دیکتاتورها در دهکده جهانی- مرتضی کاظمیان

خودکامگان باید واقع‌بینی پیشه کنند و به‌سر عقل آیند؛ دهکده‌ی جهانی دیگر جای امنی برای دیکتاتورهای مطلق‌العنان نیست.
دیکتاتورها در دهکده‌ی جهانی، قدرت مطلقه نیستند. دهکده‌ی جهانی دیگر جای امنی برای دیکتاتورهای مطلق العنان نیست.
کمتر از 24 ساعت تا حمله‌ای که قذافی، دیکتاتور لیبی برایش چنگ و دندان کشیده بود، تصویب منطقه‌ی «پرواز ممنوع» برفراز آسمان لیبی توسط شورای امنیت سازمان ملل متحد، مردم بنغازی را در جشن و سرور فروبرد. این شادمانی مشابه شعف و شادی بود که متحصنان در میدان تحریر قاهره پس از شنیدن خبر فرار دیکتاتور مصر، دچارش شدند و از خود بروز دادند. تکرار اتفاقی شعف‌انگیز، آن هم در کمتر از چند هفته، دموکراسی‌جویان را در تمام جهان شادمان و امیدوار ساخته است.
اینک نیاز به بازخوانی مفهوم «استقلال» بیش از پیش محسوس می‌شود. آن جمعیتی که در بنغازی با شنیدن خبر مصوبه شورای امنیت، فریاد «الله اکبر» سر دادند، نه «آمریکایی» بودند و «عناصر وابسته به بیگانه»، چنان‌که تمامیت‌خواهان وطنی، در نقد مخالفان و سبزها پیوسته به این واژه‌ها تکیه می‌کنند؛ و نه وابسته به «القاعده و طالبان» چنان‌که دیکتاتور لیبی این چند هفته متهم کرده است. مسلمانان آزادی‌خواه لیبی، جنبش دموکراسی‌خواهی خود را از این پس با حمایت عینی جامعه جهانی، پیش خواهند برد.
دیکتاتور لیبی که تهدید کرده بود مخالف زنده‌ای در بنغازی نخواهد گذاشت، از پنج‌شنبه شب تحریم‌ها و محدودیت‌های جدی و پرمخاطره‌ای را تجربه خواهد کرد. تمامیت‌خواهان تشنه‌ی قدرت و منافع‌اش در لیبی هرچند از تاخیر جامعه جهانی در ایجاد منطقه «پرواز ممنوع» سود جستند و به قتل عام مخالفان پرداختند، اما دیگر فراخ‌دست و بی‌مهار و یکه‌تاز نخواهند بود.
دیکتاتوری نفتی لیبی که سرمست از درآمدهای نجومی رانتی نفت، و با تکیه بر انواع سلاح به سرکوب خواسته‌های انسانی و مشروع شهروندانش دست یازیده بود، از این پس، و بیش از پیش، قدرت خود را در تهدید خواهد دید.
چشمان منتظر و نگران بی‌شماری در سراسر جهان، پیگیر روند تحولات در لیبی بوده و هستند؛ جنگ نابرابر دیکتاتوری مسلح به توپ و تانک و مسلسل خریداری شده با رانت نفت، و بی‌اعتنا به حقوق بشر و هر استاندارد و ضابطه‌ی حکومت‌داری مردمی، با شهروندانی که حقوق اساسی خود را پی جسته و می‌جویند، نگرانی‌های نه چندان اندکی آفریده بود. زین پس اما، دموکراسی‌خواهان جهان می‌توانند با دغدغه‌ای کمتر نسبت به جان همنوعان خویش، در تمامی کشورهای تحت سلطه‌ی استبداد و رژیم‌های دیکتاتوری، فرهنگ آزادی و دموکراسی را بازتولید و منتشر کنند.
به نظر می‌رسد تحولات سیاسی اخیر در لیبی، برای حامیان و همراهان جنبش سبز، بسی مهم‌تر از رویدادهای تونس و مصر بوده و هست. چرا که اینجا، در ایران نیز، جنبش سبز با حاکمیتی مشابه حاکمیت لیبی در چالش است: حاکمیتی متکی به درآمد نجومی و رانتی ناشی از فروش نفت و گاز؛ مسلح به انواع سلاح‌ برای خشونت‌ورزی و ارعاب و تهدید شهروندان؛ متکی بر دستگاه‌های عریض و طویل امنیتی و نظامی و انتظامی و شبه‌نظامی و سرکوب؛ برخوردار از دستگاه تبلیغاتی و رسانه‌ای منحصربه‌فرد و بی‌رقیب، صدا و سیمای حکومتی؛ دلخوش به بسیج پوپولیستی اقشاری ناآگاه از جامعه یا مزدورانی درخدمت، برای مقابله با جامعه مدنی و مطالبات مدنی شهروندان معترض؛ و نیز تکیه کرده بر ابزار ایدئولوژی.
از همین زاویه، حرکت رو به جلوی نظامیان رژیم دیکتاتوری قذافی در روزهای اخیر، و سرکوب خونین و بی‌رحمانه‌ی شهروندان آزادی‌خواه این کشور، روند بس نامطلوبی به‌خود گرفته بود. توفیق قذافی در سرکوب تمام و کمال مخالفان، دیکتاتورها و تمامیت‌خواهان را در تمامی کشورها تحریک و تهییج می‌کرد که بی‌پرواتر و بی‌اعتناتر به افکار عمومی جهان، به سرکوب شهروندان خویش دست یازند. چنان‌که به‌دشواری می‌توان اتفاقات اخیر در بحرین را برکنار از روش اخیر طرابلس در سرکوب غیرانسانی دموکراسی‌خواهان لیبی، مورد تحلیل قرار داد. دیکتاتورها و مستبدان برای تداوم بقای نامشروع و اقتدار غیردموکراتیک خود، تجارب یکدیگر را مورد توجه قرار می‌دهند.
این‌گونه، دخالت و مصوبه و قطعنامه‌ی اخیر شورای امنیت سازمان ملل متحد _که متاثر از خواست و فشار افکار عمومی کشورهای توسعه یافته، محقق شد_ تاثیری معنادار بر روند جاری تحولات در لیبی، و نیز دیگر کشورهای تحت نظام‌های خودکامه خواهد داشت. و طبیعتا»، جنبش‌های دموکراسی‌خواه را در منطقه، باانگیزه‌تر و امیدوارتر خواهد ساخت.
دیکتاتورها در دهکده جهانی دیگر مطلق‌العنان و یکه‌تاز نیستند. جهان بیش از پیش برای رژیم‌های اقتدارگرا ناامن می‌شود. دیکتاتورهای هوشیارتر، چون حسنی مبارک، صحنه‌ی قدرت را ترک می‌کنند و با پرهیز از ریختن خون شهروندان خود، به‌نوعی «عاقبت به خیر» می‌شوند؛ و دیکتاتورهای نادان‌تر (چون معمر قذافی) با عدم درک دقیق اوضاع و تحلیل نادرست شرایط و اوضاع، نه تنها دستان خویش را به تمامی در خون شهروندان بی‌گناه خویش، فرومی‌برند بلکه فرجامی بس تیره‌ و پرخطرتر نیز برای خود رقم می‌زنند.
خودکامگان تشنه‌ و شیفته‌ی قدرت باید بیش از همیش

Advertisements

برچسب‌ها: , ,


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: