مشاجره لفظی بین دو عضو شورای شهر بر سر جماران

2010/02/10 با oceania5

جنبش راه سبز (جرس ) : بین احمد مسجد جامعی و مهدی چمران دوعضو شورای شهر بر سر بر سر تامین اعتبار احیای بافت تاریخی جماران مشاجره لفظی رخ داد . ‌ به گزارش اعتماد در جلسه سه شنبه شورای شهر تهران که با حضور قالیباف برگزار شد، مسجدجامعی درخصوص عدم پیش بینی اعتبار برای احیای بافت تاریخی جماران سوال کرد که مهدی چمران در پاسخ گفت؛ «اگر می توانید اعتبارش را خودتان تامین کنید، حرفی نیست.» مسجدجامعی نیز در پاسخ گفت؛« حالا که بحث به جماران رسید، بودجه اش را هم باید خودمان تامین کنیم؟ چشم، تامین می کنیم.» گفتنی است سال گذشته شورای شهر تهران در مصوبه یی با تخصیص اعتبار شهرداری تهران را موظف به انجام مطالعات برای احیای بافت جماران کرد تا پس از مطالعه اقدامات لازم برای بازسازی و بازپیرایی بافت تاریخی جماران صورت پذیرد.

آقای خامنه‌ای! از واقعه‌ای تو را خبر خواهم کرد!

2010/02/10 با oceania5

جناب آقای خامنه ای!

از “پاريس” مهد دموکراسی دنيا با شما سخن می گويم! از دياری که نه خدا را در پستوی خانه نهان می کنند، و نه مأموران خدا در پستوی خانه دل آدمها، بدنبال التزام مردم به “ولايت فقيه” خودساخته شما می گردند! اينجا روح زندگی در همه جا جريان دارد و بنابراين، خدا را در همه جا می توان ديد! بدون آنکه نيازی باشد بر نمايندگان متفرعن و ولی فقيه متکبر سجده کنيم! خدای اينجا، خدايی عاشق و آزاده و خودی است و نماينده ندارد. اينها را می گويم تا برسم به آن واقعه! وعده داده بودم که “از واقعه ای تو را خبر خواهم کرد”!

از اينجا به “تمام” نيازهای مردم کشورم می انديشم! ما چه می خواهيم؟ پاسخم همين يک کلمه است:”زندگی”! ما خواهان پس گرفتن زندگی خود از شما هستيم. ما کشورمان را می خواهيم. سرزمينی که متعلق به ماست و شما آن را به ناحق اشغال کرده ايد. با شما از شهری سخن می گويم که دهها سال قبل رعيت های فرانسوی بالاخره ياد گرفتند که مشکلشان “نان” نيست؛ “عدالت” و “آزادی” است و با پاهای برهنه و خون آلوده به سوی مخوف ترين زندان آن زمان پاريس، يعنی “زندان باستيل” هجوم بردند و زندانيان را از بند رها و آن بنای هولناک را خراب کردند و به جايش يک ميدان و کلی عمارت زيبا ساختند، تا مردمی که به پاريس می آيند از محله باستيل خاطره های دوست داشتنی همراه ببرند. امروز خاطره انگيزترين ديدارهای عاشقانه جوانان و جهان بينان و جهانگردان، در ميدان معروف باستيل ثبت می شود. جايی که زندگی بدون هراس از آن دژخيمان زندانبان، جريان دارد. وقتی به ميدان باستيل می رسيم، باور دارم که روزی مردم کشور ما هم با ايمانی راسخ به پيروزی، به سوی زندانهای مخوف شما مثل “اوين” و “قزل حصار” و “گوهردشت” می آيند تا آزادی را در عمل فرياد کنند. اميدوارم جسم عليل و درک قليل شما آن قدر دوام بياورد تا شاهد اين صحنه باشيد. زنده بمانيد و بهار سبز ما را ببينيد.

آقای خامنه ای!

ماجرای امروز شما و ما، ماجرای مبارزه “مرگ و زندگی” است. داستان معروف “بودن و نبودن، مسئله اين است!” شما می خواهيد نسل ما را که خواهان زندگی است، از ريشه برداريد، اما ما می خواهيم به حکومت نامشروع شما پايان بدهيم هرچند به شما اجازه زندگی خواهيم داد. شما می خواهيد برای زندگی تان ما را بکشيد، اما ما برای زندگی عزت مند خود حاضريم بميريم ولی پيرو ولايت فقيه متفرعن شما نباشيم. اين است معنای آزادگی! نمی دانم آيا شما اين معنا را می فهميد؟ شما می خواهيد آزادی ما را به بند بکشيد، اما ما می خواهيم با قبول حبس و شلاق و شکنجه، آزادی خود را از شما پس بگيريم و می گيريم. می بينيد با چه ملتی طرفيد؟ ملتی که شيفته رهايی است و آزادی را حتی به قيمت زندان و حبس می خواهد و عاقبت بدستش می آورد. “آزادی” برای ما همان اکسيری است که برايش زندان و تبعيد و شکنجه را به جان می خريم! برای آزادی، به استقبال شلاق و حبس و شکنجه می رويم. و برای پس گرفتن زندگی خود، حتی به پيشواز مرگ می رويم.

جناب آقای خامنه ای!

تلخ است اما بپذيريد که دوران حکومت شما با نام خداوند تمام شده و شما براستی نماد همان شيطان بزرگی شده ايد که اکنون درون خانه ما ايرانيان نشسته و خون جوانان بيگناه ما را می ريزيد. شما می خواهيد حق زندگی ما را انکار کنيد، اما ما قبول داريم که شما هم با همه عقب ماندگی تان حق حيات داريد، اما فقط به اندازه ای که واقعا” شايسته اش هستيد نه به اندازه ای که حرص و طمعش را داريد. اندازه شما حکومت بر ملتی بزرگ و با ريشه مانند ملت ايران نيست آقای خامنه ای!

نمی دانم شما اکنون چگونه می انديشيد؟ و آيا اصلا” وقتی برای انديشيدن داريد؟ يا مگسان مجيزگوی قدرت، مانع از تأمل و تفکر شما می شوند؟ نمی دانم شبها که کابوس پيروزی ملت خواب را از چشمتان می ربايد، بر شانه های چه کسانی تکيه می کنيد؟ به چه ريسمانی چنگ می زنيد وقتی که ملت شما را نمی خواهند؟ من به شانه های همه عزيزانم می انديشم که برای گريه پيروزی مردم به آنها نياز دارم. دوست دارم شانه هايی را که وقت سقوط استبداد دينی شما، در آغوش شان می گيرم و بر روی آنها می گريم. نمی دانم در اين شبهای پر کابوس، آيا شانه امنی برای پناه بردن داريد؟ چه کسی به ديکتاتورها پناه داده که شما بتوانيد به آن پناه ببريد؟ بر شما افسوس می خورم که شانه هايی نداريد برای گريستن. بياييد در اين دم آخری به ملت بپيونديد. هنوز دير نشده است. شانه های مردم شما را بی هيچ منتی می پذيرند تا بيست سال ستم تان را بر آنها گريه کنيد و طلب عفو نماييد. مردم شما را می بخشند و عادلانه محاکمه تان خواهند کرد. اين ملت بغض و کينه های سياهی را که در دل شما و پيروانتان هست، در دل پاکشان ندارند. باور کنيد.

جناب آقای خامنه ای!

شما تاريخ خوانده ايد اما عبرت لازم را از آن نبرده ايد. اگر درس می گرفتيد، با خواسته های يک ملت که از شما و سيستم حکومت دينی تان نفرت دارند، چنين گلاويز نمی شديد. پس توصيه می کنم در اين آخرين قدمی که تا سقوطتان باقی مانده، دست از لجاجت با تاريخ و سرنوشت خود برداريد، تسليم خواست ملت شويد و به پايان استبداد سياه دينی تان گواهی دهيد. کسی چه می داند؟ شايد اين اقدام شما جلوی خونريزی های بسياری را بگيرد و ای بسا بابت همين يک قدم مثبتی که بر می داريد، بتوان با ديده خطاپوشی بر گناهان بسيار شما نظر افکند.

روز ۲۲ بهمن امسال مردم ما قصد دارند در سالروز انقلابی که برای پايان استبداد برپا کردند، به خيابانها بيايند و به استبداد سياه شما “نه” بگويند. اگر مأموران و فدائيان شما بخواهند به مردم تعرضی بکنند و با شيوه هميشگی چاقوکشان و آدمکشان بر روی مردم تيغ بکشند، ترديد نکنيد ما و جمعی از همکاران و روزنامه نگاران ايرانی در تبعيد به همراه گروهی از خبرنگاران رسانه های جهانی و گروههای حقوق بشری، بدون طی تشريفات قانونی و بدون اخذ ويزا به ايران سفر خواهيم کرد و دنيا را از تمام آنچه در ايران می گذرد آگاه خواهيم نمود. آيا در آن صورت می توانيد برای ملتهای ناآگاه عرب، بازی در نقش خليفه حکومت اسلامی و آرمانی را ادامه دهيد؟ بعيد می دانم. ما خبرنگاران ايرانی حق خود می دانيم در اين روزهای سخت به ميدان اصلی نبرد حق و باطل بياييم و از واقعيتهايی که بر ملت دربندمان می رود، گزارش و خبر تهيه کنيم. در اين راه، خبرنگاران آزاده و طراز اول جهانی را هم همراه خود خواهيم کرد تا همراهمان باشند. همچنين گروههای حقوق بشری و ناظران بين المللی را به ايران دعوت خواهيم کرد و با خود همراه می کنيم تا به کشور تحت اشغال مان بيايند و از ستمی که شما با نام خدا و دين بر يک ملت بزرگ روا می داريد، گزارش و خبر و اسناد و مدارک جمع آوری نمايند. شک نکنيد اين واقعه چنان سازماندهی خواهد شد که آن سفر سبز به ايران، باقيمانده هيمنه و عظمت ساختگی حکومت شما را فرو خواهد ريخت و تمام واقعيتهای زندانهای مخوف شما را به معرض نگاه ملتهای جهان خواهيم گذاشت. شايد اين برای شما که آبرويی برای باختن نداريد، خبر بزرگی نباشد اما اين “واقعه ای” است که بر سلسله نامبارک استبداد دينی شما لرزه ای اساسی خواهد انداخت. اميدواريم مخابره کنندگان خبر پيروزی ملت ايران به جهانيان، همين گروه خبرنگاران خارجی باشند که دولت نامشروع منصوب شما به ايران دعوت کرده تا از نمايش ساختگی ۲۲ بهمن تان خبر تهيه نمايند. اميدواريم آنها که قطعا” با وجدان حرفه ای به ايران می آيند، خبر پيروزی ملت ايران را بر سياهترين استباد دينی تاريخ به جهانيان مخابره کنند و ما خبرنگاران ايرانی در تبعيد در نوبت بعدی و بعد از پيروزی مردم به ايران بياييم. در آن صورت هم صحنه محاکمه عادلانه شما و کسانی که دستشان به خون مردم آغشته است، بسيار ديدنی است اما اطمينان داشته باشيد آنجا هم ملت نجيب ايران، خواهان “عدالت و انصاف” در مورد شما خواهند بود. عدالت و انصاف! چيزی که شما از آن تهی هستيد.

جناب آقای خامنه ای!

اين آخرين فرصت بازگشت به صف ملت را ناديده نگيريد. دست از سر فرزندان ما برداريد. بگذاريد آنها زندگی خود را خود انتخاب کنند. آنها به دموکراسی و حکومت مردم بر مردم و بدون دخالت دين و خدا می انديشند و اين حق آنها و حق همه ماست. و البته بازگشتن و توبه هم حق شماست! اگر امروز بازگرديد، ملت ما شما را می بخشد اما “فراموش نمی کند”. شايد اگر تأخير کنيد و به جنايتهايتان ادامه دهيد، مردم ديگر نه فراموش کنند و نه ببخشند. در آن صورت منتظر فرارسيدن خبرنگارانی باشيد که برای کشته شدن به ايران سفر خواهند کرد، تا “زندگی” يک ملت را گزارش کنند و مرگ استبداد دينی شما را.

اين اتمام حجت را دو بار بخوانيد. بار دوم، بدون عصبانيت!

فرصت نوشتن / روزنوشته های بابک داد
www.babakdad.blogspot.com

ایران: حکم ۳۵ نفر قطعی و یک نفر به اعدام محکوم شد

2010/02/10 با oceania5

محکومیت ۳۵ تن از بازداشت‌شدگان پس از انتخابات در محاکم تجدید نظر قطعی شد. یک نفر به اعدام و ۸ تن دیگر به حبس تعزیری محکوم شده‌اند. حکم بهزاد نبوی از ۶ به ۵ سال حبس تقلیل یافت و علیرضا بهشتی آزاد شد.

خبرگزاری ایسنا از قطعیت محکومیت ۳۵ تن از بازداشت‌شدگان وقایع اخیر در ایران خبر داد.

پایگاه اطلاع‌رسانی دادسرای عمومی و انقلاب تهران اتهام‌این افراد را اجتماع و تبانی علیه امنیت، تبلیغ علیه نظام، حمله به مأمورین انتظامی و تخریب و آتش‌سوزی نامیده است.

این پایگاه همچنین اعلام کرد که احکام ۹ نفر از بازداشت‌شدگان روز عاشورا قطعی شده است. یک نفر از این افراد به اعدام و بقیه به حبس تعزیری محکوم شده‌اند.

محاربه، اجتماع و تبانی علیه امنیت و تبلیغ علیه نظام از جمله جرایم ارتکابی این محکومان خوانده شده است.

بهزاد نبوی به ۵ سال زندان محکوم شد

بهزاد نبوی از اعضای ارشد سازمان مجاهدین انقلاب است که پس از انتخابات ریاست جمهوری بازداشت شد. وی در دادگاه بدوی محاکمه و به ۶ سال حبس محکوم شد.

بهزاد نبوی از چهره‌های شناخته‌شده‌ی جمهوری اسلامی در سال‌های پس از انقلاب بود. وی در دولت میرحسین موسوی در سمت وزیر مشاور در امور اجرایی و وزیر صنایع سنگین انجام وظیفه کرد و در اواخر دوره‌ی جنگ با معرفی دولت و حکم هاشمی رفسنجانی مسئولیت ستاد فرماندهی کل قوا را بر عهده گرفت. بهزاد نبوی همچنین نایب رئيس مجلس ششم بود.

موسوی اردبیلی از رهبری خواست همه‌ی زندانیان را آزاد کند

محکومیت ۳۵ تن از بازداشت‌شدگان پس از انتخابات در شرایطی اعلام می‌شود که آیت‌الله عبدالکریم موسوی اردبیلی، رئيس سابق قوه‌‌ی قضائیه خواستار صدور حکم آزادی همه‌ی زندانیان از سوی رهبر جمهوری اسلامی شده است.

بنا بر گزارش اختصاصی سایت جنبش راه سبز، جرس، آیت‌الله موسوی اردبیلی در گفت‌وگویی حضوری از علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، خواست «برای حل سریع بحران همه‌ی زندانیان وقایع اخیر را بدون قید و شرط» آزاد کرده و «اطرافیون افراطی» را از خود دور کند.

وی در پاسخ به آیت‌الله خامنه‌ای که گفت،‌«مجرم را چگونه آزاد کنیم» تصریح کرد، «آنها را که من می‌شناسم و ظاهرا همه‌ی شاخص‌ها را نیز می‌شناسم، مجرم نیستند».

آیت‌الله موسوی اردبیلی افزود: «حتی اگر مجرم بودند، که نیستند، مگر عفو مجرمین،‌آن هم در سالروز انقلاب اسلامی سیره‌ی مرحوم امام نبود؟».

موسوی اردبیلی: شکست شما شکست انقلاب است

آیت‌الله عبدالکریم موسوی اردبیلی، از مراجع تقلید، که به گزارش خبرنگار جرس با وجود بیماری و استفاده از صندلی چرخدار به دیدار خامنه‌ای رفته بود خطاب به او گفت: «شما جای حضرت امام نشسته‌اید. شکست شما شکست انقلاب و لطمه به اسلام و تشیع است».

وی تأکید کرد که همه باید به سمت حل بحران حرکت کنند. موسوی اردبیلی خطاب به آیت‌الله خامنه‌‌ای تصریح کرد: «من سران معترضین شما را در تهران و قم می‌شناسم و شهادت می‌دهم، قصدشان اصلاح امور کشور بر اساس قانون اساسی است و هیچ یک قصد سرنگونی شما را نداشته و ندارند».

موسوی اردبیلی، رئیس سابقه قوه‌ی قضائيه، با بیان اینکه «نگرانی شما از این بابت بجا نیست» از رهبر جمهوری اسلامی ایران خواست، برای ملت «پدری» کند. وی گفت: «چرا باید اینگونه تلقی شود که شما یک سر دعوا هستید و از افرادی که مقبول ملت نیستند حمایت می‌کنید؟» و از آیت‌الله خامنه‌ای خواست، از این افراد فاصله بگیرد.

آیت‌الله موسوی اردبیلی چندی پیش نیز از رهبری جمهوری اسلامی ایران خواسته بود که علیرضا بهشتی، پسر آیت‌الله بهشتی، را آزاد کند. جرس اعلام کرد که این تقاضا مورد پذیرش رهبری قرار نگرفت. اما خبر منتشره در روز سه‌شنبه، ۲۰ بهمن، در خبرگزاری مهر از آزادی بهشتی حکایت دارد.

علیرضا بهشتی آزاد شد

خبرگزاری مهر بعد از ظهر روز سه‌شنبه، ۲۰ بهمن‌ماه، از آزادی علیرضا بهشتی خبر داد. به گفته‌ی این خبرگزاری، بهشتی که چندی پیش دستگیر و به زندان اوین منتقل شده بود در پی تکمیل تحقیقات به دستور بازپرس پرونده و تأیید دادستان با تودیع وثیقه از زندان آزاد شد.

به نقل از این خبرگزاری، دادستان عمومی و انقلاب تهران پیش از این اعلام کرده بود، دستور آزادی آن دسته از متهمانی که تحقیقات آنان تکمیل شود را صادر خواهد کرد.

رو به سقوط – تحلیلگران انقلاب سبز

2010/02/10 با oceania5

شواهد و قرائن متعدد حکایت از آن دارد که روز 22 بهمن به یک نقطه عطف، نه تنها در مبارزه هشت ماهه جنبش سبز، بلکه در تاریخ آزادی خواهی مردم ایران تبدیل خواهد شد. در ادامه به برخی از مهم ترین این شواهد بررسی خواهد شد.

1. بازداشت های کور

حاکمیت جنبش سبز را به مثابه یک تهدید امنیتی تعریف کرده است بنابراین ناچار است که با وبلاگ نویس و استاد دانشگاه (و گاه بستگان آنها) مانند سازمانهای تروریستی برخورد کند و افراد را به صورت تصادفی یا فله ای بازداشت کند. این امر نشان دهنده یاس و استیصال دستگاه اطلاعاتی است، چرا که هزاران نفر از فعالان جنبش سبز در حین زندگی عادی خود مشغول فعالیت هستند. سرداران و امنیتی ها در حال حاضر نه برای مدیریت بحران، بلکه برای حفظ موقعیت شغلی خود دست و پا میزنند. شبکه های اجتماعی جنبش سبز تثبیت شده اند و کودتاچیان دیگر قادر به انهدام آن نیستند. اقدامات مذبوحانه آنان بارها آزموده شده و ناکام مانده است: فیلترینگ، پارازیت، کاهش سرعت اینترنت، بازداشت فراگیر و … همه راهکار های موقتی هستند که فقط میتوانند نقش مسکن را ایفا کنند، نه درمان. از طرفی کارتهای حاکمیت برای بعد از 22 بهمن هم سوخته است: نمایش هتک حرمت اجرا شده و دیگر نمیتوان بعد از 22 بهمن تظاهرات ساندیسی برگزار کرد و در صورت حضور میلیونی و مسالمت آمیز سبزها در تظاهرات 22 بهمن، امکان خشونت و سرکوب به هیچ وجه وجود ندارد. بهترین معیار برای درک استیصال حکومت این است که هنوز بعد از گذشت هشت ماه از انتخابات، دادگاه تشکیل میدهند که در آن متهمی کتک خورده به قاضی صلواتی میگوید که انتخابات 22 خرداد درست بوده و تقلب نشده است! کودتاچیان جز تکرار دروغ و بازداشت هیچ برنامه منسجمی برای مهار جنبش سبز ندارند، مگر این که حاکمیت بتواند با تحریک هوادارن جنبش و رادیکالیزه کردن آن، شهروندان مسالمت جو را به سمت شورش شهری (حمله به مراکز دولتی یا اموال عمومی) سوق دهد. اما با توجه به تجربه ماه های اخیر، این تلاش نیز ناکام خواهد ماند، چرا که سبزها در 22 بهمن به صورت تاکتیکی بر سقوط دولت کودتا تاکید خواهند کرد تا شکاف درون حاکمیت را گسترش دهند.

2. سخنان رهبر نظام (19 بهمن)

رهبر نظام در آستانه 22 بهمن یک بار دیگر تلاش کرد تا سبزها را در برابر کل نظام قرار دهد و به این ترتیب از گسترش شکاف درون حاکمیت جلوگیری کند. ادامه این قمار هزینه مهلکی برای نظام خواهد داشت، چرا که هر قدر این بحران به طول بینجامد و هر قدر انطباق دولت احمدی نژاد بر کل نظام ادامه پیدا کند، موقعیت رهبری در درون نظام تضعیف میشود. آگاهی از این امر موجب انفعال رهبری شده است به طوری که وی نقدهای سخنان خود را به دقت دنبال میکند. به همین دلیل این بار از واژه “دشمن” کمتر استفاده کرد و با تاکید بر “افکار عمومی دنیا” و وجود شکنجه در غرب [مثل کهریزک] به فرافکنی پرداخت. آشکار است که 22 بهمن، 9 دی را محو خواهد کرد، اما رهبر نظام سعی کرد با یادآوری مجدد تجمع دولتی 9 دی خود را خونسرد و مطمئن نشان دهد و روحیه قوای خودی را حفظ نماید. او از “لجاجت” رهبران جنبش سبز سخن گفت و این یعنی که محاسبات کودتاچیان در خصوص پایداری جنبش کاملا اشتباه بوده است.

3. هسته ای کردن 22 بهمن

در روزهای منتهی به 22 بهمن ابتدا آمادگی ایران برای مبادله سوخت اعلام شد و اندکی بعد “فرمان” غنی سازی 20 درصدی صادر گردید. اما شتاب در این امر نشان داد که این حرکت یک مانور رسانه ای برای تحت الشعاع قرار دادن تظاهرات 22 بهمن بوده است. کودتاچیان در یک اشتباه فاحش دیپلماتیک تصمیم گرفتند به قیمت تقویت موضع غرب در برابر چین و روسیه، توجه محافل غربی را از جنبش سبز منحرف و به پرونده اتمی معطوف کنند. با اعلام غنی سازی 20 درصد از سوی ایران، هدف تاکتیکی غرب تضعیف موقعیت چین در شورای امنیت محقق شد. بنابراین آمریکا و اتحادیه اروپا در بیانیه ای مشترک و کم سابقه بدون اشاره به پرونده هسته ای، از نقض حقوق معترضان در ایران ابراز نگرانی کردند و در خصوص سرکوب معترضان در سالروز تاسیس جمهوری اسلامی هشدار دادند. در نتیجه بلوف 20 درصدی رئیس دولت کودتا با بدل 80 درصدی غرب به غنی سازی 100 درصدی جنبش سبز در آستانه 22 بهمن تبدیل شد.

اکنون رسانه های بین المللی بدون توجه به تخیلات هسته ای کودتاچیان، در انتظار حرکت جنبش سبز در 22 بهمن هستند؛ به زودی یکی از آخرین معضلات بزرگ بشریت، حل و فصل خواهد شد.

انتقال علیرضا بهشتی از سی سی یو اوین به منزل

2010/02/10 با oceania5

شبکه جنبش راه سبز (جرس): خبرنگار جرس دقایقی پیش از تهران خبر داد که علیرغم صحت خبر وساطت آقایان موسوی اردبیلی و هاشمی رفسنجانی برای آزادی زندانیان سیاسی بویژه علیرضا بهشتی، مقام رهبری با تقاضاهای ایشان موافقت نکرد.

به دنبال شدت عارضه قلبی دکتر سید علیرضا بهشتی بعد از سکته قلبی چند روز قبل بلافاصله به بخش اورژانسی (سی سی یو) در بیمارستان منتقل می شود. خانواده بهشتی که برای تودیع وثیقه ساعتها در سرما مقابل زندان اوین منتظر بودند، با کمال ناباوری متوجه شدند که این آزاده سبز در بیمارستان و بخش سی سی یو بستری است.

خبرنگار جرس در تهران می افزاید پزشکان متخصص هر گونه استرس را برای وی خطرناک اعلام کرده و در صورت ادامه وضعیت زندان رسما از خود سلب مسئولیت کردند. به دنبال اعلام وضعیت وخیم پزشکی علیرضا بهشتی به مقامات عالی و احتمال بالای اینکه برای بهشتی در زندان یا بیمارستان اتفاق ناگواری بیفتد و افتضاحی دیگر بر کارنامه جمهوری اسلامی آن هم در آستانه 22 بهمن افزوده شود، از سوی همان مقام عالی با دستپاچگی دستور انتقال وی از بخش سی سی یوی بیمارستان به منزل داده شد.

خبرنگار جرس می افزاید: علیرضا بهشتی اکنون در منزل بستری است، حال وی مساعد نیست و پزشکان سبز در حال بررسی لزوم انتقال وی به بیمارستان یا ادامه مداوی وی در منزل هستند.

دکتر سید علیرضا بهشتی فرزند شهید مظلوم آیت الله بهشتی نخستین رئیس قوه قضائیه جمهوری اسلامی و مشاور ارشد میر حسین موسوی در حال تدریس در دانشگاه تربیت مدرس برای دومین بار چهل روز پیش دستگیر شد.

تاکيد باراک اوباما بر تشديد تحريم‌ها عليه ايران، بی‌بی‌سی

2010/02/10 با oceania5

باراک اوباما، رئيس جمهوری آمريکا، اعلام کرده است که ايالات متحده و قدرت های بزرگ طی چند هفته آينده مجموعه ای از تحريم های جدی را عليه ايران آماده خواهند کرد.

به گفته باراک اوباما، اين کشورها از طرق مختلف به ايران نشان خواهند داد که خط مشی اتمی اين کشور برای جامعه بين المللی غيرقابل قبول است.

اين در حاليست که ايران روز سه شنبه غنی سازی اورانيوم تا سطح ۲۰ درصد را آغاز کرد.

رئيس جمهوری آمريکا در واشنگتن گفت که تحريم های سازمان ملل متحد بخشی از “تلاش فراگير” تشديد مجازات ها عليه ايران خواهد بود.

او گفت نمی تواند پيش بينی کند که چين هم از تشديد تحريم ها عليه ايران حمايت می کند. با اين همه، او از موضع گيری های اخير روسيه در قبال برنامه اتمی ايران قدردانی کرد.

نيکلای پاتروشف، رئيس شورای امنيت ملی روسيه، گفته است که آغاز توليد اورانيوم ۲۰ درصدی “ترديدهايی را در مورد برنامه های اتمی ايران” پديد می آورد و از دولت اين کشور خواسته است نگرانی جامعه بين المللی در مورد اهداف برنامه های هسته ای اين کشور را مرتفع سازد.

باراک اوباما در نشست خبری کاخ سفيد گفت هرچند قدم بعدی تشديد تحريم هاست، راه مذاکره همچنان باز است.

روز سه شنبه، ۲۰ بهمن (۹ فوريه)، به نقل از علی اکبر صالحی گزارش شد که عمليات غنی سازی اورانيوم با خلوص کم به منظور دستيابی به اورانيوم با خلوص ۲۰ درصد در زنجيره جداگانه ای در تاسيسات غنی سازی نطنز زير نظر بازرسان آژانس بين المللی انرژی اتمی آغاز شده است.

آقای صالحی گفته است، اگر غرب راهی برای تامين نياز رآکتور تهران به سوخت مورد نياز ارائه دهد، ممکن است توليد اورانيوم با خلوص ۲۰ درصد در داخل ايران ضروری نباشد.

باراک اوباما يکی از مشکلات مذاکره اتمی با ايران را را روشن نبودن موضع نهايی جمهوری اسلامی دانست و گفت اغلب روشن نيست که چه کسی از طرف ايران صحبت می کند.

او گفت عليرغم تاکيد ايران که برنامه اتمی اش صلح آميز است، اين کشور همچنان خط مشی ای را ادامه می دهد که در نهايت به سلاح اتمی ختم خواهد شد.

مقام های ارشد دولت اوباما می گويند که ايالت متحده خواهان افزايش فشارها بر نهادهای دولتی ايران و نيز شرکت ها و مقام های سپاه پاسداران است.

کنگره آمريکا همچنين طرح تحريم گسترده ای را در دست بررسی دارد که در صورت تصويب شرکت های خارجی تامين کننده بنزين ايران را نيز هدف قرار خواهد داد.

آمریکا به ایران پیشنهاد تأمین ایزوتوپ‌های اتمی داد

2010/02/10 با oceania5
وزارت خارجه اعلام کرد، این کشور به همراه دیگر کشورها آمادگی دارند، ایزوتوپ‌هایی را که ایران می‌گوید به آنها جهت مصارف پزشکی نیاز دارد، در اختیار تهران قرار دهند.
فیلیپ کرولی، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا، روز سه‌شنبه گفت: «اگر ایران احساس می‌کند که نیاز ویژه‌ای (به این ایزوتوپ‌ها) دارد، ما آمادگی داریم که به طور سازند‌ه‌ای مشارکت کنیم و تلاش کنیم که راه‌هایی را بیابیم که جامعه جهانی و احتمالا ایالات متحده این نیازها را برآورده کنند.»

ایران این هفته اعلام کرد برای تأمین سوخت رآکتور تحقیقاتی تهران، عملیات غنی‌سازی اورانیوم با غنای ۲۰ درصد را آغاز می‌کند؛ تهران در حالی از  غنی‌سازی ۲۰ درصدی خبر داده است، که جمهوری اسلامی پس از ماه‌ها هنوز پاسخ روشنی به پیشنهاد گروه وین برای مبادله اورانیوم نداده است.

برپایه این پیشنهاد وین قرار بود ایران ۱۲۰۰ کیلو گرم از اورانیوم ۳.۵ درصد غنی‌شده خود را به خارج از کشور انتقال دهد و در قبال آن مقدار کمتری اورانیوم ۲۰ درصد غنی‌شده برای رآکتور امیرآباد تهران، دریافت کند؛ در رآکتور امیرآباد تهران جهت مصارف پزشکی ایزوتوپ‌های رادیواکتیو تولید می‌شود.

اکنون به نظر می‌رسد، با توجه به اعلام آغاز عملیات غنی‌سازی اورانیوم با غنای ۲۰ درصد، واشینگتن پیشنهاد تأمین ایزوتوپ‌های مورد نیاز تهران را به عنوان گزینه دیگری مطرح کرده است که ایران را از غنی‌سازی بیشتر اورانیوم منصرف سازد.

ایالات متحده و کشورهای غربی ایران ایران را متهم می‌کنند که از برنامه هسته‌ای خود اهداف نظامی را دنبال می‌کند و غنی‌سازی اورانیوم با غنای بالاتر می‌تواند ایران را به ساخت بمب اتمی نزدیک‌تر کند.

ایران با این حال این اتهامات را رد می‌کند و غنی‌سازی اورانیوم را از  جمله حقوق مندرج در پیمان منع سلاح‌های هسته‌ای (ان پی تی) می‌داند.

فیلیپ کرولی، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا، در ادامه کنفرانس خود به خبرنگاران گفت، بر پایه پیشنهاد جدید، جامعه جهانی برای ایران ایزوتوپ‌های پزشکی را در «کشور سوم» تولید می‌کند و در اختیار تهران می‌گذارد.

سخنگوی وزارت خارجه آمریکا تصریح کرد: «گزینه‌های دیگری نیز وجود دارد؛ تصمیم ایران برای غنی‌سازی ۲۰ درصدی اقدامی غیرضروری است.»

فیلیپ کرولی، تأکید کرد که خرید ایزوتوپ‌های پزشکی، «سریع‌تر و ارزان‌تر» خواهد بود و به «اعتمادسازی» نیز کمک می‌کند.

ایران هنوز به این پیشنهاد پاسخی ارائه نکرده است.