Archive for ژوئن 2010

سلطانیسم فرهنگی- 4 اکبر گنجی

2010/06/30

مسأله ی تصفیه ها

یکی از پرسش های اساسی این است که اخراج ها به دستور چه کسی و توسط چه کسانی عملی شد؟ روشن است که پاکسازی دانشگاهها و اخراج اساتید به حکم مستقیم آیت الله خمینی صورت گرفت. همانگونه که در بالا نشان دادیم، خواست او این بود که حتی از ادامه تحصیل دانشجویان توده ای ممانعت بعمل آید.اما چه کسانی مامور اجرای این حکم بودند؟

در مسأله اعدام زندانیان در تابستان 1367 هم اعدام ها با حکم آقای خمینی صورت گرفت، ولی اعضای هیأت های سه نفره مجری حکم روشن بود و با انتشار خاطرات آیت الله منتظری بسیاری از زوایای تاریک آن روشن شد[35].

اما در اینجا با اختلاف نظر روبرو هستیم. بسیاری بر این گمانند که تصفیه ها به وسیله «ستاد انقلاب فرهنگی» صورت گرفت. اعضای زنده ستاد انقلاب فرهنگی در این خصوص سکوت اختیار کرده اند، جز دکتر عبدالکریم سر وش که به شدت این موضوع را تکذیب و آن را کار وزارت علوم و دانشگاهها قلمداد می کند. از سوی دیگر، وزیر وقت علوم، دکتر نجفی، نقش وزارت علوم در تصفیه ها را انکار و آن را کار ستاد انقلاب فرهنگی قلمداد می نماید:

«پاکسازی استادان… براساس آئین نامه ی مصوب ستاد انقلاب فرهنگی و توسط هیات هایی بود که زیر نظر آن ستاد صورت می گرفت…».

مستندات زیر تا حدودی نظر نجفی را تأیید می کند. با این تفاوت که مجری کار ستاد انقلاب فرهنگی  نبوده است:

«شورای جهاد دانشگاهی – شماره 2601 /7 – تاريخ 24 آباد 59

در ارتباط با به كارگيری اعضای هيأت علمی دانشگاه ها كه به صورت قراردادی در مؤسسات عالی آموزشی شاغل خدمت بوده اند، موارد زير مورد تصويب ستاد انقلاب فرهنگی قرار گرفت تا با رعايت آن سرپرست دانشگاه مربوط با نظر شورايی از اعضای هيأت علمی كه مسؤول كميته های تخصصی جهاد همان دانشگاه اند، نسبت به تمديد قرارداد آنان از محل اعتبارات آن واحد آموزشی اقدام لازم به عمل آورند:

1-علم. 2- صلاحيت اخلاقی (پرهيز از افترا، شراب خواری، فحشاء و قمار…). 3- مبرا بودن از فساد مالی 4- تقوای سياسی (عدم ارتكاب جرایم، عضويت در سازمان های ساواك منحله، فراماسونری، …. موضع گيری عليه انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی، تبليغ و عمل مؤثر به نفع دولت های بيگانه يا مكاتب ضد اسلامی). 5-  نياز دانشگاه به تخصص و خدمت وی.

ملاك های ترجيح اولويت: 1- مكتبی بودن 2- حسن سابقه مبارزاتی 3- تعهد و همكاری با انقلاب 4- تفوق علمی 5- سابقه كار علمی»[36].

نامه ی شماره 16822/7 مورخ 30 بهمن 61 با عنوان هيأت مركزی گزينش ستاد انقلاب فرهنگی نشان می دهد که هسته های گزينش اخلاقی تحت نظارت ستاد انقلاب فرهنگی برای گروه های پزشكی، كشاورزی، هنر، علوم پايه، ‌فنی و مهندسی و علوم انسانی  قرار داشته است[37].

آئین نامه ی پذیرش دانشجو هم توسط ستاد انقلاب فرهنگی تهیه و جهت اجرأ به وزیر فرهنگ و آموزش عالی ابلاغ شده است:

«آيين نامه پذيرش دانشجويان كنونی دانشگاه ها و تعيين تكليف قطعی آنها شماره 10510/2 تاريخ 9 آذر 61ستاد انقلاب فرهنگی»برادر آقای محمد علی نجفی، وزير محترم فرهنگ و آموزش عالی.بر اساس رهنمودهای امام امت مدظله و نيز اوامر ايشان در مورد محيط دانشگاه ها و حضور دانشجويانی كه مضر به حال انقلاب نباشند، آيين نامه ی پذيرش دانشجويان كنونی دانشگاه ها در مرحله ی دوم انتقال به شرح زير باشند از دانشگاه اخراج می شوند و دانشجويان ديگر به تحصيل خود ادامه خواهند داد و تابع مقررات انضباطی دانشگاه خواهند بود: الف) دانشجويان محارب يا وابسته به گروه های محارب. ب) دانشجويانی كه وابستگی تشكيلاتی به احزاب و گروه های الحادی خادم شرق و غرب – ولو غير محارب – داشته باشند، اعم از فعال. ج) دانشجويانی كه به نفع مكاتب الحادی تبليغ مؤثر داشته اند. د) دانشجويانی كه عضو فرقه ی ضاله اند و يا فراماسونری می باشند. هـ) دانشجويانی كه در گذشته اشتهار به اخلاقی داشته اند كه مستوجب حد شرعی يا تعزير بوده است»[38].این دستور العمل متعلق به آبان 1361 اگر صحت داشته باشد، یک نوع پاکسازی تمام عیار است که اجرای آن البته با وزارت فرهنگ و آموزش عالی بوده است. در نامه ی دیگری که فاقد شماره و تاریخ است، درباره ی «روش گزینش استاد» آمده است:»1- تأمين و گزينش استاد برای كليه ی دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی از طرف كميته ای در ستاد انقلاب فرهنگی به نام  «كميته ی تأمين و گزينش اعضای هيأت علمی» دانشگاه ها انجام می گيرد.2- «كميته ی تأمين و گزينش»  مرجع تشخيص نيازهای آموزشی و نحوه ی برطرف كردن آنها از لحاظ استخدام هيأت علمی در سطح كشور می باشد.3- كميته تأمين و گزينش مركب از افراد زير خواهد بود:الف- دو نفر به معرفی جامعه ی مدرسين حوزه ی علميه (برای تسريع امر تأمين استاد تا معرفی نمايندگان جامعه ی محترم مدرسين حوزه ی علميه ی قم حضور «حجت الاسلام آقای ربانی املشی» به منزله ی  حضور نماينده ی آنان تلقی خواهد شد). ب- يك نفر به معرفی وزير فرهنگ و آموزش عالی و تصويب ستاد و…[] 8-  تقاضای داوطلبين عضويت در هيأت علمی دانشگاه ها ابتدا از نظر صلاحيت اخلاقی در كميته ی تأمين و گزينش بررسی می گردد. در صورتی كه صلاحيت اخلاقی داوطلبان مطابق مصوبه باشد، پرونده او برای  «گروه تخصصی» مربوطه فرستاده می شود. اين گروه پس از بررسی مدارك علمی داوطلب نظر خود را در مورد صلاحيت علمی او به كميته ی تأمين و گزينش گزارش می دهد.در صورتی كه صلاحيت اخلاقی و علمی داوطلب به تصويب اين كميته برسد، مراتب جهت تصميم نهايی  به ستاد انقلاب فرهنگی گزارش می گردد»[39].این مصوبه هم اگر صحت داشته باشد، نشان می دهد که ستاد انقلاب فرهنگی هیأتی مرکب از دو فقیه عضو جامعه ی مدریسن حوزه علمیه ی قم، نماینده وزارت فرهنگ و آموزش عالی، و…، برای گزینش «تأمین و گزینش استاد» درست کرده است.

بسیاری از مخالفان داخلی و ایرانیان مقیم خارج از کشور، ستاد انقلاب فرهنگی را مسئول قلمداد می کنند. اما مشکل آنست که هیچ کس مستند سخن نمی گوید و هیچ کس مسئولیت نمی پذیرد. رژیم هم راههای دسترسی به مدارک آن زمان را کاملاً مسدود کرده است. در اولین جلسه ی ستاد انقلاب فرهنگی با آیت الله خمینی، او دستور پاکسازی گسترده را صادر می کند. سروش و نجفی نظر خود را در این زمینه اعلام داشته اند. در آن جلسه حسن حبیبی، شمس آل احمد، علی شریعتمداری و ابوالحسن بنی صدر هم حضور داشته اند که همگی در قید حیات اند. اعضای سابق ستاد دشوار است در این زمینه سخن بگویند. اما بنی صدر که پس از این واقعه یکسال دیگر هم رئیس جمهور کشور بود، می تواند نظر خود را در باره ی آن جلسه و این که پاکسازی ها به وسیله ی چه دستگاهی انجام شد، اعلام دارد. در هر صورت این اقدام آنچنان ناپذیرفتنی  از کار در آمد که هیچ کس حاضر به پذیرش مسئولیت آن نیست. آقای دکتر محمد ملکی، رئیس اسبق دانشگاه تهران، تنها فردی است که در این خصوص سخن نسبتاً روشنی بیان داشته است. می گوید:

«شورای انقلاب به دانشگاه بخشنامه کرد استادانی که مقام های کلیدی حکومت شاه بوده اند حق تدریس ندارند. لیستی تهیه کردیم و حدود صد اسم به دفتر نخست وزیر فرستادیم، کسانی که اگر هم می آمدند دانشجویان قبولشان نمی کردند و تشنج درست می شد»[40].

در همان زمان، وزير فرهنگ و آموزش عالی وقت (دکتر علی شريعتمداری) در تاريخ 15 مرداد 58  به مديريت وقت دانشگاه تهران(دکتر محمد ملکی) نامه يی نوشته و در آن از اخراج و قطع حقوق برخی از کارکنان و استادان گله می کند. مديريت دانشگاه تهران  با قاطعيت اعلام می کند که «دانشگاه ها بايد از وجود عوامل وابسته و ضد مردمی پاک گردد» و تهديد به استعفا می کند[41].

به این ترتیب روشن می شود که تصفیه ی اساتید قبل از انقلاب فرهنگی، به دستور شورای انقلاب، آغاز شد. در شورای انقلاب به غیر از اعضای حزب جمهوری اسلامی، نهضت آزادی، ملی – مذهبی ها و ابوالحسن بنی صدر عضویت داشتند. تمام آنها می توانند در باره ی جزئیات امر و نظرات موافقین و مخالفین، در شورای انقلاب، اعلام نظر نمایند. متأسفانه از جلسات ستاد انقلاب فرهنگی صورت جلسه تهیه نمی شده است، ولی خوشبختانه از تمام جلسات شورای انقلاب صورت جلسه تهیه شده است. انتشار صورت جلسات شورای انقلاب، بسیاری از زوایای تاریک را روشن خواهد نماید.

پاورقی ها:

35-  حکم آقای خمینی  که یک روز پس از آغاز حمله سازمان  مجاهدین خلق از عراق در عملیات فروغ جاویدان در تاریخ 6 مرداد1367 صادر شد، به قرار زیر است:

» بسم الله الحمن الرحیم. از آنجا که منافقین خائن به هیچ وجه به اسلام معتقد نبوده و هر چه می گویند از روی حیله و نفاق آنهاست و به اقرار سران آنها از اسلام ارتداد پیدا کرده اند، و با توجه به محارب بودن آنها و جنگ های کلاسیک آنها در شمال و غرب و جنوب کشور با همکاری های حزب بعث عراق و نیز جاسوسی آنان برای صدام علیه ملت مسلمان ما، و با توجه به ارتباط آنان با استکبار جهانی و ضربات ناجوانمردانه آنان از ابتدای تشکیل نظام  جمهوری اسلامی تاکنون، کسانی که  در زندانهای سراسر کشور بر سر موضع نفاق خودپافشاری کرده و می کنند، محارب و محکوم به اعدام می باشندو تشخیص موضوع نیز در تهران با رای اکثریت آقایان حجت الاسلام نیری دامت افاضاته(قاضی شرع) و جناب آقای اشراقی (دادستان تهران) و نماینده ای از وزارت اطلاعات می باشد، اگر چه احتیاط در اجماع است، و همین طور در زندانهای مراکز استان  کشور، رای اکثریت آقایان قاضی شرع، دادستان انقلاب و یا دادیار و نماینده اطلاعات لازم الاتباع می باشد، رحم بر محاربین ساده اندیشی است. قاطعیت اسلام در برابر دشمنان خدا از اصول تردید ناپذیر نظام اسلامی است. امیدوارم با خشم و کینه انقلابی خود نسبت به دشمنان اسلام، رضایت خداوند متعال را جلب نمائید.آقایانی که تشخیص موضوع به عهده آنان است، وسوسه و شک و تردید نکنند و سعی کنند  اشدا علی الکفار باشند. تردید در مسائل اسلام انقلابی، نادیده گرفتن خون پاک و مطهر شهدا می باشد.والسلام. روح الله الموسوی الخمینی». رجو ع شود به خاطرات آیت الله منتظری، ص 520.

36- مصوبات ستاد انقلاب فرهنگی اول شهریور 59، کتابخانه ی دبیرخانه ی شورای عالی انقلاب فرهنگی، ص 13 و 14.

37- مصوبات ستاد انقلاب فرهنگی – اول شهریور 59 صفحه 700-699.

38-  مصوبات ستاد انقلاب فرهنگی، صص 436- 435.

39-  مصوبات ستاد انقلاب فرهنگی، ص 24- 23.

40-  مجله لوح، شماره هفتم، 1378.

41- روزنامه اعتماد، 19 مهر 1386، گفت و گو با علیرضا علوی تبار.

۱۳۸۹

متن پیاده شده روز جمعه 4 تیر 1389

2010/06/30

جمعه چهار تیرماه 89، 25 ژوئن 2010 میلادی

امروز در مورد شش موضوع صحبت می‌کنیم.

موضوع اول این که آقایان محمد نوری زاد و عمادالدین باقی‌ به قید وثیقه از زندان آزاد شدند این دو بزرگوار که نامه‌ها و مقاومتشان زبان زد همه هست نشان دادند که حکومت در مقابل مقاومت زندانیان بزرگ سیاسی ما هیچ چاره‌ای به جز عقب نشینی ندارد.

نکتهٔ دوم این که آقای باهنر در جامعه اسلامی مهندسین دیروز صحبتی کردند که گوشه‌ای از پرده را بالا زده ایشان گفت که جناح کوچکی از اصول گرایان قصد حذف بقیه و نخبگان را دارند و با یک مخالفت کوچک دیگران را متهم به کفر می کنند باید به آقای باهنر گفت که در واقع این قصهٔ کلّ کشور ایران است که جناح کوچکی که همین آقایان اصول گرا را بگوییم همین رفتار را با تمام مردم ایران می کنند  و قصد حذف تمام مردم ایران را دارند و نخبگان را نیز از دایره بیرون می کنند و باید به ایشان گفت وقتی‌ که برق سر نیزهٔ نظامی‌ها در سیاست می‌‌آید و جا به جایی‌ قدرت با خواست و رای مردم انجام نمی گیرد و نظامی گری تکلیف قدرت را معلوم می‌کند و سرکوب زندان و دستبند و شکنجه تکلیف قدرت سیاسی را معلوم می‌کند انتهای کار آن است که آقای باهنر هم حذف می شود و یک جمع کوچک می‌خواهد به همه تسلط داشته باشد این سرنوشت آن نظامی گری و قدرت مطلقه ای است که در یک فرد مثل ولایت مطلقهٔ فقیه متمرکز است و هیچ راه حلی هم ندارد جز اینکه قدرت به مردم برگردد و دموکراسی‌ در کشور حکم فرما باشد آقای باهنر و دوستانشان در جمعیت‌های موتلفه را که از مدت‌ها قبل باید جز مردگان سیاسی حساب کرد هیچ سر نوشتی بهتر از بقیه ندارند و حذف خواهند شد.

نکتهٔ سوم اینکه سنای آمریکا با ۹۹ رای موافق و بدون رای مخالف و کنگرهٔ آمریکا با ۴۰۸ رای موافق مقابل تنها هشت رای مخالف لایحه ای را تصویب کردند که به موجب آن هر شرکتی‌ که به ایران بنزین بفروشد مشمول تحریم آمریکا می شود و حق معامله با آمریکا را ندارد هر شرکتی‌ که با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی همکاری کند مشمول تحریم آمریکا می شود همین طور هر بانکی‌ که با سپاه هم کاری کند یا با بانک‌های مشمول تحریم ایران همکاری کند مشمول تحریم آمریکا خواهد شد. می‌توان گفت که این تقریبا شدید‌ترین لایحه‌ای است که در آمریکا علیه ایران تصویب شده و از دیروز عصر که این لایحه تصویب شده موضوع بحث رسانه‌های مختلف قرار گرفته. این لایحه تبعاتی دارد از جمله این که بسیاری از شرکت های چینی‌ که با آمریکا همکاری می کنند یا تکنولوژی‌های آمریکایی‌ را استفاده می کنند در پالایشگاه و صنایع‌شان احتمالا با مشکل مواجه خواهند شد و ناچارند که همکاریشان را با ایران قطع کنند به هرصورت فشار روی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و کلّ ایران اتفاقی است که به دلیل جنبش سبز ایران و مقاومت مردم و جنایت‌های سپاه و حکومت از سوی دیگر اتفاق افتاده است اگر جّو دنیا نمایندگان مجالس کشورها دولت‌ها مطبوعات این چنین مثبت به دفاع از حقوق مردم ایران و این چنین آماده است برای محدود کردن حکومت ایران به خصوص سپاه مهمترین دلیلش اتفاقاتی است که در یک سال اخیر افتاده است مشروعیت زدایی که از حکومت ایران در سطح داخلی‌ و در سطح بین‌المللی به وجود آماده و آقایان سپاهی که دستشان را در اقتصاد کشور باز کردند و خون مردم را در شیشه کردند و خون مردم را به زمین می‌ریزند، کودتا می کنند اعدام می کنند، تجاوز می کنند و شکنجه می کنند باید گفت پول‌هایی‌ که انباشته اند در هیچ بانک دنیا دیگر به دردشان نخواهد خورد ضمن اینکه چون دستشان را در اقتصاد کشور کرده اند همراه با خودشان تمام اقتصاد  ایران را غرق خواهند کرد به خصوص پروژهای نفت گاز و انرژی کشور را که سپاه قبضه کرده و از این پس امکان فعّالیت کردن برایشان بسیار محدودتر خواهد شد.

نکته چهارم این که سپاه اعلام کرده است که اگر کشتی های ایران بازرسی شوند واکنش خاص نشان می دهد . من نمی فهمم این واکنش خاص یعنی چه در مورد مکم رسانی به غزه دیدیم که بعد ار تهدید اسراییل که گفت به هر صورت کشتی های ایران را متوقف خواهد کرد ایران عقب نشینی کرد و گفت به دلیل شرایط بین المللی کشتی های کمک را نمی فرستند. حال باید دید این حرف ها در واکنش به قطعنامه شورای امنیت چگونه خواهد بود. آیا سپاهی ها فقط می خواهد ژست بگیرند مثل کاری که درباره غزه انجام دادند و عقب نشینی می کند یا این که واقعا قصد درگیری دارند تا برای خودشان مشروعیت ملی درست کنند آن چنان  که یک موقعی کودتاچی های آرژانتین کردند وقتی عاجز شدند از داخل. اما به نظر من حتی اگر بخواهند سپاهی ها ماجراجویی کنند و برای این که مشروعیتی کسب کنند و ضرباتی را که از مردم خورده اند بخواهند این گونه جبران کنند فکر نمی کنم که بتوانند به این قیمت هم مشروعتی کسب کنند.

نکته پنجم این بعضی از دوستان از بنده سوال کرده اند راجع به فرمایشات آقای کدیور و نظر من را خواسته اند. من راجع به محتوای حرف های ایشان نظر خاصی ندارم طبیعاتا با خیلی از فرمایشات ایشان موافقتی ندارم اما این نکته را می خواهم بگویم و آن این که هر کسی نظرش را باید بگوید و آن محترم است و در آینده ای که برای ایران در نظر داریم آینه است که حتی طرفداران پرو پا قرص ولایت فقیه حتی از نوع آقای خامنه ای هم حق حرف زدن داشته باشند و بروند در میدان رای گیری. اگر رای اوردند در قدرت سهم داشته باشند اما اگر رای نیاوردند نتوانند به زور دیگران را کنار بزنند و میزان انتخابات آزاد باشد بنابراین استدعای من از همه دوستان این است که فضای حرف زدن باید بازباشد و  نقد کار خوبی است و البته تخریب کار بدی است. اما این را هم باید بگویم که هیچ کس حق ندارد به جای جنبش سبز حرف بزند و وقتی امثال آقای موسوی و کروبی دایما تکرار می کنند که همراهان کوچک جنبش هستند و جنبش متکثر است و عقاید مختلفی در آن هست بقیه که جای خودشان را دارند لذا جنبش سبز ایران متشکل از گرایش های مختلف و باورهای مختلف است و مجموع این ها جنبش را تشکیل می دهد و همه هم در یک هدف مشترک هستیم و آن هم پایین کشیدن استبداد دینی در ایران و حاکم کردن دموکراسی است و کسی اجازه صحبت کردن به جای جنبش را ندارد.

نکته آخر سوالی است که جمعی از دوستان به ویژه از چند شهر کوچک ار من پرسیده اند که با جو ترس و وحشتی که حکومت می خواهد ایجاد کند چگونه می توان مقابله کرد البته قبلا در درس های کانواس صحبت کردیم اما پاسخ مفصل به این سوال را در روزهای بعد درباره اش صحبت می کنیم.

تا فردا شاد پیروز، موفق و سرافراز باشید

به امید پیروزی ایران و ایرانی

متن پیاده شده روز پنجشنبه 3 تیر 1389

2010/06/30

سلام

پنجشنبه 3 تیر 1389، 24 ژوئن 2010 میلادی

امروز در مورد 3 موضوع صحبت می کنیم:

موضوع اول: همان طور که قبلا هم پیش بینی می شد، ماجرای دانشگاه آزاد و درگیری مجلس و دولت و کودتاچی ها باز هم ادامه پیدا کرد و روز گذشته، مجلس شورای اسلامی با تصویب یک فوریت طرحی که به موجب آن دانشگاه آزاد از شمول قانونی که قبلا تصویب کردند مستثنی خواهد شد، در واقع عقب نشینی کرد. و نشان داد که با دویست – سیصد نفر لباس شخصی ای که بسیج کنند و بیارند و به آن ها فحش بدهند، بلافاصله می ترسند و عقب می نشینند. به هر صورت در مجلس درگیری های فیزیکی حتی شد، آقای مطهری به شدت به آقای کوچک زاده حمله کرد، او هم در واقع کمی حمله فیزیکی به آقای مطهری کرد، حرف های آقای لاریجانی تند وتیز بود نسبت به اینکه به مجلس توهین شده ولی حاصل همه این ها اینکه در واقع این چماق کشی و چماق داری، و برق سرنیزه سپاهی ها که پشت سر این لباس شخصی هایی که پولشان را می دهند و نوشیدنی و ماشین برایشان می آورند چون مجلسی ها دیده اند، عقب نشینی کردند. باید به این آقایون گفت که اون موقعی که نظامی ها چماغ کش ها را پول می دهند که به خیابان بیایند و زن و بچه مردم را می زنند، وقتی که ساکت می نشینند و حتی تایید می کنند نتیجه اش این بلایی است که سر خودشان هم می آید. انصافا باید به ملت آفرین گفت که از این اراذل و اوباش که لشکر لشکر به خیابون آوردند هرگز نترسیدند و رو در روی آن ها ایستادند. به هر صورت آقای خامنه ای هم در صحبت هایی که کرد خیلی مبهم سعی کرد که ناراحتی خودش را از این چماق کش ها اعلام بکند و یک جوری بگوید که با هم دعوا نکنید ولی به نظر کاملا بی حاصل می آید و همانطور که قبلا هم گفتیم ایشون عرضه اینکه لشکر پشت سرش رو جمع کنه ندارد و سازماندهی همین کارها هم بیش از همه سرش در بیت خود ایشون و به دست پسرش است.

به هر صورت آقای صادق و علی لاریجانی هم ظاهرا در جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی به تلافی اینکه آقای احمدی نژاد در جلسه سران قوا شرکت نکرده شرکت نکرده بودند. این داستان به نظر می رسد که باز هم ادامه خواهد داشت برای اینکه نظامی ها و کودتاچی ها که بخواهند لقمه ای به بزرگی دانشگاه آزاد را بگیرند باز هم کشمکش ادامه پیدا خواهد کرد.

موضوع دوم: دیدار آقای موسوی و کروبی است که به درستی دست گذاشته اند بر همین روالی که وقتی مملکت بر اساس نظامی گری و لات درست کردن و چماق کشی و تصاحب مراکز قدرت حرکت کند، حاصلش همین می شود، حمله به بیت مراجع رو همین آقایون از همین جنس دونستند و در واقع این نکته ای که بر آن انگشت گذاشته اند، نکته درستی است. وقتی که بنابر نظامی گری باشد در سیاست، حاصلش همین می شود که هیچ نهادی که به مردم تعلق داشته باشد، از برق سر نیزه در امان نمی ماند.

موضوع سوم: خبر روز دنیا در روز گذشته است که آقای ژنرال مک کریستال فرمانده ارتش آمریکا در افغانستان و فرمانده ناتو در آن منطقه به دلیل دخالتی که در سیاست کرده بود و توهینی که به مقامات سیاسی در کاخ سفید کرده بود، به واشنگتن احضار کردند و عزلش کردند. شبیه کاری که ترومن با ژنرال مک آرتور کرد. و این کاملا نشان می دهد که در دموکراسی ها نظامی ها وقتی کارشان را از گلیمشان دراز می کنند، در سیاست دخالت می کنند به سرعت با آن ها برخورد می شود و اجازه نمی دهند که چنین کاری را بکنند. شاید اگر همین انتقادات را حتی اگر سفیر امریکا می کرد، تحمل می کردند ولی این واکنش رئیس جمهور امریکا و عزل آقای ژنرال مک کریستال مسبوق به سابقه است در امریکا و نشان می دهد که چگونه دموکراسی ها از دخالت نظامی ها در سیاست جلوگیری می کنند. بلایی که الان گریبان مملکت ما را گرفته است.

تا فردا شاد، پیروز، موفق و سرافراز باشید
به امید پیروزی ایران و ایرانی

حمله لباس شخصی ها به مهدی کروبی در دانشگاه شریف

2010/06/30

مهدی کروبی، یکی از رهبران مخالفان دولت در ایران بعد از ظهر امروز (۸ تیر) در حالیکه در مراسم ختم پدر محمد رضا عارف، معاون اول محمد خاتمی، رئیس جمهور سابق ایران در مسجد دانشگاه صنعتی شریف حاضر شده بود، مورد حمله عده ای لباس شخصی قرار گرفت.

به گزارش سحام نیوز، آقای کروبی در هنگام ورود با فریاد مخالفانی روبرو شد که علیه او شعار می دادند، اما او برای جلوگیری از بر هم خوردن مراسم، از مسجد خارج شد.

حدود دو هفته پیش هم آقای کروبی برای دیدار با آیت الله صانعی، از مراجع تقلید منتقد دولت در قم به این شهرسفر کرده بود، اما عده ای از افراد لباس شخصی در اعتراض به حضور او جلوی بیت آیت الله صانعی تجمع کردند و پس از خروج آقای کروبی به دفتر آقای صانعی حمله کردند.

آقای کروبی در مورد این وقایع گفت: «اگر زمان شاه یک شعبان بی مخ بود، اکنون این حاکمیت صدها شعبان بی مخ تربیت کرده است و این افراد باید بدانند که مهدی کروبی تا آخر ایستاده است و آماده پرداخت هرگونه هزینه ای در این راه است و تا گرفتن حق مردم از پا نخواهد نشت».

او درباره سابقه تشکیل گروه هایی که به گفته او عامل این گونه حملات هستند، گفت: «یک سال پس از رحلت امام، فرمانده بسیج وقت پیش من آمد و گفت قصد داریم تشکیلات و گردان هایی را در شهرهای کشور ایجاد کنیم. من ضمن مخالفت، علت تشکیل چنین تشکیلاتی را جویا شدم که وی هدف از تشکیل گردان های بسیج را مقابله با شورش ها و تظاهرات مردمی اعلام کرد و گفت که با نیروی بسیج می توانیم این تظاهرات را سرکوب کنیم».

آقای کروبی در ادامه با اظهار تاسف از سرنوشت بسیجی که به گفته او در زمان آیت الله خمینی ۸ سال در جبهه ها جنگید و از کشور دفاع کرد، گفت: «بسیج کارش به جایی رسیده است که در دانشگاه ها با دانشگاهیان برخورد می کند، در مساجد مردم را کتک می زند، در رای گیری ها تقلب می کند، در خیابان ها به کشتار مردم می پردازد، در ۱۴ خرداد جلوی سخنرانی نوه امام را می گیرد، و با حمله به خانه، دفاتر و مساجد مراجع و بسیاری جاهای دیگر، اقداماتی انجام داده است که نام و یاد بسیج را لکه دار کرده است».

به نظر می رسد با افزایش انتقادات مهدی کروبی از آیت الله خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، بر شدت حملات علیه او افزوده شده است.

آقای کروبی در بیانیه ای که اخیرا منتشر کرد، نوشته بود: «آنچه امروز تحت عنوان ولایت فقیه انجام می شود با اندیشه و عملکرد آیت الله خمینی متفاوت بوده و تیشه به ریشه قانون اساسی و جمهوری اسلامی برخواسته از رای مردم زده است».

او در این بیانیه گفته بود: «اختیار و دامنه ولایت فقیه آنقدر توسعه داده شد که بعید می دانم در مواردی این مقدار اختیار از سوی خداوند به پیامبران و ائمه معصومین نیز داده شده باشد و حتی گمان نمی کنم که خدا چنین حقی برای چنین برخوردی با بندگان را برای خودش نیز در نظر گرفته باشد».

سخنرانی پر دردسر آقای خامنه‌ای در جمع مردم بوشهر

2010/06/30

جرس:شنیده‌های خبرنگار جرس از ایران حاکی از آنست  که آقای خامنه ای در سخنرانی اخیرش در جمع مردم بوشهر چندین بار تپق زد و فعل و فاعل و مفعول را فراموش کرد.
شدت این فراموشی‌ها به طوری بود که گفته شده مسئولان صدا وسیما در تنظیم کردن سخنرانی ایشان به شدت دچار مشکل شده بودند و بیشتر مطالب توسط گوینده صدا و سیما قرائت شد و بیشترین جرح و تعدیل  و حتی تغییر کلمات در این سخنرانی توسط صدا و سیما انجام شد و تعدیل سخنرانی وی وقت زیادی از  کارشناسان صدا و سیما وقت برده است.
گفته می‌شود این سخنرانی در فضایی کاملا عصبانی صورت گرفته و او در بین سخنان خود  نخبگان و خواص را با صفت‌های نامناسبی یاد کرد، که اکثر مطالب توهین آمیز علیه نخبگان و خواص توسط صدا وسیما حذف  شده است.