متن پیاده شده چهارشنبه 25 اسفند 89

سلام،

چهارشنبه 25 اسفند 89، 16 مارچ 2011 میلادی

تصاویری که در ابتدای صحبت امشب خدمت شما ارائه کردم از شهرهای مختلف ایران: اردبیل، اهواز، تهران بود و البته تصاویر بسیار بسیار بیش از اینهاست. چهارشنبه سوری در شرایطی برگزار شد که به قول بعضی ها سیاسی ترین چهارشنبه سوری این سی و دو سال و شاید هم تمام تاریخ ایران بود. صدای مرگ بر دیکتاتور، مرگ بر خامنه ای در سراسر کشور از اردبیل و تبریز تا اهواز و بوشهر، از تهران تا اصفهان و شیراز، از مشهد تا سنندج، کرمانشاه، بروجرد تا گیلان، مازندران، گرگان و در تمام نقاط کشور شنیده شد و یک ملت یکپارچه فریاد کشید که مرگ بر خامنه ای و خامنه ای که باید که برود. فکر می کنم که آنچه که شب گذشته اتفاق افتاد موفقیت بزرگی بود برای جنبش مردم، مدل بزرگی بود که نشان داد وقتی یک ملت اراده می کند آزاد باشد هیچکس نمی تواند جلوی آنرا بگیرد. نیروهای حکومتی آنچه که در توان داشتند از پلیس از گارد نئپو، لباس شخصی ها، ستادهای مختلف همه را به خیابان آورده بودند اما در واقع استفاده از مدل چهارشنبه سوری، خیابانهای اصلی را گاهی رها کردن و رفتن به محله ها و نقاط مختلف باعث شد که هیچ کاری از آنها بر نیامد. اتفاقات زیادی افتاده از نصب کردن بنر «دیکتاتور به پایان سلام کن» در اتوبان مدرس در تهران تا به آسمان فرستادن بادکنک های سبز و ده ها و ده ها کار دیگر که نشان داد که چگونه در واقع مردم وقتی که اراده می کنند کاری را بکنند می توانند حکومت را به عقب برانند. در پاره ای از نقاط مثل سرسبیل تهران لباس شخصی ها سعی کردند حمله بکنند اما با حرکت متقابل مردم فرار کردند و به قول بچه ها در آنجا که گفتند سرسبیل آزاد شد، عکس دیکتاتور، عکس خامنه ای و احمدی نژاد را در پاره ای نقاط اما اکثراً عکس خامنه ای را آتش زدند. شعارهای اسفند دونه دونه سید علی سرنگونه، دیکتاتور حیا کن کشورمو رها کن و مرگ بر خامنه ای و مرگ بر دیکتاتور در همه جا شنیده شد. به هر صورت من این حرکت بزرگ را که به نظر من یک نقطه عطف بزرگی شد در جنبش، به همه شما که زحمت کشیدید، به همه دست اندرکاران، بچه هاییکه کار کردند و سازماندهی کردند خیلی کارها را تبریک عرض می کنم. خسته نباشید به همگان میگم و دست همگان را از راه دور می بوسم. به هر حال باید هوشیار باشیم که از این دست آورد بزرگ که نشان داد یک ملت از 20 ماه سرکوب، شکنجه و تهدیدهای حکومت نمی ترسد و در همین چند روز اخیر هم بارها تهدید کردند نشان داد که از این دستاورد چقدر خوب می توانیم برای تداوم اعتراضات استفاده کنیم. به هر صورت حواسمان هم باشد که در روزهای آینده ممکن است بعضی از آنها شروع کنند همین آیه های یاس را خواندند که ای آقا فایده ای ندارد یا بدرد نمی خورد، حالا چی شد چی نشد، بدونیم که دستاورد بزرگی در سراسر کشور بدست آمده. درواقع به قول یکی از دوستان نوشته بود ایران یکپارچه شب گذشته اعتراض بود. من در خصوص چهارشنبه سوری، کارهاییکه اتفاق افتاد و تداوم حرکت در همین این طرف سال مثل پنج شنبه آخر سال و تنها و بی کس نگذاشتن خانواده شهدا و یکشنبه شب سا تحویل، تنها و بی کس نگذاشتن خانواده زندانیها و ایام نوروز و کارهایی که در پیش است بازهم روزهای آینده خدمتتان صحبت می کنم.

اما از این موضوع گذشته که موضوع اول بحث ما بود، کلاً راجع به 8 موضوع با همدیگر امروز صحبت می کنیم.

موضوع دوم، نازنین خسروانی، روزنامه نگار، که با 600 میلیون تومان وثیقه آزاد شد. بعد از چند ماه پدرمحمد مختاری، آقای اسماعیل مختاری، در مصاحبه ای که کرده گفته که گلوله به پیشانی وی خورده. 180 نفر از فعالین حقوق زن هم در نامه ای به رئیس جمهور برزیل خانم دیلما روسف خواهان این شدند که دنیا در مورد نقض حقوق زنان در ایران ساکت ننشیند و اعتراض کند.

نکته سوم اینکه مجلس بلاخره مسئله گم شدن 11 میلیارد دلار از درآمد نفتی را که به صندوق ذخیره ارزی نیامده به قوه قضاییه ارجاع کرده، البته احتمالاً این پولها یک بخشی از آن دست بیت رهبری است، یک بخشی دست سپاه، یک بخشی دست آقای احمدی نژاد و دولت اوست و این پرونده هم بعید است و میرود همانجایی در قوه قضاییه که پرونده آقای رحیمی رفت.

نکته چهارم اینکه آقای خامنه ای که قبلاً دستور داده بود طرح باغ شهرها در اطراف تهران متوقف شود اما با تصویب شورای عالی شهرسازی دولت احداث چند باغستان در اطراف تهران تصویب شده و در واقع نشان می دهد که کلاه این دیکتاتوری که مردم مرگ بر او هم می گویند برای حتی اطرافیان خودش هم دیگر پشم ندارد.

نکته پنجم اینکه آقای فرید حداد عادل پسر آقای غلامعلی حداد عادل مصاحبه کرده ودر مورد مجتبی خامنه ای، شوهر خواهر خودش، گفته که اخلاقی ترین فردی است که من می شناسم و اصلاً در کار سیاسی نیست. کاملاً معلوم است که به شهادت طلبیدن دم روباه برای این است که بلکه بتوانند آقای مجتبی خامنه ای را از این جنایتها کنار بگذارند برای فعل و انفعالاتی که احتمالاً در مجلس خبرگان دارند.

نکته ششم اینکه بالاخره سفر ملک عبدا…، پادشاه اردن، به ایران لغو شد. سخنگوی وزارت خارجه ایران گفته که اصلاً از اول هم چنین قراری نبوده اما وکلای مجلس گفتند که بوده و به هر صورت نشان داد که مملکت حتی چگونه آبروی خارجی هم ندارد.

نکته هفتم اینکه اسراییل یک کشتی حامل سلاح را توقیف کرده و ادعا کرده که سلاحهای داخل آنرا ایران برای غزه می فرستاده، موشکهای ضد کشتی و خمپاره 60 و خمپاره 120 که احتمالاً تنشهای بیشتری را دامن خواهد زد.

و نکته آخر اینکه آقای احمدی نژاد در مصاحبه با خبرنگار زن از تلویزیون اسپانیا، ضمن اینکه این خانم روسری سرش نیست و این از آن چیزهایی است که در آن مملکت خیلی افراد را فحش دادند و تهدید کردند، در حالیکه ظاهراً برای آقای احمدی نژاد اشکالی ندارد اما در این مصاحبه ایشان به صراحت گفته در این مملکت اصلاً ما مخالفین را سرکوب نمی کنیم و در مورد آقایان موسوی و کروبی هم وقتی خبرنگار از وی پرسید در واقع از کوره در رفته و گفته که اصلاً به شما چه ربطی دارد و مگه شما وکیل وصی آنها هستید. به هر صورت کاملاً نشان می دهد که دروغ گویی آشکار وتناقض در حرفهای آقای احمدی نژاد چگونه به چشم می خورد. باید به ایشان گفت که این خبرنگار اسپانیایی کافی بوده که دیشب در خیابانهای تهران و سایر شهرهای ایرن بچرخد تا ببیند که چگونه مردم نه احمدی نژاد، نه خامنه ای و نه کل حضرات نظامشان را نمی خواهند.

اندکی صبر سحر نزدیک است. تا فردا شاد، پیروز، موفق و سرافراز باشید. به امید پیروزی ایران و ایرانی.

Advertisements

برچسب‌ها:


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: