شرح کامل گروگان گيری حکومتی از زبان محمدتقی کروبی، فرزند دوم مهدی کروبی

سحام نيوز: محمد تقی کروبی؛ دومين فرزند مهدی کروبی در روزنوشتی که امروز در سايت خود منتشر نمود، شرح کاملی بر رخدادهای روز دوشنبه و حمله نيروهای امنيتی به منزل پدرش را بازگو نمود. به گزارش خبرنگار سحام نيوز، در اين يادداشت روايت دقيق و همچنين ناگفته هايی بازگو شده است که ابعاد بيشتر اين گروگان گيری حکومتی را برملا می کند.

متن کامل بدين شرح است:

 

حصر نه: زندان آری؛

وَ سَيعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَی مُنْقَلَبٍ ينْقَلِبُونَ

به زودی ستمکاران خواهند دانست که به کجا بازگشت می‏نمايند. (قران کريم: شعراء: ۲۲۷)

دوشنبه برابر با ۱۷ ربيع الاول همزمان با ميلاد پيامبر رحمت صلی الله عليه وآله و زادروز فرخنده امام جعفر صادق عليه السلام ، نيروهای امنيتی حصر محل سکونت پدر را شکستند و بداخل منزل يورش بردند. برای عدم درج خبر از موضوع، مکارانه به برادرم گفته شد حصر پايان پذيرفته شده و فرزندان می توانند برای ديدار با پدر و مادرم به منزل بروند. علی و همسرش بلافاصله به آنجا رفتند اما به جای ديدار شاهد حضور بيش از ۳۰ مامور امنيتی با صورت های بسته در منزل شدند. پدر در اتاقی در طبقه اول محبوس شده بود و مادر درطبقه پنجم. علی که خبر دستگيری اش از سوی سايت های وابسته پيشاپيش اعلام شده بود، ظاهرا پدر را برای لحظاتی می بيند اما عروس خانواده که خواهر سه شهيد دوران دفاع مقدس است، بدان جهت که بنابر بازداشت اش نبوده، اجازه ديدار با والدينمان را نمی يابد. او که بارها از زبان پدر و مادرم رفتارهای ساواک با مخالفين را شنيده بود، اينبار شوک زده شاهد رفتاری متفاوت قرار می گيرد. تخليه منزل بطور عجيبی از کليه اوراق، اسناد و کتب اعم از فقهی و سياسی و نيز وسائل ابتدائی نظير داروهای مادر و غيره . او برايم گفت که از خود پرسيدم خدای من اين قوم با يکی از بنيانگذاران اين نظام که عمر خود را در مبارزه سپری کرده و همسرش بعنوان تنها بانويی که از امام کتبا تقدير نامه گرفته اينگونه رفتار می کنند ، پس با ديگر مخالفان سياسی و مردم بی نام و نشان چه می کنند؟ در باب اينکه ساواک چگونه به منازل ورود می کرد و چه اقلامی را با خود می برد بعدا خواهم نوشت زيرا هجوم سه بار ساواک در دوران کودکی را به خوبی بياد دارم.

نفيسه هنوز پاسخی برای سوال اولش پيدا نکرده بود که زنی بی ادب، جسور و بی سواد او را برای بازجويی به اتاقی در طبقه اول می برد. در اتاق مردی مودب از نيرو های امنيتی نيز حضور داشته است. بازجويی از نفيسه پناهی به همراه توقيف موبايلش به جدل کشيده می شود زيرا آن زن بدون آنکه حتی قدرت تحليل اوليه را داشته باشد، همان چيزی را لقلقه زبان می کرد که ۲۰:۳۰ ، بازجويان و ديگر شبکه های رسانه جناب ضرغامی به يک ادبيات برابر بارها گفته و می گويند. ای کاش چند نفر تحليل گر عاقل استخدام می کردند تا حداقل موارد دستوری را به بيان های مختلف می گفتند تا هم کمی جذاب شود و هم انسان فکر کند تقليد کنندگان به آنچه می گويند باور دارند. خلاصه کردن مردم در عده ای مزد بگير بيگانه، نامشروع دانستن مطالبات مردم، قدسی کردن ارکان حاکميت، و از همه بدتر استفاده ابزاری از خون شهدا برای متاع قليل امروز دنيا. اما اينبار الحق که به کاهدون زدند. کسی که آنجا نشسته بود سه برادر جوان رعنا و بی ادعايش را برای حفظ کشور، ميهن و آرمان های اصيل انقلاب از دست داده است – هزينه ای که هر انسانی با هر عقيده ای در قبال آن سر تعظيم فرود می آورد و خانواده آن عزيزان سفر کرده را ناموس بی بدليل کشور می داند. براستی چند نفر در کل اين کشور چنين هزينه ی سنگينی برای دوام و بقای آن داده اند؟ آيا رواست امروز آنان به صرف داشتن عقيده و نظری متفاوت از حاکمان، تحمل ظلم و زور نمايند؟

برای آن دسته از نسل انقلاب و جنگ شرم آور است که در قبال اين ظلم ها به خانواده های معزز شهدا سکوت اختيار کرده و برای بهره جستن از متاع ناچيز حکومتی همچون کبک سر به زير برف کرده اند. همسر علی می گويد در حاليکه پاسخ های خيلی صريح وشفاف به آنها می دادم، به دورانی برگشتم که خردسال بودم و برادرانم برای حفظ کيان و ناموس اين کشور از تعرض بيگانه به جبهه می رفتند ، به خود گفتم اگر امروز رها شدم به مزار برادرانم می روم و به آنها می گويم برخيزيد و ببينيد بنام خون پاک تان، نااهلان آلوده به قدرت و ثروت چه گستاخانه هر آنچه که می خواهند انجام ميدهند، برخزيد و ببينيد چه می خواستيد و چه شد!!!

بعد از ساعت ها بازجويی و بدون ديدار با پدر در نيمه شب و در حاليکه نيروهای امنيتی به همراه علی منزل را جستجو می کردند، نفيسه به منزل می رود. همسرش، علی از آن روز تاکنون با عنوانی مضحک و مسخره بعنوان يک گروگان در زندان اوين است و از سرنوشت پدر و مادرم عليرغم پيگيری های فراوان خبری در دست نيست. وضعيت پدر و مادرم از علی و امثال علی که در انفرادی هستند بدتر است، زيرا گاه بازجويان به متهمين انفرادی اجازه می دهند تا يک تلفن ساده به خانواده بزنند، اما از آنان هيچ نمی دانيم. از کروبيان ۶ نفره، سه نفر در بند حاکميت هستند، منزل برادر تحت کنترل و فرزندانش از ترس نيرو های امنيتی جرات رفتن به مدرسه را ندارند، الباقی هم خطوط ارتباطی قطع و امنيت ندارند و هر لحظه منتظر يورش و دستگيری. خلاصه کلام فرزند احمد و نوادگانش حکم خانواده حکيم وصدر در عراق گذشته را پيدا کرده اند.

و اما در باب بازداشت پدر و مادرم که متاسفانه و به اشتباه در ۲۰ روز گذشته از واژه حصر خانگی استفاده می شد بايد بگويم که آنان در بازداشت به سر می برند نه حصر. از وضعيت آنان هيچ خبری در دست نيست و خدا می داند در چه وضعيتی هستند. حقوق دانان و فعالان حقوق بشری در باب حصر و جايگاه آن در نظام حقوق ايران بسيار سخن گفته اند که جای تقدير و تشکر از تمامی آنان را دارد که به روشنگری در اين زمينه پرداختند. اين عزيران به همراه مهندس موسوی و دکتر زهرا رهنورد در حصر نيستند و صرف نظر از آنکه در چه مکانی و با چه وضعيتی نگهداری می شوند بايد اذعان کرد که زندانی حکومت هستند، فلذا بر حاکمان است که اتهام، ادله و مستند بازداشت و حکم قانونی را منتشر کنند و اجازه دهند آنان از حقوق زندانيان مصرح در قانون برخوردار شوند. لازم به ذکر است که تاکنون هيچ حکمی از مقام ذی صلاح قضايی و يا دستوری از شورای امنيت ملی مبنی بر حصر و يا بازداشت پدر و مادرم و نيز مهندس موسوی و همسر محترمه ايشان به دو خانواده ابلاغ نگرديده است. پر واضح است که در رسانه ها هم چنين حکم يا دستوری تاکنون منتشر نشده است. انتظار داشتيم حداقل به لحاظ شکلی دادستان کل کشور بعنوان مدعی العموم و حسب وظيفه ذاتی خود يعنی حفظ حقوق شهروندی، احيای حقوق عامه و نظارت بر حسن اجرای قوانين به اين مهم بپردازد که برخلاف انتظار، ايشان حتی بديهيات علم حقوق و قضاء را در بيان خود رعايت نکرد.

کروبی و موسوی بارها اعلام کرده اند که صرف نظر از هر حکمی که از قبل برای آنان صادر شده باشد، حاضرند در هر دادگاه علنی ايی محاکمه شوند و ادله خود را برای انحراف حاکميت از قانون اساسی اين ميثاق ملی، آرمان های شهدا و نيز آنچه بر مردم و فرزندان برومند آن در دو سال گذشته رفته است، ارائه دهند. پدر بارها به ما گفتند که آماده اند در دادگاه با ارجاع به حافظه تاريخی خود و بيان خاطرات گذشته مسائل ناگفته اين انقلاب را برای مردم بيان کند. او بر اين باور است که داور اصلی خداست و تحمل هر سختی به عشق رضايت او بر کل عالم هستی می ارزد. ايشان همچنين بارها تاکيد کردندکه مردم وارثان اصلی اين کشور و سرزمين بايد ميان ما و حاکميت قضاوت کنند.

با عنايت به تنها نقطه مشترک ميان جبهه سبز ايران و روزنامه کيهان در برپايی دادگاه علنی پيشنهاد می کنم محکمه ای سيار در زمين چمن استاديوم يکصد هزار نفری آزادی با پخش زنده برپا کنيد تا با حضور هيت منصفه ای بی نظير، کيفر خواست هيئت حاکمه و دفاعيات رهبران در بند استماع شود و مردم به قضاوت ميان حاکميت و معترضين بپردازند. اجازه دهيد امت را کل مردم ايران بدانيم نه آن لباس شخصی ها که بعضا بعنوان امت خود جوش ترموستاتشان در مواقعی به جوش می آيد که حمايت نيروهای امنيتی را دارند. در شش شب متوالی در مقابل منزل پدرم شاهد تجمع، عربده کشی و عقده گشائی اين امت خود جوش مسلح و توسل آنان به الفاظ رکيک و ناموسی به ايشان، بيت مرحوم امام و نوادگان محترم آن عزيز، برخی از مراجع بزرگ شيعه، آقايان هاشمی، خاتمی و موسوی بوده ايم.

در پايان فرصت را غنيت شمرده و بدينوسيله از تمامی شخصيت های سياسی، اجتماعی و فرهنگی و نيز مردم بزرگ ايران که جويای وضعيت اين بزرگان هستند، تشکر و قدردانی می کنم.

و السلام علی من اتبع الهدی
محمدتقی کروبی

Advertisements

برچسب‌ها: , ,


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: