رازهای قطعه ۳۳ بهشت زهرا

بنيامين صدر

نزديك ضلع شرقي بهشت زهرا، پشت غسالخانه، در سكوتى رازآلود، قطعه ۳۳ خفته است.در آنجا خوب اگر بگردي نام‌هايي را مي‌ بینی كه تو را با خود می برد به گذشته. نام‌هایی که جان خود را برای آزادی نثار کردند.

قطعه ۳۳، قطعه ایست كه غرب آن را قبرهاى بي نام ونشان قربانیان اعدام های سال 60 به خود اختصاص داده و شرق آن به شهداي پيشگام انقلاب 57اختصاص دارد. قطعه ۳۳ بهشت زهراسرزمين سکوت گورهایی است كه صدها حرف نگفته درسينه دارند و ناخودآگاه آدمی را به ياد شعرى از «ژان ژورس» فرانسوی می اندازند:

«گرچه گورها حاشيه جاده را فراگرفته اند/اما جاده به آزادي راه مى برد» و بهترين نشانه براى اثبات اين ادعا قبرخسرو گلسرخي شاعر شهید و جوان مرگ ماست؛با سنگ قبرى روشن و برجسته و رگه هايي سرخ كه گويى همين ديروز جوانه زده اند. در گوشه جنوب شرقي قطعه 33 دو سنگ پشت سر هم خود نمايي مي‌كند. یکی مزار خسرو و دیگری آرامگاه دوست باوفايش کرامت الله دانشيان كه هنوز در كناراوست.

«دريغا! شير آهن كوه مردا

كه تو بودي

كرامت الله دانشيان

تولد 10مهر1325 – شهادت 29 بهمن 1352

رديف 84 شماره 18»

هرچند سنگ مزارشان جاي دنجي است اما جوانه هایی  سبز از فردای 22 خرداد 88از اينجا عبور كرده و غبارفراموشي را كنار زده اند و دوباره به این دو گفته اند: قسم به اسم آزادی!

روزهاي اول كه سنگ خسرو نام نداشت دل نگران بود كه تنها فرزندش «دامون» گمش كند.اما مگر مي شد. بعدها با افتخار روي این سنگ نوشتند:

شهيد شادروان خسرو گلسرخي

شاعر و نويسنده خلق ايران

شناسنامه من جز عشق به مردم چيزي ديگر نيست

من خونم را به توده‌هاي گرسنه و پابرهنه تقديم مي‌كنم

تولد دوم بهمن 1322 و شهادت 29بهمن1352

«خون ما پیراهن کارگران، خون ما پیراهن دهقانان

خون ماپیراهن سربازان، خون ما پرچم خاک ماست»

این درس تاریخ است.

از راه ‌باريكه بين دیگر قبرها که رد شوی گورهایی را می بینی که سنگ ندارند، نامي و نشاني هم. اما نام‌نام‌آوران آشنایی  پشت سر هم از مقابل چشمانت رد مي‌شوند.امیر پرویز پویان، بيژن جزني، علی اکبر صفایی فراهانی، كاظم ذوالانوار، محمود شامخي، كامران صنيعي، خشايار سنجري و…

اين  جا مكان دفن بسياري ازمبارزان سال‌هاي دور با آرمان هاي بزرگ است. آرمان هایی که امروز با رویشی دوباره  سبز شده‌اند.

مبارزاني كه در رژيم گذشته اعدام می شدند در قطعه 33بهشت زهرا دفن شدند و كسي هم اطلاعي در اين رابطه نداشت. تنها سندي كه نشان مي‌داد آنها در اين محل دفن شده‌اند مداركي بود كه در دفتربهشت زهرا موجود بود. پس از انقلاب و با دسترسي انقلابيون به آن مدارك، گروه‌ها، خانواده‌ها و دوستداران آن مبارزان برگور آنان سنگ يادبودي گذاشتند.

