Archive for اوت 2010

متن پیاده شده روز یکشنبه 7 شهریور 1389

2010/08/31

یکشنبه ۷ شهریور ۱۳۸۹ و ۲۹ آگوست ۲۰۱۰

امروز درمورد ۶موضوع صحبت می‌کنیم:

موضوع اول اینکه اطلاعیه گروه مدرسین و طلاب قم و نجف راجع به روز قدس منتشر شده است. در این اطلاعیه گروهی از مدرسین و طلاب حوزه‌ها‌ی علمیه ذکر کرده اند که مفهوم بنیانگذاری روز قدس مبارزه با ظلم بوده و امروز ظلمی بزرگ تر از حکومت جمهوری اسلامی نداریم که بر ضد همه‌ی طبقات و مراجع مختلف اجتماع در حال حرکت و سرکوب است. آنها اصطلاح جالب حاکم خود علی‌ پندار را به کار برده اند که اصطلاح بسیار تند و آشکاری خطاب به آقای خامنه‌ای است که دایما فیلمنامه‌ی زندگی‌ حضرت علی‌ را می نویسد و خود را جای حضرت علی‌ می‌گذارد، ظالم بزرگی‌ است که مبارزه با او در صدر کارها قرارا دارد.این گروه از مدرسین و طلاب حوزه‌ها‌ی علمیه اعلام کرده اند که در راهپیمایی روز قدس شرکت خواهند کرد و دوش به دوش مردم به خیابان خواهند آمد و شعار»  نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» را همراه با مردم بیان خواهند کرد.

نکته دوم اینکه هفته‌ی گذشته شایعه‌ای مطرح شد که درگیری‌ای بین سپاه و وزارت اطلاعات پیش آمده که موجب تیر اندازی هم شده است. این شایعه تا بحال از چندین کانال تایید شده است. گویا ماجرا از این قرار بوده که بخش اطلاعات سپاه در آپارتمان یکی‌ از فرماندهان سپاه، در یک مجتمع آپارتمانی، شنود گذاشته و در تمامی‌ اتاق‌ها دوربین و شنود گذشته است. وقتی‌ که این شخص متوجه شده به وزارت اطلاعات خبر داده است، آنها هم  آمده اند و این وسایل را جمع کرده اند. در این حال آن مرکز در سپاه که این کار را انجام داده اند، سر می‌رسد و با اطلاعاتی ها درگیر می شود، تیراندازی می شود و سرانجام وسایل شان را از وزارت اطلاعات پس می گیرند. نکته‌ی جالب این خبر دو موضوع را نشان می دهد. یکی‌ بی‌ اعتمادی به فرماندهان سپاه است، بخصوص از جانب اطلاعات سپاه که زیر نظر آقای حسین تائب و درواقع وصل به آقای مجتبی خامنه‌ای است، که از سایه‌ی خودشان هم می ترسند و حتی فرماندهان خودشان را هم کنترل می کنند. نکته دوم نشان دهنده‌ی اختلاف بین سپاه و وزارت اطلاعات است که اگر چه در یک سال گذشته بیش از ۵۰۰۰ نفر از پرسنل وزارت اطلاعات توسط سپاهیان کنار گذشته شده اند، اما هنوز هم این دو ارگان با هم نمی توانند همکاری کنند و در جایی‌ که با‌هم برخورد کنند کارشان به مجادله و حتی تیراندازی هم می‌رسد.

نکته سوم اینکه در هفته دولت وقتی‌ هیئت وزیران آقای احمدی نژاد به همراه ایشان سر قبر آقای خمینی رفتند، سید حسن خمینی حضور نداشته و به استقبالشان نیامده و به جایی خود آقای انصاری را فرستاده است. البته خبر دیگر هم اینکه آقای احمدی نژاد هم در جلسات شورای تشخیص مصلحت نظام شرکت نمی کند که آقای مرتضی نبوی، عضو شورای مجمع تشخیص مصلحت نظام، در مصاحبه‌ای سخت گله کرده بود که حتی پای رهبری را به میان کشیده بود که این کار بی‌ اعتنایی به رهبری است. آقای کدخدایی، سخنگوی شورای نگهبان، هم در مصاحبه‌ای که روز گذشته داشته، مطرح کرده است که برای‌ اجرای قوانین باید دعا کرد و کاملا ناتوانی خود را ازاین مساله نشان داده است که اگر قانونی از طرف مجلس تصویب می شود و شورای نگهبان هم آن را تایید می‌کند ولی‌ دولت آن را اجرا نمی کند، مثل داستان کمک به مترو و کاری از دست آقایان برنمی آید. به امثال آقای کدخدایی ودیگر وکلای مجلس باید گفت که خواب باشند، خوش. آن وقتی‌ که حضور اسلحه و قدرت برهنه( به قول برتن راسل) را در سیاست کشور تایید کردند باید می دانستند که قدرت برهنه حتی تره هم برای‌ حکومت قانون خورد نخواهد کرد و باید هم دعا کنند. مجموع این اخبار در کنار هم یک نکته‌ای دیگر را کاملا نشان می دهد و آن اینکه آقای خامنه‌ای که یک هفته‌ای پیش مطرح کردند که همه با هم وحدت داشته باشید که درواقع دستور و فتوی ایشان بود، هنوز یک هفته نگذشته تره هم برای صحبت‌های ایشان خورد نمی کنند و کاملا نشان می دهد که جناح احمدی نژاد، دولت، مجلس، شورای نگهبان، اطلاعات، سپاه و امثالهم یکدیگر را به رسمیت نمی شناسند و آقای خامنه‌ای هم توانایی‌ جمع کردن این جبهه‌ها به دور همدیگر را ندارد.

نکته چهارم اینکه کمیسیون رفع تبعیض نژادی سازمان ملل از ایران خواست تا به تبعیض نژادی علیه اقوام مختلف ایرانی‌ مانند اقوام کرد، آذری، بلوچ و ترکمن پایان دهد و تبعیض در مورد زبان مادری این اقوام را خاتمه دهد. باید گفت که این تنها نوع تبعیض در ایران نیست بلکه بایستی به این موارد تبعیض علیه ادیان مختلف را هم اضافه کرد که اقلیت‌های ما از بزرگترینش که اهل تسنن هستند تا مسیحی‌، یهودی، زرتشتی، بهایی و …  سالهاست که از این تبعیض رنج می برند. از دیگر مورد می‌توان به تبعیض‌های جنسیتی بین زنان و مردان اشاره کرد که تبعیض بزرگ دیگری است که در ایران وجود دارد. به هر حال این اخطار کمیسیون تبعیض نژادی سازمان ملل یک بعد دیگری را از حکومت ایران در دنیا نشان می دهد و در واقع حکایت از ناراستی‌ها و جنایت‌های این حکومت دارد که جای تبلیغات و فشارهای بیشتری بر حکومت را نیز دارد.

نکته پنجم اینکه آقای نیما نحوی، دانشجوی دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل، که در اعتراض به وضع خودش و انتقال به زندان تهران(شهر خودش) دست به اعتصاب غذا زده بود، موفق شد و حکومت عقب نشینی کرد و آقای نیما نحوی قرار شده که به زندان اوین در تهران منتقل شود و به این ترتیب آقای نحوی هم اعتصاب  غذایش را شکست. از این دست مبارزات جانانه و قهرمانانه‌ی زندانیان سیاسی در تهران، بابل، رجایی شهر و جاهایی دیگر از نکات بسیار مهمی‌ است که مقاومت و ایستادگی را به تمام ملت یاد می دهد و نشان می دهد که کودتاچیان و سرکوبگران وقتی‌ با مقاومت ملی‌ مواجه می شوند، عقب نشینی می کنند. دنبال کردن اخبار مبارزین ما در زندانها و اشاعه‌ی آنها یکی‌ از نکاتی‌ است که در تمام مبارزات بی‌ خشونت و در تمام دنیا دنبال شده و اثرگذارو کارساز بوده است.

نکته آخر اینکه سردار نقدی، فرمانده بسیج، در مراسم افطاری صحبت از بسیج مداحان و تشکیل واحد بسیج  مداحان به فرماندهی سردار اکبر مداحی را کرده است. در واقع نشان می دهد که سپاه و بسیج به عنوان بخشی از نیروی زمینی‌ سپاه در صدد کنترل مداحان هم هستند. ورود با اصلحه به سیاست، قدرت و ثروت که در ایران اتفاق افتاده است ، نهادهایی دینی را هم در امان نمی گذارند. سپاه نه تنها کارهای علیه روحانیت، به عنوان یک جامعه‌ی مدنی سنتی‌ ایران، انجام داده است بلکه حتی به سازمان‌های مذهبی‌ دیگر مانند مداحان و …هم سرایت کرده است. به هرصورت این خبر یک نکته دیگری را هم نشان می دهد و آن اینکه آن بخشی از مداحان که با آقای احمدی نژاد مشکل داشتند( که روزهای قبل راجع به آنها صحبت کردیم) یک سر نخش هم در سپاه است و نشان می دهد که بخشی از سپاه نیز با آقای احمدی نژاد و دولتش مشکل پیدا کرده اند.

اندکی‌ صبر سحر نزدیک است

تا فردا شاد، پیروز، موفق و سرافراز باشید

به امید پیروزی ایران و ایرانی‌

هواپيمای توپولف در مشهد آتش گرفت

2010/08/31

يک فروند هواپيمای توپولف ۱۵۴ در لحظه پرواز در باند فرودگاه مشهد به دليل آتش گرفتن لاستيک خود دچار سانحه شد.

به گزارش خبرگزاری کار ايران (ايلنا)، يک فروند هواپيمای توپولف متعلق به شرکت هواپيمايی کيش اير که امروز صبح قصد داشت مشهد را به مقصد تهران ترک کند در باند فرودگاه متوقف شد.

بنا به اين گزارش، اين هواپيما درهنگام برخاستن از باند فرودگاه با اطلاع برج پرواز از دود در لاستيک هواپيما و آتش‌سوزی متوقف شد.

پس از وقوع اين سانحه اقدامات لازم برای اطفا حريق و امدادرسانی به مسافران انجام شد.

اين چهارمين سانحه هوايی در طول يک هفته اخير در ايران است

کاپيتان بهاری، مديرعامل شرکت هواپيمايی کيش‌اير دليل وقوع آتش‌سوزی در هواپيمای توپولف اين شرکت را مشکل فنی خواند.

اين چهارمين سانحه هوايی در طول يک هفته اخير در ايران است.

چهار روز پيش هواپيمای فوکر شرکت هواپيمايی آسمان، هنگام فرود در فرودگاه تبريز از باند خارج و در کانال خاکی اين فرودگاه متوقف شد.

پنج روز پيش نيز دو فروند هواپيمای جمهوری اسلامی ايران که از تهران عازم شهرهای دوسلدورف و استکهلم بودند، به فاصله چند ساعت در فرودگاه آتاتورک استانبول مجبور به فرود اضطراری شدند. نقص فنی علت فرود اين دو هواپيما اعلام شد.

چهار حادثه فوق تلفات جانی در بر نداشت.

نزديک به يک ماه پيش فرهاد پرورش، مديرعامل شرکت هواپيمايی جمهوری اسلامی ايران (هما) اعلام کرد هواپيماهای بوئينگ MD به جای توپولوف‌های اين شرکت جايگزين خواهند شد.

مقامات ايران دليل جايگزينی بوئينگ MD به جای توپولوف‌ را سوانح متعدد هواپيمای توپولوف اعلام کردند.

سوانح هوايی هواپيماهای توپولوف در جهان کم نبوده‌اند. از سال ۱۹۷۱ تا سال ۲۰۰۷ ميلادی ۲۷ هواپيمای توپولوف در جهان سقوط کرده‌اند.

آخرين سانحه‌ی هوايی هواپیمای توپولوف در ايران صبح روز یک‌شنبه چهارم بهمن‌ماه سال گذشته در مشهد رخ داد که البته همه‌ی ۱۵۴ مسافر آن سالم ماندند.

بر اساس آمار شبکه ايمنی هوانوردی ايران، ۱۵۳۰سانحه هوايی در ميان هواپيماهای ايران رخ داده‌است که بين ۵۰ تا ۷۰ سانحه آن مرگبار بوده‌اند.۴۰ حادثه هوايی از سال ۱۹۴۴ ميلادی تا انقلاب ايران در سال ۱۳۵۷ ثبت شده‌است. پس از انقلاب، بيش از ۱۴۰۰ نفر جان خود را در سوانح هوايی ايران از دست داده‌اند.

نخستين سقوط هواپيما در تاريخ هوايی ايران در سال‪ ۱۳۵۹‬ ثبت شده است که ‪ ۱۲۸‬نفر کشته بر جا گذاشت.

از آن پس تا کنون ۱۷‬سانحه هوايی مرگبار در کشور اتفاق افتاده است.

جرس: دقايقی قبل يک فروند هواپيمای توپولف ۱۵۴ در لحظه پرواز در باند فرودگاه مشهدبه دليل آتش گرفتن لاستيک خود دچار سانحه شد.
به گزارش خبرنگار ايلنا، بر اساس گزارش رسيده در حال حاضر اقدامات لازم برای اطفای حريق برای هواپيمای سانحه ديده در حال انجام است.
جزييات سانحه توپولف کيش اير در مشهد

مديرعامل کيش‌اير دليل وقوع آتش‌سوزی در هواپيمای توپولف اين ايرلاين را مشکل فنی خوانده و با گفتن اين جمله به خبرنگار ايلنا که شما را نمی‌شناسم و نمی‌توانم اطلاعات ديگری بدهم، از ارائه اطلاعات بيشتر در اين باره امتناع کرد.
به گزارش خبرنگار ايلنا، بنا به اطلاعات کسب شده هواپيمای توپولف ۱۵۴هواپيمايی کيش‌اير درهنگام برخواستن از باند فرودگاه با اطلاع برج پرواز از دود در لاستيک هواپيما و آتش‌سوزی متوقف شد.
پس از وقوع اين سانحه اقدامات لازم برای اطفا حريق و امدادرسانی به مسافران انجام شد.

این چهارمین سانحه هوایی ظرف یک هفته گذشته است.

شروع پخش تلویزیون رسا برروی تل استار 12

2010/08/31

شبکه تلویزیونی رسا، اولین رسانه تلویزونی جنبش سبز ایران، پخش ماهواره ای خود را آغاز کرد . به گزارش خبرنگاران سبز، اين شبکه هم اکنون بر روی ماهواره TelStar ۱۲ در ۱۵ درجه غربی در حال پخش آزمايشی است . مشخصات کامل این شبکه به شرح زیر است : ماهواره : Telstar ۱۲ فرکانس : ۱۱۵۲۷ سيمبل ريت : ۱۶۲۰ پولايريزيشن : Vertical FEC :۲/۳ با نام RASA TV قابل دریافت است .

هشدار جمعی از دانشگاهیان ایران به وزیر علوم

2010/08/31

جمعی از اساتید دانشگاه صنعتی شریف و چند دانشگاه معتبر دیگر ضمن هشدار درباره عواقب تغییر رئیس دانشگاه تحصیلات تکمیلی زنجان، از وزیر علوم خواستند تا تصمیم اش را این باره تصحیح کند.

در نامه ای که روز سه شنبه ۹ شهریور (۲۱ اوت) منتشر شد، ۳۸ تن از دانشگاهیان از کامران دانشجو، وزیر علوم، تحقیقات و فناوری خواستند که تصمیم اخیرش مبنی بر تغییر یوسف ثبوتی از ریاست دانشگاه تحصیلات تکمیلی زنجان را «تصحیح» کند.

امضا کنندگان این نامه که در دانشگاه صنعتی شریف، پژوهشگاه دانش های بنیادی و دانشگاه های تهران، اصفهان، کرمان و زنجان مشغول به کار هستند، نسبت به «تاثیرات زیانبار» این تصمیم هشدار دادند.

یوسف ثبوتی موسس انجمن نجوم و رییس انجمن فیزیک ایران بوده است که از بدو تاسیس ریاست دانشگاه تحصیلات تکمیلی زنجان را بر عهده داشت و از سوی دولت ایران به عنوان «چهره ماندگار» در حوزه علم شناخته شده است.

آقای دانشجو، یک ماه پیش طی حکمی سرپرست جدیدی برای دانشگاه تحصیلات تکمیلی علوم پایه زنجان منصوب کرد و در احکام جداگانه ای ضمن تقدیر از آقای ثبوتی، او را به عضویت در هیات ممیزه مرکزی علوم پایه، فنی و مهندسی، کشاورزی و دامپزشکی وزارت علوم و نیز عضویت در هیات ممیزه دانشگاه تحصیلات تکمیلی زنجان منصوب کرد.

اساتید دانشگاه های ایران با اشاره به سوابق درخشان و عملکرد بیست ساله آقای ثبوتی در مدیریت این دانشگاه خطاب به وزیر علوم نوشته اند: «کاش قبل از تصمیم گیری عجولانه در این مورد شناخت کافی از مقام استاد ثبوتی و همچنین رابطه دانشگاه تحصیلات تکمیلی زنجان با جامعه علمی ایران از یکسو و مردم و بزرگان شهر زنجان از سوی دیگر فراهم می آمد.»

امضا کنندگان این نامه با تاکید بر «ارائه کمک فکری» به آقای دانشجو از او خواسته اند تا تصمیم اش را تا «حد امکان» تصحیح کند و مدیریت جدید این دانشگاه را با نظر آقای ثبوتی و «دیگر خبرگان دانشگاهی» انتخاب کنند.

در این نامه آمده است که چنانچه تغییری در تصمیم وزیر علوم داده نشود، دانشگاه تحصیلات تکمیلی «راه افول» را طی خواهد کرد.

در پی انتشار خبر تغییر مدیر دانشگاه تحصیلات تکمیلی زنجان، آقای ثبوتی، درباره اینکه آیا از سمتش برکنار شده است یا استعفا داده است به خبرگزاری مهر گفته بود: «تفاوتی نمی کند که برکنار شده یا استعفا داده باشم، دانشگاه روال عادی را می گذراند و هیات علمی آن را می گرداند.»

تصمیم وزارت علوم ایران مبنی بر تغییر آقای ثبوتی واکنش های بسیاری را به دنبال داشت و تعدادی از نمایندگان مجلس هم به این تغییر اعتراض کردند.

پاسخ کودتاگرِ ياغی به اولتيماتوم، سيدمجتبی واحدی

2010/08/31

صبح روز سه‌شنبه به وقت ايران در يک گفت‌وگوی مفصل تلفنی از او (مهدی کروبی) پرسيدم که ماجرا چه بوده است. او با آرامشی مثال‌زدنی برای‌ام تعريف کرد که داستان از دو شب قبل و با حضور مشکوک دو يا سه نفر لباس‌شخصی در برابر منزل شروع شد و

تجمع اراذل و اوباش حکومتی در برابر منزل کروبی، موضوعی نبود که بتوان از کنار آن عبور کرد زيرا از يک سو «آمرانِ»اين تجمعات آن‌قدر در داخل و خارج ايران رسوا هستند که اخبار مرتبط با هر حرکت مزدوران ايشان، بلافاصله به کتاب قطور رسوايی های آنها افزوده می‌شود و از سوی ديگر، رفتار شجاعانه کروبی، توجه اغلب آزادی‌خواهان ايران و جهان را به خود جلب کرده و ده‌ها ميليون نفر در سراسر جهان، با حساسيت ويژه، خبرهای او را تعقيب می‌کنند.

بر همين اساس، تنها دقايقی پس از اوباش‌گری جديد چماق‌داران حکومت در برابر خانه کروبی، بسياری از علاقه‌مندان شيخ شجاع با من تماس گرفتند و جويای حال او بودند. البته با شناختی که از بيست و هشت سال قبل از کروبی داشتم مطمئن بودم که تهديدها وعربده‌کشی‌ها، نه او را مرعوب می‌سازد و نه می‌تواند به اوباشِ حکومتی برای انصراف کروبی از حضور در راه‌پيمايی روز قدس، کمک نمايد. اما اين اطمينان قلبی باعث نشد که از مذاکره تلفنی با شيخ خودداری کنم.

صبح روز سه‌شنبه به وقت ايران در يک گفت‌وگوی مفصل تلفنی از او پرسيدم که ماجرا چه بوده است. او با آرامشی مثال‌زدنی برای‌ام تعريف کرد که داستان از دو شب قبل و با حضور مشکوک دو يا سه نفر لباس‌شخصی در برابر منزل کروبی شروع شده و پس از آن که محافظان کروبی موضوع را به پايگاه نيروی انتظامی خبر داده‌اند از مراکز خاص به آن‌ها اعلام شده که «اين‌ها نيروهای خودی هستند، رهای‌شان کنيد.» کروبی همچنين از ديدار ديروز خود با ميرحسين سخن گفت و تعقيب و گريزهای دزدانه مأموران حکومتی که با تجمع شب گذشته هم ارتباط داشته‌اند.

در مورد حضور پُرشمار اراذل و اوباش، کروبی گفت: «بين ساعت ده و نيم و يازده شب، مشغول مطالعه بودم که صدای صلوات و شعار را در برابر منزل شنيدم که به تدريج به فحاشی تبديل شد.» به گفته شيخ، زنگ تفريح فحاشی‌ها، شعارهايی در باب مظلوميت آقای خامنه‌ای بوده است. به کروبی گفتم: «اين قسمت از شعارها درست بوده، زيرا کسی که طرفداران‌اش اين اراذل و اوباش باشند از مظلوم‌ترين افراد است که البته مظلوميت او خودخواسته می‌باشد!»

کروبی از شعارهايی که عليه خود و همسرش سر داده بودند سخن گفت اما بيش‌تر از هرچيز از اين ناراحت بود که آسايش همسايگان‌اش را بر هم زده‌اند و حتی بعضی از ايشان که در جلوی منازل خود ايستاده بودند را مورد هتاکی قرار داده‌اند و آن‌ها را با عباراتی همچون «مرفهان بی‌درد»، «عرق‌خور» ، بی‌دين و… پذيرايی نموده‌اند.

بخش ديگری از مأموريت اين اوباش در شب‌های قدر، پرتاب گوجه‌فرنگی و تخم مرغ به در و ديوار ساختمانی بوده که افراد بسياری در مالکيت مشاع آن با کروبی شراکت دارند. به گفته شيخ، کسی که ظاهرا فرماندهی گروه را به عهده داشته، چند بار از مأموران خود خواسته است که از پرتاب مواد مختلف به طرف خانه ـ که کروبی فقط يکی از مالکين آن است ـ خودداری کنند اما چون مأموران متدين، از اجرای فرمان سر باز زده‌اند جناب فرمانده عصبانی شده و گفته «‌هر کس گوجه‌فرنگی يا تخم مرغ پرتاب کند ولد الزنا است!» به کروبی گفتم که حدس می‌زنم بعد از اعلام «ولدالزنا»بودن کسانی که گوجه پرتاب می‌کنند بر تعداد ايشان افزوده شده است که پاسخ کروبی، تنها يک خنده بود.
پس از آن که در مورد جزئيات حمله صحبت کرديم از شيخ سؤال کردم که «آيا گمان نمی‌کنيد حمله اخير، توسط عوامل و حاميان احمدی‌نژاد انجام شده تا به آقای خامنه‌ای بگويند اجازه نخواهند داد او به وحدت در داخل، فکر کند؟» البته تحليل خودم در خصوص اظهارات اخير آقای خامنه‌ای را به کروبی گفتم و مجددا تأکيد کردم که رهبر جمهوری اسلامی، اصولا به دنبال وحدت يا نزديکی به اصلاح‌طلبان نيست و تنها هدف او از سخنان اخير، يک اولتيماتوم جدی به احمدی‌نژاد بوده که اگر دست از يکه‌تازی‌های خود بر ندارد ممکن است حاکميت به دنبال وحدت با اصلاح‌طلبان برود و جبهه قوی در برابر دولتِ گردن‌کش او تشکيل دهد. احمدی‌نژاد هم در برابر آن اولتيماتوم رهبری ساکت ننشسته و با بسيج عوامل مزدبگير خود در سپاه و بسيج، به لشگرکشی در برابر يکی از اصلی‌ترين سران جبهه اصلاحات دست زده تا آقای خامنه‌ای بداند رئيس دولت کودتا برای اظهارات رهبری، تره هم خرد نمی‌کند.

کروبی هم با من موافق بود که حمله اخير به خانه او، بيش از آن‌که به بخش‌های ديگر از ستاد کودتا ارتباط داشته باشد مرتبط با دارودسته احمدی‌نژاد است که می‌خواهد در برابر رهبری، قدرت‌نمايی کند. البته احمدی‌نژاد اين بار نتوانست از عربده‌کشی مزدوران خود لذت زيادی ببرد زيرا هم زمان با اوباش‌گری‌ها در برابر خانه کروبی، رئيس دولت مشغول شنيدن سخنان رهبری بود که بی‌سابقه‌ترين انتقادات را نسبت به دولت دهم شامل می‌شد و به صورت خاص، اقدام اخير احمدی‌نژاد در واگذاری بخشی از اختيارات وزير خارجه به مشايی و ياران او را مردود می‌شمرد. به هر صورت، کم‌تر از يک هفته از ابراز علاقه ظاهری رهبر جمهوری اسلامی بر توسعه وحدت داخلی و تأکيد او بر پرهيز از اقدامات دشمنی‌ساز، مزدبگيران احمدی‌نژاد، بدترين فحاشی‌ها را در مقابل منزل شيخ اصلاحات انجام دادند تا آقای خامنه‌ای بداند اولتيماتوم‌های او به رئيس دولت کودتا، نتيجه‌ای به دنبال نخواهد داشت. مقاومت بعدی احمدی‌نژاد در برابر رهبری احتمالا به احکام صادره برای مشايی و مهره‌های او، همچون بقايی مربوط خواهد شد که رهبر جمهوری اسلامی در ملاقات دوشنبه خود با اعضای دولت کودتا از آن انتقاد کرد .

اکنون همه بايد منتظر ادامه اولتيماتوم‌های مستقيم رهبری به احمدی‌نژاد و توسعه حملات به رئيس دولت از تريبون مجلس يا از زبان رئيس قوه قضائيه باشيم که قطعا باز هم با تودهنی عملی يا زبانی رئيس دولت مواجه خواهد شد. البته کسی نبايد گمان کند که بالا گرفتن اختلاف ميان رهبر کودتا و رئيس دولت کودتا، به خاطر پافشاری يکی از طرفين بر يک حق است بلکه اين «اولتيماتوم »ها و«تودهنی‌ها» به خاطر آن است که هر يک از دست‌اندرکاران حاکميت، به دنبال سلب مسئوليت از خود نسبت به نابسامانی‌های فراوان اقتصادی، سياسی و مديريتی کشور است .

پس لازم است که رهبری در سخنرانی عمومی خويش به رئيس دولت اولتيماتوم بدهد و رئيس دولت هم با تودهنی علنی، نشان دهد که از نظر او، موضع داخلی و خارجی رهبری بسيار ضعيف‌تر از آن است که بتواند در برابر رئيس دولت بايستد، زيرا او با بذل و بخشش ده‌ها ميليارد دلار در داخل و خارح از کشور، بخشی از سياست‌مداران و فرماندهان نظامی را به جمع حاميان خود اضافه کرده به طوری که مقابله آقای خامنه‌ای با او، بسيار سخت‌تر از آن چيزی است که قبلا تصور می‌شد.

اصلاح‌طلبان بايد اين فرصت را غنيمت بشمارند و مردم را به آينده نزديکی بشارت دهند که رفتار فرسايشی در داخل حاکميت، همه وابستگان به کودتا را در حضيض قرار خواهد داد و آنان ناچار خواهند شد به خواسته‌های مشروع مردم تن دهند.

سيدمجتبی واحدی