مسأله ی تصفیه ها
یکی از پرسش های اساسی این است که اخراج ها به دستور چه کسی و توسط چه کسانی عملی شد؟ روشن است که پاکسازی دانشگاهها و اخراج اساتید به حکم مستقیم آیت الله خمینی صورت گرفت. همانگونه که در بالا نشان دادیم، خواست او این بود که حتی از ادامه تحصیل دانشجویان توده ای ممانعت بعمل آید.اما چه کسانی مامور اجرای این حکم بودند؟
در مسأله اعدام زندانیان در تابستان 1367 هم اعدام ها با حکم آقای خمینی صورت گرفت، ولی اعضای هیأت های سه نفره مجری حکم روشن بود و با انتشار خاطرات آیت الله منتظری بسیاری از زوایای تاریک آن روشن شد[35].
اما در اینجا با اختلاف نظر روبرو هستیم. بسیاری بر این گمانند که تصفیه ها به وسیله “ستاد انقلاب فرهنگی” صورت گرفت. اعضای زنده ستاد انقلاب فرهنگی در این خصوص سکوت اختیار کرده اند، جز دکتر عبدالکریم سر وش که به شدت این موضوع را تکذیب و آن را کار وزارت علوم و دانشگاهها قلمداد می کند. از سوی دیگر، وزیر وقت علوم، دکتر نجفی، نقش وزارت علوم در تصفیه ها را انکار و آن را کار ستاد انقلاب فرهنگی قلمداد می نماید:
“پاکسازی استادان… براساس آئین نامه ی مصوب ستاد انقلاب فرهنگی و توسط هیات هایی بود که زیر نظر آن ستاد صورت می گرفت…”.
مستندات زیر تا حدودی نظر نجفی را تأیید می کند. با این تفاوت که مجری کار ستاد انقلاب فرهنگی نبوده است:
“شورای جهاد دانشگاهی – شماره 2601 /7 – تاريخ 24 آباد 59
در ارتباط با به كارگيری اعضای هيأت علمی دانشگاه ها كه به صورت قراردادی در مؤسسات عالی آموزشی شاغل خدمت بوده اند، موارد زير مورد تصويب ستاد انقلاب فرهنگی قرار گرفت تا با رعايت آن سرپرست دانشگاه مربوط با نظر شورايی از اعضای هيأت علمی كه مسؤول كميته های تخصصی جهاد همان دانشگاه اند، نسبت به تمديد قرارداد آنان از محل اعتبارات آن واحد آموزشی اقدام لازم به عمل آورند:
1-علم. 2- صلاحيت اخلاقی (پرهيز از افترا، شراب خواری، فحشاء و قمار…). 3- مبرا بودن از فساد مالی 4- تقوای سياسی (عدم ارتكاب جرایم، عضويت در سازمان های ساواك منحله، فراماسونری، …. موضع گيری عليه انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی، تبليغ و عمل مؤثر به نفع دولت های بيگانه يا مكاتب ضد اسلامی). 5- نياز دانشگاه به تخصص و خدمت وی.
ملاك های ترجيح اولويت: 1- مكتبی بودن 2- حسن سابقه مبارزاتی 3- تعهد و همكاری با انقلاب 4- تفوق علمی 5- سابقه كار علمی”[36].
نامه ی شماره 16822/7 مورخ 30 بهمن 61 با عنوان هيأت مركزی گزينش ستاد انقلاب فرهنگی نشان می دهد که هسته های گزينش اخلاقی تحت نظارت ستاد انقلاب فرهنگی برای گروه های پزشكی، كشاورزی، هنر، علوم پايه، فنی و مهندسی و علوم انسانی قرار داشته است[37].
آئین نامه ی پذیرش دانشجو هم توسط ستاد انقلاب فرهنگی تهیه و جهت اجرأ به وزیر فرهنگ و آموزش عالی ابلاغ شده است:
“آيين نامه پذيرش دانشجويان كنونی دانشگاه ها و تعيين تكليف قطعی آنها شماره 10510/2 تاريخ 9 آذر 61ستاد انقلاب فرهنگی”برادر آقای محمد علی نجفی، وزير محترم فرهنگ و آموزش عالی.بر اساس رهنمودهای امام امت مدظله و نيز اوامر ايشان در مورد محيط دانشگاه ها و حضور دانشجويانی كه مضر به حال انقلاب نباشند، آيين نامه ی پذيرش دانشجويان كنونی دانشگاه ها در مرحله ی دوم انتقال به شرح زير باشند از دانشگاه اخراج می شوند و دانشجويان ديگر به تحصيل خود ادامه خواهند داد و تابع مقررات انضباطی دانشگاه خواهند بود: الف) دانشجويان محارب يا وابسته به گروه های محارب. ب) دانشجويانی كه وابستگی تشكيلاتی به احزاب و گروه های الحادی خادم شرق و غرب – ولو غير محارب – داشته باشند، اعم از فعال. ج) دانشجويانی كه به نفع مكاتب الحادی تبليغ مؤثر داشته اند. د) دانشجويانی كه عضو فرقه ی ضاله اند و يا فراماسونری می باشند. هـ) دانشجويانی كه در گذشته اشتهار به اخلاقی داشته اند كه مستوجب حد شرعی يا تعزير بوده است”[38].این دستور العمل متعلق به آبان 1361 اگر صحت داشته باشد، یک نوع پاکسازی تمام عیار است که اجرای آن البته با وزارت فرهنگ و آموزش عالی بوده است. در نامه ی دیگری که فاقد شماره و تاریخ است، درباره ی “روش گزینش استاد” آمده است:”1- تأمين و گزينش استاد برای كليه ی دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی از طرف كميته ای در ستاد انقلاب فرهنگی به نام “كميته ی تأمين و گزينش اعضای هيأت علمی” دانشگاه ها انجام می گيرد.2- “كميته ی تأمين و گزينش” مرجع تشخيص نيازهای آموزشی و نحوه ی برطرف كردن آنها از لحاظ استخدام هيأت علمی در سطح كشور می باشد.3- كميته تأمين و گزينش مركب از افراد زير خواهد بود:الف- دو نفر به معرفی جامعه ی مدرسين حوزه ی علميه (برای تسريع امر تأمين استاد تا معرفی نمايندگان جامعه ی محترم مدرسين حوزه ی علميه ی قم حضور “حجت الاسلام آقای ربانی املشی” به منزله ی حضور نماينده ی آنان تلقی خواهد شد). ب- يك نفر به معرفی وزير فرهنگ و آموزش عالی و تصويب ستاد و…[] 8- تقاضای داوطلبين عضويت در هيأت علمی دانشگاه ها ابتدا از نظر صلاحيت اخلاقی در كميته ی تأمين و گزينش بررسی می گردد. در صورتی كه صلاحيت اخلاقی داوطلبان مطابق مصوبه باشد، پرونده او برای “گروه تخصصی” مربوطه فرستاده می شود. اين گروه پس از بررسی مدارك علمی داوطلب نظر خود را در مورد صلاحيت علمی او به كميته ی تأمين و گزينش گزارش می دهد.در صورتی كه صلاحيت اخلاقی و علمی داوطلب به تصويب اين كميته برسد، مراتب جهت تصميم نهايی به ستاد انقلاب فرهنگی گزارش می گردد”[39].این مصوبه هم اگر صحت داشته باشد، نشان می دهد که ستاد انقلاب فرهنگی هیأتی مرکب از دو فقیه عضو جامعه ی مدریسن حوزه علمیه ی قم، نماینده وزارت فرهنگ و آموزش عالی، و…، برای گزینش “تأمین و گزینش استاد” درست کرده است.
بسیاری از مخالفان داخلی و ایرانیان مقیم خارج از کشور، ستاد انقلاب فرهنگی را مسئول قلمداد می کنند. اما مشکل آنست که هیچ کس مستند سخن نمی گوید و هیچ کس مسئولیت نمی پذیرد. رژیم هم راههای دسترسی به مدارک آن زمان را کاملاً مسدود کرده است. در اولین جلسه ی ستاد انقلاب فرهنگی با آیت الله خمینی، او دستور پاکسازی گسترده را صادر می کند. سروش و نجفی نظر خود را در این زمینه اعلام داشته اند. در آن جلسه حسن حبیبی، شمس آل احمد، علی شریعتمداری و ابوالحسن بنی صدر هم حضور داشته اند که همگی در قید حیات اند. اعضای سابق ستاد دشوار است در این زمینه سخن بگویند. اما بنی صدر که پس از این واقعه یکسال دیگر هم رئیس جمهور کشور بود، می تواند نظر خود را در باره ی آن جلسه و این که پاکسازی ها به وسیله ی چه دستگاهی انجام شد، اعلام دارد. در هر صورت این اقدام آنچنان ناپذیرفتنی از کار در آمد که هیچ کس حاضر به پذیرش مسئولیت آن نیست. آقای دکتر محمد ملکی، رئیس اسبق دانشگاه تهران، تنها فردی است که در این خصوص سخن نسبتاً روشنی بیان داشته است. می گوید:
“شورای انقلاب به دانشگاه بخشنامه کرد استادانی که مقام های کلیدی حکومت شاه بوده اند حق تدریس ندارند. لیستی تهیه کردیم و حدود صد اسم به دفتر نخست وزیر فرستادیم، کسانی که اگر هم می آمدند دانشجویان قبولشان نمی کردند و تشنج درست می شد”[40].
در همان زمان، وزير فرهنگ و آموزش عالی وقت (دکتر علی شريعتمداری) در تاريخ 15 مرداد 58 به مديريت وقت دانشگاه تهران(دکتر محمد ملکی) نامه يی نوشته و در آن از اخراج و قطع حقوق برخی از کارکنان و استادان گله می کند. مديريت دانشگاه تهران با قاطعيت اعلام می کند که “دانشگاه ها بايد از وجود عوامل وابسته و ضد مردمی پاک گردد” و تهديد به استعفا می کند[41].
به این ترتیب روشن می شود که تصفیه ی اساتید قبل از انقلاب فرهنگی، به دستور شورای انقلاب، آغاز شد. در شورای انقلاب به غیر از اعضای حزب جمهوری اسلامی، نهضت آزادی، ملی – مذهبی ها و ابوالحسن بنی صدر عضویت داشتند. تمام آنها می توانند در باره ی جزئیات امر و نظرات موافقین و مخالفین، در شورای انقلاب، اعلام نظر نمایند. متأسفانه از جلسات ستاد انقلاب فرهنگی صورت جلسه تهیه نمی شده است، ولی خوشبختانه از تمام جلسات شورای انقلاب صورت جلسه تهیه شده است. انتشار صورت جلسات شورای انقلاب، بسیاری از زوایای تاریک را روشن خواهد نماید.
پاورقی ها:
35- حکم آقای خمینی که یک روز پس از آغاز حمله سازمان مجاهدین خلق از عراق در عملیات فروغ جاویدان در تاریخ 6 مرداد1367 صادر شد، به قرار زیر است:
” بسم الله الحمن الرحیم. از آنجا که منافقین خائن به هیچ وجه به اسلام معتقد نبوده و هر چه می گویند از روی حیله و نفاق آنهاست و به اقرار سران آنها از اسلام ارتداد پیدا کرده اند، و با توجه به محارب بودن آنها و جنگ های کلاسیک آنها در شمال و غرب و جنوب کشور با همکاری های حزب بعث عراق و نیز جاسوسی آنان برای صدام علیه ملت مسلمان ما، و با توجه به ارتباط آنان با استکبار جهانی و ضربات ناجوانمردانه آنان از ابتدای تشکیل نظام جمهوری اسلامی تاکنون، کسانی که در زندانهای سراسر کشور بر سر موضع نفاق خودپافشاری کرده و می کنند، محارب و محکوم به اعدام می باشندو تشخیص موضوع نیز در تهران با رای اکثریت آقایان حجت الاسلام نیری دامت افاضاته(قاضی شرع) و جناب آقای اشراقی (دادستان تهران) و نماینده ای از وزارت اطلاعات می باشد، اگر چه احتیاط در اجماع است، و همین طور در زندانهای مراکز استان کشور، رای اکثریت آقایان قاضی شرع، دادستان انقلاب و یا دادیار و نماینده اطلاعات لازم الاتباع می باشد، رحم بر محاربین ساده اندیشی است. قاطعیت اسلام در برابر دشمنان خدا از اصول تردید ناپذیر نظام اسلامی است. امیدوارم با خشم و کینه انقلابی خود نسبت به دشمنان اسلام، رضایت خداوند متعال را جلب نمائید.آقایانی که تشخیص موضوع به عهده آنان است، وسوسه و شک و تردید نکنند و سعی کنند اشدا علی الکفار باشند. تردید در مسائل اسلام انقلابی، نادیده گرفتن خون پاک و مطهر شهدا می باشد.والسلام. روح الله الموسوی الخمینی”. رجو ع شود به خاطرات آیت الله منتظری، ص 520.
36- مصوبات ستاد انقلاب فرهنگی اول شهریور 59، کتابخانه ی دبیرخانه ی شورای عالی انقلاب فرهنگی، ص 13 و 14.
37- مصوبات ستاد انقلاب فرهنگی – اول شهریور 59 صفحه 700-699.
38- مصوبات ستاد انقلاب فرهنگی، صص 436- 435.
39- مصوبات ستاد انقلاب فرهنگی، ص 24- 23.
40- مجله لوح، شماره هفتم، 1378.
41- روزنامه اعتماد، 19 مهر 1386، گفت و گو با علیرضا علوی تبار.
- ۱۳۸۹