Archive for مه 2010

پيام زهرا رهنورد به مناسبت روز زن

2010/05/31

دکتر زهرا رهنورد در آستانه سالروز ولادت حضرت فاطمه زهرا(س) و هفته زن در بيانيه ای ضمن تکريم شخصيت والای فاطمه صديقه(س)ايشان را نه فقط الگويی برای زن مسلمان که نماد تام و کمال اسلام دانست. به گزارش کلمه متن بيانيه زهرا رهنورد به شرح زير است:

سالروز تولد حضرت فاطمه زهرا(س) دخت گرامی پيامبر اسلام و روز زن را به شما ملت عزيز تبريک عرض می کنم.

اميدوارم آن بانوی اطهر، آن بانوی بی همتا با تمام ابعاد وجوديش از کلمات روحانی و معنوی و علمی تا نقش های سياسی و اجتماعی، لطافت مادری و همسری، پيوسته در نقطه اوج آرزوهای انسانی قرار گيرد.

جنبش سبز ضمن وحدت کم نظيرش در عين حال مشحون از تکثرهاست و اين طراوت و تنوع فرصت می دهد که به تمام رفتارهای زيبای بشری ارج نهيم و به تمام الگوهای عدالت طلب و آزادی خواه در سطح جهان احترام گذاريم.

در عين حال در قلمرو باور و ايمان اسلامی به فاطمه زهرا تاسی می کنيم و در برابر شخصيت متعالی او سر تعظيم فرود می آوريم.

لحظه ای فراموش نمی کنيم که آن بانو چه رنج های عظيمی برای ارتقا و پيشبرد اسلام به جان خريدند و بدن عنصريشان در اوج جوانی به خاک تيره پيوست اما راهشان و روحشان همچنان برای مومنان و آزاديخواهان مستدام خواهد ماند.

اصلاحات و در بطن آن جنبش سبز، مطمئن است که لازم است با نگاه نو انديشی دينی و با رويکردی معاصر، شخصيت حضرت زهرا (س) روايت شده و به انسان­های مدرن شناسانده شود. اما، حضرت زهرا(س)، نه تنها الگويی برای زنان بلکه، نماد تام و کمال اسلام است، که اين دين حنيف، به تمامی در چهره و شخصيت ايشان متبلور شده است. جای تأسف و تأثر است که حاکميت فعلی، در شرايطی با تأسی به نام زهرا(س) به تدارک روز زن و هفته زن می­پردازد که فرسنگ­ها از آن شخصيت و آن رفتار دينی فاصله گرفته و جهت عکس آن بانويی بوده است که آزادگی و عدالت طلبی فقط يکی از ابعاد وجودی او بوده و وجه مثالی و الهيش هميشه قلب­های مومنان را نورانی و اميدوار کرده است.

آيا می­توان پذيرفت که حاکميت به صديقه کبری، زهرا(س) اعتقاد داشته باشد، و تا اين حد دروغ بگويد، زنان و مردان را سرکوب کند و راه تنفس آزادی را با خفه کردن حلقوم­ها، مسدود کند؟

شگفتا در همين هفته و روز حاکميت ضجه کودکانی را که در فراق مادران زندانيشان ناله می کنند نمی شنود، آن بچه های مظلوم که در انتظار لطف و نوازش مادرانشان که يا در زندانند يا به خاک و خون خفته اند لحظه شماری می کنند و فرياد رسی جز خدا ندارند.

حاکميت با ريشخند، به چهره مادرانی که پشت درهای زندان ها به اميد ديدن پسران يادخترانشان هاجروار اين سو و آن سو می دوند و تحقير می شوند و وعده سرخرمن می بينند نگاه می کند.

زنانی که مرد خانواده شان مدت هاست که در گور خفته يا در زندان تهديد و شکنجه شده اند، مادرانی که آرزوی دامادی و عروسی و تحصيل جوانانشان را به جای جشن بر سر گورشان سوگواره غم و آه می گيرند و فستيوال اشک و افسوس برگزار می کنند.

اينک روز زن و هفته زن به نام نامی حضرت زهرا فرا رسيده است.

به حاکميت فعلی اعلام می کنم اين فرصت بزرگ را غنيمت شماريد و يکبار هم که شده صدق گفتار و عملتان را ثابت کنيد. مناسبت ها هميشه نبايد بهانه آزادی دزدان و آدم کشان باشد يکبار هم مناسبت ها را بهانه آزادی زندانيان سياسی قرار دهيد.

همه زندانيان را به پاس بزرگداشت زهرا(س) آزاد کنيد و اين اقدام را با زنان زندانی آغاز کنيد، مطمئن باشيد کوچک نمی شويد و کسی نمی گويد جا زده ايد.

سپس در مراحل بعدی آزادی مطبوعات، آزادی های فردی، عدم دخالت در زندگی خصوصی مردم،انتخابات آزاد و… تا آزادی و مردمسالاری ميسر شود.

ما زنان از علما و مراجع عظام می خواهيم با دم مسيحائيشان حاکميت را وادار به آزادی زندانيان و پاسخ به مطالبات مردم نمايند و چنين باد.

Advertisements

آن‌چه موسوی می‌گويد و احمدی‌نژاد انجام می‌دهد تکرار تاريخ است، بيژن صف‌سری

2010/05/31

آنچه اين روز ها ما ايرانيان ناظر و شاهد بر روند جريانات سياسی کشور خود هستيم چيزی نيست جز دورتسلسل تاريخ که با کمی حوصله در توروق تاريخ اين کهنه ديار و تعمق بر آن با پوست و استخوان خود اين واقعيت را احساس خواهيم کرد طرفه آنکه در اين وانفسا بر خی از سياسيون وطن پرست ، هوشمندانه در سخنرانی های خود، اين دور تسلسل را به رخ می کشند مانند سخنرانی مدبرانه اخير مير حسين موسوی که در جمع زندانيان سياسی پيش از انقلاب گفته است خاصه در اين سخنرانی خطاب به مستمعين خود می گويد «مگر با به زندان انداختن شما رژيم ( سابق ) سقوط نکرد؟ رژيم سقوط کرد. من اثرات اين دستگيری ها را به خاطر دارم ولی پرسش اين است که آيا اين دستگيری ها توانست رژيم شاهنشاهی را حفظ کند؟ و يا در قسمتی ديگر از سخنان خود گفته است » ما که نمی خواستيم فقط حکومت تشکيل بدهيم و به نام اسلام چارچوبی تعريف کنيم ولی از محتوا خالی باشد و از آرمان ها و آرزوهايی که برآمده از مکتب و اعتقادات ما بود هيچ نشانی نداشته باشد. اگر قرار باشد که نظام باقی بماند ولی با پر کردن زندان ها يا با زدن و گرفتن دانشجويان و کارگران مسلمان، هنرمندان و سينماگران و روزنامه نگاران آيا می توان از چنين نظامی در جهان دفاع کرد؟»
آنچه مير حسين موسوی اين سيد هنرمند و معتقد به آرمان های انقلاب ۵۷ ، در جمع زندانيان سياسی پيش از انقلاب گفته است واقعيتی است انکار ناپذير که به واقع بايد بر آن تعمق داشت خاصه در پرسشی که در دفاع از انقلاب مطرح می سازد که در اين پرسش ناريخی به نوعی همه افتخارات ما نه تنها در نزد جهانيان بلکه در نزد نسل پس از انقلاب زير سوال برده می شود ، چرا که انقلاب ۵۷ برای همه ملل تحت ستم الگويی شد مثال زدنی تا بدانجا که حتی دشمنان انقلاب در عين شوک زدگی محبور به تحسين همت ملتی شد ند که با يک پارچگی و همبستگی ، به اميد وصال ازادی ، خود را از يوغ ظلم رهانيده بود ند ، اما امروز چه ؟ آيا امروز نسل من که متهم به انقلابی بودن است ، نه به جهانيان ، بلکه به نسل امروز در چرايی بيراهه رفتن آرمان های انقلاب ، قادر به پاسخگويی نيز هست ؟
اما در باب ديگر سخن نخست وزير منتخب امام که در جمع زندانيان سياسی پيش از انقلاب ، که گفته است ، آيا اين دستگيری ها توانست رژيم شاهنشاهی را حفظ کند؟ اين جمله مرا بياد نقل حکايتی از مرحوم آيت الله حاج آقا رضا تهرانی می اندازد که می گفت :در آن ايامی که در زندان قزل قلعه محبوس بوديم ( سال های پس از کودتای ۲۸ مرداد ) يک روز ديدم يکی از نگهبانان زندان فريادش بلند است ، پرسيدم چه شده ؟ گفت ، من به اين آقايان زندانی پيشنهاد کردم ( شايد همين زندانيانی بودند که با مير حسين موسوی ملاقات داشتند ) هر کدام يک خاطره در دفتر خاطراتم بنويسند تا در زندگی بکارم آيد اما هيچکدام حاضر نشدند مطلبی در دفترم بنويسند.حاج آقا رضا زنجانی گفت به آن مرد زندانبان گفتم ، دفتر و قلم راحا ضر کن تا من بنويسم ، زندانبان با خوشحالی رفت و دفتر و قلم را آورد و من در دفتر خاطرات او چنين نوشتيم :
چنانچه اگر محقق و يا جامعه شناسی وارد کشوری شد و بخواهد از اوضاع اجتماعی ، اقتصادی و يا سياسی آن کشور و عملکرد حکومتش اظلاع دقيقی به دست آورد ، به نظر من بهترين راهی که برای او وجود دارد اين است که به زندانهای آن کشور برود و زندانيها را ببيند ، اگر زندانيها همه از افراد بد ولا ابالی تبهکار بودند حتما پی خواهد برد که حکومت آن جامعه صالح و سالم است ، اما اگر قضيه را برعکس ديد ، يعنی مشاهده کرد زندانيها همه انسان های صالح وشريف و وارسته ای هستند ، پی خواهد برد که وضع حکومت خيلی بد است که اين افراد را نتوانسته تحمل کند وآنها را به زندان انداخته است و متاسفانه من از لحظه آی که پا به زندان شما نهادم زندانيها را از نوع دوم ديدم . حاج آقا رضا اين مطلب را در دفتر زندانبان می نويسد و مثل توپ در زندان صدا می کند .
ای مردگان، زخاک يکی سر به در کنيد
بر حال زنده بتر از خود ، نظر کنيد
اما در کنار سخنان هوشمندانه اين سيد هنرمند، ميرحسين موسوی که دور تسلسل تاريخ را بخوبی به آن دسته از ما بهتران ياد آور شده است ، سخنان احمدی نژاد نيز در کرمان را هم ، که از رسانه ملی پخش شد ، بايد مصداق کامل تکرار تاريخ دانست که به نوعی مکمل گفته های مير حسين موسوی در تکرار تسلسل تاريخ می تواند باشد.
يکی از هشدار هايی که در پنج سال گذشته همواره چه از سوی مطبوعات آزاد ( خاصه آنهايی که توقيف شده اند )ويا دلسوزان وطن به دولت وقت ، بار ها چه مستقيم و يا غير مستقيم ، به صد اشاره و کنايه داده شد ، دقت در نوع مناسبات بين المللی و پرهيز از اعتماد بيش از حد به بيگانگان ، خاصه ، به کشور دوست و همسايه شمالی ، يعنی روسيه بوده است که به دفعات شاهد پشت پا زدن اين کشور همسايه ، آن هم در وقت بزنگاه بوده ايم ، اما اين بار گويی مؤافقت اخير مسکو با طرح قطعنامۀ تحريم عليه کشورمان ، چنان آه از نهاد رئيس دولت وقت بر آورد که در توجيح پيمان شکنی اين کشور دوست و همسايه ، در سخنرانی کرمان خود ، به صراحت اعلام می نمايد : خيلی دشوار شده رفتار مدودف را به مردم ايران توضيح بدهيم». غافل که مردم اين آب و خاک هيچ نيازی به توضيح جناب رئيس دولت نداشته چرا که از همان آغاز عهد و پيمان بستن اين دو دولت که رفيق حمام و گلستان يکديگر شده بودند ، ملت هوشنمد ايران بخوبی ميدانست که بازنده اين بازی ديپلماتيک کدام يک نيز خواهند بود ، در واقع اظهر و من الشمس بود ، چرا که سابقه تاريخی خيانت همسايه شمالی اين آب و خاک حتی در کتب تاريخ مدارس کشور ما تدريس می شود و بچه های اين سر زمين هم بخوبی ميدانند که کشور دوست و همسايه شمالی ما ، در پيمان شکنی آن هم به وقت بزنگاه چه يد طولايی دارد ، که حکايت ذيل يک نمونه از صد ها نمونه ثبت شده در تاريخ اين کهنه ديار است
به شهادت تاريخ نقل است که بعد از عهد نامه “گلستان ” که منجر به جدايی بخشی از اراضی ايران شد و امپراطوری روسيه چندين شهر را به تصرف خود در آورد ، فتحعليشاه قا جارکه اين عهد نامه را صرفا يک نوشته به وجه علی الحساب می دانست و در يک کمان خام تصور می کرد دولت تزاری روسيه از سر زهر چشم گرفتن و چشم هم چشمی با دولت های استعمار گر مانند انگلستان ، شهر های شکی و شيروان و شوش ، گر جستان و داغستان را از سر لجاجت به تصرف خود در آورده و حکما بعد از خاموش شدن آتش لجاجت ، آن شهر ها را دوباره به صاحب اصليش ايران پس می دهد، در ست يکسال قبل از جنگ دوم با روسيه که منجر به عهد نامه ترکمانچای شد ، نماينده ای به دربار امپراطور روسيه فرستاد تا در باره استرداد شهر های جدا شده از ايران مذاکره نمايد اما امپراطور روسيه نه تنها زير بار نرفت و آنچه را به موجب عهد نامه گلستان تصرف کرده بود، ملک ابدی خود دانست،بلکه آنچنانکه پيش آمد، معلوم شد که چشم طمع به تصرف چند شهر ديگر از ايران دوخته بود ، به همين دليل وقتی قاصد در بار قاجار از روسيه بازگشت خيالات امپراطور را برملا کرد ،و فتحعليشاه هم در صدد تهيه و جمع آوری سپاه در آمد و به و سيله ابوالقاسم قائم مقام به تهييج علمای ايران و عتبات عاليات پرداخت و لزوم جهاد با روسيه را به عموم ملت ايران ياد آور شد و بر اين اساس احکام صادره از سوی علما در باره ترغيب مردم به جهاد با روسيه در مجموعه ای جمع آوری شد که قائم مقام آن را “رساله جهاديه ” ناميد،
حال با چنين اوصافی صحت و سقم آن روايت که می گويند » خداوند همواره دشمنان مسلمين را از بين نادانان انتخاب می کند ( نقل به مضمون ) نبايد شک کرد ؟

آن هم با وقايعی که در اين سی سال بر ساکنان مقيم نقشه گربه نشان اين اب و خاک شاهد بوديم ؟

بيژن صف سری
http://bijan-safsari.com

آخرين جلسه هماهنگی ميرحسين موسوی و مهدی کروبی در آستانه سالگرد ۲۲ خرداد امروز برگذار شد

2010/05/31

ميزان خبر: در آستانه سالگرد انتخابات ۲۲ خرداد مهندس ميرحسين موسوی و حجه السلام کروبی دو نامزد معترض انتخابات برای هماهنگی بيشتر در مورد برنامه های اين ايام مجدداً با هم ديدار کردند.

بنابر گزارش خبرنگار ميزان در اين ديدار که پيش از ظهر امروز در منزل حجه السلام کروبی برگزارشد، موسوی و کروبی ضمن بررسی آخرين اخبار درمورد مسائلی نظير نحوه حضور مردم در مراسم ۱۴ خرداد و همچنين سالگرد ۲۲ خرداد و همچنين مسائل مربوط به زندانيان سياسی و عقيدتی و آسيب ديدگان حوادث بعد از انتخابات به تبادل نظر پرداختند.
اخبار تکميلی در مورد اين ملاقات به زودی ارسال خواهد شد.

شباهت وضعيت اقتصادي كشور با سال ۵۷

2010/05/31

ده درصد چك هاي مبادله شده در ايران برگشت مي خورد.اين خبر ديروز توسط بانك مركزي منتشر شد.پيش از اين هم آمار مشابهی منتشر شده بود و كارشناسان از بي مانند بودن اين آمار در تاريخ ايران خبر داده بودند.بررسي ها نشان ميدهد اين ميزان ناامني در حوزه مبادلات اقتصادي فقط در سال 57يعني سالي كه انقلاب به پيروزي رسيد تكرار شده است.

ركود افزايش هم مي يابد

به گزارش ايلنا «نسبت چك‌هاي برگشتي به مبادله شده در پايان سال گذشته به 10.7 درصد رسيد. اين نسبت در 30 سال گذشته بي‌سابقه است».

بنا بر اين گزارش وبراساس آخرين آمار منتشر شده در سايت  بانك مركزي «در سال گذشته 47 میلیون و 468 هزار چك مبادله شده كه از اين ميزان 5 میلیون و 87 هزار برگ چک برگشت داده شده است. بنابراين نسبت چك‌هاي برگشتي به مبادله شده در سال گذشته به 10.7 درصد مي‌رسد. به ديگر بيان تقريبا از هر 9 چك مبادله شده يكي از آنها برگشت داده مي‌شود».

به موجب اين گزارش «بررسي آمارهاي موجود از نسبت چك‌هاي برگشتي به مبادله شده نشان مي‌دهد اين نسبت در سي سال گذشته بي سابقه بوده است. از سال 1357 تاكنون بيشترين نسبت چك‌هاي برگشتي به مبادله شده در همان سال57 رخ داده است. پس از آن بيشترين نسبت تعداد چك‌هاي برگشتي به مبادله شده در سال 1358 به ميزان 10.9 درصد رخ داده است. از اين سال تاكنون نسبت چك‌هاي برگشتي به مبادله شده همگي زير 10 درصد و در 10 سال گذشته حدود 5 درصد بوده است».

با وقوع ركود در ايران كه نشانه‌هاي آن از اواخر سال 86 پديدار شد، نسبت چك‌هاي برگشتي به چک های مبادله شده سير صعودي به خود گرفت و از 5 درصد در سال 86 به 7، 8درصد در سال 87 رسيد. هم‌اكنون اين نسبت به 10.7 رسيده است.

كارشناسان اقتصادي دليل افزايش بي‌سابقه چك‌هاي برگشتي را به ركود حاكم بر بازار ايران و نيز بحران مالي جهاني نسبت مي‌دهند. آنان همچنين معتقدند نسبت چك‌هاي برگشتي به چک های مبادله شده در سال جاري روند افزايشي خود را همچنان حفظ مي‌كند زيرا ركود بر بازار اقتصادي ايران همچنان سايه افكنده است.به گزارش فارس، ابراهیم شیخ‌زاده، کارشناس پولی و بانکی، افزایش چک‌های برگشتی را عامل بحران اقتصاد جهانی دانسته وگفته است: «بحران اقتصاد جهانی باعث شد که بسیاری از کشورها از جمله ایران از این بابت متاثر شوند و جنبه‌های منفی خود را در بخش‌های مختلف اقتصادی کشور نشان دهند.»

وی افزوده: «به این ترتیب تاثیرات این معضل موجب شد که کشور تا حدودی با رکود اقتصادی مواجه شود و به دلیل اینکه در بسیاری از بخش‌های اقتصادی از چک به‌عنوان وجه نقد استفاده می‌شود، رکود اقتصادی عامل برگشت حجم زیادی از این چک‌ها شد.»

وی در ادامه با بیان اینکه افزایش چک‌های برگشتی باعث مغشوش شدن دید عمومی به معاملات غیرنقدی می‌شود گفته است:»یکی از مشکلات عمده استفاده از چک در ایران مدت‌دار بودن آن است. در ایران به جای استفاده از سفته و برات که ابزار خاصی برای فعالیت‌های مدت‌دار هستند از چک استفاده می‌شود که تغییر نگرش افراد و نوع استفاده از چک باید فرهنگ‌سازی شود… تجار و بازرگانان نیز باید در معاملات تجاری خود از ابزارهای معاملاتی و اسناد تجاری مثل سفته و برات استفاده کنند که نقش اسناد تجاری به غیر از چک در معاملات پررنگ‌تر شود تا فرهنگ استفاده از ابزارهای معاملاتی در بخش اقتصادی کشور تغییر کند.»

از سوي ديگر علاوه بر افزايش تعداد چك‌هاي برگشتي، مبلغ آنها نيز در چند سال گذشته روند صعودي داشته است. نسبت مبلغ چك‌هاي برگشتي به مبادله شده در پايان سال 88 به 5، 1 درصد رسيده كه تا سال 77 يعني 12 سال گذشته بي‌سابقه بوده است. در سال 77 نسبت مبلغ چك‌هاي برگشتي به مبادله شده 3 درصد بوده است.

در سال گذشته حدود 462 هزار و 940 ميليارد تومان چك، مبادله شده كه از اين ميزان حدود 23 هزار و 407 ميليارد تومان آن برگشت داده شده كه رقمي قابل توجه است.

رونق اقتصاد در سال 82

افزایش تعداد مبادله چك به نوعی خبر از رونق و چشم انداز روشن مبادلات دارد و کاهش تعداد می تواند بازتاب نگاه بدبینانه به آینده و تمایل به مبادلات نقدی از یک سو و وجود رکورد در عرصه اقتصادی کشور باشد. اگر تعداد چک‌های دست به دست شده را، آنطور که کارشناسان ارزیابی می‌کنند، شاخصی برای اعتماد بازار به داد و ستدهای غیرنقدی بدانیم، در فاصله سال‌های ۱۳۷۸ تا ۱۳۸۸ بازار ایران بیشترین اعتماد را در دو سال ۱۳۸۲ و ۱۳۸۶ به خود جلب کرده است. تعداد چک‌های دست به دست شده، در سال ۸۲ (دوران خاتمی) حدود ۷۵ میلیون فقره و در سال ۸۶ نزدیک به ۸۰ میلیون فقره اعلام شده است. اما با توجه به حجم نقدینگی و سطح معاملات، همین آمار ثابت می‌کند که ضریب اعتماد عمومی به معاملات غیرنقدی در سال ۸۲ بیشتر از سال ۸۶ بوده است. زیرا حجم نقدینگی و سطح معاملات در سال ۸۶ چندین برابر سال ۸۲ اما تعداد چک‌ها تنها حدود ۶ درصد بیشتر بود.

پيش از اين نيز خبرآن لاين از آماري به نقل از اتاق پایاپای اسناد بانکی تهران خبر داد؛جايي كه مبادلات بین استانی در آن انجام و به نوعی نماد مبادله اسناد بانکی کشور محسوب می شود.بر اساس این اطلاعات كه ديروز با اطلاعات بانك مركزي مطابقت داشت،  تعداد چک های مبادله شده در سال 88به رقم 47 میلیون برگ رسید که در مقایسه با سال 87 نشان از کاهش 34 درصدی تعداد چک های مبادله شده دارد و البته از نظر رقم کاهش تنها 0.7 درصد کاهش پیدا کرده است که گویای افزایش ارزش چکهای مورد مبادله است. به این ترتیب در سال 88مبادله های سلف محدود به ارقام بالا شده است و تمایل به مبادلات نقدی بیش از مبادلات سلف بوده که می تواند به نوعی خبر از نگرانی فعالین اقتصادی از چشم انداز اقتصادی کشور داشته باشد که از دید کارشناسان اقتصادی با توجه به نگرانی های ناشی از اجرای هدفمندسازی یارانه ها این نگرانی قابل توجیه است.

بي اعتمادي به چشم انداز كشور

کارشناسان اقتصادی، کاهش معاملات غیرنقدی را نشانه بی‌اعتمادی مردم به چشم‌انداز اقتصادی کشور می‌دانند. آنچه در سال گذشته خورشیدی به این سلب اعتماد کمک کرد، ناآرامی‌های پس از انتخابات ۲۲ خرداد و گسترش تحریم‌های بین‌المللی علیه ایران بود. کارشناسان، نگرانی‌های ناشی از اجرای طرح هدفمندسازی یارانه‌ها را نیز، علت دیگری برای کاهش اعتماد مردم می‌دانند.در همین راستا چندي پيش نشريه گسترش صنعت از قول علی صدری، رئیس خانه صنعت و معدن جوانان نوشت: «زمانی که امنیت اقتصادی در جامعه کاهش پیدا کند این امر تاثیر بسیاری در بخش تولید و صنعت کشور خواهد داشت، به‌طوری که افزایش چک‌های برگشتی به‌عنوان جایگزین پول در معاملات اقتصادی باعث اختلال در چرخه اقتصاد کشور می شود… چرخه تولید کالا یا محصول از زمان شروع که تامین مواد اولیه می‌باشد تا زمانی که به فروش رفته و به دست مصرف‌کننده می‌رسد، باید بدون هیچ‌گونه اختلال و به صورت مستمر انجام شود و اگر در این بین این چرخه دچار مشکل شود، معضلاتی را در پی خواهد داشت.»

از سويي ديگر به گزارش تهران امروز «استفاده از چک به عنوان یک ابزار پولی از حساسیت های بالایی برخوردار است که بسیاری از فعالان بازاراز آن تنها برپایه اصل اعتماد استفاده می کنند و به راحتی چک را از مشتریان خود قبول نمی کنند. چک به دلیل حساسیت های کاربردی در سالهای اخیر از سوی بانک مرکزی هشدارهای بسیاری را شنیده است تا جایی که قوه قضائیه وارد عمل شد و اصلاحاتی را در قانون چک اعمال کرد. از نگاه مسئولان قوه قضائیه یکی از ایرادهای مهمی که به چک به عنوان یک ابزار پولی وارد است این است که چک از اعتبار لازم برخوردار نیست و در حال حاضر اعتبار چک تنها بسته به اعتبار صادر کننده آن است. اگر چه اقدامات قضایی در صورت عدم وصول چک می‌تواند اهرم فشاری به شمار رود ولی نمی‌تواند منبع اعتباری برای دارنده چک برگشت خورده باشد. حتی اگر صادرکننده چک بلامحل در نهایت و به عنوان آخرین راه حل روانه زندان شود، دارنده چک به پول خود نخواهد رسید».

هم اکنون معیاری برای تعیین مبلغ چک وجود ندارد. شخص می‌تواند در برگه چک هر مبلغی را بنویسد و بانک‌ها نیز در دادن دسته چک، ضوابط دقیق و تعریف شده‌ای برای احراز هویت و اعتبار اقتصادی افراد ندارند.این وضعیت سبب شده دستگاه قضایی با کثرت پرونده چک‌های پرداخت نشدنی مواجه باشد، به‌گونه‌ای که سالانه یک میلیون فقره پرونده چک پرداخت نشده روانه دستگاه قضایی می‌شود. در آخرین اصلاحاتی که قوه قضائیه انجام دادبرای چک تنها در صورتی جنبه کیفری در نظر گرفته است که چک ابزاری برای کلاهبرداری باشد و در غیر این صورت چک غیر‌قابل پرداخت با ضمانت‌های اجرایی بانکی و اداری و امثال آن پاسخ داده می‌شود. ولی دولت هنوز بعد از یک سال اقدامات لازم را در خصوص ارسال این لایحه به مجلس انجام نداده است.

تکلیف نامشخص حکومت با پرونده پالیزدار

2010/05/31

با تبرئه عباس پالیزدار از اتهام «اقدام علیه امنیت ملی»، ابهامات پرونده یکی از گسترده ترین افشاگری های اقتصادی تاریخ جمهوری اسلامی، بیشتر شد.

وکیل آقای پالیزدار روز دوم خرداد (۲۳ مه) گفت که مطابق حکم دادگاه تجدید نظر، موکل او اگرچه از اتهام اقدام علیه امنیت ملی تبرئه شده، اما به دلیل «افشای اسناد محرمانه و خیانت در امانت و افترا و نشر اکاذیب» به شش سال حبس محکوم شده است.

عباس پالیزدار عضو کمیته تحقیق و تفحص مجلس هفتم از قوه قضائیه بود که اظهارات او در مورد پرونده های مالی ۴۴ نفر از شخصیت های نظام جمهوری اسلامی، در میان سایر «افشاگری های» مشابه از معروفیتی ویژه بر خوردار شد.

«اتهامات دروغ» مبتنی بر «اسناد طبقه بندی شده»؟

انتشار اظهارات آقای پالیزدار در دانشگاه همدان در ۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۷، بازداشت وی در ۲۲ خرداد همان سال را در پی داشت. اما واکنش مقام های حکومتی به محتوای سخنان وی، از همان ابتدا ابهامات زیادی را بر انگیخت.

اولین ابهام از آنجا ریشه می گرفت که این مقامات از سویی سخنانش را دروغ می دانستند و از سوی دیگر، او را به دسترسی غیر مجاز به «اسناد طبقه بندی شده» متهم می کردند؛ که ایجاد کننده این تصور بود که حداقل بخشی از سخنان عباس پالیزدار مبتنی بر اسناد معتبر بوده است.

ابهامات وقتی افزایش یافت که قوه قضائیه با شروع رسیدگی به «پرونده پالیزدار»، به برخورد با نمایندگانی از قبیل حسن کامران نماینده اصفهان و فاطمه آجرلو نماینده کرج پرداخت که مدتی قبل، علی رغم میل مسئولان قضایی، به تحقیق و تفحص از قوه قضائیه پرداخته بودند.

در همین ارتباط، قوه قضاییه ایران اعلام کرد که حکم بازداشت سیزده نفر در ارتباط با پرونده عباس پالیزدار، صادر شده است و تعدادی از آنها در جریان پرونده تحقیق و تفحص مجلس از قوه قضاییه در «برخی از ارگان های دولتی نفوذ کرده» و به «اسناد دولتی و طبقه بندی شده» دسترسی پیدا کرده اند.

قوه قضائیه تا به آنجا پیش رفت که «باند پالیزدار» را متهم کرد که «اطلاعات حوزه‌های نظامی، اقتصادی، انرژی و غیره» را در هفت نقطه در شهرستان‌های مختلف پنهان کرده است.

مقام های حکومتی از سویی سخنان پالیزدار را دروغ می دانستند و از سوی دیگر، او را به دسترسی غیر مجاز به «اسناد طبقه بندی شده» متهم می کردند؛ که ایجاد کننده این تصور بود که حداقل بخشی از سخنان عباس پالیزدار مبتنی بر اسناد معتبر بوده است

اطلاعات منتشر شده توسط روزنامه کیهان در همین زمینه، حتی از قوه قضائیه هم بیشتر بود و مدارک مخفی شده توسط «باند پالیزدار» را «اسناد نظامی، شامل خریدهای نظامی، نقشه پادگان‌ها، گردش کار نیروهای نظامی، مراکز حساس و استراتژیک، موقعیت نیروگاه‌ها و…» می دانست.

کیهان احتمال می داد که «به اصطلاح افشاگری» های عباس پالیزدار، برای سرگرم کردن جامعه و مسئولان صورت گرفته باشد تا «اسناد سرقت شده» به دشمنان خارجی تحویل داده شود.

رئیس قوه قضائیه: چشم فتنه را در آورید

در چنین فضایی بود که علیرضا جمشیدی سخنگوی قوه قضائیه خبر داد که محمود هاشمی شاهرودی رئیس این قوه دستور داده که پی گیری پرونده عباس پالیزدار تا «در آوردن چشم فتنه» ادامه یابد.

«در آوردن چشم فتنه»، حتی در داخل قوه قضائیه هم به تلفاتی انجامید، تا آنجا که محمد نیازی رییس سازمان بازرسی کل کشور به دلیل دسترسی پالیزدار به پرونده های حساس مالی به «اهمال در انجام وظایف این سازمان» متهم شد و در ۹ تیر ۱۳۸۷ از سمت خود برکنار شد.

روزنامه کیهان «باند پالیزدار» را به سرقت و مخفی کردن «اسناد نظامی، شامل خریدهای نظامی، نقشه پادگان‌ها، گردش کار نیروهای نظامی، مراکز حساس و استراتژیک، موقعیت نیروگاه‌ها و…» متهم کرد

برکناری رئیس سازمان بازرسی کل کشور به خاطر «اهمال»، ابهامات جدیدی را در ارتباط با ماجرای عباس پالیزدار به وجود آورد. چرا که آقای پالیزدار از ابتدا اتهامات خود علیه مسئولان کشور را به گزارش های موجود در سازمان بازرسی کشور مستند دانسته و در مقابل، به دروغ گویی متهم شده بود.

البته محمد نیازی، ظاهرا خود معتقد نبود که به خاطر اجازه دادن به عباس پالیزدار برای دسترسی به اسناد سازمان بازرسی کل کشور، مرتکب خلافی شده است.

وی در ۱۵ تیر، در حالی که سایر مسئولان دو قوه قضائیه و مقننه منکر عضویت عباس پالیزدار در هیات تحقیق و تفحص از قوه قضائیه شده بودند، گفت: «پالیزدار در این هیات سمت داشته و رسما از طرف نمایندگان تحقیق و تفحص معرفی شده است.»

«مقامات اجرایی» حامی پالیزدار

اما این، تمام ابهامات مربوط به پرونده عباس پالیزدار نبود. بخشی دیگر از پیچیدگی های ماجرا به آنجا مربوط می شد که به نظر می رسید با وجود تمام برخوردهای شدیدی که با متهمان پرونده پالیزدار صورت می گیرد، گروهی از مسئولان حکومتی، حداقل از بخش هایی از مطالبی که وی در قالب افشاگری بیان کرده ناراضی نیستند.

مثلا روزنامه کیهان در اولین واکنش خود به اظهارات عباس پالیزدار، در کنار دروغ دانستن این اظهارات و وارد کردن اتهامات امنیتی به وی، اشاره ای ناخوشایند هم به فعالیت‌های اقتصادی برخی از روحانیون داشت که به طور غیر مستقیم، شبهه دار بودن چنین فعالیت هایی را تایید می کرد.

در حالی که سایر مسئولان دو قوه قضائیه و مقننه منکر عضویت عباس پالیزدار در هیات تحقیق و تفحص از قوه قضائیه شده بودند، محمد نیازی رئیس وقت سازمان بازرسی کل کشور گفت که آقای پالیزدار در این هیات سمت داشته و رسما از طرف نمایندگان تحقیق و تفحص معرفی شده است

کیهان تاکید بر این که «کار اصلی آقایان روحانی معدن داری و کارخانه داری نیست» نوشت: «این گونه اقدامات شایسته آقایان نیست چرا که اولاً می‌تواند در مواردی نظیر به اصطلاح افشاگری اخیر، انبوهی از اتهامات ناروا را متوجه آنان کند و از آنجا که موارد مشابهی با هدف سوءاستفاده نیز دیده شده است، زمینه پذیرش احتمالی این اتهامات در افکار عمومی وجود دارد.»

در همین ارتباط، یکی از نکاتی که مورد توجه برخی منتقدان دولت قرار گرفت آن بود که در سخنان آقای پالیزدار، علی رغم ذکر صريح ترين اتهامات و با ذکر مستقيم نام و مشخصات روحانيون ارشد، شخص رئیس جمهور مورد تمجید قرار می گرفت و علیه متحدان اصلی رييس جمهور هم سخنی بیان نمی شد.

به عنوان نمونه، در سرتاسر افشاگری های اقتصادی عباس ‏پاليزار، اشاره ای به مسائل مالی پروژه های بزرگترين نهاد اقتصادی ايران (سپاه پاسداران) وجود نداشت.

علیرضا زاکانی، یکی از نمایندگان اصولگرای مجلس، یادآوری می کرد که نخستین افشاگری عباس پالیزدار، در اسفند سال ۱۳۸۶ در «مدرسه معصومیه قم» صورت گرفته است و پس از آن ‏هم او در فروردین سال بعد «با اتومبیل شیشه دودی و اسکورت سه دستگاه ماشین شاسی بلند» در دانشگاه همدان حاضر شده ‏و سخنرانی خبرساز خود را انجام داده است. مدرسه معصومیه قم، یکی از مدارس مذهبی شناخته شده آن شهر بود که از دیرباز، پایگاه شاگردان محمدتقی مصباح یزدی محسوب می شد.

خبرگزاری کار ایران در دی ماه ۱۳۸۷ اظهارات رمضان حاجی مشهدی وکیل عباس پالیزدار را نقل کرد که از قول موکلش ‏می گفت: «‏‏چرا کسانی که به من مجوز تحقیق و تفحص از قوه قضائیه را داده‏اند و بعضا‏ از مقامات اجرایی‏ هستند، از ‏من در حال حاضر دفاع نکرده و موجبات آزادیم را فراهم نمی ‏کنند؟»‏

همزمان، مهدی خزعلی (پسر آیت الله ابوالقاسم خزعلی عضو سابق شورای نگهبان) که از مدافعان عباس پالیزدار بود، خبر از ملاقات ‏‏همسر آقای پالیزدار با رئیس‌جمهور داد، دیداری که در جریان آن خانم پالیزدار معترضانه گفته بود: «آقای احمدی‌نژاد، یادتان هست پالیزدار و فرزندم امیر ‏حسین نزدتان آمدند، دستی بر سر امیرحسین کشیدید و گفتید: ‹مثل پدرت دل شیر داشته باش!› امروز هفت ماه است ‏که آن شیر در بند است و در سلول انفرادی به سر می‌برد، برای او چه کردید؟»

شاید به دلیل چنین دلخوری هایی بود که عباس پالیزدار، هنگامی که هنوز در داخل زندان بود و امکان استفاده از رسانه های اصول گرا را برای دفاع از خود نداشت، از داخل بند به مصاحبه ای انتقادی با یک شبکه تلویزیونی برون مرزی پرداخت.

وی حتی یک روز پیش از انتخابات ریاست جمهوری دهم، با ارسال نامه ای به اکبر هاشمی رفسنجانی، به خاطر اتهاماتی که «به اتکای شنیده‌های غیر مستند از نزدیکان آقای احمدی نژاد» علیه وی بیان کرده بود حلالیت طلبید. اقدامی که بعدا مشابه آن را، در ارتباط با علی اکبر ناطق نوری هم انجام داد.

معنای تبرئه پالیزدار از اتهام امنیت ملی

چرا کساني که به من مجوز تحقيق وتفحص از قوه قضائيه را داده‏اند و بعضا‏ از مقامات اجرايي‏ هستند، از ‏من در حال حاضر دفاع نکرده و موجبات آزاديم را فراهم نمي ‏کنند؟

همسر عباس پالیزدار به نقل از شوهر خود

به هر ترتیب، اگر چه در مورد ماهیت «افشاگری» های عباس پالیزدار هنوز ابهامات زیادی وجود دارد، تبرئه اخیر وی از اتهام اقدام علیه امنیت ملی به آن معناست که دستگاه قضایی، دیگر او را فردی توطئه گر نمی داند که با انگیزه ضربه به حکومت اقدام به جعل یا سرقت اسناد محرمانه کرده است.

به عبارت دیگر، هرچند تمام آنچه او گفته حقیقت نباشد یا همه حقیقت را نگفته باشد، اما ظاهرا دیگر کسی در پی انکار این نکته نیست که عباس پالیزدار، بر خلاف اتهامات مسئولان حکومتی علیه وی، عضو هیات تحقیق و تفحص مجلس از قوه قضائیه بوده و در چهارچوب همین مسئولیت هم به پرونده های حساس اقتصادی سازمان بازرسی کل کشور دسترسی داشته است.

آنچه اکنون از پرونده جنجالی عباس پالیزدار باقی مانده، زخمی است بر پیکر حکومت از بابت افشاگری های وی؛ همچنین، گلایه های او از کسانی که آنها را حامیان سابق خود می داند، و پرونده ای که تکلیف حکومت با آن، از همان ابتدا روشن نبوده است.