ما ممنوع‌الخروج داریم، ممنوع الورود نداریم!

جرس: اسفندیار رحیم مشایی جانشین احمدی‌نژاد در ستاد امور ایرانیان مقیم خارج از کشور با تاکید بر اینکه ما ممنوع‌الخروج داریم، اما ممنوع الورود نداریم، اعلام کرد: «برای ورود ایرانیان مقیم خارج از کشور به ایران مانعی وجود ندارد.»
گفتنی است رحیم مشائی که انتصاب وی به مقام معاون اول محمود احمدی‌نژاد در دولت دهم با اعتراض گسترده بخش‌هائی از اصولگرایان و همچنین رهبری روبرو شد، اکنون رئیس دفتر احمدی‌نژاد و جانشین رئیس دولت در ستاد رسیدگی به امور ایرانیان خارج از کشور نیز هست.
پیش از این مشایی با اعتراف به این موضوع که ایرانی‌ها هیچ مشکلی برای ورود به ایران ندارند، فقط ممکن است در خروج با مشکلاتی رو به رو شوند، گفته بود: «بحث ما بازگشت ایرانیان خارج از کشور به ایران نیست سیاست ما ارتباط با این افراد است بلکه سیاست دولت آن است که با تشویق ایرانیان خارج از کشور به ارتباط با داخل بتوانند از «قابلیت‌های» تخصصی این افراد استفاده کنند.»
برخی از ناظران سیاسی بر این باورند که سیاست جذب متخصصان توسط دولت در پیوند با تلاش سیستماتیک دستگاه اطلاعاتی ایران برای رخنه کردن به درون گروه‌های ایرانیان خارج از کشور است.
قابل ذکر است سفارت جمهوری اسلامی نامه‌ای را برای گروهی از متخصصان ایرانی مقیم خارج در عرصه‌های گوناگون فرهنگی و رسانه‌ای، علمی و آموزشی، حقوقی و کنسولی، اقتصاد و بازرگانی فرستاده و آنان را با تقبل هزینه سفر و اقامتشان برای شرکت درهمایش بزرگ ایرانیان مقیم خارج در تهران دعوت کرده است.
این در حالی است که در تیرماه امسال جمعی از ایرانیان متخصص خارج کشور در نامه‌ ای سرگشاده‌ به مسئولین دومین همایش بزرگ ایرانیان مقیم خارج با انتقاد از عملکردهای سیاسی جمهوری اسلامی و عدم اعتماد متخصصان برای سفر به ایران، نوشته اند: «به نظر ما وقایع یک سال گذشته و برخورد خشن وغیرانسانی حکومت و نهادهای نظامی و غیرنظامی در برخورد با معترضین، منتقدین و گاه مردم بی‌گناه کوچه و خیابان، همه امور کشور را تحت تأثیر قرار داده است. سوالی که بیش از هر چیز ذهن ما را مشغول می‌کند این است که آیا می‌توان پس از ضرب و جرح دانشجویان در خوابگاه‌ها و دانشگاه‌های تهران، اصفهان، تبریز و شهرهای دیگر کشور و عدم محاکمه عوامل این جنایات، به «صداقت» مسئولین حکومتی در توجه به نخبگان باور داشت؟»
انتقاد به بازگشت ایرانیان مقیم خارج
چندی پیش خبر ورود خواننده‌های پاپ ایرانی مقیم آمریکا به ایران منتشر شد که واکنش‌های منفی را از سوی اصولگرایان به همراه داشت، اما مشایی پاسخ داده بود که فعالیت هنری برای همه هنرمندان در داخل و خارج از كشور و در چارچوب قوانین، آزاد است.
وی در خصوص علت سیاست دولت احمدی نژاد مبنی بر بازگشت ایرانیان مقیم خارج از کشور گفته است: «اولین سیاست ما رفع ذهنیت منفی برای بازگشت به ایران در افرادی بود که در خارج از کشور زندگی می‌کنند زیرا برخی تبلیغات کشور ما را عقب مانده و در آستانه اضمحلال معرفی می‌کند. البته دیدگاهی در کشور نیز مطرح بود مبنی‌بر اینکه ایرانیان خارج از کشور تعلق خاطری به کشورشان ندارند که نمی‌توان این موضوع را به جمعیت چند میلیونی ایرانیان خارج از کشور تامین داد.»
اظهارات مشایی نظر به حسین شریعتمداری مدیر مسئول روزنامه کیهان دارد که بارها از مواضع مشایی انتقاد و نظرات وی را سخیف و اقدامات تعجب آوری دانسته و احمدی نژاد را به خاطر دفاع از مشایی (پدر عروس وی) سرزنش کرده است.
در همین ارتباط در نخستین دادگاه رسیدگی به اتهامات کیهان، حسین شریعتمداری در واکنشی تند به دعوت مشایی از چند صد نفر از ایرانیان خارج از کشور در سفر احمدی نژاد به آمریکا، از دادگاه خواسته بود تا وی را تحت تعقیب کیفری قرار دهد.
سیاست دوگانه دولت؟!
در حالی که برگزاری همایش ها و صرف هزینه های هنگفت در راستای جذب متخصصان ایرانی خارج از کشور با شدت بیشتری از سوی دولت احمدی نژاد دنبال می شود، اما از سوی دیگر مهاجرت نخبگان، روشنفکران و روزنامه نگاران به خارج از کشور به دلیل فشارهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در چند سال اخیر افزایش یافته است. همچنین بسیاری از چهره‌های سیاسی سرشناس، دانشجویان مشغول به تحصیل در دانشگاههای خارج از کشور و روزنامه‌نگاران بعد از ورود به کشور ممنوع الخروج شده و در «بلاتکلیفی» بسر می برند و هیچ نهادی حاضر به پاسخگویی به وضعیت آنها نیست.
گفتنی است شورای عالی ایرانیان خارج از کشور از اواخر سال 1383 با هدف تهیه بانک جامع آماری ایرانیان ساکن خارج از کشور برای برنامه‌ریزی و تسهیل در رسیدگی به مسائل و مشکلات حقوقی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و آموزشی تشکیل یافت که در بدو تاسيس زير مجموعه وزات امور خارجه بود و با آغاز به كار دولت نهم به نهاد رياست جمهوری منتقل گرديد. اما مرکز پژوهش‌های مجلس اعلام کرده است که این شورا توانایی لازم برای تعریف راهبرد چگونگی رفتار با ایرانیان مقیم خارج را ندارد.
به گفته حسن قشقاوی، معاون کنسولی و امور ایرانیان وزارت خارجه آمار دقیقی درباره ایرانی‌های مقیم خارج وجود ندارد اما براساس پرونده‌ها و مراجعه‌های کنسولی حدود چهار میلیون ایرانی در خارج از کشور زندگی می‌کنند که به اعتقاد او، عدد واقعی آن پنج میلیون نفر است. این در حالی است که محمد شریف ملک‌زاده، دبیرکل امور ایرانیان خارج از کشور می گوید: «آمار رسمی از ایرانیان در خارج از کشور نه در وزارت خارجه و نه در هیچ سازمان دیگری وجود ندارد.»


عوامل «بازدارنده» بازگشت ایرانیان مقیم خارج

آقای ح.ن کارشناس مسائل ارتباطات و رسانه مقیم در پاریس در خصوص همایش بزرگ ایرانیان مقیم خارج و اظهارات مشایی به جرس می گوید: «با توجه به شرایط بوجود آمده بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته و جو سیاسی حاکم بر فضای ایران (چه در داخل و چه در خارج) هر تحول و تصمیمی که گرفته شود از آن برداشت سیاسی می شود بدین ترتیب این مسئله یک نوع عقب نشینی برای ایرانیان مقیم خارج از کشور ایجاد می کند که بر این باورند که اینگونه اقدامات می تواند همراه با تصمیمات «سوء» سیاسی همراه باشد. طیف ایرانیان مقیم خارج از ایران معمولا در خصوص تحولات داخل ایران بدون نظر نیستند و به روشهای مختلف از طریق سایت ها و وبلاگ ها و رادیوها اظهار نظر می کنند و عموما هم در سطح سازمانهای بین المللی فعالیت می کنند و از سوی دیگر ایرانیان داخل هم به دیدگاههای آنها توجه می کنند نه به سیاستگذاران خارجی که ملیت غربی دارند. بدین ترتیب متخصصین ایرانی خارج از کشور به این باور می رسند که می خواهند آنها را به داخل بکشانند تا از این طریق آنها را تحت کنترل خود در آورند. به نظر من دعوت از متخصصان ایرانی مقیم خارج توسط دولت مانند تله ای است که موش را به خاطر یک تکه پنیر گرفتار ساخته و بهایی سخت را به خاطر آن خواهد پرداخت. و در شرایط فعلی جامعه امروز ایران بعید به نظر می رسد که ایرانیان مقیم خارج حتی با دادن امتیازات وامکانات ویژه از سوی دولت تمایلی به بازگشت داشته باشند.»
وی همچنین به محدودیتهای ایجاد شده در حوزه علوم انسانی اشاره کرده و اظهار می دارد: «بسیاری از دانشگاهیان و نخبگان مقیم خارج در حوزه علوم انسانی تخصص دارند و در غرب پایه تمام تحولات اجتماعی چه مثبت و چه منفی علوم انسانی می باشد و رشته هایی امثال علوم و فیزیک در خدمت ایدئولوژیهایی هستند که علوم انسانی معرفی می کند. حال با توجه به تصمیمات و موضع گیریهایی که مسئولین نظام در این حوزه گرفته اند و می خواهند علوم انسانی را اسلامی بکنند، باعث می شود کسانی که در این حوزه در خارج از کشور مشغول هستند نسبت به بازگشت به ایران عقب نشینی کنند و تا زمانی هم که یک جامعه نخبگانش در زمینه علوم انسانی آزادی و تمرکز نداشته باشند آن جامعه رشد نخواهد کرد. به باور من تا زمانی که علوم انسانی جای مانور نداشته باشد جامعه دچار اضمحلال خواهد شد از جمله می توان به کشورهای پاکستان و هند اشاره کرد که با وجودتسهیلات هسته ای اما دچار فقر فرهنگی بوده و چه برای خودشان چه برای همسایگانشان به عنوان خطر محسوب شوند. و اگر سیاستگذاران مملکت بخواهند فقط به نخبگان حوزه های علوم و ریاضی توجه داشته باشند جامعه به رشد منفی خواهد رسید و توسعه نخواهد یافت.»
این کارشناس ارشد مسائل ارتباطات و رسانه از بعد احساسی و خانوادگی در مقیاس کوچکتر به عنوان عامل بازدارنده دیگری برای بازگشت به ایران نام برده و ادامه می دهد: «شرایط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی بویژه طی چند سال اخیردر ایران بسیار سخت شده بطوریکه خانواده ها به نزدیکان خود توصیه می کنند به ایران برنگردند و به قولی دلتنگی ها را تحمل می کنند تا عزیزانشان در شرایط سخت در ایران نباشند. بنابراین با تجربه شخصی خودم در اروپا می توانم بگویم عموم کسانی که برای ادامه تحصیل و فعالیتهای علمی به خارج از کشور می آیند بر این امر اتفاق نظر دارند که اگر شرایطی برایشان مهیا شود تا در خارج از کشور بمانند به کشور باز نخواهند گشت. و خیلی از نخبگان و دانشگاهیان بر این باورند که بنا به شرایط دشوار ایران در خصوص پیشبرد پروژهای علمی اشان مجبورند در خارج بمانند ضمن اینکه کشور خودشان را دوست دارند. و به نوعی خودشان را افرادی فراملیتی می دانند و معتقدند که بهتر است در خارج از کشور با توجه به امکانات به فعالیتهای علمی خود در سطح جهانی ادامه دهند تا در ایران با مشکلات و محدودیتهای گوناگون مواجه باشند و استعدادهایشان سرکوب شود و ترجیح می دهند فراملیتی فکر کنند اگر می خواهند به صورت حرفه ای عمل کنند.»

برچسب‌ها: ,


دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.