در طول قریب به 30 سال گورهای این قطعه بیشتر از بین رفته بود و تنها خرده های سنگی که نام مبارزان شهيد بر آن به زحمت مشخص می شد باقی مانده بود.تااینکه۵ سال پیش با انتشار تصاویری از قطعه ۳۳ و پارچه نوشته هایی که بر بخشی از این قطعه آویزان شده بودند ماجرا وارد مرحله تازه اى شد. در اين تصاوير و آن پارچه نوشته ها، از قول مسؤولان بهشت زهرا تصميمى اعلام شده بود مبنى بر اينكه «قرار است بزودى عمليات تخريب و بازسازى قطعه ۳۳ آغاز شود و آن را تبديل به قبرستانى تازه کنند». درستى اين موضوع وقتى قوت بيشترى گرفت كه بنابه قانونى نانوشته و شايع ميان مردم، با گذشت بيش از ۳۰ سال از عمر يك قبر بهشت زهرا مى تواند قبر ديگرى را جايگزين آن كند. به عبارتي هر قبر ۳۰ سال است! همان زمان يكى از پايگاه هاي پر مخاطب اينترنتى يادداشتى در اين باره نوشت كه مرور دوباره آن علاوه بر نشان دادن اهميت قطعه ۳۳، ديدگاه نويسنده را هم درباره اين قطعه بيان مى كرد.

«قرار است قطعه ۳۳ بهشت زهراكه در آن قبور مبارزان قبل از پيروزى انقلاب مثل گلسرخى و جزنى و… قرار دارد، تخريب شود. اگر اين خبر درست باشد، يك فاجعه است. اينها جزئى از تاريخ كشورمان هستند…»

اين قطعه، جز چند ماه اول انقلاب، ديگر روي خوش به خود نديد. دور تا دورش

دیواری بلند کشیده شد ومزدورانی از روي نا آگاهي و كينه توزي به قبر مبارزاني كه در رژیم سابق شهيد شده بودند، حمله مي كردند. آنها سنگ قبرها را مي‌شكستند و ياران و دوستانشان شب‌ها سنگي جديدتر بر آن مي‌گذاشتند تا روزي بتوانند با احترام از اين مردان كه بخشي جدانشدني از تاريخ ايران هستند، ياد كنند. گفته می شود که در اوایل دهه 60 نیز زندانیان سیاسی اعدامی در این قطعه دفن شده اند و هیچ نام و نشانی از آنان نیست.

قطعه 33 بهشت زهرای تهران، یک قطعه وقفی است كه مالکیت آن دراختيارسازمان بهشت زهرا وابسته به شهرداری تهران قرار دارد.

بسياري از آنهايي كه در اينجا خفته‌اند  سال ها پيش از انقلاب به شهادت رسيده اند. در اين قطعه بيش از 650 گور وجود دارد که از این تعداد 120 گور متعلق به مبارزان راه آزادي ایران كه در رژيم گذشته اعدام شدند، است.

سال 1384 كه خبرهايي مبني بر بازسازي قطعه 33 ازسوي سازمان بهشت زهرا در خبرگزاري‌ها انتشاريافت. هر كس از زاويه ديد خود و البته با نگرانی به اين اتفاق كه قرار بود پس از 27 سال بيفتد، نگاه مي‌كرد. اما هر چه بود اين شك و ترديد‌ها پس از يك سال رفع شد و سازمان بهشت زهرا كار بازسازي را شروع كرد.

این درشرایطی است که هنوز هم بسیاری از خانواده ها  که در جستجوی قبر عزیزان خود به این قطعه مراجعه می کنندبه دلیل وجودنداشتن سنگ یا مشخصات، سر در گم می شوند و جستجوی آنان در بین بیش از 650 قبر این قطعه بی فایده می ماند. بيش از 40 درصد اين قبرها بي‌نام ونشان‌اند. بسياري هم شكسته‌اند، اگرچه مي‌توان نام و محل شهادت و سن مبارزان را به سختي خواند.

پیش از انقلاب 57 در طول 15 سال يعني از15خرداد  1342 تا 1356خورشيدي حدود  3200 تن از مخالفان حكومت در جريان مبارزه چريكي يا تظاهرات سياسي كشته شده‌اند كه حدود 105نفرآنان زنداني سياسي بودند كه اعدام شدند. تعدادي ازاين فرزندان ايران كه نام هاي درخشان وماندگارى در ميان آنها وجود دارد درقطعه 33بهشت زهرا آرميده اند. این نام ها برای خ، دتاریخی هستد؛نبارزان به نامی که برخی از آنان سخت ترین شكنجه ها را تا پاى جان تحمل كردند و حالا اينجا آرميده اند.

اين ۱۲0 تن مردان و زنانى هستند كه هدفى جز مبارزه با استبداد نداشتند و در راه اين آرمان از نثار جان هم دريع نكردند. آنها تنها نیستند.همین چند روز پیش هم درست در عصر 25 بهمن 1389محمد مختاری و صانع ژاله به آنان پیوستند و در قطعه ای دیگر کنار آنان خفتند تا شاید آزادی سرودی بخواند.

 

برچسب‌ها: , ,


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: