خدا گشایشگر داناست»(بقره،268).

وَ الَّذینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ رِئاءَ النّاسِ وَ لا یُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَ لا بِالْیَوْمِ اْلآخِرِ وَ مَنْ یَکُنِ الشَّیْطانُ لَهُ قَرینًا فَساءَ قَرینًا:و کسانی که اموالشان را برای نمایش دادن در چشم مردمان،می بخشند و به خداوند و روز بازپسین ایمان ندارند؛ و کسی که شیطان همنشین او باشد،چه بدهمنشینی است»(نساء،38).

وَلأُضِلَّنَّهُمْ وَلأُمَنِّيَنَّهُمْ وَلآمُرَنَّهُمْ فَلَيُبَتِّكُنَّ آذَانَ الأَنْعَامِ وَلآمُرَنَّهُمْ فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللَّهِ وَمَن يَتَّخِذِ الشَّيْطَانَ وَلِيًّا مِّن دُونِ اللَّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْرَانًا مُّبِينًا:و [آنگاه]آنان را به گمراهی می کشانم و به [دام]آرزوهای دور و دراز می اندازم و می فرمایمشان تا گوش های چارپایان را ببرند و می فرمایمشان تا آفرینش الهی را دگرگون کنند،و هر کس که شیطان را به جای خداوند دوست گیرد،آشکارا زیانکار شده است»(نساء، 119).

قَالَ يَا بُنَيَّ لاَ تَقْصُصْ رُؤْيَاكَ عَلَى إِخْوَتِكَ فَيَكِيدُواْ لَكَ كَيْدًا إِنَّ الشَّيْطَانَ لِلإِنسَانِ عَدُوٌّ مُّبِينٌ:[یعقوب]گفت : فرزندم خوابت را برای برادرانت بازگو مکن که در حقت بدسگالی می کنند،چرا که شیطان دشمن آشکار انسان است»(یوسف، 5).

حضرت ابراهیم خطاب به پدرش می گوید:

يَا أَبَتِ إِنِّي أَخَافُ أَن يَمَسَّكَ عَذَابٌ مِّنَ الرَّحْمَن فَتَكُونَ لِلشَّيْطَانِ وَلِيًّا: پدر جان من می ترسم که عذابی از سوی خداوند رحمان به تو برسد و دوستدار شیطان شوی»(مریم، 45).

سوم- سرشت شیطان: مطابق روایت قرآن، خداوند آدمیان را از خاک ولی شیطان را از آتش آفریده است (اعراف، 12 و ص، 76). جنیان هم از زبانه آتش آفریده شده اند(الرحمان، 15).

بنابر مشاهده علامه طباطبایی، اجنه دو وجب قد دارند. مطابق گزارش قرآن، شیطان یکی از اجنه است:

وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلِيسَ كَانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ أَفَتَتَّخِذُونَهُ وَذُرِّيَّتَهُ أَوْلِيَاء مِن دُونِي وَهُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلا: و چنین بود که به فرشتگان گفتیم به آدم سجده برید؛ همه سجده بردند مگر ابلیس که از جنیان بود و از فرمان پروردگارش سرپیچید؛ آیا[شما]او و زاد و رودش را به جای من به دوستی می گیرید حال آنکه ایشان دشمنان شما هستند؛ ستمکاران[مشرک] بدجانشینی [به جای خدا] دارند»( کهف، 50).

بدین ترتیب، هر حکمی در باره وجود و عدم وجود جنیان رود، همان حکم در باره شیطان هم صادق خواهد بود. به تعبیر دیگر، اگر اجنه وجود نداشته باشند و فقط از باب همراهی با فرهنگ/باورها/اعتقادات اعراب قرآن وجود آنها را تصدیق کرده باشد، شیطان هم وجود نخواهد داشت.

اما قرآن، نقش/کارکردهای بسیاری در جوامع انسانی به شیطان نسبت داده است: وسوسه(طه، 120)، زینت دادن گناه(حجر، 39)،وعده های فریبکارانه(ابراهیم، 22)،شراکت در اموال و اولاد آدمیان(اسرأ،64)، آراستن اعمال امت ها و حاکم شدن بر آنها(نحل، 63)،اخلال و القا در انزال وحی(حج:53-52)، ایجاد فراموشی در آدمیان(یوسف، 42 و انعام، 68)،جنون زده کردن آدمیان(بقره، 275)،به دنبال دگرگون کردن آفرینش الهی از طریق انسان ها و غیره.

چهارم- قوت دینی شیطان و اجنه: از نظر دینی(کتاب و سنت معتبر نبوی)، امام زمان فاقد پشتوانه لازم است، اما شیطان و جن معتبرند. مطابق گزارش قرآن، شیطان و جن را خداوند خلق کرده است، اما امام دوازدهم به احتمال زیاد برساخته گروهی از شیعیان امام یازدهم است. در قرآن 34 بار از جن نام برده شده و سوره هفتاد و دوم مصحف به همین نام است، اما قرآن از ائمه شیعیان نام نبرده، چه رسد به مهدی موعود یا فرزند امام یازدهم. جنیان بخشی از سپاه حضرت سلیمان را تشکیل می دادند(نمل، 17)، ظاهر قرآن حاکی از آن است که پیامبرانی از جنس اجنه هم ارسال شده اند:

يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالإِنسِ أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِّنكُمْ: ای گروه جن و انس آیا پیامبرانی از خودتان به سوی شما نیامدند(انعام، 130).

یک گروه از جنیان قصد آزار و اذیت پیامبر گرامی اسلام را داشته اند، اما جبرئیل ایشان را آگاه می سازد.

پنجم- دو بخشی بودن عالم: خداناباوران جهان را ماده محض به شمار می آورند. ماتریالیست ها همه چیز- از جمله آگاهی- را به ماده فرو می کاهند. از نظر آنان، آگاهی چیزی نیست جز کنش و واکنش های شیمیایی مغز. شاید بتوان مدعی شد که مخالفت با «تحویل گرایی ماده گرایانه» اساس و بنیان دینداری است. دینداران بخش غیر مادی عالم هستی را «غیب» می نامند. از نظر آنان خداوند موجودی غیر مادی است. انسان هم ترکیبی از روح و ماده است. آگاهی انسان هم غیرمادی است. اما موجودات غیرمادی جهان محدود به خداوند و روح آدمی نیستند. در متون مقدس ادیان ابراهیمی از موجوداتی چون ملائکه،اجنه و شیاطین سخن رفته است. در میان پیروان ادیان ابراهیمی، کسانی وجود موجوداتی چون ملائکه، اجنه و شیطان را انکار کرده اند.

دینداران در باره نسبت خداوند با عالم هستی نیز مدعای واحدی ابراز نکرده اند. خدای فیلسوفان و عارفان با خدای متکلمان و فقیهان یکی نیست. برخی تا آنجا پیش رفته اند که رابطه خداوند و عالم هستی را مانند رابطه ذهن و مغز به شمار آورده اند. به تعبیر دیگر، بدون مغز ذهن وجود نخواهد داشت، اما در عین حال، ذهن را نمی توان به مغز/ماده تحویل کرد. این هم نوع دیگری از تجسیم رابطه غیب و شهادت است.

عقل گرایی مستلزم پذیرش مادی گرایی نیست. پروژه عقل گرایی دینی هم ناچار نیست تا تمام جهان را یکسره مادی بداند. اگر تمام جنبه های راز آلود از دین زدوده شود و دین به آیینی تماما اسطوره زدایی شده تبدیل گردد، با مکاتب غیر الهی چه تفاوتی خواهد داشت؟

با این حال این به این معنی نیست که عقل گرایی دینی باید بی اعتنا به تمامی شواهد، یکسره برمبنای ایمان کور، تفسیر واقع گرایانه از همه آیات ناظر به ملائکه، اجنه و شیاطین برگزیند. پذیرفتن غیب لزوما به معنی پذیرفتن انواع و اقسام موجودات افسانه ای که مستقیما قوانین فیزیک را نقض می کنند نیست.

می توان برخی از این موجودات را واقعی به شمار نیاورد، چنانچه گروهی از مفسران(زمخشری، محمد عبده، آیت الله طالقانی) در تفسیر آیه 275 سوره بقره چنین کرده و مدرنیست ها آیه را به میکروب بازگردانده اند.

پوزیتیویست های مسلمان برخی آیات ناظر به آسمان ها و شیطان را با آخرین نظریه های علمی تفسیر کرده و روایتی علمی/تجربی از آنها عرضه کرده اند. تا حدی که من می فهمم، این رویکرد مبتنی بر پیش فرضی نادرست است، برای اینکه قرآن را به متنی علمی(علم تجربی مدرن) تبدیل می کند.

ششم- ورود اجنه/ شیطاطین/دجال به قلمرو سیاسی ایران: روحانیت در طول تاریخ مخالفان و رقبای خود را با اتهام های گوناگون حذف کرده است. داستان عارفان و فلاسفه تکفیر شده مشهورتر از آن است که نیاز به تکرار داشته باشد.

انحصار قدرت/ثروت، انحصار ایدئولوژیک را ایجاب می کند. فقیهان که با دشمنان خطرناکی چون احمدی نژاد/مشایی روبه رو شده اند که مستقل از روحانیت با امام زمان رابطه برقرار کرده اند، برای نابودی اینان، آنها را به جن گیری و رمالی متهم می سازند. آیت الله مصباح یزدی مجدداً گفته است:»برای شناخت دین باید سراغ دین شناسان اصیل رفت نه جن گیران».

اما چه کسی گفته است برای شناخت دین باید به جن گیران رجوع کرد؟ چه گروهی برای شناخت دین به جن گیران رجوع کرده است؟ فقیهان که می دانند مردم ایران نظری به شدت منفی در باره جن گیران و رمالان دارند،رقیب تازه(محمود احمدی نژاد و گروهش) را به جن گیری و رمالی در حوزه اسلام شناسی متهم می کنند.

مهدی طائب- مسئول قرارگاه عمار- نیز می گوید اسفندیار رحیم مشایی»ریاضت کشیده و از راه ریاضت به یک جاهایی رسیده است ولی دستش در دست دشمن است… این آقا از زاویه ریاضت آمده بود، البته کسی که ریاضت بکشد به یک توانایی می ‌رسد، می‌تواند پیشگویی کند… این آقای حاشیه ساز در ریاضت‌ها قدرتی به دست آورده و آرام آرام در برخی افراد[احمدی نژاد] نفوذ می‌کند و آنها را می‌برد مقابل رهبری بایستد».

قرارگاه فرهنگی عمار (مرکز راهبردی جبهه اهل ولاء) سال گذشته از سوی جمعی از فعالان فرهنگی و سیاسی جبهه انقلاب اسلامی تشکیل شد و حجج اسلام علیرضا پناهیان، مهدی طائب، محمدمهدی ماندگاری، علی ثمری، حمید رسایی، روانبخش و آقایان سعید قاسمی، وحید جلیلی، مهدی کوچک‌زاده، نادر طالب‌زاده ،حاج حسین یکتا ، حسن عباسی، سعید حدادیان ، حسین الله‌کرم، حسین روشن را به عنوان اعضای شورای مرکزی این قرارگاه انتخاب کرد.

اما روشنفکران/مخالفان رژیم در این زمینه نباید مانند آیت الله خامنه ای و پیروانش عمل کنند. براساس کدام قرائن و شواهد ادعا می شود که اسلام احمدی نژاد/مشایی، «اسلام جادوگرایانه» است؟ مگر ارائه شواهد و قرائن مدعا، اساس روش شناسی علمی نیست؟ محمود احمدی نژاد و تیمش در کجا به جادو/رمالی/استخاره/جن گیری/طالع بینی/ فال بینی/دعانویسی «برای رتق و فتق امور جامعه یا توجیه تصمیمات و امیال حاکمان یا کسب و حفظ قدرت» استناد کرده اند؟ مگر آنکه تأکید مداوم بر امام زمان و یاری رساندن های او(هاله نور، و…)،»اسلام جادوگرایانه» قلمداد شود.

مسأله ای که روحانیت دولتی را ترسانده، ارتباط مستقیم با امام زمان و نفی ولایت فقیهان است. امام جمعه اهواز و رئیس حوزه های علمیه خوزستان گفته است: «نمی شود کسی دم از امام زمان و حضرت زهرا بزند و بعد منکر ولایت باشد، کاری با حضرت آقا نداشته باشد، این نشان می ‌دهد كه فرد دکان باز کرده است… مصداق ولایت فقیه در عصر ما حضرت سیدعلی(حفظه الله) است که همانند ماه تمام می درخشد و کسی که ادعای فاطمی بودن داشته باشد و با ولایت فقیه مشکل داشته باشد، سر از ناکجاآباد در خواهد آورد… خدا نکند انسان شیفته کسی جز ولایت شود… ما باید گوشمان و نگاهمان به دهان و کلام مبارک ولایت فقیه باشد. وي گفت: ما امروز به امام زمان وصل هستیم، چطور؟ چون رهبرمان نایب امام زمان است و حتماً حضرت ولی‌عصر او را یاری می کند و بر زبانش خیر ما را جاری می کند.»

امام جمعه اهواز

«نمی شود کسی دم از امام زمان و حضرت زهرا بزند و بعد منکر ولایت باشد، کاری با حضرت آقا نداشته باشد، این نشان می ‌دهد كه فرد دکان باز کرده است.مصداق ولایت فقیه در عصر ما حضرت سیدعلی(حفظه الله) است که همانند ماه تمام می درخشد»

فقیهان نگران «دکان باز کردن» در کنار «دکان روحانیت» هستند. آیت الله علم الهدی نیز در نقد محمود احمدی نژاد و اسفندیار رحیم مشایی همین نکته را گوشزد کرده است:»امام زمان راه ارتباط را فقط از يک راه مشخص داشته‌اند و غير از اين راه، تمامی مسير‌ها باطل است. امام زمان تنها راه ارتباط را با حجت، مجتهد جامع‌الشرايط و ولی‌فقيه تاكيد داشتند. ادعای مشاهده و ارتباط با امام زمان كه برخی دم از آن می ‌زنند، نوعی دكان و دروغی بيش نيست. برخی‌ها فكر می ‌كنند كه می‌توانند دين و فرقه‌ای بسازند و مردم را به وسيله آن منحرف كنند در حالی كه امامت امام زمان از راه مجتهد جامع‌الشرايط است. كسی كه در برابر ولی‌فقيه بايستد و از فرمان ايشان اطاعت نكند و در مقابل نظام ولايی الگوی ديگری را مد نظر داشته باشد، اين شخص طاغوت‌پرست است.»

به محل نزاع توجه کنید:نمی گوییم تیم احمدی نژاد/مشایی از اجنه/شیاطین استفاده نکرده اند، نمی دانم، شاید کرده باشند؛ اما طرح مدعا بدون ارائه شواهد با سنت علمی ناسازگار است. به جز موضوع امام زمان، بزرگ ترین اتهام احمدی نژاد/مشایی سخنانی است که در باره منشور حقوق بشر کوروش، مکتب ایرانی، آزادی هر نوع موسیقی، آزادی ورود زنان به ورزشگاه ها، مهم نبودن مسأله بدحجابی، و مسائلی از این دست بیان کرده اند؛ نه جادو/رمالی / استخاره/جن گیری/طالع بینی/ فال بینی/ دعانویسی.

سخنان بیان شده از سوی احمدی نژاد/مشایی هیچ نسبتی با «اسلام گرایی جادوگرایانه» ندارد.

محمود احمدی نژاد در جلسه دولت به اتهام جن گیری و رمالی پاسخ گفت و از علم و عقلانیت دفاع کرد:»بحث‌های شنيده شده در خصوص رمال در دولت باعث انبساط خاطر شد. اگر بنا باشد رمال و جن‌گير كارآيی داشته باشند چرا آنان كاری برای خودشان نمی ‌كنند؟ كشور را بايد با علم، عقل و فداكاری ساخت. امروز در كل جهان يک نظام الهی موفق در حال درخشش است و در بسياری از مسائل علمی از جمله فضايی، هسته‌ای، بيوتكنولوژی، اقتصاد و مديريت ايران جزو كشورهای برتر است و حرف برای گفتن دارد. امروز تخصصی‌ترين دولت در طول نظام جمهوری اسلامی ايران تشكيل شده است، كسانی كه در رقابت با ديگران هستند، بهتر است اخبار دروغ منتشر نكرده و موازين اخلاقی را رعايت كنند تا آسيبی به چهره نظام و ملت وارد نشود.»

محمود احمدی نژاد با مقایسه مدارک تحصیلی اعضای کابینه های میر حسین موسوی، اکبرهاشمی رفسنجانی، محمد خاتمی و خود، دولتش را «تخصصی ترین دولت جمهوری اسلامی» معرفی می کند. می توان این مدعا را بررسی و نقد کرد. می توان با معیار «عقلانیت عملی» و «مدیریت علمی» عملکرد او را نقد کرد. باید «پیامدهای ویرانگر» سیاست های اقتصادی/فرهنگی/اجتماعی/سیاسی دولت او را برملا و نقد کرد.

اما،اگر کالایی به نام «اسلام جادوگرایانه» وجود داشته باشد، این کالا ساخته فقیهان است، نه محمود احمدی نژاد.

علامه طباطبایی- فیلسوف و مفسر و صاحب تفسیر المیزان– یکی از مسلمانان عقل گرای دوران معاصر است. تفسیرش با اینکه بنابر مدعای خود وی، تفسیر قرآن به قرآن است،اما در واقع آکنده از پیش فرض های فلسفی/کلامی است که معنای آیات را به کلی از خود متأثر کرده است.

این فیلسوف براساس همان فلسفه، از موجوداتی چون ملائکه، شیطان،اجنه و غیره دفاع می کند و به گمان خود وجود آنان را به روش های عقلی اثبات کرده است.

علامه طباطبایی در جلسه جن گیری هم شرکت کرده و در باره آن گفته است:»روزی آقای بحرینی که یکی از افراد معروف ومشهور در احضار جن و از متبحرین در علم ابجد و حساب مربعات بود در مجلس ما حضور یافت، چادری آوردند، دو طرفش را به دست من داد و دوطرف دیگر را به دست های خود گرفت. این چادر به فاصله دو وجب از زمین فاصله داشت. در این حال جنیان را حاضر کرد، صدای غلغله و همهمه شدیدی از زیر چادر برخاست. چادر به شدت تکان می خورد چنان که نزدیک بود از دست ما خارج شود. من محکم نگه داشته بودم، آدمک هایی به قامت دو وجب در زیرچادر بودند و بسیار ازدحام کرده و تکان می خوردند و رفت و آمد داشتند، من با کمال فراست متوجه بودم این صحنه، چشم بندی و صحنه سازی نبوده و صد درصد وقوع امر خارجی بوده است».

آیا اسلام طباطبایی، «اسلام جادوگرایانه» است؟ مبارزه سیاسی نباید به مدعیات ایدئولوژیک(شعور کاذب به تعبیر مارکس) منتهی شود. عارفان، فیلسوفان، متکلمان و فقیهان، اسلام های گوناگونی برساخته اند؛ اما محمود احمدی نژاد و یارانش، اسلامی برنساخته اند.

سخنانی که آنها بیان کرده و اعمالی که انجام داده اند، همراهی با «امواج پی در پی دین گریزی» در جامعه ایران است، نه برساختن «اسلام جن گیرانه و شیطانی».

محمود احمدی نژاد را آیت الله علی خامنه ای و مریدانش بالا آوردند. وقتی رهبران حرکت سبز، محمود احمدی نژاد را به رمالی متهم کردند، ولی فقیه در خطبه های نماز جمعه مشهور 29/3/88 گفت:»رئیس جمهور را خرافاتى، رمال، از این نسبت‌هاى خجالت‌آور دادند؛ اخلاق و قانون و انصاف را زیر پا گذاشتند.»

اما از وقتی آقای احمدی نژاد نخواست «تدارکاتچی» صرف «آقا» باشد، نیروهای رهبری وی را به جن گیری و ارتباط با شیاطین متهم ساختند. حالا دیگر این نسبت ها «خجالت آور» و زیرپا گذاردن «اخلاق و قانون و انصاف» نیست. به سرشت رژیم باید توجه کرد.»آقا» حجت است. اگر امروز «آقا» بفرمایند محمود احمدی نژاد خود امام زمان است، او امام زمان خواهد شد- یعنی همه باید بگویند که او امام زمان است- اما اگر فردا «آقا» فرمودند او شیطان/جن گیر/رمال است، محمود احمدی نژاد شیطان/جن گیر/رمال خواهد شد- یعنی همه باید او را این چنین به تصویر کشند.

