حلقه گمشده جنبش روشنفکری ایران – سعید پیوندی

به بهانه سالگرد جنبش سبز و جرس

مرلو پونتی فیلسوف سرشناس و یکی از چهره های شاخص پدیدار شناسی (Phenomenology) فرانسه بر این باور است که در دیالوگ سه اندیشه شکل می گیرد: اندیشه خودی، اندیشه دیگری و اندیشه سومی که از درون تجربه کنش متقابل ارتباطی متولد می شود. اندیشه سوم نتیجه هم آمیزی ساده و مکانیکی دو اندیشه نخست نیست. بدین سال است که فضا و واقعیت جدیدی بوجود می اید که هیچیک از دو طرف دیالوگ نیست ضمن آنکه هر دو در آن حضور دارند. هر طرف دیالوگ به همراه دیگری در این سفر ذهنی تبدیل می شود، اندیشه ها به درون یکدیگر راه می یابند و هر دو از طریق دنیای مشترکی که میان آنها خلق می شود همزیستی می کنند.

دیالوگ به سه گونه در هم تنیده بر ما اثر می گذارد: خروج از خویشتن خویش و تلاش برای درک دیگری، فکر کردن برای بیان اندیشه خویش در چهارچوبی استدلال ها و بیان قابل پذیرش برای دیگری، تجربه پویای بین (Inter) ذهنیتی و درون (Intra) ذهنیتی. اگر من حرف هایم را با غیر خودی در میان می گذارم و تلاش می کنم به او بگویم چه و چگونه فکر می کنم و چرایی آن در چیست، او نیز با حضورش (واقعی یا نمادین) به من کمک می کند فکر کنم، قدرت و کارایی استدلال و اندیشه ام را بسنجم و درباره داوری اش بیاندیشم. دیالوگ نه فقط ارتباط با دیگری که نوعی حرف زدن با خویشتن است. بعد پدیدار شناسانه اندیشه مرلو پونتی را در همین تحلیل می توان یافت.

حوزه روشنفکری ایران زمانی طولانی به دیالوگ یعنی این ابزار مهم اندیشه ورزی و خلاقیت ذهنیتی بی اعتنا بود و حتی از آن می گریخت و گاه هنوز هم می گریزد. اگر اولین روشنفکران پیش از مشروطیت در رابطه میان خود گشاده رو و پذیرنده بودند و گوشی برای شنیدن داشتند، نسل های بعدی این سنت نیک را به وادی فراموشی سپردند. زمانی سید جمال الدین اسدآبادی اسلام گرا به سراغ «دیگری» می رفت و حتی از دیدار و گفتگو با میرزا ملکم خان ارمنی که درباره اش آن همه حرف و حدیث هم بود واهمه نداشت.

اما این جنبش نوپا مانند بسیاری دیگر از تجربه های تاریخی جامعه معاصر ایران ناتمام ماند. هر گروه و گرایشی خود را در فضای فکری و سرزمین فرهنگی خودی زندانی کرد، دیوارهای بلند جدایی و «مرزبندی»  به واقعیت های زندگی روشنفکری ما تبدیل شد و همه در برابر آئینه با خودمان حرف زدیم ، حرف های خودمان را شنیدیم و با ماهیت گرایی و پنهان شدن در پس صورتک های هویتی و هویت های عبوس و بسته نخواستیم پای یک گفتگوی جدی و چالشی با غیر خودی بنشینیم، از خود به در آئیم، قدم در راه سفر پر پیج و خم فکری گذاریم و تجربه دیگری و اندیشه سوم را زندگی کنیم .

اگر در سالگرد جنبش سبز و جرس، بخواهم فقط به یک دستاورد بزرگ تاریخی اشاره کنم همین شکل گرفتن تجربه های جدید دیالوگ در حوزه روشنفکری ایران است و نقش مثبتی که جرس در این جهش کیفی فرهنگی ایفا کرده است. قدر این فضای جدید که به همت جرس و نیز رسانه های دیگر بوجود آمده را بخوبی بدانیم، بی انصاف نباشیم و نخواهیم همگان درست همانی باشند که ما می خواهیم و از خود بپرسیم ما برای این دیالوگ چه کرده ایم.

روشنفکران ما سنت خوبی در قدر شناسی ندارند و این رفتار یک پدیده تاریخی در کشور ماست. گاه باید دهه ها سپری شود، این یا آن شخصیت هفت کفن بپوساند تا اندیشه ای را کشف کنیم و بسیار دیر قدرشناس این یا آن شویم.

در سالگرد جنبش سبز ارزش راه پیموده شده از سوی همه را باز شناسیم، بروی هم چنگ نکشیم و با هم حرف بزنیم. این فرهنگ جدید که درست در مقابل فرهنگ بسته و پرخاشجویانه حاکمان سیاسی امروز ایران قرار دارد راه را برای تحول جامعه ما خواهد گشود.

استاد جامعه شناسی دانشگاه سوربن. پاریس 8

برچسب‌ها: ,


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: