فاجعه ژاپن و ما سبزها – بهرام حسین‌زاده

جنبش سبز باید دغدغه هایی جهانی داشته باشد، و با مردم آسیب دیده ژاپن، همدلی و اعلام همدردی ‌کند.

جنبشی به نام جنبش سبز در کشورمان شکل گرفته که تفاوتش با جنبشهای دیگر درین است که نه تنها خواستار و در پی نوعی حکومت دموکراتیک است بلکه خواهان بازگشت مردم ایران به آغوش خانواده جهانی نیز هست.
جمهوری اسلامی در طی سی و چند سال عمر خود، و به ویژه در چند سال اخیر، توانسته است با تغییر دادن نگرش ملی، مردم ما را از جهان معاصر جدا کرده و به گوشه‌های مورد نظرش در تاریخ‌های دور و نزدیک پرتاب کند. یعنی نه تنها حکومت ایران در جهان منزوی شده است، بلکه مردم ما نیز همدلی چندانی با جهان معاصرشان ندارند. یکی از گواه‌هایم بر این ادعا، بی‌تفاوتی‌مان در برابرِ فاجعه جهانی و زیست‌محیطی اخیر در ژاپن است.
موضوع زلزله و سونامی و در پی آنها انفجار در نیروگاه اتمی فوکوشیما‌، دلنگرانی بزرگ جهان امروز را تشکیل می‌دهد. روزنامه و رادیو یا تلویزیونی نیست که اولین و مهمترین خبرش فاجعه در ژاپن نباشد. به وضوح می‌توان در سیما و ذهن مردمان اغلب کشورهای جهان، ابراز همدردی و نگرانی و دلمشغولی‌شان نسبت به این موضوع را دید.
این اهمیت تنها از بعد انسانی‌اش نیست که ده‌ها هزار انسان به زیر آوار گل و لای حاصل از سونامی مانده و مدفون شده‌اند، بلکه از آن روست که زلزله ی اخیر تبعات ناگوار دیگری هم دارد. از کنار تبعات اقتصادی‌اش شاید بتوان خاموش گذشت که به هم خوردن ریتم سومین اقتصاد بزرگ جهان، مطمئناً نمی‌تواند نامحسوس و بدون تلفات باشد؛ اما نمی توان از کنار فاجعه زیست محیطی سرزمینی که هنوز از عوارض تشعشعات انفجار بمب‌های اتمی دوران جنگ دوم جهانی خلاص نشده، در سکوت و بی‌تفاوتی گذشت.
اینکه در عبور از فصل سرد به فصل بهار، باد و طوفان بیشتری در منطقه در حال وزیدن است و می‌تواند ذرات رادیوآکتیو را به نقاط دیگر و دورتری برساند؛ وضعی که می‌تواند به فاجعه‌ای بسیار بزرگتر از چرنوبیل بیانجامد. و اینکه بدون همین رهایش ذرات رادیوآکتیو هم، محیط زیست ما با مشکلات عدیده و بزرگی روبروست، جایگاه بس مهم و فاجعه‌بار وقایع اخیر ژاپن را به روشنی می‌نمایاند؛ رویداد تلخی که می‌توان ساعت‌ها و روزها در باره آن سخن گفت. اما نکته مورد تاکید این یادداشت، واکنش ما به عنوان اعضای جنبش سبز و آحاد جامعه ایرانی، در برابر این رخداد و وضع جهانی‌ست.
ما به تبع سیاست‌های نکبت‌بار دولتی، از تمامی جهان منفک شده ‌بودیم و هیچ وجه مشترکی بین خودمان و جهان نمی‌دیدیم و بعنوان یک ملت و مردمان، «در خیر و شرش» شرکت نمی‌کردیم؛ اما باید این روند انزوا پایان یابد. ما باید به آغوش خانواده جهانی‌ باز گردیم. باید دغدغه‌هامان از همان جنس دغدغه‌های جهانی باشد. باید با شادی‌ها و غم‌های جهان نبض‌مان بزند. ما اهالی سیاره‌ای دیگر نیستیم. همچنان که جهان با ما برای نداها و سهراب‌ها و ترانه‌هامان اشک ریخت، ما هم باید برای مردمان جهان، «دلی برای تپیدن» داشته باشیم. این تغییر در» سیاست» رخ نمی‌دهد، که بخواهیم «حمایت» یا «محکوم» کنیم، بلکه تغییری ا‌ست در عواطف رو به خاموشی ما. در برابر مرگ نه می‌توان حمایت کرد و نه می‌توان محکوم نمود؛ بلکه فقط باید نشان داد که ما هم با جهان همدردیم و سوگواری‌مان را به عنوان عضوی از خانواده جهانی اعلام کنیم.
جنبش سبز باید به هر شکل تاسف و تاثر عمیق خود را از این فاجعه اعلام ‌دارد و با مردمان آسیب دیده ژاپن همدلی و اعلام همدردی ‌نماید.

Advertisements

برچسب‌ها: , ,


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: