Archive for فوریه 2010

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) – ویکی‌پدیا

2010/02/28

سازمان فداییان (خلق) – اکثریت سازمانی است که از انشعاب و اختلاف نظر بر سر «مبارزه مسلحانه» درون سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران بعد از انقلاب ۱۳۵۷ پدید آمد. سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) به پشتیانی از انقلاب، مبارزه مسلحانه را کنار گذاشت و تنها به حمایت از خط ضد امپریالیستی رهبری انقلاب پرداخت و به دانشجویان پیرو خط امام و حزب توده ایران نزدیک شد. با اینحال بخش عظیمی از نیروهای هر دو سازمان اقلیت و اکثریت در سال ۶۷ در اعدام‌های جمعی اعدام شدند و بسیاری از فعالان هم با تبعیدی ناخواسته به خارج از ایران پناهنده شدند.[۱]

تاریخچه

سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران ایران از سال ۱۳۴۹ با قیام سیاهکل علیه رژیم شاهنشاهی ایران مبارزات مسلحانه خود را آغاز کردند. می‌توان گفت این سازمان در جریان انقلاب ۱۳۵۷ و مدت‌ها بعد از انقلاب پرهوادارترین جریان سیاسی چپ ایران بود که از نیروی مردمی و توده‌ای چشم‌گیری برخوردار بود. بعد از انقلاب اختلاف نظر بر سر «مبارزه مسلحانه» سبب تجزیه و انشعاب در سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران شد که به دوجناح اقلیت و اکثریت تقسیم شد. اقلیت راه مبارزه چریکی و مسلحانه بنیان گذاران سازمان همچون بیژن جزنی و مسعود احمد زاده را در پیش گرفت و سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) به پشتیانی از انقلاب، مبارزه مسلحانه را کنار گذاشت و تنها به حمایت از خط ضد امپریالیستی رهبری انقلاب پرداخت و به دانشجویان پیرو خط امام و حزب توده ایران نزدیک شد. هر دو سازمان نام سازمان فدایی را حمل می‌کنند و هر کدام حزب خودش را برحق و وارث بنیانگذاران سازمان فدایی می‌دانند. بعد از آن باز تقسمیات و انشعاب‌های دیگری در داخل سازمان‌های اقلیت و اکثریت پیش آمد. بخشی از اقلیت به همراه مهدی سامع به شورای ملی مقاومت به رهبری مسعود رجوی پیوست. بخش عظیمی از نیروهای هر دو سازمان اقلیت و اکثریت در سال ۶۷ در اعدام‌های جمعی اعدام شدند و بسیاری از فعالان هم با تبعیدی ناخواسته به خارج از ایران پناهنده شدند.[۲]

منشاء

گُمان می‌رود حق‌ تکثیر محتویات این صفحه با سیاست‌های ویکی‌پدیا در مورد حق تکثیر سازگاری ندارد.
لطفاً اطلاعات بیشتری در این مورد بیفزایید و یا وضعیت حق تکثیر منبع اصلی این مقاله را بررسی کنید.
لحن این مقاله یا بخش برای ویکی‌پدیا، غیر رسمی یا نامناسب است.
برای راهنمایی بیشتر به راهنمایی برای نوشتن مقاله‌های بهتر رجوع کنید. احتمالاً در بحث همین صفحه توضیحی درباره این مطلب موجود باشد.

به دنبال کودتای ۱۹۵۳ و سقوط دولت ملی و دموکراتیک به نخست وزیری دکتر مصدق، سیاست سرکوب و قتل توسط رژیم محمد رضا شاه پهلوی علیه آزادیخواهان ایرانی به اجرا درآمد.

با هدف قرار دادن مهم‌ترین سازمانهای سیاسی آن زمان یعنی حزب تودهٔ ایران و جبههٔ ملی ایران که پایگاه اصلی فعالیت‌های آزادی خواهانهٔ مردم ایران بودند، سیاست سرکوب موفق گردید که اپوزیسیون سازمان یافته ایران را درهم بشکند. لیکن در اوایل دههٔ ۶۰ میلادی زمزمه‌های مخالفت با رژیم دیکتاتوری شاه از نو شنیده شده و محافل روشنفکری تبدیل به مراکز فعالیت سیاسی گردید.

دانش‌آموزان و دانشجویان ایرانی نسبت به جنبش‌های آزادی خواهانه و انقلابی که طی دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ در کشورهای مختلف به ویژه در کوبا و ویتنام جریان داشت گرایش زیادی پیدا کرده بودند. استقلال، دموکراسی، سوسیالیسم و پیشرفت اجتماعی آماج‌های اصلی مبارزهٔ روشنفکران ایران بود. از آنجا که برای رهبری جنبش سازمان‌های قوی و با تجربه عملا وجود نداشت، بحث محافل روشنفکری روی چگونگی پرکردن این خلاء متمرکز بود.

از تأسیس سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران تا انقلاب ۱۹۷۹

نخستین اجلاس جنبش فداییان خلق در سال ۱۹۶۳ توسط بیژن جزنی و یارانش برگزار شد. آن‌ها به این نتیجه رسیده بودند که نفوذ قدرتمند آمریکا در ایران و سرکوب آزادی خواهان مخالف دولت، فعالیت‌های سیاسی مسالمت‌آمیز را به کلی غیرممکن ساخته‌است.

در این ارتباط بود که مبارزهٔ مسلحانه تنها راه موثر برای دستیابی به آزادی شناخته شد. تلاش‌های جمع روشنفکران ایرانی، با حمله به یک پست ژاندارمری در جنگل‌های شمال ایران، ۸ فوریه ۱۹۷۱ ثمر داد و تأسیس سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران اعلام شد.

در دورهٔ ۸ سالهٔ از ۱۹۷۱ تا ۱۹۷۹ فداییان توسط رژیم دیکتاتوری حاکم زیر شدیدترین حملات قرار داشتند. بیش از هر سازمان مخالف دیگری، یعنی نزدیک ۳۰۰ فدایی خلق توسط رژیم شاه به قتل رسیدند. در این سال‌ها طی چهار دوره ضربه، اکثریت رهبران سازمان دستگیر و یا کشته شدند. اما سازمان پابرجا ماند. بزرگ‌ترین ضربه زمانی بود که بیژن جزنی و ۶ نفر دیگر از موسسان سازمان به صورت مخفیانه در زندان ترور شدند. این واقعه در ۱۹ آوریل ۱۹۷۵ در زمانی رخ داد که ۸ سال از دستگیری و محکومیت آنها در زندانهای رژیم گذشته و محاکمهٔ دومی هم انجام نشده بود.

فداییان در جریان انقلاب ۱۹۷۹ که عمدتاً توسط پیروان آیت الله خمینی رهبری گردید، نقش موثر و فعالی را ایفا کردند. در این هنگام، بسیاری از نیروهایی که مخالف یک دولت مذهبی بودند از فداییان پشتیبانی کردند.

به دنبال پیروزی انقلاب، دفاتر فعالیت علنی سازمان در اغلب شهرهای ایران تأسیس شد. این دفاتر بعدها تبدیل به مرکز تجمع جوانان غیرمذهبی و عدالتخواه گردید. در نخستین انتخابات بعد از انقلاب فداییان ۱۰ درصد از آرا را به خود اختصاص دادند و بقیهٔ آرا به نفع نیروهای مذهبی به صندوق‌ها ریخته شد. در این بین بحث‌های درون سازمانی میان فداییان در مورد انقلاب به جریان افتاد. در صدر این مسائل، نحوهٔ مبارزه و چگونگی برخورد با حاکمیت، مهم‌ترین موضوع مورد بحث بود. اکثریت بزرگی ازاعضا دیگر اعتقادی به مبارزهٔ مسلحانه نداشتند، آنها خواستار اتخاذ خط مشی همراهی با توده‌های مردم بودند. توده‌هایی که پیرو رهبران مذهبی جامعه بودند. این اختلافات به انشعاب اقلیتی که در برگیرنده ۱۰ درصد از اعضای فعال سازمان بود منتهی گردید. سرانجام در روز اول ماه مه ۱۹۸۱ اجتماع عظیم یکصد هزار نفری فداییان در میدان آزادی تهران برگزار گردید. در این روز رهبری سازمان خط مشی‌های جدید سازمان را اعلام کرد. از جمله اعلام شد که سازمان فداییان دیگر یک جنبش چریکی نیست و یک سازمان سیاسی متعلق به طبقهٔ کارگر ایران است. از این روز سازمان، رسماً سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) نامیده شد.

تا اوایل دهه ۱۹۸۰ که هنوز دولت اسلامی به طور کامل بر اوضاع مسلط نشده بود، سازمان فعالیت‌های نیمه علنی خود را ادامه داد. ارگان رسمی سازمان «نشریهٔ کار» با تیراژی بین صد تا سیصد هزار در هر هفته منتشر می‌شد. طی چهار سال تلاش برای ساختن ستون فقرات سازمان تعداد اعضا تشکیلات به ۲۰۰۰۰ نفر افزایش یافت. در میان این اعضا یک سوم زن، یک پنجم کارگر و سه پنجم دانشجو و دانش‌آموز بودند. سن متوسط در میان اعضا سازمان کمتر از ۲۴ سال و در میان کادر رهبری ۳۲ سال بود. سازماندهی بخش قابل توجهی از جوانان مترقی غیرمذهبی و تأسیس یک سازمان سیاسی سکولار و با نفوذ، در جامعه‌ای شدیداً مذهبی برجسته‌ترین اقدام سازمان فداییان خلق بود.

سالهای سرکوب

علیرغم سیاست‌های سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) مبنی بر احتراز از قرار گرفتن در حالت تقابل مستقیم با حکومت، آشکار بود که بنیادگرایان حاکم نمی‌توانستند فعالیت‌ها و موجودیت فداییان را تحمل کنند.

با این که در سالهای ۱۹۸۲ – ۱۹۸۰ که سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)از سیاستهای حکومت در زمینه‌های مختلف از قبیل اختلافات با عراق، مواضع ضد آمریکایی و جنبه‌های خاصی از اصلاحات اقتصادی، عمدتاً پشتیبانی می‌کرد، قانوناً اجازه فعالیت نداشت. حتا در همان سالها احکام اعدام برای فداییان صادر شده و صدها فدایی در زندان به سر می‌بردند.

تعقیب و سرکوب همه جانبهٔ سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) در بهار ۱۹۸۳ زمانی آغاز شد که دولت اسلامی ساختارهای سیستم جمع‌آوری اطلاعات و شبکه‌های پلیسی خود را کامل نمود. دولت اسلامی در نابود کردن بخش مهمی از رهبری سازمان ناکام ماند و رهبری به خارج از کشور منتقل گردید.

در سال ۱۹۸۸ خمینی قبل از مرگش دستور قتل عام زندانیان سیاسی ایران را صادر کرد. هزاران نفر از جمله بیش از صد فدائی را در زندانها بدون محاکمه سربه نیست کردند. از این جنایت هولناک به نام فاجعه ملی یاد می‌کنند.

در دورهٔ حکومت جمهوری اسلامی چندین هزار فدایی به زندان افکنده شدند، صدها نفر از جمله ۸ عضو رهبری اعدام شده و هزاران نفر به خروج و فرار از کشور مجبور شده‌اند.

سالهای بحران

در نیمهٔ دوم دههٔ ۱۹۸۰ میلادی، نتایج تلخ انقلاب ایران و سرنوشت سوسیالیسم در اتحاد شوروی به بحران ایدئولوژیک و سیاسی و تشکیلاتی منجر شد.

محور اصلی بحث‌های دوران بحران را، ارزیابی‌های غلط از جمهوری اسلامی، «سوسیالیسم موجود» و ساختار غیردموکراتیک درون سازمانی تشکیل می‌داد.

این بحران تأثیر فلج کننده‌ای روی بسیاری از بخش‌های سازمان داشت. بحث‌های درونی در سرتاسر سازمان منتشر گردید. در تابستان ۱۹۸۸ میلادی حقوق اعضا برای ابراز آزاد نقطه نظرات شخصی و مستقل برقرار گردید و این تحول که نخستین گام در تجدید ساختار سازمان بود، راه را برای تدارک نخستین کنگره هموار کرد.

سالهای دههٔ ۱۹۹۰

در اوت ۱۹۹۰ نخستین کنگرهٔ سازمان در خارج از کشور برگزار گردید. کنگره توجه خود را به بررسی مجدد برنامهٔ سازمان، سیاست گذشته، وضعیت سیاسی و روابط داخلی معطوف نمود. به علاوه کنگره مواضع رهبری را به یک گروه جدید سپرد و فراخوان برای برگزاری کنگرهٔ دوم در سال بعد را اعلام نمود. نحوهٔ سازماندهی کنگره و دست آوردهای آن، وحدت ارادهٔ سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) را احیا کرد و اعتماد متقابل و همبستگی میان فعالان و درون سازمان را تحکیم بخشید.

سالهای دههٔ ۱۹۹۰ تغییرات عمده‌ای را در جنبش فداییان به همراه داشت. به دنبال تحلیل تاریخچهٔ گذشتهٔ سازمان، دموکراسی به عنوان هدف فوری و اساسی سازمان اعلام گردید. تلاش‌های قبلی در جهت وحدت ایدئولوژیک در سازمان به کنار گذاشته شد و به جای آن تفاوتهای ایدئولوژیک و اندیشه مستقل به طور رسمی پذیرفته و مورد پشتیبانی قرار گرفت. کنگرهٔ نخست، سوسیالیسم را به عنوان هدف نهایی خود اعلام کرد. کنگرهٔ دوم تصمیم گرفت که هر دو سال یک بار کنگرهٔ سازمانی فراخوانده شود. از آن زمان تصمیم فوق به طور کامل به اجرا درآمده‌است.

در سال ۱۹۹۵ چهارمین کنگرهٔ سازمان برگزار گردید به خاطر هم‌زمانی این گردهمایی با بیست و پنجمین سالگرد ترور بنیانگزار سازمان بیژن جزنی، این کنگره بنام او نام گذاری شد. در تاریخ سازمان دههٔ ۱۹۹۰ تنها به عنوان دههٔ پذیرش و انتشار اصول دموکراتیک میان تشکیلات شناخته نخواهد شد، بلکه به عنوان دورهٔ همکاری و روابط بهتر میان سازمان و جنبش‌های لیبرال، اصلاح طلب و دموکراتیک ایران ثبت خواهد شد.

کنگره نهم سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)، از نهم تا دوازدهم شهریور ماه ۱۳۸۴ برگزار شد. این کنگره به مناسبت هم‌زمانی با هفدهمین سالگرد کشتار جمعی زندانیان سیاسی در زندانهای جمهوری اسلامی و به یاد عزیزانی که در گلزار خاوران خفته‌اند، «با خاوران» نامیده شد.

آخرین کنگره سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)، کنگره دهم، از نوزدهم تا بيست و دوم بهمن ماه ۱۳۸۵ برگزار شد. این کنگره به مناسبت هم‌زمانی با سالگرد بنيانگذاری سازمان و انقلاب، کنگره «بهمن» نامیده شد.

منابع

  1. سی و هفتمین سالگرد سازمان فداییان خلق ایران ـ اکثریت، گزارش و عکس‌های اختر قاسمی از این مراسم
  2. سی و هفتمین سالگرد سازمان فداییان خلق ایران ـ اکثریت، گزارش و عکس‌های اختر قاسمی از این مراسم

پیوند به بیرون

Advertisements

متن پیاده شده روز شنبه ۸ اسفند ۱۳۸۸

2010/02/28

سلام،
شنبه 8 اسفند 88، 27 فوریه ی 2010 میلادی

امروز در مورد شش موضوع صحبت می کنیم.

تجمع مقابل زندان اوین
شب جمعه کماکان تجمع در مقابل زندان اوین ادامه داشت و 12 نفر دیگر از زندانیان آزاد شدند. گزارش های خوبی داریم از روحیه ی بالای زندانیان به ویژه زندانیان زن و فعالان جنبش زنان که با روحیه ی بسیار بالا در زندان هستند. احکام جدید زندان هم همچنان صادر می شود از جمله برای فعالان مدنی در آذربایجان که احکام حبس تعزیری و جریمه برایشان در نظرگرفته شده است.

مصاحبه ی آقای کروبی
آقای کروبی مصاحبه ی خیلی خوبی با روزنامه ی کوریره دلاسرا ایتالیا کرده که در آن بر ایستادگی در مقابل حکومت کودتا تاکید ورزیده است. وقتی هم از آقای کروبی در مورد فرزندش سوال شده وی خیلی خوب پاسخ داده است که نمی خواهد راجع به او صحبت کند و فرزند خود را تنها یک نمونه از فرزندان این کشور خوانده است. تاکید آقای کروبی بر فرمایشی بودن راهپیمایی 22 بهمن حالا شاهدی نیز پیدا کرده است. مدیر کل حراست استانداری تهران در جلسه ای اعتراف کرده است که «بله ما رفتیم آدم جمع کردیم و آوردیم، و اگر این کار را نکرده بودیم طرفداران موسوی شهر را گرفته بودند.» البته وی از این کار با افتخار یاد کرده و باید گفت که حرف تازه ای نبوده و همه ی دنیا هم این را می داند اما جالب است که آقایان به آن اعتراف کرده و تازه به آن افتخار هم می کنند.

رد صلاحیت گسترده ی وکلا
رد صلاحیت نامزدهای کانون وکلا از سوی دادسرای نظامی قضات کاری است که در ادامه ی سرکوب جامعه ی مدنی ایران در نوع خود از حیث گستردگی در صلاحیت وکلای باسابقه بی نظیر است. در این مورد هم حزب مشارکت اطلاعیه ای صادر کرده و استقلال کانون وکلا را یادگار دولت ملی دکتر مصدق خوانده و هم دکتر کاتوزیان، پدر علم حقوق ایران، در اظهاراتی در این رابطه بر شان وکیل و بر استقلال کانون وکلا تاکید کرده است. به هرصورت دو نهاد از قدیمی ترین نهادهای ایران به نام های سازمان نظام پزشکی و کانون وکلا متاسفانه در سال های گذشته کاملا زیر چکمه ی حکومت دیکتاتوری نظامی و استبداد دینی قرار گرفته و مورد دخالت شدید حکومت قرار گرفته اند. حکومت در واقع سعی کرده که هر دو نهاد را کاملا دولتی و حکومتی کند آنچنان که همین روال در اکثر نظام های دیکتاتوری به ویژه در نظام های کمونیستی طی شده بود.

لغو کنفرانس های حکومت کودتا در خارج از کشور
در بریتانیا قرار بود کنفرانس دو روزه ی ایرانشناسی با پشتیبانی سفارت جمهوری اسلامی در آخر همین هفته در دانشگاه کمبریج برگزار شود. نکته ی جالب اینکه دانشگاه کمبریج اعلام کرد که چون هیچ پژوهشگر و استادی حاضر به ارائه ی مقاله نشد این کنفرانس تعطیل گردید. این مثال را به این خاطر آوردم که بگویم یکی از بهترین روش های مبارزات بدون خشونت عدم همکاری با حکومت کودتاست. روشی که خطری هم ندارد. یعنی زمانیکه هر استاد دانشگاه، معلم، روزنامه نگار و وکیل و هر فردی درکشور عدم همکاری خود با حکومت را توسعه دهد و هر جاییکه می تواند به حکومت پشت کند از بهترین روش هایی است که هم اعتراض را به خوبی نشان می دهد و هم این که حکومت را فلج می سازد. این روش یکی از بهترین روش های فلج سازی حکومت های کودتایی است و همانگونه که در روزهای پیش هم صحبت کردیم شاید برنده ترین سلاح مبارزان در آفریقایی جنوبی همین عدم همکاری، عدم خرید از مغازه های سفید پوستان و پشت کردن به حکومت سفیدپوستان بود که در واقع عملا آنها را وادار کرد که حکومت را رها سازند چرا که دیگر کشور برایشان حکومت پذیر نبود.
نکته ی دیگری که در همین راستا بوده و در خارج از کشور صورت گرفته، لغو دو سخنرانی آقای لاریجانی در ژاپن است که سفارت جمهوری اسلامی اعلام کرده است که سخنرانی ها لغو شده و جالب این است که دلیل آن را نیز نگفته اند. اما تا آنجاییکه من فهمیدم اصلی ترین مشکلشان این بوده که می ترسیدند بچه های ایرانی به همراه ژاپنی ها و آزادیخواهان دیگر به این محل ها رفته و اعتراض کنند و به این ترتیب یکبار دیگر دیده شد که دنیا برای کودتاچیان امن نیست و آبرویی در هیچ کجای دنیا ندارند.

گسترش شعار نویسی در شهرستان ها
خبری آمده بود از توسعه ی شعارنویسی در سطح کشور و شهرهای کوچک. به ویژه گنبد کاووس را من باید ذکر بکنم برای این که بچه های این شهر مطرح کرده اند که به قدری بچه های گنبدکاووس به شعار نویسی ادامه داده اند که این کار مقامات امنیتی شهر را کلافه کرده و به این ترتیب این بچه ها جو شهر را به سود جنبش سبز تغییر داده اند. این همان مسیری است که پیشتر هم درباره ی آن صحبت کرده ایم که در هر شهر کوچکی اولین قدم برای اینکه بچه های فعال بخواهند شعارهای جنبش را به آنجا ببرند، همین شعار نویسی روی دیوار، شعارنویسی روی اسکناس ها و بعد هم پخش سی دی و اطلاعیه هاست که بچه ها با حفظ امنیت خود می توانند از این مسیرها فضای شهر را سبز کنند.

چهارشنبه سوری
نکته ی آخر بحث چهارشنبه سوری است که پرسش های زیادی نیز در این باره شده و تاکیداتی هم از سوی بچه هایی که ایمیل می زنند شده است که بهتر است وارد بحث چهارشنبه سوری شویم. باید بگویم که در واقع اصولی که ما در مبارزات بدون خشونت داریم در مورد آکسیون چهارشنبه سوری نیز می بایست مد نظر قرار گیرد. اولین آن همان حفظ دیسیپلین مبارزات بدون خشونت است که یکی از واجبات ماست. نکته ی دوم اینکه تهدیدات حکومت که امثال آقای اژه ای صحبت از بگیر و ببند کرده اند در مورد چهارشنبه سوری مصداق ندارد و خودشان هم این را می دانند چرا که هم این آکسیون در شب انجام می شود و هم اینکه اصل پراکندگی پیشاپیش در آن وجود دارد و هم یک سنت دیرینه ای است که قرن هاست تداوم داشته و سال هاست که جمهوری اسلامی نتوانسته است با آن مقابله کند. وقتی که این حرکت در تمام محله ها و در سطح شهر انجام می شود امکان این را ندارد که با آن برخورد کنند. همین جا این را نیز بگویم که نشانی دادن به این صورت که گفته شود در جای خاصی جمع شویم می تواند خطرناک بوده و بچه ها را از پراکنده بودن و آن اصل ابتکار در عمل که برگ برنده ی ماست که هر کسی ابتکارات خود را داشته باشد باز می دارد. از آن طرف هم برخی توصیه می کنند که ممکن است حکومت با دست زدن به آتش سوزی اینکار را به گردن ما بیاندازد که باید گفت حکومت همیشه می تواند اینکار را انجام دهد کما اینکه تا به حال نیز همین کار را کرده و خود خشونت ورزی نموده و آن را به گردن مردم اندخته است. پس این موضوع نباید ما را از حرکت بازبدارد. باید گفت که ضمن این که پایین کشیدن حکومت کودتا مسیرهای چندگانه ای دارد اما اعتراض های خیابانی را هیچگاه نباید کنار بگذاریم، البته به شرط حفظ اصولی همچون امنیت خودمان، عدم خشونت ورزی و پراکنده بودمان که قابل سرکوب نباشد و استفاده ی حداکثری از فضا برای ابراز خواست هامان و سبزکردن محیطی که در آن دست به اعتراض زده ایم.
بچه های کردستان هم به من گفته اند که ما می خواهیم در چهارشنبه سوری و نوروز بسیار فعال باشیم و از جاهای دیگر کشور نیز چنین خبرهایی رسیده است و امیدوارم که بتوانیم حرکت بزرگی در سطح کشور داشته باشیم. راجع به محتوا و سایر آکسیون هایی که برای این روز پیشنهاد شده است در روزهای آینده باز هم صحبت می کنیم.

تا فردا شاد، پیروز، موفق و سرافراز باشید.
به امید پیروزی ایران و ایرانی V

هر کی نخوره …! ابراهیم رها

2010/02/28

در شبی سرد و زمستانی در حالی که باران شدیدی می بارید خاله پیرزن نشسته بود پای تلویزیون و داشت یک فیلمی را که در آن یک عده انسان به شدت غیور و سفت(،) وارد یک خوابگاهی می شدند تماشا می کرد.

در آنجا می دید که عده یی جهت تعلیم و تربیت بهینه تعدادی محصل دانشگاه از ابزار پیشرفته و نوع امروزی ترکه آلبالو استفاده می کردند و در نهایت فیلم نشان می داد انصافاً چوب همیشه تره/ هر کی نخوره خره، و چنان این اقدام مفید و انسانی سریعاً جواب می داد که می شد آثار تربیت شدن این افراد را به وضوح در نواحی مختلف بدن تماشا کرد،

در همین حین یکی به خاله پیرزن تلفن کرد. او گفت؛ الان دارم فلان فیلم را می بینم، بعداً زنگ بزن. کسی هم که پشت خط بود گفت؛ ای شیطون یوتل ست می گیری؟ و خاله پیرزن گوشی را گذاشت. بلافاصله صدای در به گوش رسید. سعیدی از مسوولان سپاه پشت در بود. آمد داخل و گفت؛ «دشمن از راه دموکراسی می خواست به اهدافش برسد.»

خاله پیرزن هم گفت؛ البته کور خوانده بودند و شما عزیزان از طریق زدن فک دموکراسی راه رسیدن به اهداف شان را کاملاً مسدود کردید. ننه جان هر چه بلا و مصیبت است از دست این دموکراسی است و شکر خدا که شما دیگر چیزی برای این مقوله قبیحه باقی نگذاشته اید و عنقریب است که باقی مانده آن را هم ریشه کن کنید. سعیدی ننه جان، تو و دوستانت اگر همین صورت ظاهر این عمل ناشایست و بی ناموسی را هم بالکل از بیخ ببرید دیگر همه چیز رو به راه می شود.

همین طور که خاله پیرزن راهکارهای ریشه کن کردن دموکراسی را به سعیدی یاد می داد صدای در در فضای خانه کوچک پیچید و وقتی خاله پیرزن پرسید کیه؟ جواب شنید؛ من مهدی کروبی هستم. خاله پیرزن در را که باز کرد گفت؛ ننه جان حال علی تان بهتر شد؟ کبودی ها رفت؟ حالا چه خبر؟ کروبی هم گفت؛ من دو تا درخواست داشتم.

اول اینکه یک میدان در شهر را به ما بدهند تجمع کنیم. امنیت راهپیمایی هم با خودمان تا معلوم شود چقدر مردم می آیند. عرض دوم ام هم این است که اگر امکان دارد رفراندوم برگزار کنید.

خاله پیرزن چشم هایش را جمع کرد تا با دقت بیشتری به چهره کروبی نگاه کند. بعد پرسید؛ ننه جان شما مثل اینکه در وقایع پس از انتخابات و بعد از خوردن گاز اشک آور و باتوم خیلی بهت خوش گذشته، یعنی تا علی تان را به کشتن ندهی ول کن نیستی نه؟ خوبی ننه کلاً؟، باشه ننه من الان زنگ می زنم میگم. فکر کنم تا فردا بعدازظهر رفراندوم برگزار کنن، برو یه گوشه بشین خشک شی فعلاً،

منبع: اعتماد

تجمع دهها کارگر اصفهانی در اعتراض به حقوق معوقه

2010/02/28
شبکه جنبش راه سبز(جرس): روز گذشته حدود 80 نفر از کارگران شرکت متک از توابع مجتمع صنایع قائم رضا در دفتر این مجتمع واقع در سه راه توحید شهر اصفهان دست به تجمع زدند.

به گزارش هرانا ، این تجمع در حالی صورت گرفت که بیش از 200کارگر شرکت متک 7 ماه است که هیچ پولی دریافت نکرده اند و پس از چندین اعتصاب و نیز مذاکرات شورای صنفی کارگران با مدیران متک و قائم رضا هیچ یک از وعده های پرداخت حقوق به کارگران عملی نشده است.

کارگران پس از مشاهده بی تفاوتی و طفره رفتن مدیران متک و قائم رضا وارد جلسه هیات مدیره شدند و خواستار پاسخگویی به خواسته های شان شدند. مشاجرات تندی  بین کارگران و هیات مدیره درگرفت به نحوی که با درخواست مدیریت قائم رضا پلیس در محل حاضر شد.

سرانجام هیات مدیره پس از ناتوانی در اقناع کارگران ومشاهده واکنش شدید نمایندگان کارگران با دعوت از مهندس تهماسبی مدیرعامل شرکت متک تشکیل جلسه داد و در پایان جلسه به کارگران قول داد که طی چند روز آینده 300 هزار تومان علی الحساب و نیز تا آخر اسفند دوماه حقوق به اضافه عیدی به آنان پرداخت گردد. شرکت متک در شهرک صنعتی فولاد شهرستان لنجان واقع است و در زمینه طراحی و ساخت سازه های فلزی فعالیت دارد

صیانت از حقوق شهروندان یا صیانت از ناجا؟ یلدا آراسته

2010/02/28

شبکه جنبش راه سبز(جرس):چندی پیش احمدی مقدم در همایش روسای پلیس آگاهی با اشاره به این که در فنون بازجویی و مصاحبه نباید از ابزار فشار و زور استفاده شود،گفت به منظور رعایت حقوق شهروندی از سال ۸۹ تیم‌های بازرسی از تمام بازداشتگاه‌ها بازدید خواهند کرد تا استانداردهایی که امسال ابلاغ شده‌ است را مورد بازرسی قرار دهند. به همین منظور وی اعلام کرد که برای صیانت از ناجا بازداشتگاهها به مونیتور و دوربین های مدار بسته مجهز می شوند

وی ضمن اعلام این خبر مجرمان را شهروندانی  خواند که باید حقوقشان رعایت شود . نظارت در بازداشتگاه ها در سال 89 به گفته احمدی مقدم به دنبال جریانات بازداشتگاه کهریزک و چند اتفاق کوچک دیگر ضروری شده است .

قضیه از کجا شروع شد ؟

23 خرداد ماه اولین اخبار رسمی از بازداشت سران سازمان مجاهدین انقلاب ،مشارکت و ملی گرایان منتشر شد .

این آغاز موج عظیمی از دستگیریها بود که تنها توسط یک نهاد صورت نمی گرفت .

25 خرداد ماه محسنی اژه ای اعلام کرد که 26 نفر توسط وزارت اطلاعات دستگیر شده اند .وی در همین گفتگو اعلام کرد که بازهم کسانی را دستگیر خواهد کرد .

25 خرداد ماه به گفته کمپین بین المللی حقوق بشر 240 نفر بازداشت شدند .در حالی که تا اواسط تیر ماه شمار زیادی از مردم عادی و چهره های سیاسی در بازداشت بودند ،وزارت اطلاعات و نیروی انتظامی هیچ کدام مسوولیت برخی  بازداشت ها را بر عهده نمی گرفتند و حاضر به ارائه لیست بازداشت شدگان نبودند .

خبرنامه امیرکبیر در اوایل تیر ماه نام 25 نفر از بازداشت شدگان را منتشر کرد که هیچ نهادی مسولیت آن را به عهده نگرفته بود .

هیات نظارت تشکیل شد

هنوز هیچ خبری از کهریزک هم منتشر نشده بود که به علت کثرت دستگیر شدگان و بی اطلاعی خانواده هایشان از آنها  8 تیر ماه هیاتی متشکل از دری نجف آبادی؛ دادستان کل کشور ، رئیسی؛ معاون اول قوه قضاییه و پورمحمدی؛ رئیس سازمان بازرسی کل کشور به دستور هاشمی شاهرودی تشکیل شد تا به وضعیت بازداشت شدگان رسیدگی کنند .این گروه قرار بود مراقب رعایت حقوق شهروندی بازداشت شدگان باشند و کاری کنند تا آن ها زودتر تعیین تکلیف شوند .

در همین روز اما محسنی اژه ای اعلام کرد که تمام بازداشت شدگان آزاد نخواهند شد .

تا این تاریخ تعداد بازداشت شدگان توسط دولت ایران 500 نفر اعلام شد و عبدالکریم لاهیجی نائب رئیس فدراسیون جوامع حقوق بشری نیز  تعداد بازداشتی هارا حدود دو هزار نفر اعلام کرده بود .

ما بازداشت نکرده ایم

سرانجام احمدی مقدم برای نخستین بار پس از حوادث 22 خرداد در خصوص دستگیر شدگان اظهار نظر کرد .او تعداد بازداشتی ها را هزار و 32 نفر دانست و اعلام کرد که بسیاری از آنها نیز آزاد شده اند .

18 تیر ماه اما او دیگر مسوولیت بازداشت ها را نپذیرفت .وی در این روز اعلام کرد که بازداشتی از روزهای اخیر در دست نیروی انتظامی نیست و دوباره تاکید کرد بسیاری از بازداشت شدگان آزاد شده اند .

اما 18 تیر ماه مصادف بود با موج عظیمی از بازداشت مردم و به خصوص دانشجویان که برای سالروز 18 تیر ماه 1378 به خیابان ها آمده بودند.

در حالی که اخبار حکایت از بازداشت 90 نفر در این روز داشت، عزیز الله رجب زاده که آن موقع فرمانده انتظامی تهران بزرگ بود، در گفتگو با خبرگزاری مهر اعلام کرد که پلیس تعداد انگشت شماری از افراد را دستگیر کرده است .

به این ترتیب این نهاد مسوولیت بازداشت های این روز را از دوش خود برداشت .

روز مکافات

بعد از پخش اعترافات بازداشت شدگان و در همان روزی که سرانجام بازداشتگاه کهریزک بسته شد هیات نظارت بر بازداشت شدگان به مجلس فرا خوانده شدند . دری نجف آبادی خبر از تعیین تکلیف بسیاری از زندانیان در یک هفته آینده داد .

خبر بازداشتگاه کهریزک چنان فاجعه آفرین بود که کمیته حقوق بشر مجلس تصمیم گرفت در خصوص وضعیت بازداشت شدگان جلسه تشکیل دهد .

نقوی عضو این کمیته گفت جلساتی تشکیل خواهیم داد که در آن  و جوه رعايت حقوق بشر در تمامي مراحل بازداشت، بازجويي، محاكمه و اعلام راي، مورد بحث و بررسي قرار مي‌گيرد و اين كميسيون با حساسيت ويژه‌اي وضعيت حقوق بشر را در مسائل اخير مورد بررسي قرار خواهد داد.

در همان روز اما مخبر ویژه مجلس اعلام کرد که با زندانیان دیدار داشته است و آنها از وضعیت زندان رضایت دارند .

این در حالی مطرح شد که احمد توکلی در همان زمان با ایسنا مصاحبه ای کرد و گفت که خبر های خوبی از بازداشتگاه ها به گوش نمی رسد .

و چندان جای تعجب نداشت که محمود احمدی نژاد هم در همان روز از هاشمی شاهرودی خواست تا حداکثر رافت اسلامی را نسبت به  بازداشت شدگان اخیر اعمال کند .

سرانجام دادستان تهران و جمعی از نمایندگان مجلس تصمیم گرفتند از وضعیت بازداشتگاه ها دیدن کنند .

اینها همه به دنبال آن بود که تا آن تاریخ پرده از کهریزکی برداشته شده بود که بنا به آمار رسمی چهار کشته به جا گذاشته بود .

اعتراف برای آزادی

اما دیری نپائید که بازداشت شدگان را در صفحه تلویزیون به نمایش گذاشتند .آنها اعتراف می کردند و هرچه خانواده هایشان و برخی از علما و سیاسیون این اعترافات را خلاف قانون می دانستند ، آنها توجیهی دیگر بر آن می نهادند .عمدتا این اعترافات را ناشی از فشار بر بازداشت شدگان می دانستند .

چند نهاد ؟

گذشته از تمام این حرف ها مهمترین نکته این است که در ایران چندین نهاد برای دستگیری مردم وجود دارد .

به جز نیروی انتظامی و وزارت اطلاعات، سپاه پاسداران و بسیج  نیز مجاز هستند که به دلخواه خود افراد را بازداشت کنند. البته کسانی هم هستند که مرتبط به هیچ نهادی نیستند. لباس شخصی هایی که معلوم نیست از کجا می آیند، اما هیچ کس هم با آنان مقابله نمی کند .

به کدام گناه ؟

شواهد عینی از بازداشتگاه های ایران خبر از آن دارد که بسیاری از بازداشت شدگان حتی جایشان مشخص نیست و روزها می گذرد و هیچ خبری از آنها به خانواده هایشان داده نمی شود .اتهام آنها هم در بسیاری از موارد حتی روزها پس از دستگیری هم  مشخص نیست .

اما تمام این تخلفات و علامت سوالها در خصوص نحوه بازداشت متهمین ،محل نگهداری شان و اعتراف گیری ها باعث نشد که در این 9 ماه گدشته کسی مسوولیتی بر عهده بگیرد .

حالا اما احمدی مقدم خبر از نصب دوربین هایی می دهد که قرار است محافظ حقوق شهروندانی باشند که به طرق مختلف تقض شده است.

بیشتر اما به نظر می رسد که این امر به دنبال اعاده حیثیت از این سازمان است تا احقاق حقوق بازداشت شدگانی که از بدیهی ترین حق یعنی دانستن موارد اتهامشان محرومند.