هر چه رهبری بفرمایند،همان حق(درست)است؛ حتی اگر سخن امروز «مقام معظم رهبری» با سخن دیروزش در تعارض بنیادین قرار داشته باشد. «شخصی سازی تمام عیار» دولت/حکومت/زمامداری سیاسی اساس کار است. تا آنجا که رئیس دفتر رهبری امام زمان را حامی ولی فقیه قلمداد کرده و مخالفانش را «دجال» معرفی می کند.

دجال شخصی است که در زمان ظهور امام زمان خروج می کند.به نقل از حضرت علی در باره دجال گفته اند:»او چشم راست ندارد ، و چشم دیگرش در پیشانی اوست، و مانند ستاره صبح می درخشد، چیزی در چشم اوست که گویی آمیخته به خون است. وی در یک قحطی سختی می آید، و بر الاغ سفیدی سوار است … او با صدای بلندی فریاد می زند که بین مشرق و مغرب ، صدایش را جن و انس و شیطان می شنوند و می گوید: ای دوستان من! به سوی من آیید. من هستم کسی که آفریده است، پس استوار ساخته و مقرر کرده و هدایت نموده است. من پروردگار برتر شما هستم.»

هفتم- نتیجه: دولت/حکومت/زمامداری سیاسی، قلمرو عقلانیت عملی(تناسب وسائل با اهداف) است.این حوزه مقدس(بی چون و چرا،کامل) نیست. سراپا بشری است، نه آسمانی/الهی/ملکوتی. رازآلود ساختن این حوزه پیامدهای ناپذیرفتنی گوناگونی دارد.

فقیهان با مدعای بلادلیل حضور و تأیید امام زمان این قلمرو را رازآلود کرده اند. اگر قرار بر دینی سازی قلمرو دولت از طرق حضور موجودات رازآلود باشد،با ملائکه و اجنه و شیطان که قرآن وجودشان را تأیید کرده بهتر می توان این ساحت را دینی کرد؛ نه موجودی(امام دوازدهم) که قرآن و سنت معتبر نبوی وجودش را تأیید نمی کند. با ورود ملائکه/جنیان/شیاطین/امام زمان به قلمرو دولت،سیاست رازآلود و دینی می شود.

اما «تفسیر و تحلیل» دینی سیاست چه پدیده ای است؟ در «تحلیل دینی»،زمامداران سیاسی به مصادیق زمینی موجودات رازآلود تبدیل می شوند.به همین دلیل فقیهان می کوشند تا خود را نائب امام زمان قلمداد کنند و مخالفان و رقبایشان را «شیطان» به شمار آورند.

حال،اگر از باب همدلی/همراهی با فقیهان قرار بر تفسیر دینی قلمرو دولت/ حکومت/ زمامداری سیاسی از طریق موجودات رازآلود باشد،می توان پرسید: چه کسی یا کسانی مصداق شیطانند؟

شیطان قرآن،موجودی فریب کار است.دروغ چیزی جز مدعیات کاذب به قصد فریب نیست. چه کسانی طی سه دهه گذشته با مدعیات کاذب در قلمرو سیاسی/اقتصادی/فرهنگی/ اجتماعی/نظامی مردم را فریب داده اند؟

شیطان قرآن، دشمن مردم است. چه کسانی طی سه دهه گذشته با مردم ایران چون دشمنان رفتار کرده اند؟

شیطان قرآن،خود را شریک اموال و اولاد مردم می سازد.چه گروهی در 32 سال گذشته اموال و اولاد مردم را به یغما برده اند؟

شیطان قرآن، بر مردم به روش های ناروا مسلط می شود. چه گروهی طی سه دهه گذشته بر مردم ایران سلطه یافته و آنان را در چنگال خود اسیر کرده اند؟

شیطان قرآن،مسخ کننده و مجنون ساز است. کدام صنف/گروه پس از پیروزی انقلاب مشغول چنین کاری بوده است؟

«شیطان قرآن» یکی از «جنیان قرآن» است. آیا باید از طریق جن گیری، سلطان اجنه را گرفت و در بند کرد؟

Advertisements

برچسب‌ها: ,


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: