Archive for آوریل 2010

موسوی: مشکلات کارگران و معلمان ، مسئله ملی است

2010/04/30

میرحسین موسوی در پیامی ویدیویی به مناسبت روز کارگر و معلم با اشاره به مشکلات مختلفی که این دو قشر با آن روبرو هستند راه برون رفت از شرایط حاضر را برگزاری انتخابات آزاد، آزادی مطبوعات، تشکل‌ها و زندانیان سیاسی دانست.

میرحسین موسوی، یکی از رهبران معترضان در ایران به مناسب اول مه، روز جهانی کارگر گفت: «در حالی به این دو روز نزدیک می شویم که کشور دارای بحران سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی وسیعی است که تک تک آنها در سرنوشت و گذران زندگی این دو قشر تاثیر مستقیم دارد.»

در این پیام ویدیویی که سایت راه سبز جنبش (جرس) آن‌را منتشر کرده است آقای موسوی با اشاره به اهمیت این روز در ایران و در سطح بین المللی  تصریح کرد که افزایش تورم، پایین آمدن تولید، فساد روز افزون، رواج دروغ و سوءمدیریت، حقوق معوقه کارگران، تعطیلی کارخانه‌ها و  با کاهش تولید کارخانه از مسائلی است که ایران امروز با آن درگیر است.

همچنین میرحسین موسوی با اشاره به واردات بی رویه و تاثیر آن بر بازارهای داخلی ایران افزود: «متاسفانه ما در حال واگذاری بازارهای ملی خود به بیگانگان هستیم و همه  ملت می داند تا چه اندازه  این مساله در سرنوشت ملت، استقلال و آزادی و زندگی کارگران ما تاثیر می گذارد.»

انتقاد از بستن دهان‌ها و پر کردن زندان‌ها

آخرین نخست وزیر ایران از امنیتی شدن فضای کشور ومحدود نمودن آزادی ها و بستن دهان‌ها و پر کردن زندان‌ها  انتقاد نمود و افزود: «محدود کردن تشکل‌های صنفی وسیاسی در سرنوشت معلمان و کارگران تاثیر می گذارد. خیلی مهم است که معلمان و کارگران براین حقیقت واقف باشند که هستند که مشکلاتی که آنها در زندگی روزانه خود لمس می‌کنند،  ناشی از مسایل کلی و جاری کشور است و یک ارتباط سنگین و مستقیم بین آنها وجود دارد.»
وی همچنین  تاکید کرد که خواست کارگران و معلمان چیزی جدا از خواسته‌های اساسی و بنیادی مردم کشور نیست و آن «توسعه، آزادی و عدالت» است.

موسوی افزود: «دود عدم توسعه کشوربه چشم همه مردم می رود و مهمتر از آن به چشم کارگران در بخشهای مختلف می رود. توسعه کشور به نفع کارگر و معلم است.»
وی تصریح کرد: «کارگران و معلمان در پی آزادی هستند، چون به این وسیله می توانند فعالیتهای صنفی خود را داشته باشند.»

آقای موسوی سومین خواست را عدالت در همه زمینه ها دانست و گفت: «کارگران و معلمان به دنبال عدالت اقتصادی و معیشتی وعدالت در توزیع منزلت‌های اجتماعی هستند و از این طریق بهتر می‌توانند از استقلال کشور دفاع کنند. عدالت باعث می شود که آنها بتوانند ثروت ایجاد کنند و با خدمات خود بیشتر به جامعه فایده برسانند.»

اشاره به معلمان و کارگران زندانی

میرحسین موسوی به مسئله منزلت والای اجتماعی و نقش معلمان پس از انقلاب اسلامی سال ۵۷ اشاره کرد و خاطر نشان نمود که اکثریت  نمایندگان مجلس اول از معلمان بود و مردم به این قشر اعتماد داشتند. وی از رجایی، باهنر، شریعتی و مطهری نام برد.
وی افزود که اگرچه از نظر سیاسی این منزلت خدشه ‌دار شده است اما معلمان و کارگران هنوز هم در میان اقشار مختلف مردم دارای منزلت اجتماعی هستند و جزء گروه‌های مرجع بالای جامعه به شمار می‌روند.
آقای موسوی تصریح کرد: «اما الان شرایط نسبت به ابتدای انقلاب تغییر کرده است و در آستانه این دو رزو هستند معلمانی که در زندان به سر می برند.»

موسوی با اشاره به سلب اعتماد مردم گفت که معلمان و کارگران به‌شدت مخالف فساد هستند خاطرنشان کرد: « آنها می‌دانند که وقتی بحث درآمدهای عظیم نفتی می‌شود که قرار بود سر سفره مردم آورده شود و در خصوص خبرهایی فساد، نارسایی و سو مدیریت در امور اقتصادی می شنوند، متوجه هستند که  این مسایل به ضرر امنیت ملی کشور و آتیه  همه ماست.»

این رهبر معترضان در ایران با اشاره بحران در سیاست خارجی و تاثیر آن در اقتصاد ایران افزود: « که معلمان و کارگران می دانند که بی‌برنامگی، ماجراجویی در سیاست خارجی منافع ملی ما را در خطر قرار می دهد و مردم تاثیر این اقدامات خلاف را روی سفره های خود می‌بیینند.»

با نیروی نظامی و امنیتی نمی‌توان کشور را اداره کرد

آقای موسوی در بخش دیگر از این پیام ویدیویی خود عظمت یک کشور را  به دلگرمی و امید مردم آن به آینده دانست و تصریح کرد که تنها با اسلحه، نیروی نظامی و امنیتی نمی‌توان کشور را حفظ کرد.
وی با اشاره به عدم ساماندهی ارتش و سپاه در ابتدای جنگ ایران و عراق تاکید نمود: «در  آن زمان دشمن اسلحه و تجهیزات بیشتری در اختیار داشت و قطعا تعداد اسلحه و امکانات ابزاری نبود که منجر شد حتی یک سانتی متر از خاک کشورمان را از دست ندهیم و مردم اینچنین مقاومت کنند.»
وی افزود: «همین قشر معلم و کارگر کمک کرد و از کشور دفاع نمود زیرا در آن زمان دلگرمی و امید به آتیه کشور وجود داشت.»

انتقاد به عدم برخورد با مفاسد اقتصادی

موسوی به مساله موضوع طرح نام برخی افراد نزدیک به دولت در مجلس به عنوان مفسد اقتصادی از عدم رسیدگی به این موضوع و متوقف شدن ان ابراز تعجب نمود و خاطر نشان کرد که همین مسائل است که منجر به سلب اعتماد و باور مردم می شود.

وی همچنین  مسائل  و مشکلات معلمان و کارگران، را مسائل همه اقشار جامعه یک مسئله ملی خواند خاطرنشان کرد: «اگر شما در فعالیت های صنفی خود با مشکلات مختلفی روبرو هستید و حرکتی که می‌کنید با محدودیت‌های شدید و دستگیری‌هایی روبرو می‌شوید، شما که سر کلاس‌ها و در مدارس و دانشگاه ها با خوف و رجا حاضر می‌شوید که آیا در برابر دانش آمزران و دانشجویان می‌توانید از حرف حق دفاع کنید و با سری افراشته بر سفیدی سفید و سیاهی سیاه شهادت بدهید، وقتی در این زمینه احساس خوف می‌کنید طبیعی است که این مسئله‌ای ملی است.»

برگزاری انتخابات آزاد،غیرگزینشی رقابتی و آزادی مطبوعات و تشکل‌ها

آقای موسوی افزود: «راهی که جنبش سبز نشان می دهد بر این اساس است که مسائل ما در گروی یک بسته‌ای از فعالیت‌ها و کارهاست. نمی‌توان با وعده و وعید و اقتصاد صدقه‌ای مشکلات را حل کرد، نمی توان در زمان انتخابات فعالیتی بکنیم و وعده و وعیدهای جدید بدهید. این رفتارها مسائل معلمانً کارگران و سایر اقشار ما را حل نخواهد کرد.»

وی تنها راه حل مشکلات را بازگشت به قانون اساسی و احیای حقوق اساسی مردم دانست و گفت: «برگشت به قانون اساسی تنها راه پیش روی ماست و از این طریق قادر خواهیم بود که از صنعت و اقتصاد خود در برابر هجوم اجناس بی کیفیت بیگانه دفاع کنیم.»

موسوی تاکید کرد: «بدون انجام یک انتخابات آزاد غیر گزینشی، رقابتی ، بدون آزادی مطبوعات، زندانیان و تشکلهایی که از منافع صنفی و ملی راه دیگری وجود ندارد و این راه متعلق به همه است و رفتن به این سمت به نفع کارگران‌، معلمان، بازاریان، روحانیون و همه ملت ایران است.»

وی اضافه کرد که هیچ کس نمی‌تواند از عهد و میثاق ملی قانون اساسی روی برگرداند و هر بازگشتی از آن منافع ملی ما را تحت تاثیر قرار می‌دهد و از نظر اعتقادی نیز خیانت در اعتماد مردم محسوب می‌شود.

موسوی افزود: «ما امضا داده‌ایم و امضا گرفته‌ایم که بدون اجتهاد در مقابل نص، قانون اساسی را اجرا کنیم. اگر هم با بخشی از آن مخالف هستیم و قسمت‌هایی را نا کارآمد می‌بینیم باید از طریق همین قانون اقدام کنیم. قانون که وحی منزل نیست. اما آن هم باید از طریق همین قانون اساسی باشد. و همه ما باید به قانون اساسی بازگردیم مخصوصا در رابطه با حقوق اساسی مردم که فراموش شده‌ترین قسمت قانون اساسی است.»

موسوی در پایان تصریح کرد که اجرای این اصل فراموش شده ، موجب می شود که مشکلات یکی به یکی در کشور حل می‌شود و موقعیت و منزلت کارگران و معلمان آنچنان که شایسته آنها هست نیز احیا خواهد شد.

Advertisements

من یک کارگر زنم؛ جرم این است

2010/04/30

به هر گوشه زندگی‌مان که نگاه کنیم کارگرانی زحمت‌کش راحتی ما را فراهم می‌کنند، که بسیاری‌شان زنان کارگراند که نه تنها نادیده گرفته می‌شوند، بلکه بسیار هم مورد اجحاف قرار می‌گیرند. با این زنان که حرف می‌زنی و اشک‌هایی را که می‌بینی و قدرتی را که حس می‌کنی، باورت می‌شود که چقدر از قافله عقبی و چقدر کور در زندگی‌ات غرقی و چنان خودت را می‌بینی که وقتی زنی در فرقونی سبزی‌های مرتب و دسته کرده را می‌فروشد، بی اینکه به زن بگویی، خسته نباشید، می‌گویی، به چه سبزی‌ای!!

کلمه: چه فکر می‌کنیم همیشه درباره زنان کارگر، زنانی که دست‌هاشان پینه بسته و اشک چشم‌هاشان خشک شده، اما با غرور سر را بالا نگه می‌دارند و نان بازوی خودشان را می‌خورند.

یازدهم اردیبهشت ماه، روز جهانی کارگر است. چقدر در این روز زنان کارگر دیده می‌شوند، زنانی که با کفش‌های تنگشان می‌دوند تا آینده فرزندانشان را روشن کنند. ای‌کاش دست کم در این روز از کنار کارگرانی که در ایستگاه اتوبوس می‌بینیم، زنی که در رستوران میزمان را پاک می‌کند، دختری که برای نظافت به خانه‌مان می‌آید، بی‌تفاوت رد نشویم.

ای‌کاش دست کم در این روز با یک لبخند در را بر روی مستخدم اداره باز کنیم، ای کاش در این روز آن زن را به یاد بیاوریم که می‌گفت: «از کودکی هیچ‌کس مرا نمی‌خواست، پدر و مادرم که مردند، آواره خانه این و آن شدم، همه می‌گفتند اگر پسر بود می‌شد برایش کاری کرد، اما دختر نمی‌خواهم».

زنی که از فرط بی‌کسی در شانزده سالگی ازدواج می‌کند و از مرد معتادش جدا نمی‌شود که سایه مرد بالای سرش باشد، زنی که شب و روز سبزی پاک می‌کند تا کودکانش به مدرسه بروند و از مردش کتک نخورد، زنی که می‌گفت: تا پیش از این که حامله شوم، نان خشک جمع می‌کردم و آب می‌زدم و می‌‌خوردم؛ حامله که شدم برای بچه‌ام شیر می‌خوردم، بچه که به دنیا آمد بزرگ که شد، و بچه بعدی هم؛ روزی بس که از کارهای یک روزه و دست‌فروشی، کلافه شده بودم، چند بسته‌ سبزی خریدم، تمیزشان کردم و به یک مدرسه دخترانه بردم و به معلم‌ها فروختم بسته‌ای ۲۰۰ تومان، مدت‌ها بود که غذای گرم نخورده بودیم. شب‌ با چند تخم‌مرغ و گوجه‌فرنگی خانه رفتم، شام که درست می‌کردم، اشک می‌ریختم، سفره گذاشتم و به بچه‌هایم گفتم «بیایید غذا بخورید»، خوشحالی بچه‌هایم دور سفره باعث شد که اشکم تا صبح قطع نشود.

زن این کار را ادامه داد، آنقدر که مشتری‌های ثابت پیدا کرد و حالا نزدیک به چهار سال است این حرفه‌اش شده است، روزی یکی از مشتریانش به او و فرزندانش هدیه‌‌ای می‌دهد، زن تعریف می‌کند: هدیه را که باز کردم یک دست کامل لباس نو بود، مانتو، شلوار، روسری، حتی جوراب و برای بچه‌هایم هم همین‌طور، به جای این‌که لباس‌ها را ببینم یا بپوشمشان لباس‌ها را بغل کرده و می‌بوییدمشان، آخر من هرگز عطر لباس نو را حس نکرده بودم، اولین بار بود در زندگیم، که اصلا لباس نو می‌دیدم.

زن حالا توانسته بود فرش و یخچال دست دوم بخرد، اما چادرش را کنار می‌زند و جای دندان‌های نداشته‌اش را نشانم‌ می‌دهد: می‌گوید، برای خانه‌ای سبزی بردم که از پله‌هایش افتادم و چهار دندان با هم رفت، حتی نمی‌توانم به برگرداندن دندان‌هایم فکر کنم، آنچه درمی‌آورم، گرچه آنقدر است که دیگر برای سیر کردن فرزندانم در گوشه خیابان دنبال نان خشک نگردم اما، آنقدر هم نیست که برای درست کردن دندان‌هایم حرامش کنم.

از او می‌گذرم، از زنی که بعد از چهار سال سبزی پاک کردن دستانش به رنگ گل سبزی در آمده بود و بوی سبز می‌داد. هرگز به این فکر نکرده بودم که ممکن است چه کسی پشت سبزی‌های تمیز و خرد و خشک شده باشد که توی ماهی‌تابه، جلز و ولز می‌کند و من با خیال راحت یک تخم‌مرغ در آنها می‌شکنم و دلم خوش است که غذا درست کرده‌ام. هرگز به این فکر نکرده بودم که وقتی در یخچال را باز می‌کنم و یک قاشق بزرگ پیاز داغ آماده برمی‌دارم و خالی‌اش می‌کنم ته قابلمه، اشک چشم زنی برایش خشک شده است، زنی که پسرش معلول است و شوهرش جانباز شیمیایی‌ای که پرونده‌اش سوخته و هزینه‌های درمانش از اشک چشم و بوی دائمی پیاز داغ تامین می‌شود. هرگز به این فکر نکرده بودم که وقتی خسته به خانه می‌آیم و جنازه‌ام روی فرش می‌افتد و خستگی‌ام را فرش می‌خورد، زنی پشت دار قالی آنقدر شانه زده که صدای شانه‌ زدن، موسیقی متن زندگی‌اش شده، زنی که از شوهر کراکی‌اش جدا شده اما هنوز بعد از ده سال تنها بودن کسی نمی‌داند که همسر ندارد، کفش‌های مردانه همیشه پشت در دهان همسایه‌ها را می‌بندد که مرد در خانه است و این زن بی‌کس نیست. ده سال پیش خانه‌های مردم را تمیز می‌کرد، بدترین روز زندگی‌اش وقتی بود که پیرمردی که دو سال پرستارش بود مرد. حالا باید چه می‌کرد، دوباره به خانه‌های مردم بازگشت، اما این بار خیری در راهش قرار می‌گیرد، تا بتواند هنری را که از چهار سالگی داشته اما به خاطر نداشتن سرمایه نتوانسته دنبالش کند، با سرمایه او آغاز کند. حالا حتی شاگردانی دارد که قالی‌بافی را یادشان می‌دهد، دخترکانی که در ابتدای جوانی‌اند و فکر می‌کنند: شاید روزی این هنر به دردشان بخورد.

به هر گوشه زندگی‌مان که نگاه کنیم کارگرانی زحمت‌کش راحتی ما را فراهم می‌کنند، که بسیاری‌شان زنان کارگراند که نه تنها نادیده گرفته می‌شوند، بلکه بسیار هم مورد اجحاف قرار می‌گیرند. در محیط‌های کار مردانه و در جامعه‌ای مردانه‌تر، زنی که مسئول حراست یک شرکت بزرگ نیمه‌دولتی است، می‌گوید: تمام همکارهایم مرد هستند و می‌دانند که من مطلقه‌ام. آنقدر نگاه‌ها سنگین است و پیشنهادهای کریه که مرتب در بخش‌های مختلف شرکت جابجا می‌شدم، حالا چند سالی است که در حراست مانده‌ام، اما جرات ندارم جواب سلام همکاری را بدهم، چرا که مرد است و من هم بی‌شوهر. ‌از طرفی دیگر اگر پا به پای مردان کار کنی حتی بهتر از آن، هرگز ارتقای سمت پیدا نمی‌کنی، آخر مردها آنقدر هستند که نوبت تو نرسد و از آن بدتر کارفرما آنقدر ترسو است که از عکس‌العمل دیگران پس از ارتقا دادن به یک زن بترسد.

زنی که در یک کارخانه داروسازی کار می‌کرد و کمی باسوادتر از دیگران بود و سرپرست خانوار، می‌گفت: در کارخانه با کسی مشکل ندارم، ‌حتی کارخانه ما مهدکودک هم دارد.‌ مشکل من که شاید مشکل خیلی‌های دیگر هم باشد، قوانینی است که از سوی وزارت کار مرتب تغییر می‌کند و حالا هم همه نگران قانون کاهش ساعت کاری زنان هستیم، قانونی که احتمالا همه ما را بی‌کار می‌کند. طبیعی است کارفرمایی که می‌تواند مردی را استخدام کند که دو ساعت از من بیشتر کار می‌کند قرارداد مرا تمدید نمی‌کند و حق هم دارد. من هم جای او بودم همین کار را می‌کردم، چرا باید با یک مبلغ پول دو ساعت کمتر، کار دریافت کند.

همه ما در زندگی دغدغه‌هایی داریم، اما شاید همیشه چنین دغدغه‌هایی را تنها در فیلم‌ها می‌دیدیم. با این زنان که حرف می‌زنی و اشک‌هایی را که می‌بینی و قدرتی را که حس می‌کنی، باورت می‌شود که چقدر از قافله عقبی و چقدر کور در زندگی‌ات غرقی و چنان خودت را می‌بینی که وقتی زنی در فرقونی سبزی‌های مرتب و دسته کرده را می‌فروشد، بی اینکه به زن بگویی، خسته نباشید، می‌گویی، به چه سبزی‌ای!!

ناکامی نظامیان برای تسلط بیشتر بر فضای سایبری

2010/04/30

جرس:جانشين جديد فرماندهي انتظامي تهران می گوید که » وب‌سايت‌ها و ماهواره‌ها، امنيت اجتماعي را هدف قرار داده‌اند.»  محمدرضا علیپور بر كنترل گسترده تر و هر چه بیشتر بر فضاي سايبر و ماهواره ها  تاکید کرد و» انعكاس شايعات به منظور تخريب چهره مسئولان، سوء‌استفاده از مشكلاتي همچون بيكاري » را از جمله فعالیت های مخرب رسانه های مستقل از دولت عنوان کرد.

در طی ماههای پس از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری 88 وبسایتها و وبلاگهای مستقل نقش اصلی را در برپایی تجمعات آرام خیابانی ، رساندن سخنان رهبران جنبش سبز و همچنین رو کردن دست عوامل تقلب در انتخابات را بر عهده داشته اند.

تلاش برای کنترل اعتراضات

دولت محمود احمدی نژاد همواره رویکرد سخت گیرانه ای نسبت به فعالیت رسانه های کوچک شهروندان در فضای سایبری داشته است به گونه ای که سال گذشته مقامات دولتی ایران خبر از مسدود شدن بیش از 5 میلیون وبلاگ فارسی زبان دادند.

در همان روزی که انتخابات ریاست جمهوری 88 نیز در جریان بود، 6 سایت عمده اصلاح طلب متعلق به اردوگاه میرحسین موسوی و مهدی کروبی فیلتر شدند، دامنه برخورد با وبلاگها و رسانه های سایبری پس از آغاز اعتراضات آرام مردمی که با حضور نیروهای انتظامی، سپاه و بسیج  به خشونت کشیده شد، شدت بیشتری یافت. فیلترینگ تمامی سایتها و وبلاگهای هوادار معترضین، حتی وبلاگهایی که شمار مخاطبین روزانه آنها از تعداد انگشتان دست نیز تجاوز نمی کرد، در کنار کاهش شدید سرعت اینترنت و در برخی روزها چون عاشورا و تاسوعا، قطع کامل اینترنت، برگزاری دادگاه چهارم که به دادگاه کاربران اینترنت مشهور شد و در آن سایتهایی نظیر توئیتر و فیس بوک در اعتراضات پس از انتخابات به عنوان «مقصر» معرفی شدند، از جمله برنامه های اصلی دولت محمود احمدی نژاد پس از انتخابات 88 بود.

دولت ایران علاوه بر اینها با ارسال پارازیت بر روی کانال های خبری فارسی زبان نظیر بی بی سی فارسی و صدای آمریکا همچنین ممنوعیت فعالیت خبرنگاران خارجی در ایران و دستگیری دهها خبرنگار ایرانی، تلاش مضاعفی را صورت داد تا بتواند مانع انتشار اخبار حوادث داخلی ایران در نزد افکار عمومی جهانیان شود و از طریق دیگر فرصتی به دست آورد تا بتواند خبرها و ماوقع داخل کشور را به صورت وارونه در رسانه های متعلق به خود منتشر کند.

توقیف روزنامه های عمده اصلاح طلب همچون اعتماد ملی ، اعتماد، کلمه، بهار و.. احضار مکرر روزنامه نگاران مستقل به نهادهای امنیتی و تهدید آنها، کنترل شدید اینترنت و محتوای ایمیل ها و.. نیز از دیگر برامه های دولت محمود احمدی زاد برای کنترل وضعیت پس از انتخابات بود.

نشانه شکست؟

به اعتقاد ناظران تحولات ایران، سخنان اخیر جانشین جدید فرماندهی تهران بزرگ و تاکیدی که نظامیان بر گسترش فضای سایبری دارند، نشان از عدم توفیق حامیان دولت محمود احمدی نژاد و نظامیان در به کنترل درآوردن فضای اینترنت دارد.

به رغم محدودیت های فراوان اعمال شده، هنوز تنها مسیر اطلاع رسانی در خصوص اهداف، برنامه ها و نظرات جنبش سبز در فضای اینترت شکل می گیرد. گرچه اخیرا میرحسین موسوی گفته است که هنوز آنگونه که باید از فضای اینترنت به خوبی استفاده نکرده ایم، اما در این مدت چندین سایت خبری همسو با جنبش سبز و رهبران اصلاح طلب راه ندازی شده است که به مرور زمان این سایتها توانسته اند موفق به جذب درصد زیادی از کاربران اینترنتی و همچنین منبع مطمئنی برای انتشار اخبار درون ایران تبدیل شود.

قدرت گرفتن این سایتها از سویی و نزدیک شدن به سالروز برگزاری انتخابات ریاست جمهوری 88 ، عدم توفیق نظامیان از تسلط کامل بر اینترنت، فزونی یافتن مشکلات و بحران های داخلی دولت محمود احمدی نزاد و حامیان انها، عدم اعتماد درصد بسیار زیادی از مردم ایران نسبت به سخنان مقامات رسمی در کنار عوامل دیگر موجب نگرانی فزاینده نظامیان و حامیان دولت شده است.

دولت محمود احمدی نژاد همچنین به تازگی مانع فعالیت سازمان مجاهدین انقلاب و حزب مشارکت به عوان دو تشکل عمده اصلاح طلب شده است گرچه با پلمب کردن ساختمان های احزاب اصلاح طلب، دستگیری اعضای شورای مرکزی آن، جلوگیری از برگزاری کنگره سالیانه و توقیف رسانه های آنها، از مدتها پیش عملا احزاب اصلاح طلب به صورت راکد و غیرفعال درآمده بودند.

اخیرا مهدی کروبی یکی از رهبران جنبش سبز اعلام کرده است که همزمان با سالروز برگزاری انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته ، درخواست مجوز راهپیمایی داده است، وزارت کشور ایران هرگز با درخواست های برگزاری راهپیمایی هواداران جنبش سبز موافقت نکرده است اما به طور معمول در آن روزها حامیان جنبش سبز به طور خودجوش و مسالمت آمیز به خیابان ها آمده اند و مخالفت خود را با روند موجود اعلام کرده اند.

به عقیده برخی از تحلیل گران ، نظامیان قصد دارند تا پا به پای جنبش سبز خود را برای 22 خرداد، سالروز برگزاری انتخابات ریاست جمهوری آماده کنند  و از هم اکنون در حال بیان برخی از برنامه ها و راهکارهای خود با توسل به بهانه هایی از جمله «امنیت اجتماعی» هستند.

مخالفین چه می گویند؟

آخرین سخنان میرحسین موسوی اما پیامی روشن برای هواداران جنبش سبز ایران در مبحث آگاهی بخشی داشت و نشان از ادامه تلاش های رهبران مخالفین برای تحقق برنامه های صلح طلبانه و عدالت محورانه خود دارد و موسوی در جمع ایثارگران گفته است که :» ما باید روش هایمان را به روزتر کنیم. حالا که روزنامه نداریم باید راه های تازه ای پیدا کنیم ضمن آنکه دنبال روزنامه هستیم تا از طریق قانونی رسانه داشته باشیم اما از طریق رسانه های مجازی که یقیناً جزء حقوق ماست از طریق هیأت ها،، از طریق خانواده و سینه به سینه باید اطلاع رسانی کنیم. این اطلاع رسانی هم باید حول مسئله ای که در آن اجماع داریم با روش های جدیدی که در حین کار به دست می آوریم انجام دهیم .دائم باید فکرهای نویی ارائه دهیم که یک جمع خلاق را داشته باشیم و روش های نو برای جامعه مان داشته باشیم.»

نخست وزیر دوران جنگ همچنین تاکید کرده است که » بیش از همیشه باید به این مسئله معطوف شویم که این جرقه آگاهی را به همه اقشار ملت برسانیم و با گسترش آگاهی ارتباط به روزی با آنها داشته باشیم و به آنها بگوئیم وضعیت کارگری و اقتصادی و…کشور را»

به نظر می رسد که هر چه بر تلاش های نهادهای امنیتی برای به کنترل درآوردن اعتراض های مسالمت آمیز مردمی افزوده می شود به همان نسبت نیز مخالفین انگیزه بیشتری برای ادامه مبارزه پیدا می کنند و راههای «خلاقانه» و تازه تری را تجربه می کنند.

کروبی در بیانیه ای روز کارگر و معلم را تبریک گفت

2010/04/30
جرس: مهدی کروبی امروز جمعه در بیانیه ای روز کارگر و معلم را تبریک گفته و ضمن انتقاد از وضعیت اقتصادی و فرهنگی کشور اظهار کرده است که آیا نظامی کردن اقتصاد در راستای اصل 44 قانون اساسی و منافع کارگری است؟ متن کامل این پیام که یک نسخه از آن در اختیار جرس قرار گرفته، به شرح زیر است:

بسم اله الرحمن الرحیم

ملت شریف و بزرگوار ایران

سالگرد شهادت مظلومانه صدیقه طاهره و اسوۀ حسنه بانوان جهان را به شما و تمامی دوستان و پیروان اهل بیت عصمت و طهارت تسلیت می گویم. این روزها، مصادف با گرامیداشت ایام دو قشر مهم اجتماعی، فرهنگی و سیاسی کشور است. این دو قشر برزگ و فهیم نقش برجسته ای در پیروزی انقلاب اسلامی، هشت سال جنگ تحمیلی و دوران سازندگی و نیز ارتقاء سطح علمی و آگاهی جامعه ایفا نموده اند. در ارتباط با روز جهانی کارگر و روز معلم لازم می دانم نکاتی را به اجمال بیان کنم.
روز جهانی کارگر یادآور تلاش بی وقفه افرادی است که همواره حقوق آنان از سوی صاحبان سرمایه و اصحاب قدرت نادیده گرفته می شد. بدنبال تلاش بی وقفه کارگران و صاحبان اندیشه وخرد زمینه به رسمیت شناختن حقوق کارگران در جهان صنعتی فراهم و سپس با تعامل جامعه جهانی و دولت ها قوانین و مقررات کشورها در این زمینه تدوین گردید. شان و منزلت کارگر درشریعت اسلامی بارها مورد تاکید قرار گرفته است. همه مردم و مسئولان وظیفه دارند در این روز نسبت به این قشر زحمتکش و فداکار که با صرف انرژی های خویش موتور تولید، کشاورزی و صنعت را به حرکت درآورده و با بذل عزیزترین سرمایه خود به کالبد جامعه جانی روح تازه می دهند سر تعظیم فرود آورده و حقوق و نیازهای مادی و معنوی آنها را باز شناسند و در احقاق حقوق و اجرای عدالت در مورد آنان قیام کنند. تحقق این هدف منوط است به تدوین و اجرای سیاستهای اقتصادی، اجتماعی صحیح و همه جانبه که به اقتصاد کشور رونق بخشیده و فرصتهای شغلی را بدون تبعیض برای نیروهای کارآمد گسترش دهند. در چنین شرائطی توسعه همه جانبه کشور را در ابعاد مختلف شاهد خواهیم بود.
اما چه بگویم که علم ستیزی و اتخاذ سیاست های غیر کارشناسی و علمی، برخوردهای شخصی و سلیقه ای و تصمیمات یک شبه انگیزه و امید را از مردم بطور عام و کارگران، تولید گران و صاحبان سرمایه بطور خاص سلب می کند. علاوه بر آن منابع، ذخایر و نیروهای انسانی کشور را که باید در مسیر توسعه قرار گیرد را تلف خواهدکرد. تاسف انگیز است که قانون شکنی و خروج از دایره برنامه توسعه و بی توجهی به سند چشم انداز بیست ساله و روی آوردن به استبداد اقتصادی و تصمیمات عجولانه و نسنجیده، نتیجه ای جز افزایش بی رویه تورم، نابود کردن کشاورزی، رکود صنایع و متوقف ساختن چرخ اقتصاد نخواهد داشت.
در چنین شرائطی ارائه آمارهای دروغین و نادیده گرفتن واقعیت جامعه آنچنان نهادینه گردیده که مقام ارشد اجرایی کشور برخلاف آمارهای رسمی و درک روزمره مردم ادعا می کند که «در این سال ها حجم کارها و فعالیت ها به اندازه 25 سال گذشته بوده و کشور تبدیل به کارگاه بزرگی گردیده که در سطح گسترده ای در همه بخش ها کار صورت می پذیرد.» همگان می دانند که در این سال ها علیرغم درآمدهای نجومی نفتی (قریب بر 400 میلیارد دلار) چه بر سر پروژه های ملی آمده، وضعیت اشتغال و نرخ بیکاری چگونه است،سطح سرمایه گذاری داخلی و خارجی به چه وضعیتی در آمده، شرکای صنعتی و تجاری کشور چه کشورهایی هستند، اصل مسلم رقابت و تجارت آزاد در اقتصاد به اصل اختصاصی بودن در این عرصه تبدیل گردیده است. آیا براستی نظامی کردن اقتصاد در راستای اصل 44 قانون اساسی، چارچوب سیاست های کلی نظام و سند چشم انداز است ؟ آیا با حاکمیت مطلق نظامیان بر اقتصاد که مغایر قانون اساسی است دیگر می توان از منافع و حقوق کارگران سخن گفت؟ این امر نه تنها در تعارض با اهداف سند چشم انداز است بلکه وضعیت معیشتی و آینده حرفه ای کارگران را به مخاطره خواهد افکند.

اینجانب و سایر اصلاح طلبان، دفاع از حقوق کارگران و کشاورزان را در همه زمینه ها، جزء اهداف اصلی خود دانسته و با هرگونه فشار، بی عدالتی و تضییع حقوق این قشر گسترده جامعه مخالفیم و تصمیمات یک شبه و غیر کارشناسی و اقتصاد صدقه ای را کاملاً مردود می شماریم. تحول در وضعیت فعلی را منوط به احترام و انجام تعهدات کشور در قبال کنواسیون های بین المللی دانسته و نقش اصناف و استقلال اتحادیه های کارگری را کلید اصلی حل مشکلات فعلی می دانم. تامین امنیت کامل شغلی، آزادی سیاسی و حمایت از آنان در تشکیل مجامع صنفی شوراهای کارآمد و نیز اصلاح قانون کار وبرداشتن مقررات دست و پاگیر از حقوق اساسی این قشر عظیم است.

و اما گرامیداشت مقام معلم
روز 12 اردیبهشت مصادف با سالگرد شهادت معلم بزرگ انقلاب آیت الله شهید مطهری است، آزاد مردی که با اندیشه های بلند و مترقّی خود به فرهنگ اسلامی و علمی انقلاب و جمهوری اسلامی عمق ویژه ای بخشید. اینجانب که خود افتخار فرهنگی بودن را تا آستانه انقلاب اسلامی داشته و بیشترین ارتباط را با عزیزان فرهنگی دارم به خوبی مسائل و مشکلات این قشر فهیم و مظلوم کشور را درک می کنم.
فرهنگیان و معلّمان جامعه، قشری بی نظیر و بی بدیل اند و زیر ساخت های فکری، اخلاقی و رفتاری نسل امروز و فردا به دست توانای آنان پی ریزی می گردد.
احترام به معلم تنها با اختصاص روزی در سال و برگزاری مراسم تشریفاتی نیست که حرمت او با ارج نهادن به اندیشه او، رأی و خواست او، گشودن فضای اندیشیدن وبیان آن و رفع نیازهای مادی و معنوی اوست. اگر اندیشه و دانش معلمان بر جامعه حاکم شود و اگر معلمان به مدیران ومسئولان مشاوره دهند و اگر مسئولان و مدیران کشور از خود کامگی و خود بزرگ بینی برهند و به فکر و نظر صاحبان اندیشه به ویژه اساتید دانشگاه ها و معلمان توجه کنند، هرگز خطر استبداد و خود رأیی جامعه ما را تهدید نخواهد کرد.
در آستانه این روز گرامی هنوز تعداد قابل توجهی از معلمان عزیزی که باید فرزندان این کشور را در کلاس درس یاری دهند به جرم آزاد اندیشی و ابراز عقیده در زندان ها به سر می برند. یکی از این عزیزان آقای محمد داوری است که متاسفانه بیش از 8 ماه تحمل حبس و فشار، بازداشت غیر قانونی وی ادامه پیدا کرده است. داوری و داوری ها نمونه هایی از قشر فهیم و بزرگ فرهنگی کشور است که برای اعاده حقوق مردم تلاش و هزینه تلاش خود را می پردازند. قدر شناسی از معلمان، دانشجویان و کارگران در بند را وظیفه خود دانسته و امیدوارم مسولان قضایی هر چه سریع تر به این رفتارهای غیر قانونی پایان بخشند.

اینجانب راه حل مشکلات موجود کشور و رفع معضلات اقشار گوناگون از فرهنگی، کارگر و کشاورز تا سایر قشرها را در اجرای تمامی اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی میدانم. قانون اساسی میراث امام بزرگوار و شهدای والا مقام است و مسئولان بلند پایه کشور اعم از رئیس جمهوری و نمایندگان مجلس سوگند یاد کرده اند که حافظ و مجری آن باشند. مگر طبق اصول مختلف از جمله اصل سوم، دولت موظف نیست برای آزادی، رفاه، عدالت، رشد آگاهی و … جامعه همه امکانات خود را به کار برد ؟! پس چرا بسیاری از اصول و بندهای قانون اساسی معطل مانده است ؟! و چرا با تفسیرهای غلط و غیر کارشناسی، روح ومحتوا را از قانون اسای سلب می کنیم ؟!
تنها راه برو ن رفت از بحرانهای و نابسامانیهای موجود، بازگشت به قانون اساسی و التزام عملی همه مسئولان نظام و مردم به عمل بر وفق آن است و به اینکه هیچ کس خود را فراتر از قانون نداند و به خود اجازه قانون شکنی و قانون گریزی تحت هر عنوان را ندهد.

مهدی کروبی
10 اردیبهشت 1389

تبعیض، تحقیر و اخراج زنان کارگر در دولت عدالت گستر احمدی نژاد

2010/04/30

جرس: با توجه به شرایط اقتصادی دشوار کشور، زنان زحمتکش همواره در فعالیتهای اقتصادی از تولید، مبادله و توزیع حضور فعال و تاثیرگذاری داشتند و بدون حضور آنان چرخه اقتصادی کشور با مشکلات عدیده ای مواجه خواهد شد.

مطابق با آمارهای رسمی، زنان کارگر اصلی ترین قربانیان بیکاری و اخراج به شمار می آیند، این در حالی است که بسیاری از آنان به دلایل گوناگون از قبیل دستمزد پایین، خشونت، نبود شرایط مناسب در محیط کار و همچنین مشکلات دیگر، به اجبار کار خود را رها کرده و مشمول هیچ قانون حمایتی نمی شوند.

این آمارهای تکان دهنده از وضعیت اسفبار کارگران زن در حالی انتشار می یابد که در سیاست مهرورزی و عدالت گستری دولت احمدی نژاد هیچ حق و حقوقی برای این قشر دردمند زحمتکش تعریف نشده است. بسیاری از زنان کارگر از بدیهی ترین حقوق اولیه خود از جمله دستمزد برابر در مقابل کار برابر، بیمه درمانی، فرصت شغلی و ارتقاء شغلی برابر، استفاده از مرخصی زایمان و تضمین بازگشت به کار، بهبود شرایط کار زنان مطابق با قانون کار و…محروم هستند.

تبعيض جنسي  عامل «طرد» طبقه کارگران زن از جامعه

در مراسم تجليل از زنان کارگر نمونه بیانیه ای در حمایت از خواسته‌های صنفی زنان از سوی اتحادیه سراسری زنان کارگر صادر شد. در بخشی از این بیانیه آمده است: «حقوق جوانان و به ويژه زنان جوان در بهره گيري از توانايي و امكانات وسيع شان جهت پيشبرد جامعه جهاني، با كنار گذاشتن شان پيوسته نقض مي‌گردد. بازداري زنان از داشتن شغلي آبرومندانه با اعمال تبعيض جنسي ،‌ «طرد» آنان از جامعه تلقي مي گردد چرا كه حق خود را در مشاركت و كمك به ساختمان جامعه از دست مي دهند.»

در پایان این بیانیه به مواردی درجهت بهبود وضعیت کارگران زن اشاره شده است: «احقاق حقوق زنان در بعد اجتماعي شامل آزادي تشكل ها، آزادي بيان، امنيت خانوادگي واجتماعي ، مبارزه با فقر ، داشتن پايگاه اجتماعي، عدم بيكاري و داشتن مشاركت واقعي اجتماعي، احقاق حقوق زنان در بعد صنفي شامل اخراج بي رويه زنان كارگر ، عدم عقد قراردادهای پيماني و موقت و سفيد امضا، عدم تبعيض دستمزد بين كارگران زن و مرد، امنيت شغلي، استخدام مقطعي زنان سرپرست خانوار، عدم استثمار كارگران زن مجرد، اجرای دقيق و كامل قانون كار در خصوص زنان، اجرای مجدد قانون بازنشستگي با 10 سال سابقه و 55 سال سن براي زنان….»

وجود تفکر جنسیتی در خصوص مسائل زنان کارگر

فعالان حقوق کارگری بر این باورند که یکی دیگر از وضعیتهای اسفبار شرایط کار زنان، تفکر جنسیتی در این زمینه است. در واقع زنان اولین نیروی کاری هستند که اخراج می شوند و آخرین نیرویی هستند که به شکل رسمی استخدام یا به ترفیع شغلی می رسند. از سوی دیگر زندگی زیر خط فقر زنان کارگر سبب گردیده زنان به صورت قراردادی و موقت وارد بازار کاری شوند که هیچگونه حمایت قانونی شامل آنها نمی شود.

علیرضا محجوب دبیر کل اتحادیه کارگری با تاکید بر این موضوع که نیمی از جمعیت جامعه را زنان تشکیل می دهند و زنان موتور تولید خدمت در عصر جدید است، گفت: «کارگران زن از نظر شرایط و ضوابط کار هنوز نتوانستند تساوی و شرایط لازم را علی رغم تاکید قانون اساسی و قانون کار بدست آورند.»

محجوب با اشاره به وجود تبعیض در کار زنان و مردان خاطر نشان کرد : «بایستی در این عرصه، شناختی جدید و عرضه و بررسی و ارزیابی جدیدی از حقوق کار زن به عمل بیاید تا عدم تساوی ها و نا برابری ها عملا از میان برود.»

این نماینده مجلس با بیان این موضوع که امروز زنان كارگر در محيط هاي كار از وجود تبعيض هاي مخفي رنج مي‌برند، افزود: «برخلاف گذشته كه تبعيض هاي آشكاري چون محدوديت هاي شغلي يا پايين بودن دستمزدها كارگران را تهديد مي كرد، امروز مشاهده مي كنيم در كارخانه ها و كارگاهها امنیت شغلی زنان كارگر به دليل ازدواج يا بارداري تهديد مي شود.»

زنان کارگر بدون هیچ حمایت قانونی

یکی از فعالان حقوق کارگری با تاکید بر استثمار زنان کارگر در شرایط نابسامان اقتصادی و بی مهری مسئولین کشور به جرس گفت: «در حالی که به دلیل دستمزد اندک زنان، اکثرتولیدات صنعتی متکی به نیروی کار کارگران زن است، مردان کارگر در شرایط  کار یکسان دستمزدی بیشتر دریافت می کنند. زندگی سخت و دردناک زنان کارگری که به دلایل شرایط دشوار اقتصادی مجبور هستند در خارج از بازار رسمی بدون کوچکترین پوشش قانونی زندگی خود و خانواده هایشان را تامین کنند حکایت دیگری دارد. زنان کارگر خانگی که در خانه های مردم کار می کنند، زنان دستفروش و زنان کارگری که در مزارع در شرایط بسیار سخت مشغول به کار هستند در زمره کارگران بازار غیر رسمی محسوب می گردند که در هیچ مجموعه ای به حساب نمی آیند و و به دلیل عدم تعیین جایگاه آنان در عرصه کار و تولید تحت پوشش هیچ حمایت قانونی قرار نمی گیرند. و در این شرایط بی قانونی هرگونه تحقیر و مشقت را تحمل می کنند تا نه تنها زندگی خانواده خود را تامین کنند بلکه چرخهای اقتصاد کشور را بچرخانند. زنان کارگر که به اجبار به  کار دراقتصاد غیر رسمی روی می آورند و علی رغم ساعات کار طولانی و طاقت فرسا تحت پوشش هیچ قانون حمایتی قرار نمی گیرند این در حالی است که در بازتولید اقتصاد خانواده نقش اصلی را ایفا می کنند.»

گفتنی است شرایط نامناسب کار و محیط غیربهداشتی و غیرایمنی از جمله معضلات کاری زنان کارگر است و این در حالی است که  در ماده 75 قانون کار، انجام کارهای خطرناک، سخت و زیان آور و نیز حمل بار بیشتر از حد مجاز با دست و بدون استفاده از وسایل مکانیکی برای کارگران زن ممنوع گردیده است.

لزوم تضمین «امنیت» شغلی زنان

در حالی که کاهش ساعت کاري زنان در محيط هاي کارگري و همچنين ممنوعيت به کارگيري آن ها در شيفت هاي شب در شوراي فرهنگي اجتماعي زنان به تصويب رسيد اکرم حسيني مجرد رئيس دبيرخانه شوراي فرهنگي اجتماعي زنان با اشاره به اين که طرح کاهش ساعت کاري زنان مختص زنان شاغل در محيط هاي کارگري است، می گوید: » در حال حاضر زنان در محيط هاي کارگري يکسان با مردان از نظر ساعت و شرايط کاري فعاليت مي کنند، در حالي که با توجه به وضعيت جسمي زنان و مسئوليت آن ها در محيط منزل بايد از امتيازات ويژه اي در محيط کار برخوردار باشند.»

از سوی دیگر محسني ثاني عضو کميسيون اجتماعي با تاکید بر اینکه این طرح باید مورد بررسی کارشناسی قرار گیرد تاکید می کند: » در مجموع اين طرح و طرح هايي از اين دست بيشتر از آن که به نفع زنان باشد به ضرر آن هاست چرا که فرصت اشتغال را در شرايط برابر با مردان از آن ها سلب مي کند و کارفرمايان انگيزه اي براي به کارگيري آن ها نخواهند داشت.»

در واکنشی دیگر مريم‌السادات ناجي‌پور، کارشناس ارشد مطالعات زنان با اشاره به نابرابري شغلي بين زنان و مردان و عدم ارتقاي شغلي براي زنان بیان داشت: » با اجراي چنين طرح‌هايي، تعداد زنان در مناصب و مشاغل مهم به حداقل مي‌رسد.پس  به جاي کاهش حضور زنان، بهتر است دولت با ابزارهاي تشويقي و ارائه اعتبارات ويژه به سازمان‌ها براي جذب نيروهاي متخصص زن کمک کند و در اين راه به راه‌اندازي مهدهاي کودک در مجاورت سازمان‌ها، بيش از کاهش ساعات کاري، امنيت شغلي زنان را تضمين خواهد کرد.»

افزایش اخراج و بیکاری کارگران زن

از دیگر مشکلاتی که زنان کارگر با آن روبرو هستند اخراج و بیکاری آنان است که از زمان روی کار آمدن احمدی نژاد این رویه رو به افزایش است. برای نمونه در کارخانه نور برکات شهرک شکوهیه قم که حدود چهل نفر کارگر دارد، ده کارگر که اکثرا زن بوده‌اند، اخراج شده‌اند. علت این اخراج‌ها، عدم رونق کسب و کار عنوان شده است.

در این زمینه محبوب‌نژاد،عضو هيات مديره اتحاديه زنان سراسري كشور می گوید:‌ «بيكاري نه تنها كارگران زن را زير فشار قرار مي‌دهد بلكه با كاهش سطح دستمزدها و ايجاد شغل‌هاي موقت و نامطمئن، موجبات از هم پاشيدگي نظم اقتصادي را فراهم مي‌آورد.»

محبوب‌نژاد، در ادامه تاکید دارد:‌ «زنان كارگر ايران در اعتراضات و اعتصابات صنفي، در دفاع از حق‌شان، با مجازات‌هايي از قبيل عدم استخدام و يا اخراج از كارشان روبرو مي‌شوند، و علي‌رغم اين مشكلات در برابر هر گونه تضييع حقوقشان، محكم و استوار مي‌ايستند و مبارزه مي‌كنند.»