Archive for ژانویه 2011

متن پیاده شده روز شنبه 9 بهمن 1389

2011/01/31

 

سلام
شنبه  9 بهمن 89، 29 ژانویه 2011 میلادی
امروز در مورد هفت موضوع صحبت می کنیم

ایران خودرو در تب و تاب
جمعی از کارگران ایران خودرو دراین کارخانه دست به تحصن زدند. مدیرعامل ایران خودرو هم اعلام کرد از این پس کارخانه در روزهای جمعه تعطیل بوده و به زور بچه ها را بر سر کار نخواهد آورد.  همچنین به کارگران شیفت بعد از ظهر اجازه ی ورود به کارخانه ندادند تا از این طریق به بچه های داخل کارخانه نپیوندند. جنازه ی هشت کارگری که در حادثه ای در ایران خودرو کشته شده بودند را هنوز به خانواده هایشان تحویل نداده اند . بنابراین کارخانه ی ایران خودرو که بزرگترین کارخانه ی خودروسازی در ایران است در تب وتاب به سر می برد

وخامت حال دو زندانی سیاسی
آقای سعید متین پور، فارغ التحصیل رشته ی فلسفه از دانشگاه تهران و از فعالان جنبش مدنی در آذربایجان مدت دو سال است که بدون مرخصی در زندان به سر می برد و خبرها حاکی از آن است که وی با مشکلاتی همچون کمردرد و عفونت ریه دست و پنجه نرم می کند اما همچنان از اعطای مرخصی استعلاجی به وی خودداری می کنند
آقای احسان عبده تبریزی ، دانشجوی دکترای تاریخ در دانشگاه دورهام انگلیس و پسر آقای دکتر حسین عبده تبریزی به هفت سال  زندان محکوم شده واز سال پیش که به ایران آمد در بازداشت به سر می برد. مادر وی هم به دلیل بازداشت تنها فرزندش در بیمارستان بستری شده است. اما به آقای تبریزی هم اجازه ی مرخصی یا دیدن مادر را نمی دهند و خیلی ها معتقدند که  وی تا اندازه ای هم به خاطر پدرش تحت فشار است که روزنامه ی سرمایه را منتشر کرده و بارها به سیاست های احمدی نژاد انتقاد کرده بود

ادامه ی اعتصاب غذا در زندان ارومیه
اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در ارومیه ادامه دارد و دو تن از زندانیان سیاسی به نامهای محمد امین عبداللهی و مصطفی علی احمدی از تهران به بخش اطلاعات منتقل شدند و ظاهرا یکی از آنها هم از آنجا به بیمارستان منتقل شده است

متهم اصلی کهریزک؛ مشاور احمدی نژاد
پدر آقای محسن روح الامینی از شهدای جنبش سبز گفت که ما انتظار نداشتیم آقای قاضی مرتضوی که متهم اصلی جنایت کهریزک بود پست دولتی بگیرد. آقای مرتضوی در فهرست مشاوران آقای احمدی نژاد بوده و در ضمن رییس مرکز مبارزه با قاچاق کالا و ارز نیز می باشد

نامه ی نمایندگان در پاسخ به احمدی نژاد
چهار نماینده یعنی آقایان ابوترابی، توکلی،دهقان و باهنر طی نامه ای به آقای احمدی نژاد پاسخ داده اند. روزنامه ی کیهان هم پاسخی به نامه ی آقای احمدی نژاد داده است و برخی از امامان جمعه  هم به طور هماهنگ در مورد نامه ی آقای احمدی نژاد صحبت کرده اند و تقریبا همه هم یک حرف می زنند که احمدی نژاد نباید اختلافات با سران قوا و  رییس تشخیص مصلحت را به سطح جامعه بکشاند

باز هم تاخیر در راه اندازی نیروگاه بوشهر
آقای صالحی که به عنوان وزیر امورخارجه معرفی شده و هنوز رییس سازمان انرژی هسته ای است، اعلام کرد که راه اندازی نیروگاه بوشهر که بنا به وعده ی ایشان می بایست تا بهمن ماه عملی شود، دستکم تا 20 فروردین با تاخیر مواجه خواهد شد. ایشان گفته است که راه اندازی ایمن مهمتر از راه اندازی سریع است و تازه تا 20 فروردین هم این نیروگاه با هماهنگی با روس ها آغاز به کار خواهد کرد. از چند روز پیش در روزنامه های مانند دیلی تلگراف و همچنین از سوی برخی مقامات روسی گفته شد که داستان ویروس استاکسنت جدی است و در صورت راه اندازی نا ایمن این نیروگاه ممکن است یک چرنوبیل دیگر تکرار شود
آقای صالحی هم به نوعی غربی ها را تهدید کرده و گفت که اگر اتفاقی بیافتد دامن گیر همگان خواهد شد. لذا داستان اشکال فنی جدی است. یک روزنامه ی نروژی سندی را از ویکی لیکس منتشر کرده است که نشان می دهد اسرائیل و روسیه در مورد تاخیر در راه اندازی نیروگاه بوشهر صحبت هایی داشته اند

میزان درآمدهای کشور مشخص نیست
رییس دیوان محاسبات کشور گفت که بی انضباطی مالی بزرگترین مشکل اقتصادی ایران است. وی افزود که هیچ کس نمی داند رقم دقیق مجموع درآمدهای کشور چقدر است

آشفتگی در سپاه
آقای رمضان شریف، مسوول روابط عمومی سپاه اعلام کرد که مواضع رسمی سپاه تنها از سوی فرمانده ی کل، نماینده ی ولی فقیه و  روابط عمومی سپاه بیان می کند و آنچه فرماندهان مختلف .-اظهار می کنند موضع رسمی سپاه نیست. این نشان از آشفتگی انضباطی و آشفتگی در فرماندهی این سازمان نظامی دارد که هر کس در هر گوشه ای از آن هر حرفی را مطرح می کند

رویدادهای مصر
اما بحث اساسی ما درباره ی رویدادهای مصر است. امروز شنبه آفتاب در حالی در قاهره و دیگر شهرهای مصر طلوع کرده است که تمام خبرگزاری ها این روز را روز سرنوشت سازی برای مصر خوانده اند. در تمام شب گذشته قاهره، اسکندریه، سوئز و بسیاری از شهرهای دیگر مصر در تب و تاب بود. آقای مبارک در نطقی که دیشب با دو ساعت تاخیر پخش شد، عقب نشینی اولیه ای کرد و آن هم اینکه گفت دولت روز شنبه استعفا داده و دولت جدیدی بر سر کار خواهد آمد. وی همچنین وعده ی اصلاحات اقتصادی و سیاسی و ایجاد قوه ی قضائیه ی مستقل را داد. با این حال وی گفت که در مقام خود خواهد ماند و سپس ارتش را هم روانه ی خیابان های مصر کرد. بسیاری از مفسرین بر این باورند که تغییر دولت کمکی به تغییر شرایط نخواهد کرد چرا که مردم شعار مرگ بر مبارک می دهند و ظاهرا به کمتر از تعویض او رضایت نمی دهند. لذا امروز تعیین کننده است چرا که باید دید ارتش ملی مصر که مورد احترام مردم این کشور هم بوده است آیا با مردم درگیر می شود و همانند سپاه پاسداران در ایران عمل خواهد کرد که ننگ حمایت از دیکتاتور را بر خود خرید و خواهر و برادر و هموطن خود را در خیابان ها کشت و یا اینکه به گونه ای دیگر رفتار خواهد کرد. اگر همچون  اتفاقی که در تونس افتاد در مصر هم ارتش به دولت پشت کند آنگاه باید گفت که کار آقای مبارک بی شک تمام خواهد شد ولی اگر دست به کشتن مردم بزند رویدادهای خونینی رخ خواهد داد که نتیجه اش هم فعلا قابل پیش بینی نیست
در مصر هنوز اینترنت و تلفن های همراه قطع هستند. مردم تلاش کردند که ساختمان رادیو و تلویزیون و کاخ ریاست جمهوری را به تصرف خود درآورند که موفق نشدند. گزارش ها تا کنون از 13 کشته و 75 زخمی سوئز و بیش از 1300 زخمی در قاهره خبر داده اند که البته هنوز هم از میزان دقیق کشته شدگان آمارهای مختلفی می رسد. یکی از نکات جالب این است که مردم با ارتش در برخی امور همکاری کرده اند. به طور مثال مردم از موزه های مصر که در نزدیکی ساختمان رادیو و تلویزیون است محافظت کردند تا مبادا غارت گران وارد موزه ها شده و میراث تاریخی این کشور را بدزدند. بچه های مصری تاکتیک های جلب نیروهای مسلح را بکار می برند . این کارها از طریق بغل کردن نیروهای نظامی، گل دادن به آنها و در جاهایی هم پلیس را که رودرروی مردم ایستاده بود به سرعت کنار زدند.  امروز مشخص خواهد شد که کار با ارتش به درگیری خواهد کشید یا ارتش جذب مردم می شود
جالب است که در ایران مقامات فرار به جلو کرده و حرف های مسخره ای می زنند که گویی در مصر و تونس ها انقلاب اسلامی رخ داده است . باید گفت که اصلا چنین صحبت هایی مطرح نیست و مردمی که چهل درصدشان زیر خط فقر هستند خواهان محو دیکتاتوری آقای مبارک، محو فقر، بیکاری، و فساد اقتصادی که در کشور لانه کرده هستند
راجع به درس آموزی از مصر و پیگیری اوضاع باز هم فردا صحبت خواهیم کرد و

اندکی صبر سحر نزدیک است

تا فردا شاد، پیروز، موفق و سرافراز باشید
به امید پیروزی ایران و ایرانی

متن پیاده شده روز جمعه 8 بهمن ماه 1389

2011/01/30

سلام
جمعه 8 بهمن 1389، 28 ژانویه 2011 میلادی
امروز مورد 10 موضوع صحبت خواهیم کرد.
موضوع اول اینکه روز گذشته 10 نفر دیگر در زندانهای ایران اعدام شدند. هفت نفر در زندان قزل حصار کرج و سه نفر در زندان ارومیه به جرم قاچاق مواد مخدر. دهها سازمان حقوق بشری در دنیا به روند اعدامها در ایران اعتراض کردند. خانم کاترین اشتون مسوول سیاست خارجهء اتحادیهء اروپا گفته که اعدام به مرز هشدار در ایران رسیده و نگرانی های خشونت ورزی حکومت بالاگرفته. مقالهء خیلی خوبی آقای علی تهرانی در سایت رادیو زمانه در این خصوص نوشته تحت عنوان «امپراطوری اعدام» که من ضمیمهء برنامهء امروز میکنم. در این مقاله آقای تهرانی بدرستی توضیح داده که وقتی حکومتها دچار بحران مشروعیت میشوند ناچارند که قدرت نمایی خودشان را بخصوص حکومتهای اقتدارگرا با خشونت ورزی و خشونت در قبال تن شهروندانشان اعم از اعدام، شکنجه و یا محدودیت برای پوشش های آنها اعمال بکنند و حکومتهای دموکرات در واقع نیازی به این قبیل خشونت ورزی ها ندارند.
نکتهء دوم اینکه خانواده های زندانیان سیاسی گوهر دشت وقتی دیروز برای ملاقات عزیزانشان رفتند بجای ملاقات حضوری آنها را به ملاقات کابینی بردند که این کار با اعتراضشان مواجه شد و اصولاً بچه های سیاسی را که به بند 4 سالن 12 منتقل کرده اند شرایط این بند اصلاً خوب نیست، یعنی شیشه های شکسته، شوفاژ سرد، حمام خراب و دهها مشکل دیگه که با اعتراض زندانیان و خانواده هاشون مواجه شده. خانم سمیهء فرید، فعال حقوق زنان و عضو سازمان ادوار تحکیم وحدت به 2 سال حبس تعزیری محکوم شده. آقای کروبی که روز گذشته به بهشت زهرا رفته بود، وقتی قصد داشت بر سر آرامگاه شهداء برود از رفتن او جلوگیری کردند و اراذل و اوباشی طبق معمول آنجا بوده اند و شعار داده اند و اجازه ندادند آقای کروبی به جایی که میخواهد برود.
نکتهء سوم اینکه سایت شهرزاد نیوز که از سایتهای فعال زنان است فراخوانی را مطرح کرده که قبض های آب و برق و گاز و غیره را مردم نپردازند. با توجه به اینکه فاز اول در واقع در حال طی شدن است و مردم در حال متوجه شدن گرانی کالاها میشوند، پیشنهادات مختلفی این روزها مطرح میشود برای بسیج مردم جهت نپرداختن قبوض و مقاوت مدنی از این مسیر که وقتی که به اجماع برسد و جمع کلی این تصمیم را بگیرند خدمتتون اعلام خواهم کرد.
نکتهء چهارم اینکه سایت جهان نیوز خبر از رسیدگی کمسیون اصل 90 مجلس به پروندهء زمین خواری در دماوند داده. به موجب این خبر کاربری های 2880 هکتار زمین از باغات آنجا عوض شده و این زمین خواری و این مقدار زمین خواری شاید نزدیک به دو برابر کل مساحت شهر دماوند است. در پروندهء زمین خواری در دماوند پای روزنامهء کیهان و آقای حسین شریعتمداری هم مطرح بوده و چند سال قبل هم که دعوایی بین ایرنا و کیهان مطرح شد، زمانی که بچه های ایرنا از پروندهء زمینخواری و شخص آقای شریعتمداری در اراضی دماوند سخن به میان آوردند کیهان ساکت شد و دیگر صدایش در نیامد.
سردار جمشیدی هم خبر از هزینه کردن 400 میلیارد تومان جهت ساختن پایگاههای بسیج در سال جاری داده و گفته که هر سال هم تا پایان برنامهء 5 ساله همین مبلغ هزینه خواهد شد. به نظر میرسه که این یک بخشی از فسادی است که آقای نقدی و اعوان و انصارش در بسیج در پیش گرفته اند و به بهانهء ساختن پایگاهها میلیاردها تومان پول در بسیج حیف و میل میشود به اضافهء سایر زمینه های اقتصادی که این سازمان در آن درگیر است.
نکتهء پنجم اینکه حساب پرس تی وی، تلویزیون انگلیسی زبان جمهوری اسلامی در لندن مسدود شد. در جشنوارهء فیلم فجر امسال هم بعد از آقای طالبی و خانم تهمینه میلانی، سیروس الوند و عبدالرضا کاهانی هم فیلمهایشان را از جشنوارهء فجر بیرون بردند. فیلم رسول صدر عاملی هم توقیف شد و روند توقیف خیلی از فیلمها آغاز شده، ضمن اینکه با باز کردن بخش دیگری در این جشنواره با نام نوعی نگاه، فیلمهایی را هم که گردانندگان وزارت ارشاد دوست ندارند  به این بخش داده اند. به نظر میرسه که کشمکش سینماگران و تحریم جشنوارهء فجر توسط سینماگران در دستور قرار دارد و روزهای آینده باز هم منتظر شنیدن خبرهایی در این زمینه باشیم.

نکتهء ششم اینکه سندیکای مستقل شرکت واحد خواستار تشکیل گروه مستقلی شده برای بررسی حادثهء ایران خودرو و کشته و زخمی شدن کارگرهای این کارخانه.
نکتهء هفتم اینکه روسیه اعلام کرده که ایران پیشنهاد مبادلهء سوخت را بپذیرد که در استانبول به ایران داده شده. از محتوای این پیشنهاد چیزی منتشر نشده است. وزیر خارجهء جدید برزیل هم اعلام کرده که برزیل دیگر قصد ندارد در مسألهء هسته ای ایران میانجیگری بکند. لیست مطلبی را هم بی بی سی منتشر کرده دال بر اینکه آقای صالحی وزیر خارجهء پیشنهادی دولت آقای احمدی نژاد به مجلس در لیست تحریمهای اتحادیهء اروپا در ردیف پانزدهم قرار دارد و اگر ایشان به عنوان وزیر رأی بیاورد امکان سفر به اتحادیهء اروپا را ندارد مگر اینکه در هر نوبت اجازهء مخصوص بگیرد.
نکتهء هشتم اینکه آقای مهدی طائب برادر حسین طائب، چهرهء خونریز و از عوامل اصلی سرکوب بعد از کودتا، در حمله به آقای هاشمی رفسنجانی مطرح کرده که آقای هاشمی اصولاً نمیفهمد! ایشان از مدافعین آقای رحیم مشایی است و القاب عجیب و غریبی را به آقای رحیم مشایی منتسب میکند اما در سوی دیگر مخالفین مثل جوان آنلاین مطرح کرده که اصول گرایان منحرف، که منظورشون آقای رحیم مشایی است در شهرستانها شروع به عزل و نصب های انتخاباتی کرده اند. کشمکشها در دو طرف طیف اصولگراهای دور دولت آقای احمدی نژاد بر سر آقای رحیم مشایی، در ابعاد مختلف خودش را نشان میدهد.
آقای الهام مشاور آقای احمدی نژاد هم مطرح کرده که مصوبهء مجمع تشخیص مصلحت در مورد رییس کل بانک مرکزی خلاف قانون اساسی است و ایشون البته ناشیانه سعی کرده که پای رهبری را بکشد به وسط و او را روبروی آقای رفسنجانی و مجمع تشخیص قرار دهد و گفته که لابد در قدم بعدی بحث اختیارات رهبری مطرح خواهد شد.
نکتهء نهم دو خبری است که من اسمش را گذاشته ام بیماری دون کیشوتیزم که از شخص رهبری تا احمدی نژاد و تا بقیه، گریبانگیر همهء دست اندرکاران این حکومت شده، چون خودشان را محور دنیا میدانند و فکر میکنند همهء دنیا صبح تا شب مشغول برنامه ریزی علیه آنها هستند و کار و زندگی دیگری جز برنامه ریزی برای برخورد با جمهوری اسلامی ندارند. این دو خبر یکی اش این است که آقای احمد حسین شریفی معاون موسسهء امام خمینی یعنی همان موسسهء آقای مصباح یزدی که میلیاردها تومان از بودجهء عمومی مصرف میکند گفته که دشمن هفت هزار دین ساختگی برای مقابله با نظام اسلامی درست کرده است. یک سایت طرفدار آقای احمدی نژاد هم گفته که استقبال استان گیلان از آقای احمدی نژاد معادلات جهانی را بهم زد. جز خبط دماغی و دون کیشوتیزم نام دیگری به این قبیل اخبار نمیشه داد.
نکتهء آخر بحث مصر و حرکت در دنیای اسلام و عرب است. امروز جمعه از طرف فیس پوک و سایتهای اینترنتی 6 آوریل، مردم دعوت شده اند و به نام جمعهء خشم اسم گذاری شده است و مردم دعوت شده اند که در نماز جمعه که در مصر در مساجد متعدد برگزار میشود و یک نقطهء خاص ندارد شرکت کنند و تظاهرات ضد حکومتی انجام بدهند، یعنی از این فضا استفاده بشود. اخوان المسلمین که تا الان حضور نداشته گفته که شرکت میکند اما با زیرکی به نظر میرسد که سعی میکنند خودشان را دورتر نگاه دارند تا بهانه به دست آقای مبارک و همراهانشان ندهند. ارزش بورس مصر کاهش پیدا کرده. توییتر، فیس بوک، و اینترنت را دولت مصر قطع کرده، مبایلها و تلفنهای دستی را قطع کرده و کارهایی را کرده که سایر دیکتاتورها میکنند. در این مورد در روزهای آینده بیشتر صحبت خواهیم کرد.
اندکی صبر، سحر نزدیک است
تا فردا شاد، پیروز، موفق و سرافراز باشید
به امید پیروزی ایران و ایرانی

ششمین روز اعتراضات مصر؛ دستور تعطیلی دفتر شبکه تلویزیونی الجزیره

2011/01/30

گزارش های دریافتی از مصر حاکی از آن است که هزاران معترض برای ششمین روز پیاپی در میدان اصلی قاهره، پایتخت این کشور تجمع کرده اند.

به گفته خبرنگار بی بی سی در قاهره این در حالی است که نیروهای نظامی سوار بر خودروها و تانکها در اطراف میدان مستقرند.

در همین حال ساکنان شهر قاهره برای حفاظت شهر در مناطقی اقدام به سنگربندی و ایجاد پست های بازرسی کرده اند.

این اقدام پس از صورت گرفت که رسانه های دولتی مصر نسبت به فعال شدن باندهای جنایتکار در شرایط فعلی به مردم هشدار دادند.

تازه ترین گزارش های دریافتی به نقل از خبرگزاری دولتی مصر حاکی از آن است که دولت این کشور دستور داده که فعالیت شبکه تلویزیونی الجزیره در این کشور متوقف شود.

گفته می شود مجوز این شبکه تلویزیونی که پوشش گسترده ای به اعتراضات و ناآرامی های چند روز اخیر داده، در مصر لغو شده است.

اعتراضات روزهای گذشته در مصر باعث لغو و به تاخیر افتادن شمار زیادی از پروازها در فرودگاه اصلی قاهره شده است.

به گفته خبرگزاری ها،اعمال مقررات منع آمد و رفت باعث شده که مشکلاتی برای حضور به موقع خدمه پروازها در فرودگاه ایجاد شود که این عامل باعث به تاخیر افتادن و لغو تعداد زیادی از پروازها شده است.

ادامه بحران در مصر تاثیر زیادی بر صنعت جهانگردی این کشور گذاشته است.

واکنش اسرائیل

بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل گفته است که کشورش رویدادهای کشور همسایه، مصر را با دقت دنبال می کند.

مصر از جمله متحدان نزدیک اسرائیل در خاورمیانه به شمار می رود و آقای نتانیاهو ابراز امیدواری کرده که رابطه صلح آمیز بین دو کشور همچنان ادامه داشته باشد.

در همین حال آمریکا به همراه چند کشور دیگر از شهروندانش خواسته تا هرچه سریعتر خاک مصر را ترک کنند.

ترکیه هم برای کمک به شهروندانش برای خروج از مصر دو هواپیما به این کشور فرستاده است.

واکنش وزیر خارجه جدید ایران

علی اکبر صالحی، وزیر خارجه جدید ایران در رابطه با اعتراضات اخیر در مصر گفته است:» جمهوری اسلامی ایران با دقت تحولات مهم خاورمیانه و شمال آفریقا را رصد کرده و دنبال می کند.»

درخواست غرب

نیکولا سارکوزی، رئیس جمهوری فرانسه، آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان و دیوید کامرون، نخست وزیر بریتانیا از حکومت مصر خواسته اند که از خشونت علیه مردم خودداری کند.

رهبران سه کشور اروپایی طی بیانیه ای مشترک گفته اند: «حقوق بشر و روند دموکراتیک باید به طور کامل رعایت شود.»

کاخ سفید آمریکا می گوید باراک اوباما، رئیس جمهوری این کشور، روز شنبه با مشاوران امنیتی ارشد خود اوضاع مصر را بررسی کرد.

دولت آقای اوباما ضمن مخالفت با خشونت در مصر، خواهان خویشتنداری طرفین شده و از «اقدامات ملموس» برای پیشبرد اصلاحات سیاسی در مصر حمایت کرده است.

صدها مصری روز شنبه در واشنگتن و سایر شهرهای بزرگ آمریکا علیه حسنی مبارک تجمع کردند.

فرانسه، آلمان و بریتانیا از مصر خواسته اند به آزادی بیان و ارتباطات از جمله استفاده از تلفن، اینترنت و تجمع صلح آمیز شهروندان احترام بگذارد.

آنها از حسنی مبارک خواستند: «روند دگرگونی که باید در یک دولت فراگیر و انتخاباتی آزاد و منصفانه منعکس شود را آغاز کند.»

«مبارک باید برود»

روز گذشته، عمر سلیمان، رئیس سازمان اطلاعات مصر به عنوان معاون رئیس جمهور مصر سوگند خورد. آقای سلیمان از افراد معتمد حسنی مبارک به شمار می رود.

حسنی مبارک، همچنین احمدمحمد شفیق، وزیر هوانوردی این کشور را به عنوان نخست وزیر جدید این کشور منصوب کرده است. او جانشین احمد نظیف می شود که شب گذشته از سوی حسنی مبارک، برکنار شد.

مخالفان حکومت مصر می گویند معرفی معاون جدید رئیس جمهوری و نخست وزیر جدید توسط حسنی مبارک خواسته های آنها را تأمین نمی کند و خود آقای مبارک باید از قدرت کنار برود.

محمد البرادعی، از رهبران مخالف حسنی مبارک، واکنش رئیس جمهوری مصر به اعتراضات جاری را ناامید کننده توصیف کرده و خواهان کناره گیری او از قدرت شده است.

خبرنگار بی بی سی می گوید که معترضان از انتصاب عمر سلیمان، رئیس سازمان امنیت به عنوان معاون رئیس جمهوری راضی نیستند و خواستار برکناری حسنی مبارک هستند و تصمیم دارند برای رسیدن به آنچه می خواهند، به اعتراض ها ادامه دهند.

داریوش همایون و یک قلم توانا که شکست

2011/01/30

داریوش همایون یکی از اولین اندیشمندان سیاسی ایران که از صحنه روزنامه نگاری برای بسط اندیشه خود بهره گرفت، در زمانی که هنوز بسیار سخن ها داشت تا بگوید و بسیار ننوشته ها داشت تا بنویسد به حادثه از پا افتاد و جهان را وداع گفت.

داریوش همایون، متولد مهر ۱۳۰۷ از نسلی بود که با اصلاحات و نظم دوران رضاشاه به زندگی وارد شدند و با آزادی های بعد از حمله متفقین به ایران، امکان یافتند که خیلی زود، راه خود انتخاب کنند. شانزده ساله بود که مهر تفکر افراطی راست را بر شناسنامه سیاسی خود زد.

خانواده پدریش ابتدا جمالی خوانده می شدند چرا که با جمال الدین واعظ اصفهانی منسوب بودند و خانواده مادریش به خانواده روحانی صدر و صدر عاملی و جبل عاملی می رسیدند و گویا نیایشان از لبنان آمده بود.

انتخاب نام خانوادگی همایون و برگزیدن نام فارسی ذوق نورالله خان پدرش بود که ذوق ترانه سرائی داشت و از کارگزاران مجلس شورای ملی بود اما قصیده ها در وصف امامان شیعه و در مناسبت های خاص سروده بود.

خیلی زود، زودتر از آن که پدر سخت گیر و نظم آموزشی دوره رضاشاه تحمل کند از خانه به در زد. با دفتری که همیشه در بغل داشت و قلمی که با آن می نوشت. می خواند و می نوشت مدام. دکتر علینقی عالیخانی گفته است «من با داریوش در سن سیزده ـ چهارده سالگی آشنا شدم. یکی از دوستان مشترکمان پیشنهاد کرد دورهم جمع شده و در مورد مسائل ایران صحبت کنیم …آنچه از همان نخستین مراحل چشمگیر بود، نویسندگی داریوش بود. قدرت نویسندگی با استدلال… ما به یکباره در میان جمع خود با فردی روبرو شدیم که مسائل را به قلم می‌کشد، آنهم نه تنها بقدر کافی زیبا بلکه دارای محتوا. او با منطق سخن می‌گفت. از این نقطه‌نظر داریوش در میان ما فرد برجسته‌ای بود.»

زودتر از آن که تصور می رفت، در حالی که دوستان نخستین همه پی تحصیل رفته بودند وی وارد کارزار شد. می خواست شر ظلم را بکند و مظاهر ظلم در آن روزها روس و انگلیس بودند. در راه مبارزه با این ظلم، کارش به ساخت اسلحه برای خرابکاری رسید اما پیش از این که کسی کشته شود نوجوانان کم تجربه خود را لت و پار کردند. همایون و دو تن از دوستانش در زمین های خالی امیرآباد که کمپ نظامی آمریکائی ها آن جا بود در پی یافتن مین و کار گذاشتنش در جای دیگر، گرفتار آمدند، پایش روی مین دیگری رفت. در بخش دیگر شهر بمب در دستان دو نفر دیگرشان ترکید.

برخاستن از بستر با پائی که تا آخر عمر خوب نشد، تحولی بود که وی آن را ذره ذره باور کرد و از آن دوران برید. سرخورده برید.

دوره بعدی زندگیش همه ادبیات جهان است و عطش خواندن و دانستن تاریخ ملل. انجمن هائی که از سیاوش کسرائی و سهراب سپهری و نادر نادرپور در آن بودند تا منوچهر شیبانی، ضیا مدرس و شاپور زندنیا نوشته های همایون را چاپ می کردند نوشته های سیاسی رادیکال و جسورانه. که سرانجام راه به رهبری حزب سومکا می برد که یک تشکل فاشیستی است بیشتر شبیه به حزب موسولینی، سرورانش با پیراهن و بازوبند سیاه. و در همین هیات در زدوخوردهای خیابانی دوران نهضت ملی هم حاضر شد و دو باری هم به زندان افتاد.

بعد از ۲۸ مرداد

تکان دوم زندگی وی بعد از بیست و هشت مرداد ۳۲ و سقوط دولت مصدق رخ می دهد که یک سره وی را نومید از فعالیت های اجتماعی به سامان دادن زندگی خود می کشاند. اینک از پدر بریده و مادر را با خود همراه کرده است. به گفته خودش باید یک چند شور را به زندگی سامان می دادم .

او با تاسیس روزنامه آیندگان مکتبی برپا داشت که بعدا وقتی او نبود و به ظاهر نامی از آیندگان هم بر صحیفه روزگار نبود، پیروان آن مکتب هر کدام در سوئی راه وی را ادامه دادند.

یک آگهی استخدام روزنامه اطلاعات وی را که هر شغلی را حاضر بود به شعبه تصحیح آن روزنامه کشاند، با دقتی که همیشه داشت و حوصله ای که در وجودش بود تصحیح را به بهترین شکل انجام داد اما زیاد نکشید که از طبقه چاپخانه به هیات تحریریه رفت و مترجم روزنامه شد. همزمان با سی سالگی رییس بخش خارجی روزنامه اطلاعات شده بود و در همین مقام گاه گاه مقالاتی هم می نوشت و در اندیشه دانشگاه و تحصیل علوم سیاسی بود و یک سفر به آمریکا و چهار ماه گشت در موسسات مطبوعاتی آن کشور دریچه ای گشود به روی دانسته هایش. و یک اعتماد به نفس. در جمعی که از همه کشورها بودند هیچ کدام به اندازه وی نمی دانستند و از دنیا خبر نداشتند.

داریوش همایون برای جهیدن بر صحنه سیاست و اجتماع تنها یک بستر نیاز داشت که سندیکای نویسندگان و خبرنگاران مطبوعات که در غیاب وی تشکیل شده بود آن بستر شد. به عنوان دومین دبیر این سندیکا اعتصاب و اعتراضی را رهبری کرد و به پیروزی رساند که نام وی را برای شهر آشنا کرد. گرچه شغل خود را در روزنامه اطلاعات بر سر همین مبارزه گذاشت.

بورس یک ساله مطالعاتی که نصیبش شد برای دانشگاه هاروارد جائی که هم هنری کیسینجر در آن جا مونتسکیو درس می داد و هم گالبرایت کلاس های تاریخ داشت و هم ساموئل هانتیگتون را می شد شنید و دید. به کلی تصویر و ذهنیت وی را دیگرگون کرد. افق های تازه ای گشود که در بازگشت دیگر به جای سابق برنگشت.

دوره ای در موسسه انتشاراتی فرانکلین و ترجمه چند کتاب و ویراستاری چند اثر برجسته جهانی ذوق وی را راضی می کرد. گرچه گاه گاه مقالاتی می نوشت که هر کدام به جای خود نشانه تلاش جدی وی برای اثرگذاری بر پیرامونش بود اما دنبال استقلال می گشت. مقاله وی در اطلاعات سال ۱۳۴۱ پیرامون اصلاحات ارضی نشان دهنده مطالعه ای جدی و میدانی است، چنان که چند سال بعد وقتی در مقاله ای در مجله بامشاد این فکر را مطرح کرد که دعوای بحرین را می توان فیصله داد و در مقابل آقائی خلیج فارس را به دست آورد، دیگر بلندپایگان نمی توانستند او را نخوانند.

تاسیس آیندگان

اولین بار که توانست با امیرعباس هویدا بنشیند زمینه تاسیس روزنامه ای که می خواست فراهم آمد. اما شاه و دستگاه امنیت نه فقط داریوش همایون را به صاحب امتیازی روزنامه نپذیرفتند بلکه به شریکان نخستین وی در روزنامه آیندگان [دکتر مهدی بهره مند، دکتر مهدی سمسار و جهانگیر بهروز] هم اعتمادی نداشتند، آنان جای خود را به دیگران و از جمله منوچهر آزمون دادند. شرکت آیندگان به عنوان یک شرکت نشر پا گرفت و همایون فقط مقام مدیرعامل آن شرکت را داشت.

روزنامه آیندگان در یازده سال عمر خود پنج تن را به عنوان سردبیر دید اما در همه آن سال ها، بخش میانی روزنامه که زمانی هم نام «آیندگان ادبی» بر آن نهاده شد زیر نظر مدیرعامل روزنامه همایون می گشت و سردبیری جدا داشت که اولینشان نادر ابراهیمی بود و آخرین آن ها هوشنگ وزیری. همایون ذوق نوشتاری خود را در صفحات میانی روزنامه پیدا می کرد.

دیگر تباهی به جائی رسیده بود که جز هزیمت و باج دهی چاره ای برای پادشاه باقی نگذاشته بود. اراده ای برای حفظ دستاوردها نبود.

داریوش همایون

آیندگان ادبی توانست همه روشنفکران زمان خود را جلب کند، از مشهورترین ادیبان و مترجم چپ تا متفکران لیبرال در آن نوشتند و ترجمه کردند تا روزی که دیگر حمایت هویدا کارساز نبود و ساواک تاب نیاورد و بعد از دستگیری دو تن از نویسندگان آن ضمیمه تعطیل شد. این نگرانی و بدبینی که در ساواک نسبت به داریوش همایون وجود داشت موجب شد تا آخرین روزها هم مجوز روزنامه به او داده نشد.

از دیدگاه علاقه مندان به داریوش همایون ناگوارترین اتفاق ها وقتی بود که وی با تشکیل حزب رستاخیر در آن فعال شد. در نخستین روزی که شاه خود این حزب را اعلام داشت و در حالی که هیچ یک از مبلغان همیشگی سخنی برای گفتن نداشتند، داریوش همایون در یک برنامه یک ساعته تلویزیون حزب فراگیر را تشریح کرد، فردای آن روز در شهر پیچید که آن حزب طرح همایون است. چندی بعد به قائم مقامی حزب رستاخیر برگزیده شد و عملا آن را شکل داد.

با روی کار آمدن جیمی کارتر دموکرات در آمریکا، و آغاز دورانی که به آن جیمی کراسی گفته اند دولت سیزده ساله امیرعباس هویدا به دستور شاه جای خود را به دولت جمشید آموزگار داد و روز … کسی که در عمرش لباس رسمی تشریفاتی نپوشیده بود با ژاکتی که قرض گرفته بود و چندان مناسب جمع نبود به عنوان وزیر اطلاعات و جهانگردی در کاخ سعدآباد وارد کابینه تکنوکرات ها شد.

مدتی در محافل سیاسی گفته می شد «اگر همایون نیم ساعت گوش پادشاه را به دست آورد صعودش حتمی است»، با ورود او به دولت گمان می رفت آن فرصت به دست آمده است. حتی در شایعات گفته شد که ازدواجش با هما زاهدی تنها دختر سپهبد فضل الله زاهدی راه صعودش هموار شده است در حالی که خبرگان می دانستند داریوش همایون به اندیشه منسجمی که داشت و به توانی که در تحلیل و پرداخت مسائل سیاسی داشت مدت ها بود خود را شناسانده بود.

چرا وزارت؟

یکی از جوانانی که روزنامه نگاری را از داریوش همایون آموخته بود در همان زمان در مصاحبه ای با وی پرسید «چرا حرمت قلم را به وزارت فروختید، شما در جائی که نشسته بودید کم از وزارت نبود» پاسخ راست و درست این بود: گمان دارم دیگر نمی توان نشست که اوضاع خودش درست شود بلکه باید رفت و در روندش مداخله کرد.

اما چنان که خود بعد ها در اولین کتاب تحلیلی اش نوشت دیر شده بود، وقتی نوبتش دادند که «دیگر تباهی به جائی رسیده بود که جز هزیمت و باج دهی چاره ای برای پادشاه باقی نگذاشته بود. اراده ای برای حفظ دستاوردها نبود.

داریوش همایون و داوود منشی زادهداریوش همایون جوان در کنار داوود منشی زاده دبیرکل سومکا

دولت جمشید آموزگار را طغیانی سرنگون کرد که برسر چاپ مقاله ای به امضای احمد رشیدی مطلق در روزنامه اطلاعات به وجود آمده بود. مخالفانش زود شایع کردند و نوشتند که نویسنده متن داریوش همایون بوده است که نبود. این تنها شایعه ای نبود که گریبانش می گرفت، پیش از آن نیز بارها هدف شایعات و افتراهائی شده بود. اما این دیگر می توانست به بهای جانش تمام شود.

همایون هم قلم نگارش داشت و هم توان گزارش و می توانست سوء تفاهم ها را رفع کند اما همان زمان دربار در حال هزیمت از وی فداکاری طلب کرد. از دربار از وی خواستند برای حفظ موقع و مقام پادشاه سکوت کند. و همایون به اخلاقی که داشت سکوت خود را تا زمانی که نویسنده اصلی آن مقاله زنده بود کش داد و همین دو ساله زبان گشود و گفت. اما حتی همین دو هفته پیش مدیر روزنامه کیهان در جهت تعریض سران جنبش سبز، همایون را مدافع آن ها و در عین حال نویسنده مقاله احمد رشیدی مطلق خواند.

و چیزی نگذشت که ماموران حکومت نظامی دستگیرش کردند و به جمع وزیران و دولتمردانی بردند که برای مهار شورش های عمومی و تظاهرات رو به افزونی، به خواست نظامیان و تصویب پادشاه زندانی شان کرده بودند و در روز ۲۲ بهمن دست بسته تحویل انقلابیون شدند.

همایون در یادداشت های زندان خود از همان اولین برگ به این دوره «هزیمت و ترس» لقب داد و زمانی هم که یک سرهنگ از سازمان قضائی نیروهای مسلح به بازجوئی وی رفت، حاضر به پاسخگوئی نشد و گفت آن کس که باید بازجوئی کند شما نیستید. اصلا شما چرا اصلی خود نیستید، در این اتاق چه می کنید با اوضاعی که در کشور هست.

با پیروزی انقلاب و انتشار اعلامیه بی طرفی فرماندهان نظامی، در باشگاه جمشیدیه همایون اولین کس بود که به وزیران و مقامات بلندپایه زندانی می گفت «دیگر زندانیانی نیست باید رفت» اما آنان از صدای تیر و شعارهای تند بیرون در هراس بودند. چنین بود که مردی بلند اندام با ریش بلندش، با یک جلد کتاب مونتسکیو در دست، به باغ جمشید آباد رفت و از میان مردمی که ارتشبد نصیری را طلب می کردند گذر کرد، جلو در چند سوار وی را سوار کردند و به خانه بردند، جوانانی که از دور از وی آموخته بودند و دل به نثر و نوشته های وی بسته داشتند.

زندگی در مهاجرت

دو سال بعد همایون زندگی سی ساله ای را در مهاجرت آغاز کرد که برایش تجربه بزرگ دیگری بود. خود گفت با همه سختی ها که در زندگی تجربه کرده هیچ کدام به دشواری این دوران نبود. نامردمی، بداخلاقی، تیشه رو به خود و بلاتکلیف صفت هائی است که همایون به برخی از کسانی داده در دوران مهاجرت با آنان برخورد کرده است.

در این دوران داریوش همایون گرچه نام خود را به یک حزب مشروطه خواه وام داد و در آن کار مداومت داشت اما کار اصلیش، همان بود که از شهریور ۱۳۲۰ در هفده سالگی دمی از آن فارع نشد، یعنی اندیشه و نوشتن.

نثر سالم و پویای وی از ذهنی شفاف برمی آمد. از بهترین مقاله نویسان ایران بود و از جسورترین متفکران. هفته ای پیش از مرگ با اظهارنظرش درباره جنبش سبز، آخرین اثر را گذاشت و گرچه باز با افترا ها و بدگوئی ها بدرقه شد اما چنان که می خواست عده ای را به فکر واداشت.

دو سال قبل، وقتی دوستدارانش مجلسی برای هشتادمین زادروز وی آراستند در آن جا امید داد که با پیشرفت هائی که در علم پزشکی به دست آمده و به رعایت هائی که او همه عمر در حفظ سلامت خود داشت، تا آن روز که امیدش را داشت ببیند. اما در سرنوشت او انگار بازگشت نوشته نبود.

او با تاسیس روزنامه آیندگان – چنان که در زادروزش گفته آمد – مکتبی برپا داشت که بعدا وقتی او نبود و به ظاهر نامی از آیندگان هم بر صحیفه روزگار نبود، پیروان آن مکتب هر کدام در سوئی راه وی را ادامه دادند. از همین رو خطاب به او گفتم «آقای همایون شما کار خود کردید».

علی‌اکبر صالحی وزیر امور خارجه ایران شد

2011/01/30

با رای اعتماد نمایندگان مجلس ایران علی اکبر صالحی وزیر امور امور خارجه این کشور شد.

آقای صالحی که یک هفته پیش از سوی محمود احمدی نژاد به عنوان وزیر پیشنهادی امور خارجه به مجلس معرفی شده بود، توانست روز یکشنبه دهم بهمن از مجموع ۲۴۱ نماینده حاضر، رای موافق ۱۴۶ نفر را به دست آورد.

تعداد مخالفان آقای صالحی در مجلس نیز کم نبود و ۶۰ نماینده به وی رای مخالف دادند و ۳۵ نفر نیز رای ممتنع.

آقای صالحی یک ماه و نیم پیش در پی برکناری منوچهر متکی از وزارت امور خارجه ایران، از سوی آقای احمدی نژاد به سرپرستی این وزارتخانه منصوب شده بود.

علی مطهری نماینده تهران به عنوان مخالف وزارت آقای صالحی گفت که «برخی ساختارها در وزارت خارجه وجود دارد که صالحی قادر به اصلاح آن نیست.»

این نماینده مجلس از آقای احمدی نژاد که برای دفاع از وزیر پیشنهادی به مجلس آمده بود، خواست که در باره عزل آقای متکی که «سئوالات زیادی را بین نمایندگان ایجاد کرده توضیح دهد.»

البته آقای احمدی نژاد جز چند جمله، چیزی در باره آقای صالحی نگفت و بیشتر در باره مسائل اقتصادی نظیر برنامه حذف یارانه ها و صندوق توسعه ملی حرف زد.

داریوش قنبری نماینده ایلام نیز در مخالفت با وزیر پیشنهادی امور خارجه با اشاره به برنامه های وی گفت که این برنامه ها «بسیار کلی و شعاری» است و انگار آقای صالحی وزارت خارجه را با دبیرکلی سازمان ملل اشتباه گرفته اند زیرا «در برنامه ایشان تماما در باره نظام جهان، کنترل جهانی و تغییر جهانی سخن گفته شده است، اهدافی که از عهده یک عضو سازمان ملل خارج است.»

در مقابل، علاءالدین بروجردی رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس به عنوان موافق به دفاع از آقای صالحی پرداخت و با برشمردن برخی ویژگی های فردی نظیر تسلط به دو زبان انگلیسی و عربی و آشنایی با دیپلماسی وی را «فردی مناسب برای وزارت خارجه دانست.»

آقای صالحی در طول ریاست جمهوری محمد خاتمی، نماینده ایران در آژانس بین المللی انرژی اتمی بود و حدود یک سال پیش به ریاست سازمان انرژی اتمی منصوب شد.

او که در سال ۱۳۲۸ در عراق متولد شده است، از دانشگاه بیروت و سپس موسسه تکنولوژی ماساچوست در آمریکا فارغ التحصیل شده است و به پس از بازگشت به ایران در دانشگاه صنعتی شریف تهران مشغول به تدریس شد.

ار دیگر مشاغل پیشین او معاونت اکمل الدین احسان اوغلو، دبیرکل سازمان کنفرانس اسلامی است.

جانشین وزیر پیشین

حدود یک ماه ونیم پیش در جریان سفر منوچهر متکی، وزیر خارجه پیشین ایران به سنگال، آقای احمدی نژاد رئیس جمهوری ایران آقای متکی را در میانه ماموریتش از کار برکنار کرد.

برکناری آقای متکی که در میانه سفر دیپلماتیک او به سنگال صورت گرفت، با واکنش او و بسیاری از چهره های اصولگرا از جمله علی لاریجانی، رئیس مجلس ایران رو به به رو شد.

آقای متکی که بیش از پنج سال وزارت امور خارجه را بر عهده داشت، نحوه و زمان برکناری خود را «غیر اسلامی و توهین آمیز» خواند و گفت که پیش از سفر به سنگال از برکناری خود خبر نداشته است.

عزل آقای متکی هنگام ماموریت خارجی و در آستانه دیدار با رئیس جمهور سنگال، باعث سردی روابط دو کشور شد. برخی از رسانه های ایران از قول هیئت دیپلمات همراه آقای متکی خبر دادند که رئیس جمهوری سنگال به آقای متکی گفته او را نه به عنوان وزیر امور خارجه که به عنوان «یک دوست» به حضور می پذیرد.

در جریان مراسم تودیع منوچهر متکی و معارفه علی اکبر صالحی، آقای متکی حضور پیدا نکرد. در این مراسم محمد رضا رحیمی، معاون رئیس جمهور گفت که «آقای متکی قبل از سفر سنگال در صحبت مشروحی که با رئیس جمهور داشته اند در جریان تغییرشان قرار داشته و می دانستند که آقای صالحی در چنین روزی معارفه خواهند شد.»

آقای احمدی نژاد هم چند روز بعد با تائید سخنان معاونش گفت که آقای متکی را پیش از سفر به سنگال در جریان پایان همکاریش با دولت قرار داده بود.

اما آقای متکی در اطلاعیه ای سخنان آقای احمدی نژاد را درباره برکناری خود رد کرد و گفت که در شب سفرش به چند کشور با آقای احمدی نژاد در باره موضوع سفرها تبادل نظر کرده و «هرگز در جریان تعیین فردی به فاصله بیست و چهار ساعت بعد از عزیمت به ماموریت و مضحک تر از آن تعیین روز تودیع و معارفه قرار نگرفته است.»

منوچهر متکی تنها وزیر دولت آقای احمدی‌نژاد بود که پنج سال و چهار ماه در سمتش دوام آورد.